tgindex
La Cause Freudienne

La Cause Freudienne

Статистика
@freudian_causeперсидский

"Truth holds onto the real" Admin: @Amir_va_die

Последний пост
4 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 079
+4 за 4 дн.
Сутки
+1
+0,09%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
613
23 постов
Вовлечённость
56,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 23
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
396
1/48двое суток
453
1/72трое суток
489

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • کلمات رموزی برای رمز‌گشایی نیستند بلکه جراحاتی بر پیکر سوژه‌اند. 📃Jacques-Alain Miller, Le mot qui blesse

  • اشتغال خاطر کودک معطوف به بازی های اوست؛ آیا چنین نیست که کودک حین بازی به مثابه‌ی یک نویسنده‌ی خلاق عمل کرده و جهانی مِن‌عِندی می‌آفریند؟ یا بهتر است بگوئیم اشیا و چیزها در جهان او به نحو خوشایندش بازآرایی می‌شوند؛ خطاست اگر تصور کنیم کودک حین بازی جدی نیست؛ بازی متضاد جدیت نیست؛ بازی سویه‌ی مقابل واقعیت است. 📃Sigmund Freud; Creative Writers and Day-Dreaming

  • در روانکاوی زمانی فرا می‌رسد که فرد دیگر نمی‌داند کلمات چه معنایی می‌دهند ؛ معنایی که قدم به قدم یا غلط به غلط بنا نهاده می‌شود. 📃Jacques-Alain Miller; Perversion

  • چه پیش خواهد آمد ؟ ... آیا قانون همان چیز(das ding) است ؟ البته که نه ! باری، من چیز را از دریچه ی قانون شناخته ام؛ اگر قانون مرا منع نکرده بود که (( تو نباید چشم طمع به چیز داشته باشی))، من هم‌ایده ای برای چشمداشت به آن نمی داشتم؛ اما چیز به کمک فرمان الهی…

  • از آغاز ، ما همگی با شیوه‌هایی که هرگز قادر به درک آنها نیستیم با دیگری درهم‌تنیده شده‌ایم. 📚Jean Laplanche; Nouveaux fondements pour la psychanalyse

  • صحبت کردن از این امر همواره غریب جلوه می‌کند، خاصه وقتی کسی می‌داند که امور به چه ترتیبی به پدر مرتبط می‌شوند؛ بلاشک این آخرین باری نیست که فروید ما را رو در روی یک تناقض قرار می‌دهد؛ یعنی ایده‌ی ارجاعِ عملکرد پدر به تمتع و بهره‌مندی از زنان؛ فلذا عجیب نیست که فروید در واقعِ امر _ ولو نه به شکل تعمدی_ [در توضیحِ عملکرد پدر] آنرا لحاظ کرده است؛ و این دقیقا همان عنصری است که در تشریح کارکردِ ادیان به آن اشاره می‌کند؛ یعنی ایده‌ی خدایی که همه دوستش دارند؛ پدر، سرمنشا این عشق است؛ اولین چیزی که در این جهان دوست می‌داریم. 📚The Seminar of Jacques Lacan Book XVII: The Other Side of Psychoanalysis

  • تمامی گفتمان ها دفاعی در برابر امر واقع هستند[اما] سوژه‌ی روان‌پریش کسی است که[گفتمان] نمادین برایش امرواقع است[نه دفاعی در برابر آن]؛ این یک ره‌آورد آیرونیک در نسبت با زبان است؛ اگر به سویه‌ی زیرین این دیدگاه به زبان بپردازیم، به "نظریه‌ی توصیفات" راسل خواهیم رسید؛ در آنجا تمام دغدغه‌ی راسل این است که چگونه می‌توان در مورد چیزی که "وجود ندارد" سخن گفت؛ مثال اصلی راسل در این زمینه چنین است: ((پادشاه فرانسه کچل است)) از آنجایی که او(راسل) یک انگلیسی است_و یک سلطنت‌طلب فرانسوی نیست_ پس پادشاه فرانسه برای او وجود ندارد؛ [بسط این نگاه یعنی] پادشاه فرانسه یک هذیان است ؛ راسل تصادفا این مثال را بکار نبرده که ((پادشاه فرانسه کچل است))، آشکارا حول این مثال مضامین کنایی بسیاری وجود دارند؛ می‌توان آنرا پاسخی دانست به جمله‌ی ((پادشاه برهنه است))؛ در معنای آیرونیک کلمه این مثال پاسخی به جدال فرانسه و انگلیس است؛ اما آنچه از چشم راسل پنهان مانده به سادگی این نیست که با زبان می‌شود در مورد چیزهایی که وجود ندارند سخن گفت؛ بلکه تمام آن‌چیزهایی که وجود دارند هم به محض استعمال زبان دچار دگرگونی و تحریف شده و به صورت‌ظاهر بدل می‌شوند؛ "نظریه‌ی توصیفات" راسل بیهوده است؛ زبان صرفا به آنچه که وجود ندارد موجودیت نمی‌بخشد؛ بلکه آن‌چیزی که وجود دارد را هم "ناموجود" می‌کند. 📃Jacques-Alain Miller, «Ironic Clinic»

  • امروز قصد ندارم برایتان تئاتر اجرا کنم! لزومی ندارد تا پایان این جلسه منتظر بمانید تا به شما بگویم که اولین جلسه از این سمینار در واقع آخرین جلسه‌ای است که از آن ارائه می‌دهم؛ برای کسانی از شما، که از وقایع [مربوط به طرد از انجمن جهانی روانکاوی] خبر دارند…

  • امروز قصد ندارم برایتان تئاتر اجرا کنم! لزومی ندارد تا پایان این جلسه منتظر بمانید تا به شما بگویم که اولین جلسه از این سمینار در واقع آخرین جلسه‌ای است که از آن ارائه می‌دهم؛ برای کسانی از شما، که از وقایع [مربوط به طرد از انجمن جهانی روانکاوی] خبر دارند این موضوع تعجبی ندارد؛ اما به احترام کسانی در جریان امور نیستند، این خبر را در اینجا اعلام می‌کنم؛ تا آخرین ساعات دیشب که این خبر به من رسید با خودم فکر می‌کردم کار را به همان منوالی ادامه دهم که طی این ده سال[برگزاری سمینار]چنین کرده بودم. پیشتر اعلام کرده بودم که امسال در خصوص "نام‌های‌پدر" سخن خواهم گفت؛ این برای من مقدور نیست که امروز در خصوص این تکثر (نام‌ها) سخن بگویم. اول‌بار، در سمینار سوم و موردِ قاضی‌‌شربر بود که ما به این مفهوم برخورد کردیم؛ یعنی کارکردِ نام‌پدر. ... 📃Jacques Lacan;Introduction au séminaire Les Noms-du-Père(The Inexistent Seminar)

  • چطور ما همگی متوجه‌ی این امر نیستیم که کلماتی که با آنها اُنس گرفته‌ایم، در واقع به ما تحمیل شده‌اند؟ این چیزی است که گاهی یک بیمار بهتر از یک انسان عادی به آن واقف می‌شود؛ سوال اصلی این است که چرا انسان عادی متوجه نمی‌شود که گفتار یک انگل است؟ گفتار(زبان) یک لایه‌ی چسبیده شده به انسان است؛ گفتار سرطانی است که انسان به آن مبتلاست. 📚Le Sinthome. Jacques Lacan's Seminar XXIII

  • بیداری یکی از اسماء امرواقع است. 📃Jacques Alain Miller,Ornicar?,Réveil

  • "رانه" لَگدی است که در ماتحتِ سوژه نواخته می‌شود! 📚Jacques Lacan,The Four Fundamental Concepts of Psychoanalysis

  • می‌توان مدعی شد که پس از سه‌چهارمِ‌قرن کمترین نشانی از تحققِ این وعده[که پسافرویدین ها در خصوص اثباتِ عملکرد ناخودآگاه ذیلِ اصل لذت مطرح کردند] دیده نمی‌شود‌؛ این مهم، چیزی را نشان نمی‌دهد مگر اینکه ما مثل کنه‌ای که به پوستِ سگ می‌چسبد به ایده‌ی"جان" چسبیده‌ایم؛ زیرا کاهشِ تنشی که "اصل لذتِ" معروفِ فرویدی بازنمایی می‌کند، چیست جز اخلاق ارسطو؟ 📺Jacques Lacan,Television: A Challenge to the Psychoanalytic Establishment

  • افسوس ؛ در روانکاوی همه چیز متفاوت است! 📚"Freud's Preface to the Introductory Lectures on Psycho-Analysis, Sigmund Freud 1915-16

  • چشم‌ها دارند و نمی‌بینند؛ ( و خداوند به آنها چشم‌هایی داد تا نبینند) 📖The Book of Isaiah; 10:29

  • اگر راه وصولی به "چیز" مقدور باشد، تبدیل شدن آن به کلمه است؛ مع‌الاسف کلمه‌ای که "چیز" را بازنمایی می‌کند مسکوت(صامت) است؛ این دقیقا همان دالی است که نمی‌شود در پاسخ آن چیزی گفت‌. 📚Seminar VII. The Ethics of Psychoanalysis, Jacques Lacan

  • 《Entre l'homme et l'amour, il y a la femme.》 میانِ مرد و عشق، زن قرار دارد ؛ میانِ مرد و زن، یک جهان قرار دارد؛ میانِ مرد و جهان، یک دیوار قرار دارد. 📚Jacques Lacan; Le Séminaire, Livre XVIII: D’un discours qui ne serait pas du semblant

  • لکان در خصوص تئاتر سخن زیبایی بر لب می‌آورد؛ او می‌گوید که کُمدی عمیق‌تر از تراژدی است؛ چرا که کُمدی غیاب و فقدانِ ذَکَر را که بلندپروازی‌ها و ابهتِ تراژدی سعی در اختفای آن داشتند، افشا می‌کند. سیاست و روابط امروز واجد آن محتومیت تراژیک نیستند؛ آنان نقاب از چهره برمی‌دارند و میانمایگی خود را عیان می‌کنند. 📄Jacques Alain-Miller; De la tragédie au vaudeville

  • نمی‌توانم انتظار ویژه‌ای از یک روانکاو داشته باشم که هیچگاه "میل" را در ارتباط با یک آنالیزان دخالت نداده است و بدینوسیله کنجکاوی خاصی [ در ارتباط با ناخودآگاه آنالیزان] از خودش نشان نداده است؛ این روانکاو یا با آنالیزان همبستر می‌شود یا او را از پنجره‌ی اتاق روانکاوی به بیرون پرتاب می‌کند؛ در هر صورت فرقی نمی‌کند ! 📚Jacques Lacan; L’Étourdit

  • در بسیاری از مجالس ترحیم نزد اقوام و فرهنگ‌های مختلف، عزاداری برای متوفی آمیخته است با سرزنش و توبیخِ او! از این باب که چرا اطرافیان(زندگان) را رها کرده و حیات را بدرود گفته است؛ این خصومت آمیخته با ملامتِ متوفی منحصر به مراسم ترحیم نیست و سرتاسر حیاتِ بازمانده را از خود مشوب می‌کند؛ تلاقیِ عواطف مهرآمیز نسبت به متوفی و همزمان تخاصم معطوف به وی. 📚Darian Leader;The New Black: Mourning;Melancholia and depression