Axiom
Статистика"Axiom" به معنی "حقیقتِ آشکار"🌱 تاسیس: " ۱۸/فروردین/۱۴۰۲ "
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 88
- 1/48двое суток
- 100
- 1/72трое суток
- 108
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔘🔘🔘 خیالِ بدن... 🔸 خیال کردن، آخرین دارایی یک زندانی است؛ آخرین مقاومت یک بدن. بدن میتواند خیالِ آزادی را بازی کند، حتی آنهنگام که آزادی دیگر وجود ندارد. به سر این اسب نگاه کنید که باد، میتواند او را به این خیال بیاندازد که انگار دارد میدود. حرکت و مسیر دیگر در اختیار و ارادهی او نیست، زمین زیر پایش دیگر ازآن او نیست. او را بستهاند، دارند جابهجایش میکنند؛ همه چیز را از او گرفتهاند الا خیال که نمیشود به زنجیرش کشید. 🔸 خیال، آخرین سنگر است، خیال آخرین بازماندهی یک شکستخوردهاست. به مدد خاطرهی آزادی است که میتواند اسارت را تاب آورد. خاطرهی آزادی چونان همین باد است در یالهای این اسب، که بهیاد میآورد آنچه را اکنون ازدستدادهاست. 🔸 چونان داستان زیباترین غریق جهان مارکز، که یک روستای محقر و تنگ و محزون، در مواجهه با غریقِ بزرگ و مردهای که بسیاربسیار زیباست، به او و زندگیاش رشک میورزد و خیال میکند که زندگی میتواند خیلی بهتر از چیزی باشد که در جریان است. آن روستا منقلب میشود و تصمیم میگیرد تا سقف خانههایش را بلندتر بسازد، کف را محکمتر و فضا را زیباتر. 🔸 به استعارهی این اسب نگاه کنید. او انگار همهچیز را ازدست داده، اما آن بادِ خیالانگیز، آن بادِ خطرناک، شوریدهحالش میکند و بدنش چیزی را بهیاد میآورد که کسی نمیتواند بدزددش، اگر قرار باشد، وضعش تغییر کند، احتمالا به مدد چنین خیالیاست، آخرین بازمانددهاش... #مسعود_ریاحی 🔘🔘🔘 @Axiiiiom
видео или голосовое, без подписи
🔘🔘🔘 🔸 Two days before the end of the world An illustration inspired by a poem I love, created in my free time Hope you like it Voice by @mimforoughi 🔸 دو روز مانده به پایان جهان، شعری از عرفان نظرآهاری 🔘🔘🔘 @Axiiiiom
🔘🔘🔘 🔸 اگر زبانی برای گفتن فراهم بود، جسم اینگونه فریاد نمیکشید. 🔘🔘🔘 @Axiiiiom
🔘🔘🔘 وقتی وابستگی مراجع، منبع درآمد درمانگر میشود. 🔸ماجرا چیست؟ چند شب پیش آقایی با من تماس گرفت و گفت: "یه کار اشتباهی کردم..." پرسیدم: "چی شده؟" گفت: "عاشق روانشناسم شدم". اما چیزی که تعریف میکرد، بیشتر از عشق، شبیه یک وابستگی وسواسگونه بود. گفت نزدیک به ۵ ماه است با یک روانشناس خانم، به صورت آنلاین جلسه دارد و در همین مدت حدود ۱۰۰ جلسه گرفته! یعنی تقریباً هر روز جلسه داشته... 🔸 انتقال چیست؟ گاهی مراجع احساسات و نیازهای قدیمیاش را در رابطه با درمانگر زنده میکند؛ علاقه، وابستگی، ترس از رها شدن یا نیاز به تائید. به این فرایند "انتقال" میگویند. کار درمانگر این است که آن را بفهمد و تحلیل کند؛ نه اینکه از آن تغذیه کند. 🔸 انتقال متقابل چیست؟ درمانگر هم ممکن است واکنش عاطفی پیدا کند: از مورد نیاز بودن لذت ببرد، حس نجاتدهنده داشته باشد یا جذب مراجع شود. به این واکنشها "انتقال متقابل" میگویند. داشتنشان انسانی است؛ اما عمل کردن بر اساس آنها و مبهم کردن مرزها، غیرحرفهای است. 🔸 مرز حرفهای کجاست؟ وقتی مراجع آسیبپذیر است، درمانگر حق ندارد با صمیمیت مبهم، جلسات بیرویه و وابسته نگه داشتن مراجع، از رنج او درآمد بسازد. رواندرمانی باید شما را مستقلتر کند؛ نه وابستهتر. 🔸 درمان فشرده یا استفاده ابزاری؟ اینکه ما از نیازهای مراجع سواستفاده کنیم و به جای درمان، بر مراجع دردی اضافه کنیم چه از لحاظ مالی و چه ایجاد وابستگی و وسواسهای ذهنی، نه تنها حرفهای نیست بلکه نوعی دزدی آکادمیک هست. روانشناس گرامی، لطفاً نیازهای خود را خارج از اتاق درمان برطرف کنید. #سهند_اسدی 🔘🔘🔘 @Axiiiiom
🔘🔘🔘 🔸 نازی، دارم نگاه میکنم و چیزها در من میروید. در این روز ابری، چه روشنم. همه رودهای جهان به من میریزد. به من که با هیچ پر میشوم. خاک انباشته از زیبایی است. دیگر چشمهای من جا ندارد… چشمهای ما کوچک نیست. زیبایی کرانه ندارد. 🔸 در زمانهی ما نگاه کردن نیاموختهاند. و درخت، جز آرایش خانه نیست. و هیچکس گلهای حیاط همسایه را باور ندارد. پیوندها گسسته. کسی در مهتاب راه نمیرود. و از پرواز کلاغی هشیار نمیشود. و خدا را کنار نردۀ ایوان نمیبیند و ابدیت را در جام آبخوری نمییابد. در چشمها شاخه نیست. در رگها آسمان نیست. در این زمانه، درختها از مردمان خرمترند. کوهها از آرزوها بلندترند. نیها از اندیشهها راستترند. برفها از دلها سپیدترند. 🔸 میان این روز ابری من تو را صدا زدم. من تو را میان جهان صدا خواهم کرد و چشمبهراه صدایت خواهم بود و در این دره تنهایی، تو آب روان باش و زمزمه کن. من خواهم شنید. [ سهراب سپهری، کتاب: هنوز در سفرم ] * ویدیو: فیلم بید و باران (۱۳۷۷) ساختهی محمدعلی طالبی و نویسندگی محمدعلی طالبی و عباس کیارستمی 🔘🔘🔘 @Axiiiiom
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
🔘🔘🔘 🔸 این پست دربارهی شکیرا نیست! دربارهی نگاهیه که ارزش زن رو با مطلوب بودنش برای مرد میسنجه! دربارهی اینه که چطور کلیشههای جنسیتزده، تو سادهترین واکنشهای روزمرهی ما، خودشون رو بازتولید میکنند! این روزها که حالِ هیچکداممان خوب نیست، آخرین چیزی که به آن نیاز داریم، بازتولید زنستیزی است. 🔘🔘🔘 @Axiiiiom
🔘🔘🔘 🔸 ای انسان! به یاد آور، که رنجِ تو، در چشمانِ شب، مانند شعلهای خاموش نمیشود، بلکه همچون آذرخشی، سینهی آسمان را خواهد شکافت. [ دانیل واروژان ] 🔘🔘🔘 @Axiiiiom
🔘🔘🔘 🔸 ما اغلب از کسانی که سکوت میکنند میپرسیم: چرا چیزی نمیگویی؟ گویی حرف نزدن همیشه نشانهی نداشتن است. 🔸 اما گاهی سکوت نتیجهی داشتن بیش از اندازه است. همانطور که اتاقی بسیار شلوغ، دیگر جایی برای حرکت باقی نمیگذارد، ذهنی که از تجربه انباشته شده نیز گاهی دیگر راهی برای عبور واژهها پیدا نمیکند. 🔸 شاید سکوت فقط ناتوانی در گفتن نباشد؛ گاهی خودِ امتناع از گفتن است، راهی برای حفظ چیزی که هنوز آمادهی بیان نیست. 🔸 شاید سکوت نه از نداشتن، بلکه از نوعی نگهداشتن بیاید؛ نگه داشتنِ چیزی که اگر زود به زبان بیاید، از شکل میافتد. 🔸 شاید مسئله این نیست که چرا دیگری سکوت میکند، بلکه این است که ما تا چه حد میتوانیم سکوت را تحمل کنیم، بیآنکه فوراً آن را با کلمهای پر کنیم. #سینا_صدر 🔘🔘🔘 @Axiiiiom
🔘🔘🔘 🔸داستان سیندرلا یه جورایی درباره این هم هست که چطور زنها یا بخشهایی از وجود خود زنها میتونن دشمن آرزوها و خواستههای خودشون باشن. داستانی درباره اینکه چطور زنها از ترسِ حسادت بقیه زنها، ترجیح میدن خودشون، خودشون رو ناکام بذارن. [ آدام فیلیپس ] 🔸 تا زمانی که سیندرلا اجازه میداد نامادری بهش زور بگه، از شرِ اینکه "از زندگی چیز زیادی برای خودش بخواد" خلاص بود! بشور و بساب یه جور پناهگاه بوده! انگار بعضی از زنها میرن بقیه زنها رو اجیر میکنن تا بهشون کمک کنن خودشون رو مخفی کنن و حاضرن دست به هرکاری بزنن تا فقط با حسادتِ بقیه زنها روبرو نشن! 🔸 اگر "سیندرلا" داستانی درباره این باشه که زنها چی میخوان جواب این میشه: زنها قبل از هر چیز، مادری رو میخوان که تمام تلاشش رو (حتی شده با جادو) بکنه تا اونا به خوشی و لذت برسن. مادری که از خوشحالی دخترش کیف کنه، نه اینکه بهش حسودی کنه، باهاش رقابت کنه، یا خواستههاشو بیارزش و بچهگانه بدونه. 🔘🔘🔘 @Axiiiiom
🔘🔘🔘 🔸 شاید عمیقترین هدیه درمان روانکاوانه این باشد: این که برای نخستین بار، کسی شاهد دنیای درونی تو باشد؛ نه برای قضاوت، نه برای نجات دادن، بلکه برای ماندن در کنار آن تا آنچه تحملناپذیر بوده، اندک اندک قابل تحمل و قابل اندیشیدن شود. 🔘🔘🔘 @Axiiiiom
🔘🔘🔘 🔸 🎤 علیرضا قربانی - 🎼 همقفس ﺗﻮﻳﻰ ﻛﻪ ﻫﻢﻗﻔﺴﻰ ﺑﺒﻴﻦ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻧﻔﺴﻰ نمیکشم ﺗﻮ اﮔﺮ ﺑﻪ داد ﻣﻦ ﻧﺮﺳﻰ 🔘🔘🔘 @Axiiiiom
🔘🔘🔘 🔸 بعضی جملهها آنقدر تکرار شدهاند که دیگر کسی نمیپرسد از کجا آمدهاند. «من آدمِ سردیام.» «من هیچوقت نمیتوانم اعتماد کنم.» «من برای رابطه ساخته نشدهام.» «من همیشه همین بودهام.» 🔸 اینها فقط جمله نیستند. گاهی نامهایی هستند که سوژه سالها پیش برای دوام آوردن، به آنها پناه برده است. نامهایی که قرار بود موقت باشند. اما آنقدر تکرار شدهاند که کمکم به جای سوژه شروع کردند به حرف زدن. تحلیل، جایی نیست که این جملهها رد شوند. جاییست که برای نخستین بار از آنها یک سؤال ساخته میشود. 🔸 شاید مهمترین اتفاقِ تحلیل این باشد که جملهای سالها پس از تکرار، برای نخستین بار قدرتِ بدیهی بودنش را از دست بدهد. 🔘🔘🔘 @Axiiiiom
🔘🔘🔘 🔸 " بیماریِ هنجار بودن " غریبترین نوعِ آسیب است. فرد به صورت غیرعادی و افراطی "نرمال و معقول" است! او تمام انرژیاش را روی اشیاء، کارها و روتینها میگذارد، در حالی که ارتباطش با دنیای درونی، فانتزیها و حیاتِ ناهشیارِ خویش کاملاً قطع شده است. [ کریستوفر بولاس ] 🔸بولاس معتقد است در زندگی شخصیتهای نورموتیک (بیش از حد نرمال)، انگار هیچ اتفاق خاصی نمیافتد. کودک در فضای منظم بزرگ میشود، اسباببازی دارد و کمبود مادی هم ندارد. اما کسی تخیل او را جدی نمیگیرد. والدین بیشتر از هر چیزی درگیر این هستند که کودک "نرمال" باشد و هیچوقت عجیب یا غیرعادی به نظر نرسد. 🔘🔘🔘 @Axiiiiom