tgindex
رواندرمانی روزمره/حامد یکتا

رواندرمانی روزمره/حامد یکتا

Статистика

حامد یکتا؛ رواندرمانگر تحلیلی و سکس‌تراپیست نظام روانشناسی: ۳۰۵۶۸ ارتباط با من: @hamedyekta_psy

Последний пост
11 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Психология
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
109
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
967
20 постов
Вовлечённость
887,2%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
505
1/48двое суток
578
1/72трое суток
624

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ‌‌ ‌ @daily_therapyy هر رابطه‌ای قطعا با خود درد می‌آورد! باید بپذیریم که هر گونه رابطه، از یک دوستی ساده تا رابطه‌ی عاطفی طولانی، شریک کردن دیگری در روان خودمونه. و این شریک کردن باعث ایجاد تعارضات و تغییراتی در ساختار روانی‌مون میشه. این تغییرات ممکنه تبعاتی رو با خودش بیاره. گاه مقبول و گاه مطرود! در رابطه بودن مثل گذر کردن از رودخونه میمونه. نمیشه به آب زد و خیس نشد. میزان خیس شدن هم بستگی به طول و عرض رودخونه داره. اونقدر که حتی ممکنه غرق شد! #حامد_یکتا #رواندرمانگر_تحلیلی دریافت نوبت درمان: @hamedyekta_psy

  • 6 авг.624131

    ‌ ‌ ✍️🏻 هر زمان یک ویژگی شخصیتی در فردی به شکلی پررنگ و افراطی دیده شود، احتمال وجود متضاد آن ویژگی را هم از وی میتوان انتظار داشت! مثلاً کسی را می‌بینیم که در دوره‌هایی، ارتباطی بسیار صمیمی و نزدیک با دوستانش برقرار می‌کند. اما ناگهان به غار تنهایی خودش پناه می‌برد و برای مدتی طولانی ناپدید می‌شود. یا افرادی که مدام از وفاداری و تعهد در رابطه حرف می‌زنند، اما در عمل، درست در همان نقطه دچار لغزش می‌شوند. افراط و تفریط دو روی یک سکه‌اند. هر دو می‌توانند نشانه‌ی تعارضی حل‌نشده در ما باشند؛ تعارضی که گاهی با افراط و گاهی با تفریط به آن واکنش نشان می‌دهیم. رفتارهای متناقض ما، در واقع راه‌حل‌های متفاوتی هستند برای کنار آمدن با یک تعارض مشترک! گاهی با درگیر شدن بیش از حد با آن موضوع و گاهی با فاصله گرفتن از آن، تلاش می‌کنیم نسبت خودمان را با آن تعارض مشخص کنیم. اما در هر دو حالت، مسئله یکی است؛ فقط شیوه‌ی مواجهه‌ی ما تغییر می‌کند و همین باعث می‌شود از نگاه دیگران، رفتاری متناقض داشته باشیم. تا زمانی که این تعارض‌ها شناخته نشوند و نسبت به ریشه‌ی این دوگانگی در رفتارمان آگاه نشویم، در بر همین پاشنه خواهد چرخید!

  • 1 авг.1 014127

    ‌ ‌@daily_therapy «مهم نیست چه بر سرت آمده است؛ مهم این است که با آنچه بر سرت آمده، چه می‌کنی.» _آلفرد آدلر_ #حامد_یکتا #رواندرمانگر_تحلیلی @hamedyekta_psy #کلام

  • ‌ ‌ @daily_therappy ✍🏻 نقل است که آدولف هیتلر در آستانه‌ی جنگ با شوروی گفته بود: "فقط کافیه به در لگد بزنی تا تمام این بنا (ساختار شوروی) فرو بریزه!" این مضمون بسیار شبیه وضعیت امروز خیلی از ماست. مردم کشور ایران که در شرایط حاصل از جنگ، گرونی، مسایل سیاسی کشور، بلای جانسوز دیماه و بسیاری مشکلات ریز و درشت دیگه خودمون رو در مرز فروپاشی روانی احساس میکنیم. هر کدام از ما ممکنه با لگدی که به در روانمون زده بشه ناگهان از هم بپاشیم. نشونه‌ی این حال رو هم میشه در تغییرات خلق و خو، کاهش امیدواری، بی‌لذتی، افکار خودآسیب‌رسان، خشم، خشم و خشم نسبت به همه چیز و همه‌کس دید! تو این وضع ممکنه هرکدوم ما کسی باشه که اون لگد بی‌موقع رو بزنه و یک انسان دیگه رو در باتلاق تباهی فرو ببره. با اینکه خیلی سخته اما کاش بتونیم به خودمون کمک کنیم تا ما اون کسی نباشیم که اون لگد رو به دیگری میزنه. ما اون کسی باشیم که زنجیره رو قطع میکنه. هیلتر اشتباه کرد! شوروی با لگد او نپاشید! مقاومت کرد و جنگید و شد یکی از علل اصلی شکست آلمان! روان ما هم شاید به نظر بیاد که در حال فروپاشیه اما همینکه میفهمیم در آستانه‌ی فروپاشی هستیم، معلوم میکنه که حواسمون بهش هست؛ یعنی همچنان امید به برخاستن داریم. فقط باید یکی باشه دستمون رو بگیره! دریافت نوبت درمان: @hamedyekta_psy #حامد_یکتا #رواندرمانگر_تحلیلی ‌ ‌ ‌

  • ‌ @daily_therappy ‌ نقل است که آدولف هیتلر در آستانه جنگ با شوروی گفته بود: «فقط کافی است به در لگد بزنید تا تمام این بنا (ساختار شوروی) فرو بریزد!»‌ ‌ ‌ ‌ ‌

  • @dailly_therapyy ✍🏻 یکی از متداول‌ترین هیجانات انسانی (مخصوصا برای ما ایرانی‌ها) حسرته. حسرت یعنی: اگر طور دیگری میشد یا تصمیم دیگری میگرفتم اوضاع الان بهتر بود! مهمترین ویژگی حسرت همراه بودنش با احساس مسئولیت شخصیه. ما دو مدل حسرت داریم: حسرت همراه با خوشکامی و حسرت همراه با غم! حسرت خوشکامی اون حالتی که ما در مورد ناراحتی از دست دادن یا تموم شدن یک موقعیت مطلوب داریم. موقعیتی که از وجودش بهره‌ی لازم رو برده بودیم و باهاش حالمون خوب بوده و برای از دست دادن اون از لفظ "ای‌ کاش باز ادامه داشت" یاد میکنیم و نسبت به اجزا اون خاطره حس دلتنگی داریم. اما حسرت غمگینانه زمانیه که ما چیزی رو از دست دادیم که میتونست جور دیگه‌ای باشه. در واقع فرصتی برای بودن یا بهتر بودن رو! این نوع حسرت، در اثر عدم بهره‌مندی از یک امکان خوب در فرصتی که وجود داشته ایجاد میشه! در نوع اول، حسرت ما با سوگی مخلوطه که به زندگی ما معنایی داده و اون معنا میتونه به مرور زمان سوگ مارو کم کنه و انگیزه‌ای باشه برای خلق موقعیت‌های دلچسب بعدی. اما در نوع دوم، حسرت ما معمولا با خشم نسبت به خود، فرد یا موقعیت از دست رفته همراهه. وضعیتی که سوگ مارو پیچیده، غم رو در ما نهادینه و اعتمادمون رو به پیش‌آمدهای جدید متزلزل میکنه و مارو در چرخه‌ی بی‌پایان "ای‌کاش‌ها" تاب میده! باز کردن گره کور تعارضات ما با حسرت‌های زندگیمون، کار درمان تحلیلیه و بس! #حامد_یکتا #رواندرمانگر_تحلیلی دریافت نوبت درمان: @hamedyekta_psy ‌ ‌ ‌

  • без подписи

  • 20 июл.1 220153

    ‌‌ @daily_therapyy ما لحظه‌ای را تجربه می‌کنیم که در آن ایدئولوژی قدیمی برای آخرین بار قبل از فروپاشی به‌منظور نمایش قدرت روی دو پایش می‌ایستد. هرتلاشی –از هر نوعی– بر اساس ایدئولوژی قدیمی برای ترمیم مشکلات اجتماعی کنونی صرفاً وضعیت را بدتر می‌کند. مشکل را نمی‌توان با همان ذهنیتی حل کرد که آن را پدید آورده است. ◇ ماتیاس دسمت روانشناسی تمامیت‌خواهی به نقل از صفحه‌ی: @freudisalive #حامد_یکتا #رواندرمانگر_تحلیلی دریافت نوبت درمان: @hamedyekta_psy ‌ ‌ #کتاب

  • ‌ ‌ @daily_therapyy هرگز نمی‌توانم کسانی را تحمل کنم که وقتی تاریکی را نفرین می‌کنم، بااصرار می‌گویند که باید شمعی برافروخت. فلسفهٔ ملال | لارس اسوندسن ✍🏻 نکته‌ای که اسوندسن فیلسوف به دنبال بیان اونه، ستایش اهمیت دادن به سوگواری و توجه فعال به احساساتی هست که در ما وجود داره ولی دیگران ممکنه از اون‌ها ساده عبور کنن و صرفا با ارائه‌ی راهکار به ما، مسئولیت همدلی رو از دوش خودشون باز کنند. سوگ ما ممکنه در دیگرانی که حال ما براشون مهمه احساساتی ایجاد کنه. مثلا غمگین بشن بابت حال بد ما، یا برای اینکه چرا نتونستن جلوی آسیب دیدن ما رو بگیرن احساس گناه کنند؛ یا بابت اتفاقی که برامون افتاده مارو شماتت کنند یا حتی ممکنه از تصور اینکه بخوان جای ما باشن مضطرب بشن! و اینگونه ممکنه شروع کنند به راهکار دادن بابت خلاصی ما از اون سوگ و خلاصی خودشون از مسئولیت همدلانه رفتار کردن با ما! اما رواندرمانگر (از نوع حرفه‌ای و متعهدش) به دنبال راهکار نیست. بلکه تلاشش معطوف به تنظیم احساسات و هیجانات ما از طریق همدلی است. به این خاطر که درمانگرمون با اون احساساتی که گفتیم طرف نیست با ما و با گوش دادن همدلانه‌ش باعث میشه تا ما بتونیم تنظیم هیجاناتمون رو بدست بیاریم و افق دیدمون برای قدم‌های بعدیمون باز بشه. گاهی همه‌ی کمک به یکی اینه که خوب بشنویش. همین! #حامد_یکتا #رواندرمانگر_تحلیلی دریافت نوبت درمان: @hamedyekta_psy ‌ ‌ ‌

  • 14 июл.1 047157

    ‌ @daily_therapyy دانیل لیبرمن، استاد دیرین‌ انسان شناسی دانشگاه هاروارد، در کتاب ارزشمند خود "داستان بدن انسان" در رابطه با تاثیر استرس و اضطراب بر تغییرات بدنی ما می‌نویسد: استرس زمانی که از بین نرود، جنبه‌ی چاق کنندگی دارد. استرس طولانی مدت باعث افزایش کورتیزول برای مدت طولانی میشود. کورتیزول باعث میشود نه تنها گلوکز ترشح کنید، بلکه هوس غذای پرکالری کنید. افزایش هر دوی اینها (کورتیزول و گلوکز) منجر به افزایش انسولین میشود که منجر به افزایش ذخیره‌سازی چربی (مخصوصا چربی شکمی که چهار برابر نسبت به چربی زیرجلدی به انسولین حساس است) میشود. بدتر از آن، سطوح بالا و مداوم انسولین باعث میشود تا مغز از طریق هورمون مهم دیگری به اسم لپتین واکنش نشان دهد و مانع از آن شود که سلول‌های چربی علایم سیری ترشح کنند. در نتیجه مغز خیال میکند شما گرسنه هستید و رفلکس‌هایی را فعال میکند که شما را کم تحرک کند. این دور باطل با ادامه داشتن سطح بالای کورتیزول ادامه پیدا میکند. دور باطل دیگر ناشی از این فرآیند، محرومیت از خواب است که با افزایش بی‌خوابی هورمون دیگری به نام گرلین افزایش می‌یابد. این "هورمون گرسنگی" توسط معده و لوزالمعده تولید میشود و اشتها را تحریک میکند. مطالعات نشان داده افرادی که کمتر میخوابند، سطح گرلین بالاتر و احتمالا اضافه وزن بیشتری دارند. ظاهرا تاریخ تکامل‌مان، به خوبی ما را برای مقابله با استرس بی‌امان و محرومیت از خواب سازگار نکرده است! داستان بدن انسان. نوشته‌ی دانیل لیبرمن. ترجمه‌ی نیک گرگین. نشر روزنه #حامد_یکتا #رواندرمانگر_تحلیلی دریافت نوبت درمان: @hamedyekta_psy ‌ ‌ #کتاب@daily_therapyy

  • 13 июл.1 161146

    ‌ ‌ @daily_therapyy سمپتوم‌هایی که با ما سخن می‌گویند! ✍🏻 در منطق رواندرمانی تحلیلی، نشانه‌ها (symptoms) سرنخ‌هایی هستند از مصائب و مشکلات رخ داده بر سازمان روانی ما؛ و همچنین نمایانگر راهکارهایی که روان ما برای مقابله کردن و دوام آوردن در برابر آن مصائب برای خود آفریده است. بر خلاف باور روانپزشکی که نشانه‌ها را خود مشکل می‌بیند و هدف درمانی خود را حذف این نشانه‌ها تلقی می‌کند، در درمان تحلیلی این نشانه‌ها ابزار کار درمانگر برای جستن زخم‌های روان ماست. نشانه‌ها زبانی است برای گفتن از آنچه که دارد پنهان، انکار یا تحمل می‌شود. حذف نشانه‌ها (دارودرمانی صرف) بدون فهم تعارض پنهان در پشت آن‌ها عموما منجر به بازتولید نشانه‌ای جدید توسط همان تعارض می‌شود. ولیکن درک و معنادهی به نشانه‌ها در بستر درمان تحلیلی، فرد را برای ایجاد ظرفیتی جدید در حل یا تاب‌آوری در برابر تعارض‌هایش یاری خواهد داد. مراجع با فهم سمپتوم‌ها و تجربه‌ی احساسات شکل‌گرفته همراه با آن‌ها میتواند به راهکارهای جدید و کارآمدتری برای روبرو شدن با تعارض‌هایش (یعنی درمان) دست پیدا کند. #حامد_یکتا #رواندرمانگر_تحلیلی دریافت نوبت مشاوره: @hamedyekta_psy ‌ ‌

  • 9 июл.1 3102010

    ‌ ‌ @daily_therapyy ✍🏻 در فرهنگ روانشناختی ما، معمولا دو کلمه‌ی شرم (Shame) و احساس گناه (Guilt) در موقعیت‌های یکسانی به کار می‌روند. حال آنکه در واقع این دو کلمه هم در معنای لغوی و هم در کاربردشان دو وضعیت کاملا مجزا را مستفاد می‌کنند. در احساس گناه، فرد خود را در برابر رفتار غیر استانداری که از وی سر زده و آسیبی که متوجه دیگری کرده، خطاکار می‌بیند. اما در شرم، فرد قضاوت خود را متوجه شخصیت خود کرده و خود را فردی بی‌ارزش و نالایق می‌پندارد! در احساس گناه، فرد عاملیت خود را موجب نقصان می‌بیند اما در شرم وجود و بودگی خود را نقص‌آفرین می‌پندارد. در احساس گناه، فرد خود را خطاکار محسوب کرده اما در موقعیت شرم فرد خود را دوست نداشتنی و اضافی! پس از ایجاد موقعیت شرم‌آگین، فرد تلاش می‌کند که با رفتن به انزوا یا انکار ارزشمندی‌های خود، خویش را تنبیه کرده تا از شماتت‌های درونی خلاص شود؛ اما در احساس گناه فرد برای رفع حس درونی منفی‌اش، به دنبال جبران نقص‌های رفتاری خود و آسیب‌های ایجاد کرده می‌باشد. اهمیت بازشناسی این دو هیجان از همدیگر در شناخت احساسات و افکار درونی ما بسیار حایز اهمیت است. چرا که احساساتی که این دو هیجان در ما ایجاد می‌کنند، با وجود مشابهت، خواستگاه‌های متفاوت و عملکردهای متفاوتی در سیستم روانی ما ایجاد می‌کند. نیز، برای درمان شرم مزمن و تبدیل آن به احساس گناه سالم که در آن فرد متوجه عمل غلط خود شده و به جای انکار و تقبیح خویش، اقدام به جبران می‌کند، انفکاک این دو هیجان متفاوت از هم، ضروری است. #حامد_یکتا #رواندرمانگر_تحلیلی برای دریافت نوبت درمان پیام دهید: @hamedyekta_psy ‌ ‌

  • 30 июн.1 3301814

    ‌ @daily_therapyy ✍🏻 ویکتور یالوم رواندرمانگر و آموزگار روانشناسی و فرزند اروین یالوم، معروف‌ترین روانپزشک زنده‌ی دنیا در ۶۶ سالگی خودکشی کرد! وضعیت عجیبی است؛ چاقو دسته‌ی خودش را بریده. کوزه‌گر از کوزه شکسته آب خورده و یک رواندرمانگر از افسردگی خودکشی کرده! این خبر در کنار افروختن مجدد بحث کارآمد بودن یا نبودن رواندرمانی برای انسان در بین منتقدین، حامل سه نکته دیگر هم هست: ۱. هر خودکشی‌ای علتی دارد. علتی که میتواند معلوم و مشخص باشد یا پنهان و در محاق. ما از زندگی ویکتور (و ویکتورها) چه میدانیم؟ از دردها و خلاهای درونی‌اش، ضعف‌ها و کاستی‌هایی که در خود دیده، فشارها و رنج‌های که تحمل کرده، شکست‌هایی که از موفقیت‌ها بیشتر شده و هر آنچه که او را به این انتخاب رسانده بر ما معلوم نیست. پس شماتت او یا حرفه‌اش در ناتوانی از پیشگیری این اتفاق کاریست ناصحیح و نادقیق! ۲. بیماری‌های روان (در این مورد افسردگی) گاهی آنچنان پیچیده و توانمند هستند که ناگزیر انسان را با همه‌ی تلاش‌هایی که برای مقاومت در برابرشان میکند، به شکست می‌رسانند. البته که این شکست را نباید به پای رواندرمانی نوشت. چرا که رواندرمانی با وجود موارد متعدد کارآمدی‌اش، قرار نبوده و نیست که کشتی نجات "همه" باشد. حتی گاهی خود درمانگران غریق اقیانوس مواج اختلالات‌اند! ۳. برخی، فرزند اروین یالوم بودن را امتیازی ویژه و عاملی بازدارنده از خودکشی برای ویکتور به حساب ‌می‌آورند. حال آنکه شاید زیستن زیر سایه‌ی سنگین پدری که از قضا شناخته‌ شده‌ترین روانپزشک زنده‌ی دنیا است و رقابت برای موفق‌تر بودن از او، افسردگی‌اش را سامان داده باشد. کسی چه می‌داند! در پایان نقلی از اعلامیه‌ی ترحیم خانواده‌ی یالوم را در سوگ ویکتور می‌آورم: خواهشا عزیزانتان را محکم در آغوش بگیرید...🖤 #حامد_یکتا #رواندرمانگر_تحلیلی دریافت نوبت درمان: @hamedyekta_psy ‌ ‌

  • 30 июн.1 130124

    без подписи

  • 29 июн.1 370177

    ‌ @daily_therapyy ✍️🏻 مقاومت‌های (Resistance) هشیار و ناهشیار مراجع در جریان رواندرمانی، که عمدتا در پیشبرد درمان اختلال ایجاد می‌کنند، تلاش‌هایی هستند برای سرپا نگه‌داشتن فرد در برابر آنچه که برای خود تهدیدآمیز می‌بیند! از این جهت مقاومت‌ها در رواندرمانی مهم تلقی می‌شوند که سرنخی هستند از آن رنج‌هایی که بیمار تحمل کرده و می‌کند. واکنش‌هایی تکراری هستند به تصور تکرار آسیب‌های قدیمی. در اصل مقاومت‌ها رد بجا مانده از روابط یا افراد آسیب زننده در تاریخچه‌ی زندگی بیمار است. مقاومت به مثابه‌ی تیتراژ آغازین یک فیلم سینمایی است که به درمانگر، بازیگران، نویسنده و کارگردان زندگی بیمار را می‌شناساند! #حامد_یکتا #رواندرمانگر_تحلیلی برای دریافت نوبت درمان پیام بدهید: @hamedyekta_psy ‌ ‌

  • 17 июн.1 550165

    @daily_therapyy وقتی آدم یک‌نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست؛ چون نمیتواند به هیچکس، جز همان آدم، بگوید که چه احساسی دارد... سمفونی مردگان _ عباس معروفی #حامد_یکتا #رواندرمانگر_تحلیلی برای دریافت نوبت درمان پیام بدهید: @hamedyekta_psy #کتاب

  • 15 июн.1 193142

    ‌ ‌ @daily_therapyy تعصب‌ها همان شک‌های سرکوب شده‌مان هستند! "کارل یونگ" #حامد_یکتا #رواندرمانگر_تحلیلی @hamedyekta_psy #کلام

  • 9 июн.1 325144

    ‌ @daily_therapyy حسادت (jealousy) چیست؟ حسادت رو میشه به عنوان واکنشی دفاعی به ناکامی درونی شده بابت یک فقدان حساب کرد. یک فقدان حل نشده! جایی که دیگری مالک چیزی است که من از داشتنش منع یا محروم شده‌ام. و هیچ وقت نتونستم خودم رو از زیر بار ناکامی این منع یا محرومیت، خارج کنم. بنابراین، خشمی که از این ناکامی حل نشده بالا میاد رو در قالب مکانیزم فرافکنی (projection) به شخص محسود، ابراز میکنیم! و تنها گناه شخص محسود اینه که داره از آرزوهای سرکوب شده‌ی من لذت میبره! گناهی که خودش هیچ ازش خبردار نیست! پس، میشه گفت که درک ریشه‌های شکل‌گیری حسادت و آزاد کردن ظرفیت‌های نزیسته‌ی زندگی ممکنه بتونه در کنترل این حس بهمون کمک کنه. #حامد_یکتا #رواندرمانگر_تحلیلی برای دریافت نوبت درمان پیام بدید: @hamedyekta_psy ‌ ‌

  • ‌ @daily_therapyy ✍️🏻 غالبا تصور ما از "کمک گرفتن" اینه که باید اتفاقی بیافته حتما تا حالمون خوب بشه یا یک رنجی از روی دوش ما به وسیله‌ی دیگری برداشته بشه. اما تو اتاق درمان کمک کردن گاهی مواجه کردن فرد با واقعیت‌ها است. واقعیت‌هایی که به خاطر نخواستنی…

  • 9 июн.2189из freudisalive

    فروید از تسلی دادن، در جایی که تصور می‌کرد مجالی برای تسلی نیست، خودداری می‌کرد: او از همگی ما اکیداً می‌خواست که با حقیقت محض و عریان روبرو شویم. ● @freudisalive ◇ لزلی استیونسن دوازده نظریه درباره‌ی طبیعت بشر