tgindex
حامد حکیمی

حامد حکیمی

Статистика

ارتباط با ادمین: @Adpsyhakimi پیج اینستاگرام https://www.instagram.com/hamedhakimi8/

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
32
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 327
+36 за 4 дн.
Сутки
+12
+0,52%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 136
30 постов
Вовлечённость
48,8%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 32
Упоминаний
7
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
483
1/48двое суток
553
1/72трое суток
596

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 13 авг.4641919

    دورۀ مقاله‌خوانی کرنبرگ مقالۀ Limitations to the capacity to love (ظرفیت عشق‌ورزی و موانع آن) چرا بعضی افراد نمی‌توانند عاشق شوند؟ چرا بعضی‌ها مدام عاشق می‌شوند اما نمی‌توانند به مرحلۀ عشق پایدار برسند؟ چرا بعضی از زوج‌ها علاقه‌ای به ذهن یکدیگر ندارند ولی سال‌ها با هم زندگی می‌کنند؟ چرا برخی بعد از مدتی دیگر میل جنسی ندارند؟ چرا بعضی‌ها نمی‌توانند اعتماد کنند؟ چرا بعضی‌ها نمی‌توانند شریک عاطفی‌شان را ببخشند؟ سه جلسۀ آفلاین مترجم و تسهیل‌گر: حامد حکیمی تعداد صفحات مقاله: پانزده صفحه زمان: نیازی به آنلاین‌شدن در روز و ساعت مشخصی نیست. ویدئوها فیلم‌برداری شده و هر هفته یک ویدئو در کانال تلگرام قرار می‌گیرد. هر زمان دوست داشتید می‌توانید مشاهده کنید. شروع دوره: هفت شهریور در این دوره قرار است حامد حکیمی این مقاله را پاراگراف به پاراگراف بخواند، توضیح دهد و با شفاف‌سازی جملات و مطالب دشوار آن، علاقه‌مندان به روان‌کاوی را در این مسیر همراهی کند تا در کنار هم لذت خوانش و درک یکی از جذاب‌ترین مقالات اوتو کرنبرگ را بچشیم. آیا باید به زبان انگلیسی مسلط باشیم؟ خیر. اتفاقاً این دوره‌ها مناسب افرادی است که علاقه دارند آثار کرنبرگ را به زبان اصلی بخوانند، ولی سطح زبان انگلیسی‌شان یاری نمی‌کند، یا افرادی که از خواندن متن اصلی روان‌کاوان می‌ترسند. هزینۀ دورۀ سه‌جلسه‌ای: 600 هزار تومان برای ثبت‌نام به آیدی تلگرام @Adpsyhakimi پیام دهید و نام دورۀ کرنبرگ را بنویسید.

  • دورۀ مقاله‌خوانی کرنبرگ مقالۀ Limitations to the capacity to love (ظرفیت عشق‌ورزی و موانع آن) ثبت‌نام در آیدی زیر @Adpsyhakimi

  • 11 авг.6582420

    احساس رشک و شرم می‌تواند به فانتزی بی‌عدالتی، فریب‌خوردگی و آسیب‌دیدگی منتهی شود: یعنی فرد در موقعیت‌های مختلف این فانتزی را دارد که «حق من را خورده‌اند»، یا «زندگی با من عادلانه رفتار نکرده است». این همان رشک ناهشیار است. یعنی فرد به جای اینکه بگوید: «من الان احساس حقارت می‌کنم چون دیگران چیزهایی دارند که من ندارم»، ممکن است باور داشته باشد که «دنیا با من ناعادلانه رفتار کرده، یا دنیا با من سر ناسازگاری دارد.» این داینامیک ناهشیار بسیار مهم است، چون درد شرم و رشک را به احساس بی‌عدالتی تبدیل می‌کند. برای شرکت در دورۀ مقاله‌خوانی رشک و قدردانی ملانی کلاین به آیدی زیر پیام دهید: @Adpsyhakimi 👉@hamedhakimi8

  • 11 авг.6261512

    احساس شرم و احساس رشک دو لایۀ به‌هم‌پیوسته‌اند، اما معمولاً شرم در لایۀ زیرین است و رشک در لایه‌ی رویی‌تر دیده می‌شود. همان‌طور که شرم اغلب در سطح ناهشیار تجربه می‌شود، رشک هم اغلب ناهشیار است. علتش این است که هر دو تجربه برای فرد بسیار ناخوشایند و تحقیرکننده‌اند، پس از هشیاری بیرون رانده می‌شوند. اگر من رشک بورزم، باید با این مسئلۀ دردناک روبه‌رو شوم که «او چیزی دارد که من ندارم.» اما این جمله ممکن است بلافاصله به باور عمیق‌تری منتهی شود: «پس من از او پایین‌ترم.»، «من ایراد دارم.»، «من دوست‌داشتنی نیستم.» بنابراین آگاهی مستقیم از رشک می‌تواند فرد را با شرم مواجه کند؛ و چون شرم تحمل‌ناپذیر است، رشک هم ممکن است از هشیاری فرد بیرون گذاشته شود. برای شرکت در دورۀ مقاله‌خوانی رشک و قدردانی ملانی کلاین به آیدی زیر پیام دهید: @Adpsyhakimi 👉@hamedhakimi8

  • 8 авг.1 0215429

    کودک دیده‌نشده در بزرگسالی ممکن است از اینکه «توی چشم باشد» احساس شرم کند... مورتیمر خودش را به هر شکلی که می‌توانست کوچک می‌کرد و انگار تلاش می‌کرد کم‌ترین فضای ممکن را در دنیا اشغال کند. او خودش را در موقعیتی قرار می‌داد که انگار از دیگران می‌ترسد و درعین حال امیدوار بود که بتواند از آن‌ها چیزهای خوبی بگیرد. این حس را در اتاق درمان هم داشت: بااینکه از بسیاری جهات اجتنابی بود، اما هیچ جلسه‌ای هم غیبت نمی‌کرد و اتفاقاً هر جلسه زودتر از موعد می‌رسید. مورتیمر به‌شدت به خلقیات اطرافیانش حساس بود و در واقع آن‌قدر درگیر خواندن حالات خلقی دیگران بود که دیگر توانایی برقراری ارتباط با خودش را از دست می‌داد و نمی‌دانست چه حسی دارد. به همین خاطر، مرز‌‌های بین‌فردی بسیار ضعیفی داشت و در مراحل ابتدایی درمان برایش خیلی سخت بود که بتواند سر موضع خودش بایستد. او مدام به من می‌گفت که از اینکه توجه را به سمت خودش جلب کند و توی چشم باشد متنفر است. احساس در معرض دید قرارگرفتن برای او واقعاً ترسناک بود و باعث می‌شد که بخواهد از شرم بمیرد. از کتاب درمان کودک دیده‌نشده در بزرگسالی کاترین استاوفر مترجم: حامد حکیمی 👉@hamedhakimi8

  • 8 авг.9223216

    کوچک‌کردن خود و تلاش برای قرارگرفتن در پس‌زمینه یکی از راه‌هایی است که کودکان دیده‌نشده از آن استفاده می‌کنند تا با آسیب‌پذیری‌شان نسبت به استرس و «وجودِ مورد استقبال قرار نگرفته‌‌‌شان» کنار بیایند. این افراد در بزرگسالی، خجالتی و ساکت می‌شوند و عزت نفس پایینی دارند و معمولاً مطیع و سخت‌کوش و به‌شدت سازگارند. حضور فیزیکی‌شان معمولاً بی‌سروصدا و بدون جلب توجه است و اغلب تمایل دارند در پس‌زمینه حذف شوند. اگر بتوانند یک رابطۀ صمیمی برقرار کنند، هیچ‌وقت مشکلی ایجاد نمی‌کنند، و خودشان را تسلیم شریک عاطفی‌شان می‌کنند. از کتاب درمان کودک دیده‌نشده در بزرگسالی کاترین استاوفر مترجم: حامد حکیمی 👉@hamedhakimi8

  • 6 авг.9901620

    هشیارکردن ناهشیار، اگر همراه با ترمیم سوپرایگو نباشد، ممکن است بی‌فایده باشد... جلسۀ سوم دورۀ کتاب‌خوانی تشخیص روان‌تحلیلی نانسی مک‌ویلیامز برای شرکت در این دوره به آیدی زیر پیام دهید: @Adpsyhakimi 👉@hamedhakimi8

  • 5 авг.1 0654018

    بی‌نقصی خودش نقص است. ولادیمیر هورُوویتس در نکوهش کمال‌گرایی 👉@hamedhakimi8

  • 5 авг.1 0693224

    آن چیزی که همۀ انسان‌های فخرفروش و خودبزرگ‌بین سعی می‌کنند فرافکنی کنند احساس حقارت است. هلن در فیلم ساقدوش‌ها این ویژگی شخصیتی را به‌خوبی نمایش می‌دهد. زنی زیبا، که ازقضا خیلی هم اهل مهمانی است، با مردی پولدار ازدواج کرده و فقط درمورد موضوعات خاصی صحبت می‌کند: مثلاً کله‌گنده‌هایی که می‌شناسد، جاهای زیبایی که رفته، و دانش عمیقی و وسیعی که دربارۀ بهترین رستوران‌های شهر، بهترین طراحان، بهترین مغازه‌ها، بهترین سالن‌های لباس عروس و خلاصه بهترین‌های هر چیزی کسب کرده است. درواقع، او می‌خواهد برتری‌اش را به رخ آنی بکشد تا در رقابت با او پیروز شود. آنی ساقدوش عروس است و زندگی‌اش به وضع خفت‌باری افتاده است. آنی از هلن متنفر است، چون هلن مدام کارهایی می‌کند که او احساسِ هیچ‌بودن می‌کند. در انتهای فیلم، آنی گذشته‌اش را جبران می‌کند و خودش را از تلۀ ازخودبیزاری که در آن گرفتار شده خلاص می‌کند؛ آن‌وقت هلن متوجه می‌شود که هیچ دوستی ندارد و هیچ‌کس هم تمایل ندارد با او وقت بگذارند، حتی شوهرش. در ظاهر، هلن بَرنده به نظر می‌رسید، اما در لایه‌های عمیق‌تر، زندگی اجتماعی و ازدواجش بی‌حاصل بود. احساس می‌کرد بازنده است - یعنی خودش دقیقاً همان حسی را داشت که می‌خواست در آنی به وجود بیاورد. آن چیزی که هلن، و همۀ انسان‌های فخرفروش و خودبزرگ‌بین، سعی می‌کنند فرافکنی کنند احساس حقارت است. آن‌ها در سطح ناهشیار سعی می‌کنند عزت‌نفس شما را تحلیل برند، در شما احساس رشک به وجود آورند و حقارت‌تان را جلو چشمان‌تان بیاورند تا به این شکل بتوانند احساس برتری کنند و خودشان را بالاتر از شما قرار دهند. این افراد اغلب بیش‌ازحد اهل رقابت‌اند: برای آن‌ها مردم دنیا فقط‌وفقط در دو دسته جای می‌گیرند: برنده‌ها و بازنده‌ها، یعنی دو قطب متضاد. آن‌ها به‌هیچ‌وجه قبول نمی‌کنند که جزء دستۀ بازنده‌ها باشند و درمقابلِ این موضوع از خود دفاع می‌کنند. نحوۀ دفاع‌شان هم به این شکل است که احساس بازنده‌بودن را درون شما فرافکنی می‌کنند و سعی می‌کنند این احساسات را در شما به وجود آورند. تو بازنده‌ای و من، برعکسِ تو، برنده‌ام. از کتاب چرا آن کار را کردم؟ نویسنده: #جوزف_برگو مترجم: #حامد_حکیمی 👉@hamedhakimi8

  • 5 авг.8373520

    کسی که تمایل دارد برنده به نظر برسد نیاز به یک بازنده دارد تا بتواند بر او سوار شود و احساس پیروزی کند. احتمالاً شما هم کسی را می‌شناسید که در طول مکالمه می‌خواهد هرطور شده راهی پیدا کند تا به شما بفهماند چقدر پول درمی‌آورد (و قطعاً درآمدش بیشتر از شماست)، یا مثلاً با فلان کله‌گنده ارتباط دارد (که البته شما از این نعمت برخوردار نیستید)، یا به فلان سفر هیجان‌انگیز و پرهزینه رفته (که شما خودتان را هم بُکشید نمی‌توانید چنین هزینه‌ای کنید)، یا چقدر دیگران از دیدن او تحت‌تأثیر قرار می‌گیرند، چه ماشین جدیدی خریده، به چه مهمانی باشکوهی رفته و.... احتمالاً از این شخص خوش‌تان نمی‌آید. فکر می‌کنید افاده‌ای و فخرفروش است. هر‌وقت با او دم‌خور می‌شوید، بعدش احساس ناراحتی می‌کنید و کام‌تان تا مدتی تلخ می‌شود. افرادی که خودشان را آرمانی می‌کنند و برتری‌شان را به رخ دیگران می‌کشند هدف‌شان این است که شما احساس بدی نسبت‌به خودتان پیدا کنید. گاهی اوقات، این اتفاق عمدی است، اما در اغلب موارد، آن‌ها در سطح ناهشیار تلاش می‌کنند که عزت‌نفس شما را پایین بیاورند و شما را پایین‌تر از خودشان بکشانند. طبیعی است: کسی که تمایل شدیدی دارد بَرنده به نظر برسد نیاز به یک بازنده دارد تا بتواند بر او سوار شود و احساس پیروزی کند. گاهی این افراد کاری می‌کنند که شما به آن‌ها غبطه بخورید و وجودتان را پر از رشک می‌کنند. بعد این تمایل در شما ایجاد می‌شود که آن‌ها را جلو همه مسخره کنید یا خُردشان کنید. گاهی واژۀ «نفرت» برای توصیف حالی که آن‌ها در شما ایجاد می‌کنند کم است. ای کاش واژۀ دیگری داشتیم که چند درجه از نفرت بالاتر بود. 👉@hamedhakimi8

  • 2 авг.1 5645336

    اگر کودک اجازه نداشته باشد گریه کند، ممکن است پرخاشگری و اضطراب او افزایش یابد. ملانی کلاین در مقالۀ «رشک و قدردانی» می‌گوید که گاهی مادر آن‌قدر مضطرب است که هر بار نوزاد گریه می‌کند، فوراً به او شیر می‌دهد. در نگاه اول ممکن است این رفتار کاملاً مهربانانه به نظر برسد، اما همیشه این‌طور نیست. چون مادر به جای اینکه ابتدا ببیند نوزاد چرا گریه می‌کند، با عجله می‌خواهد هر گونه ناراحتی را فوراً خاموش کند. در واقع، رفتار مادر بیشتر ناشی از اضطراب خودش است تا نیاز واقعی نوزاد. کلاین معتقد است نوزاد نسبت به حالات هیجانی مادر بسیار حساس است. اگر مادر هنگام گریۀ نوزاد آشفته شود و نتواند آرامش خود را حفظ کند، نوزاد این اضطراب را احساس می‌کند. در نتیجه، اضطراب مادر به نوزاد منتقل می‌شود و اضطراب خود نوزاد هم بیشتر می‌شود. کلاین می‌گوید بعضی بیمارانم احساس می‌کردند که در کودکی اجازه نداشتند به اندازۀ کافی گریه کنند. یعنی هر وقت ناراحت می‌شدند، سریع ساکت‌شان می‌کردند، حواس‌شان را پرت می‌کردند،‌ یا فوراً چیزی به آنها می‌دادند. در نتیجه، فرصت تجربه و بیان احساسات‌شان را از دست می‌دادند. از دید کلاین، گریه فقط علامت ناراحتی نیست. گریه یکی از راه‌های بیان و تخلیۀ اضطراب و اندوه است. وقتی فرد بتواند غمگین شود، گریه کند، و احساساتش را تجربه کند، تا حدی از فشار روانی او کاسته می‌شود. اگر این فرایند مختل شود، هیجان درون او باقی می‌ماند. در نتیجه، پرخاشگری و اضطراب هم راه خروجی پیدا نمی‌کنند. برای شرکت در دورۀ مقاله‌خوانی رشک و قدردانی به آیدی زیر پیام دهید: @Adpsyhakimi 👉@hamedhakimi8

  • 31 июл.1 3535427

    آدم‌های حسود را نمی‌توان با دلیل قانع کرد. آن‌ها همیشه به‌خاطر یک دلیل مشخص حسادت نمی‌کنند، بلکه حسادت می‌کنند چون ذاتاً حسود هستند. حسادت هیولایی است که خودشْ خودش را تغذیه می‌کند. همین ویژگی را می‌شود دربارهٔ احساس رشک هم دید؛ یعنی فردی که رشک دارد هیچ‌وقت سیر نمی‌شود، و هیچ‌وقت احساس رضایت نمی‌کند. علتش این است که سرچشمهٔ رشک در درون خود اوست، نه در دنیای بیرون. یعنی رشک از درون خود او تولید می‌شود، نه از بیرون. به همین دلیل، چنین فردی همیشه یک شخص یا چیزی را پیدا می‌کند تا به او حسادت و رشک بورزد و حسادت و رشک درونش را روی او متمرکز کند. ملانی کلاین مقالۀ رشک و قدردانی 👉@hamedhakimi8 ارتباط با ما: @Adpsyhakimi

  • 31 июл.1 3495519

    فردی که احساس رشک (envy) زیادی در وجودش دارد از دیدن لذت‌بردن دیگران رنج می‌کشد. او فقط زمانی به آرامش می‌رسد که دیگران بدبخت باشند. به همین دلیل، هر تلاشی برای راضی‌کردن او بی‌نتیجه‌ است. ملانی کلاین مقالۀ رشک و قدردانی 👉@hamedhakimi8 ارتباط با ما: @Adpsyhakimi

  • 29 июл.1 6655539

    اگر یک ویژگی شخصیتی در فرد شدید باشد، معمولاً ضد آن هم در همان فرد شدید است. مثلاً یک فرد بسیار بخشنده گاهی در موقعیت‌هایی می‌تواند بسیار خسیس باشد. یا مردی که دائم شریک جنسی عوض می‌کند و وارد رابطه‌های جنسی متعدد می‌شود به فردی که زندگی مجردی اختیار کرده نزدیک‌تر است، تا به کسی که اصلاً مسئله‌ای با رابطۀ جنسی ندارد. چون هر دو نفر با یک تعارض جنسی درگیرند، فقط راه‌حل‌های متفاوتی انتخاب کرده‌اند. یکی بیش‌ازحد وارد روابط جنسی می‌شود. دیگری کاملاً از رابطۀ جنسی اجتناب می‌کند. در هر دو حالت، رفتار حول همان تعارض شکل گرفته است. کسی که تعارض روانی‌اش با مسئلۀ صمیمیت و نزدیکی است ممکن است هم از نزدیک‌شدن به دیگران مضطرب شود و هم از دور‌شدن از دیگران. یعنی هم نزدیکی برای او سخت است و هم فاصله. یا کسی که بیش از همه تشنۀ موفقیت است احتمالاً بیشتر از همه موفقیت خودش را به گند می‌کشد. یک فرد مانیک بیشتر به یک فرد افسرده شباهت دارد تا به یک فرد اسکیتزوئید، چون مانیا و افسردگی دو قطب یک تعارض واحدند. در ظاهر، فرد مانیک و فرد افسرده کاملاً متفاوت‌اند. فرد مانیک پرانرژی، پرحرف، و فعال است، اما فرد افسرده بی‌انرژی، غمگین،کند، و منزوی. اما از نگاه روان‌کاوی، این دو از نظر ساختار روانی بسیار شبیه‌اند. چون هر دو با یک تعارض‌ بنیادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. تفاوت در این است که فرد مانیک با انکار و وارونه‌سازیِ این احساسات با آن‌ها مقابله می‌کند، درحالی‌که فرد افسرده این احساسات را مستقیم‌تر تجربه می‌کند. نانسی مک‌ویلیامز 👉@hamedhakimi8

  • 29 июл.1 044276

    سال‌هاست که نویسنده‌ها و منتقدان ادبی با پیدا‌کردن تناقض‌‌های شخصیت انسان‌ها سعی می‌کنند برخی شخصیت‌ها را پیچیده و جذاب نشان بدهند، مثلاً می‌گویند چقدر جالب است که فلان شخصیت هم شجاع است و هم ترسو، یا هم مهربان است و هم خشن. اما این تناقض‌ها اصلاً عجیب نیستند. اگر یک ویژگی در شخصیت کسی شدت داشته باشد، معمولاً ویژگی مقابلش هم به‌نوعی در وجود او حضور دارد. درست است که انسان‌ موجود بسیار پیچیده‌ایست، اما این پیچیدگی‌ تصادفی نیست. روان‌کاوی به ما کمک می‌کند این تناقض‌های ظاهراً عجیب و غیرقابل‌فهم را معنا کنیم. درواقع در روان‌کاوی به جای اینکه بگوییم: «این آدم عجیب است»، یا «رفتارش غیرقابل پیش‌بینی است»، می‌پرسیم چه تعارض یا الگوی پنهانی باعث شده این رفتارهای ظاهراً متناقض کنار هم قرار بگیرند؟ 👉@hamedhakimi8

  • 26 июл.1 4503324

    دورۀ مقاله‌خوانی کلاین مقالۀ Envy and Gratitude (رشک و قدردانی) ده جلسۀ آفلاین مترجم و تسهیلگر: حامد حکیمی تعداد صفحات مقاله: شصت و دو صفحه زمان: نیازی به آنلاین‌شدن در روز و ساعت مشخصی نیست. ویدئوها فیلم‌برداری شده و هر هفته یک ویدئو در کانال تلگرام قرار می‌گیرد. هر زمان دوست داشتید می‌توانید مشاهده کنید. فایل صوتی هم در اختیار شما قرار می‌گیرد. شروع دوره: اول شهریور در این دوره قرار است حامد حکیمی این مقاله را بخواند، توضیح دهد و با شفاف‌سازی لغات دشوار و جملات آن، علاقه‌مندان را در این مسیر همراهی کند تا در کنار هم لذت خوانش و درک یکی از مهم‌ترین مقالات کلاین را بچشیم. آیا باید به زبان انگلیسی مسلط باشیم؟ خیر. اتفاقاً این دوره مناسب افرادی است که علاقه دارند این مقالۀ کلاین را به زبان اصلی بخوانند، ولی سطح زبان انگلیسی‌شان یاری نمی‌کند، یا افرادی که از خواندن متن اصلی روان‌کاوان می‌ترسند. بنابراین، تسهیلگر خودش در هر جلسه، شش صفحه از این مقالۀ بلند شصت‌ودو صفحه‌ای را می‌خواند و توضیحات لازم را برای فهم متن ارائه می‌دهد. هزینۀ دورۀ ده جلسه‌ای: یک و نیم میلیون (با توجه به شرایط اقتصادی، هزینۀ دوره را نه تنها نسبت به دوره‌های سال گذشته افزایش ندادیم، بلکه کمی کاهش دادیم تا همۀ علاقه‌مندان به روان‌کاوی بتوانند از آن بهره‌مند شوند.) اگر مایل به شرکت در دوره هستید، به آیدی https://t.me/Adpsyhakimi در تلگرام پیام دهید و اسم دورۀ کلاین را بفرستید.

  • 26 июл.1 14456

    اطلاعات بیشتر @Adpsyhakimi

  • 25 июл.1 4644216

    همه می‌توانند عصبانی شوند، کار ساده‌ای‌ست؛  اما عصبانی‌شدن از فردی که باید، با هدف درست،  و به‌شکل مناسب، دیگر کار ساده‌ای نیست. ارسطو 👉@hamedhakimi8

  • 25 июл.1 5803119

    راز نبوغ در این است که روح کودکی را در بزرگسالی هم حفظ کنیم،  یعنی هیچ‌گاه شور و شوق‌مان را از دست ندهیم. آلدوس هاکسلی 👉@hamedhakimi8

  • 25 июл.2 0022828

    ترس صدای مزاحمی است که من را از شنیدن صدای خودم محروم می‌کند. ساموئل باتلر 👉@hamedhakimi8