tgindex
روان تحلیل

روان تحلیل

Статистика

روان تحلیل، فضایی برای شناخت بهتر، درک عمیق‌تر و شفای زخم های جان، تا زندگی پویا در همه ابعاد را تجربه کنیم. بصورت متمرکز بر روی روانشناسی تحلیلی یونگ و رواندرمانی اگزیستانسیال فعالیت می‌کنیم. www.ravantahlil.com Admin: @BardiaBEH

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
12
Всего постов
108
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Психология
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
9 445
+5 за 4 дн.
Сутки
+5
+0,05%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
787
40 постов
Вовлечённость
8,3%
к подписчикам
Постов в день
1,7
всего 108
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
624
1/48двое суток
715
1/72трое суток
771

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ‍ وقتی یونگ می‌گوید انسان در کالبدی فاسد متولد می‌شود، در واقع دکترین کاتولیک را به عنوان فرض استدلال خود می‌پذیرد. موضع خود او، آن‌طور که من درک می‌کنم، این است که انسان واجد یک «سایه»، یک پس‌زمینهٔ تاریکِ حیوانی و دمِ سوسمارمانند است؛ در واقع، تمامی آن پتانسیل‌هایی که در سنت ما، به شکلی کهن‌الگویی در قالب ابلیس مسیحی تجسم یافته‌اند. او همچنین دارای پتانسیل‌های «خوب» است که در فیگور خدای مسیحی تجسم می‌یابند. خیر و شر در این سطح، مفاهیمی نسبی هستند. هر دو نمایندهٔ عناصر ساختاری در طبیعت بشرند و خدا و ابلیس برای تکمیل الگوی تمامیت، به یکدیگر تعلق دارند. انسانِ کامل شر را سرکوب نمی‌کند، بلکه خلاقانه از دلِ کثرتِ مبهم و پرتناقضِ طبیعت خویش زندگی می‌کند. می‌توان ادعا کرد که او با این کار، در واقع به خیری والاتر دست می‌یابد. چنین افرادی نادرند، اما هرگاه ظهور کنند، به مراتب کمتر از مدافعانِ عذاب‌وجدان‌زدهٔ ارتدکسی (سنت‌گرایی جزمی) ملال‌آورند؛ و چه بسا شخص عیسی نیز خود از زمرهٔ آنان بوده باشد. ~ یوجین رولف، دیدار با یونگ، صفحات ۱۳۲- 📍@ravantahlil  | گروه آموزشی روان تحلیل 📚۱۳۳

  • «فرافکنی فرآیندی آگاهانه نیست. انسان با فرافکنی‌ها مواجه می‌شود، نه اینکه خودْ خالق آن‌ها باشد. دلیل روان‌شناختیِ کلیِ فرافکنی همواره وجود ناخودآگاهی فعال است که جویای بروز و تجلی است.» — کارل یونگ 📍@ravantahlil  | گروه آموزشی روان تحلیل 📚

  • 14 авг.4481412

    اگر ژرفاها را در اختیار نداشته باشیم، چگونه می‌توانیم به اوج‌ها دست یابیم؟ با این حال، شما از ژرفاها بیمناکید و نمی‌خواهید اعتراف کنید که از آن‌ها می‌ترسید. با این وجود، پسندیده است که از خویشتنِ خویش بیمناک باشید؛ با صدای بلند اقرار کنید که از خود می‌ترسید. خرد در این است که آدم از خود بترسد. تنها قهرمانان‌اند که ادعا می‌کنند بی‌بیم‌ و هراس‌اند. اما خود نیک می‌دانید که سرانجامِ قهرمان چه می‌شود. — کتاب سرخ ک. گ. یونگ 📍@ravantahlil  | گروه آموزشی روان تحلیل 📚

  • خیال‌پردازی‌ها، اسطوره‌ها و داستان‌های بزرگ به‌راستی همانند رویاهایند: آن‌ها از ناخودآگاه و به زبان نمادها و کهن‌الگوهای ناخودآگاه، با ناخودآگاه سخن می‌گویند. هرچند که از واژگان بهره می‌جویند، اما کارکردشان همچون موسیقی است: استدلال کلامی را دور می‌زنند و یک‌راست به سراغ اندیشه‌هایی می‌روند که بسیار ژرف‌تر از آنند که به زبان آیند. — اورسلا ک. لو گویین «کودک و سایه» 📍@ravantahlil  | گروه آموزشی روان تحلیل 📚

  • این زهر را مکرراً در کسانی می‌بینیم که مثلاً آثار یونگ را به شیوه‌ای کودکانه مطالعه می‌کنند و درمی‌یابند که ارتباط با ناخودآگاه به‌طور محسوسی حال آدم را بهتر می‌کند. سپس با این قصدِ پنهان از خواب‌های خود پیروی می‌کنند تا به مهره‌ی اول جامعه، جذاب‌ترین مرد برای همه‌ی زنان، و خدا می‌داند چه خواسته‌های دیگری تبدیل شوند؛ و آن‌گاه که درمی‌یابند این ترفند کارگر نمی‌افتد، ناگهان خشمگین می‌شوند. این‌گونه نقشه‌ی بچه‌گانه برای استثمار ناخودآگاه و تعیین اهداف صرفاً به دلایل خودآگاه، به درونِ رابطه‌ی آن‌ها با ناخودآگاه خزیده است. روند تفرد یعنی خودِ واقعی شدن، نه شاد بودن در یک مهدکودک. — ماری لوییز فون فرانتس «تفرد در قصه‌های پریان» 📍@ravantahlil  | گروه آموزشی روان تحلیل 📚

  • 12 авг.7462616

    ظرفیت تنها بودن منبعی ارزشمند است زمانی که تغییر نگرش ذهنی ضرورت می‌یابد... در فرهنگی که روابط بین فردی عموماً به عنوان پاسخی برای هر نوع رنج و ناراحتی در نظر گرفته می‌شود، گاهی دشوار است که به یاری‌گران خوش‌نیت بقبولانیم که خلوت و تنهایی می‌تواند به اندازهٔ حمایت عاطفی جنبهٔ درمانی داشته باشد. — آنتونی استور تنهایی: بازگشتی به خویشتن

  • یونگ: «ناتوانی ما در درک تن و روان به عنوان امری واحد و یگانه، ناشی از ذهن بسیار تأسف‌بار ماست؛ احتمالاً تن و روان حقیقت واحدی هستند، اما ما توان اندیشیدن به آن را نداریم. فیزیک مدرن نیز با همین دشواری دست‌به‌گریبان است.» مرجع: دکتر بی. دی. هندی: آیا پروفسور یونگ بر این باور است که عواطف، آن‌گونه که تعریف کرده‌اند، ناشی از یک وضعیت فیزیولوژیکی خاص است، یا این تغییرات فیزیولوژیکی را حاصل پدیده‌ای چون هجوم و تسخیر می‌دانند؟ پروفسور یونگ: مسئله‌ی رابطه‌ی میان تن و روان، پرسشی بسیار دشوار است. می‌دانید که نظریه‌ی جیمز-لانژ ادعا می‌کند عواطف حاصل تغییرات فیزیولوژیکی هستند. این پرسش که کدام‌یک از دو عامل تن یا روان نقش تعیین‌کننده‌تری دارد، همواره پاسخی متناسب با تفاوت‌های سرشتی افراد خواهد داشت. کسانی که به اعتبار سرشت خود، نظریه‌ی اصالت جسم را ترجیح می‌دهند، بر این باورند که فرآیندهای ذهنی، پدیده‌هایی تبعی برخاسته از شیمی فیزیولوژیکی هستند. در مقابل، آنان که به اصالت روح ایمان بیشتری دارند، نظری مخالف ابراز می‌دارند؛ از دیدگاه آن‌ها، جسم صرفاً پیوست ماهیوی روان است و علیت در دست روح جای دارد. این موضوع در بنیاد، پرسشی فلسفی است و از آنجا که من فیلسوف نیستم، نمی‌توانم مدعی داوری قطعی در این زمینه باشم. تمامی دانش تجربه‌پذیر ما به این امر محدود می‌شود که فرآیندهای جسمانی و روانی به شیوه‌ای اسرارآمیز در کنار یکدیگر رخ می‌دهند. ناتوانی ما در درک تن و روان به عنوان امری واحد و یگانه، ناشی از ذهن بسیار تأسف‌بار ماست؛ احتمالاً تن و روان حقیقت واحدی هستند، اما ما توان اندیشیدن به آن را نداریم. فیزیک مدرن نیز با همین دشواری دست‌به‌گریبان است؛ به رویدادهای تاسف‌باری که در حوزه‌ی نور رخ می‌دهد بنگرید! نور از یک‌سو به گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی ارتعاش است، و از سوی دیگر رفتاری مشابه «ذرات» از خود بروز می‌دهد. برای کمک به ذهن انسان تا بتواند این احتمال را بپذیرد که ارتعاش و ذره، دو پدیده‌ی مشاهده‌شده در شرایطی متفاوت و متعلق به یک واقعیت غایی واحد هستند، به فرمول‌بندی ریاضی بسیار پیچیده‌ای از سوی لوئی دو بروگل نیاز بود. تصور این امر با عقل مألوف ممکن نیست، اما ناچارید آن را به عنوان یک فرض پذیرفته‌شده بپذیرید. به همین ترتیب، مسئله‌ی موسوم به موازی‌گرایی روان‌تن‌شناختی نیز معضلی حل‌ناشدنی است. برای نمونه، بیماری حصبه را همراه با عوارض روان‌شناختی آن در نظر بگیرید. اگر عامل روانی به اشتباه به عنوان علت در نظر گرفته شود، به نتایج مضحکی خواهید رسید. تمام آنچه می‌توان گفت این است که برخی از شرایط فیزیولوژیکی به وضوح ناشی از اختلالات ذهنی‌اند، در حالی که برخی دیگر معلول روان نیستند، بلکه صرفاً با فرآیندهای روانی همراهی می‌کنند. تن و روان دو جلوه‌ی مختلف از موجود زنده هستند و این تمام چیزی است که می‌دانیم. از این رو، ترجیح می‌دهم بگویم این دو پدیده به شکلی معجزه‌آسا در کنار یکدیگر رخ می‌دهند، و بهتر است بحث را در همین‌جا متوقف کنیم، چرا که ذهن ما قادر نیست آن‌ها را در پیوند با یکدیگر درک کند. من برای کاربرد شخصی خود اصطلاحی ابداع کرده‌ام تا این هم‌رویدادی را تبیین کنم؛ معتقدم اصلی ویژه‌ به نام هم‌زمانی در جهان فعال است که بر اساس آن، رویدادها به طریقی هم‌زمان رخ می‌دهند و به‌گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی امری واحدند، در حالی که برای ما چنین نیستند. شاید روزی بتوانیم روش ریاضی نوین کشف کنیم که به واسطه‌ی آن اثبات کنیم واقعیت امر چنین است. اما در حال حاضر، به هیچ وجه قادر نیستم به شما بگویم که آیا اصالت با تن است یا روان، یا اینکه این دو صرفاً در کنار یکدیگر حضور دارند. ¹⁸ لوئی ویکتور دو بروگل، فیزیک‌دان فرانسوی، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل فیزیک (۱۹۲۹)، کاشف ماهیت موجی الکترون‌ها. در جمله‌ی پیشین متن، به جای واژگان «ارتعاشات» و «ذرات ریز»، اصطلاحات معمول‌تر «امواج» و «ذرات» به کار می‌روند. ¹⁹ ق.ک: «هم‌زمانی: اصلی پیونددهنده‌ی بی‌علت» (مجموعه آثار، جلد ۸). ~سخنرانی‌های تِاویستوک: سخنرانی اول، زندگی تمثیلی: نوشته‌های متفرقه، مجموعه‌ی آثار ۱۸، بند ۶۸-۷۰

  • یونگ: «پرسش شما موجه است: در واقع چه کسی پشت کتاب‌هایی که من نوشته‌ام ایستاده است؟ پاسخ به این پرسش بسیار دشوارتر از آن چیزی است که گمان می‌کنید. برای پاسخ‌گوییِ رضایت‌بخش به آن، لازم است دقیقاً بدانم که چه کسی هستم، تصویری تطبیق‌یافته از خودم به شما ارائه دهم و در نهایت به شما ثابت کنم که گزارش من صرفاً بازیِ پوچ با واژگان نیست. حتی اگر پرسش خود را به «دین» یا «جهان‌بینی» من محدود کنید، باز هم کلِ شخصیت من را تحت‌تأثیر قرار خواهد داد؛ زیرا من متقاعد شده‌ام که «جهان‌بینیِ» هر کس تنها زمانی می‌تواند ادعای اصالت داشته باشد که از رویاروییِ تمام‌وجدانیِ انسان با جهانِ پیرامونش سرچشمه گرفته باشد. اگر چنین نباشد، چیزی جز گزافه‌گویی نخواهد بود. اما از آنجا که #آگاهیِ من محدود است و تواناییِ درکِ کل در تمامی ابعاد آن را ندارد، هر گزاره‌ای چیزی جز تکه‌دوزی نخواهد بود. مایه تأسف است که ما همواره تنها بخش‌هایی از یک کل هستیم، هرچند که درک سویه‌هایی از آن امکان‌پذیر است. من به خود اجازه نمی‌دهم به دلخواه درباره چیزهایی که نمی‌شناسم چیزی را باور کنم. من این کار را گستاخانه و ناموجه می‌دانم. هر کس که من بدون دلیل او را دروغ‌گو و دزد بدانم، قطعا برخورد مرا بسیار به دل خواهد گرفت؛ درست همان‌طور که اگر او را مقدسی بپندارم، به دیده‌ی تحقیر به من خواهد خندید. شما می‌توانید به آسانی از کتاب‌های من دریابید که درباره دین چه می‌اندیشم (مثلاً در کتاب «روان‌شناسی و دین»). من هیچ‌گونه «باوری» را ابراز نمی‌دارم. من می‌دانم تجرباتی وجود دارند که باید توجهی «دینی» به آن‌ها معطوف داشت. این‌گونه تجربيات تنوع فراوانی دارند. در نگاه نخست، تنها وجه اشتراک آن‌ها «نومینوئیته» یا همان بار عاطفیِ خیره‌کننده‌شان است. اما با بررسی دقیق‌تر، معنایی مشترک نیز کشف می‌شود. به روایت دیدگاه باستان، واژه‌ی «ریلیجیو» (religio) از «ریلیگره» (religere) گرفته شده است و نه از واژه‌ی پاتریستیکِ «ریلیگاره» (religare). معنای نخستین، «دقت و مداقه کردن یا با دقت نگریستن» است. این ریشه‌شناسی، پایگاهی تجربی و درست به مفهوم «ریلیجیو» می‌بخشد که همان شیوه‌ی زندگیِ دینی است؛ امری متمایز از صرفِ زودباوری و تقلید که یا دینِ دست‌دوم‌اند و یا جایگزینی برای دین. این دیدگاه برای «الهی‌دان» بسیار ناخوشایند است و او آن را به روان‌شناسی‌گرایی متهم می‌کند؛ حال آنکه در واقع مشخص می‌شود او دیدگاه بسیار ضعیفی نسبت به روان دارد که همان هسته مرکزیِ تجربه‌ی دینی است. به همین دلیل نیز او دیدگاه #فروید را بسیار بیشتر از دیدگاه من می‌پسندد؛ زیرا دیدگاه فروید این خدمت را به او می‌کند که با عقلانی‌سازیِ تجربیاتِ ناخوشایند، همگی را زیر فرش جارو کند. من خود، هم از منظر فکری و هم اخلاقی، خود را متعهد به چنین تجرباتی می‌دانم. همان‌طور که گفتم، این تجربیات انواع گوناگونی دارند. کتاب‌های من اطلاعات مشروحی در باب آن‌ها ارائه می‌دهند. همچنین می‌توانید از نوشته‌های من دریابید که من با مسئله‌ی دین، هیچ‌گونه بازیِ فکری، زیباشناختی یا صرفاً پندآموزی انجام نمی‌دهم.» ¹ دبیرستانی جوانی بود که چندین کتاب یونگ را خوانده بود و به شدت تحت‌تأثیر آن‌ها قرار گرفته بود. او می‌خواست بداند «چه کسی پشت این واژگان ایستاده است، چه باوری شما را به جلو می‌راند؟» ~ نامه به گونتر ویتور، ۱۰ اکتبر ۱۹۵۹، مجموعه‌نامه‌های کارل گوستاو یونگ، جلد ۲: ۱۹۵۱-۱۹۶۱، صص. ۵۱۷- 📍@ravantahlil  | گروه آموزشی روان تحلیل 📚۵۱۸

  • 11 авг.6572122

    یونگ می‌گفت اگر بتوانید یک بیمار روان‌پریش را خلاق سازید، می‌توانید او را درمان کنید. به عبارت دیگر، اگر آنچه از درون در حال نابود کردن اوست به عرصه ظهور درآید—در قالب نگارش، نقاشی یا فرمی دیگر—آنگاه او می‌تواند درمان شود. آنچه ما می‌کوشیم انجام دهیم این است که به افراد یاری رسانیم تا «خویشتن» را پدید آورند. — فون فرانتس 📍@ravantahlil  | گروه آموزشی روان تحلیل 📚

  • 11 авг.7681433

    ما از دیگران تنها همان چیزی را مطالبه می‌کنیم که خود از بخشیدن آن به خویشتن دریغ ورزیده‌ ایم. اگر از خوددوستی یا اعتبار نفسانیِ ناکافی رنج ببریم، نیاز ما به شیوه‌ای ناخودآگاه و با توسل به راهبردهای قهری در مواجهه با دیگران بروز می‌یابد. این اعمالِ قهرآمیز غالباً در پوشش فضیلت، عشق یا دگرخواهی رخ می‌دهند. چنین خودخواهی ناخودآگاهی، بی‌ثمر است و هم برای خودِ فرد و هم برای دیگران ویرانگر. این رویکرد در دستیابی به هدف خود ناکام می‌ماند؛ زیرا کور است و از شناخت خویش بهره‌ای ندارد. آنچه ضرورت دارد، ریشه‌کن ساختن خودخواهی نیست — که امری ناممکن است — بلکه پیوند دادن آن با آگاهی است تا از این طریق اثربخش گردد. تمامی یافته‌های زیست‌شناسی و روان‌شناسی به ما می‌آموزند که هر واحدِ فردیِ حیات، تا اعماق وجود خود، خودمحور است. تنها عامل متغیر، میزان آگاهی همراه با این حقیقت است. — ادوارد ادینگر «ایگو و کهن‌الگو: تفرد و کارکرد دینی روان» 📍@ravantahlil  | گروه آموزشی روان تحلیل 📚

  • 11 авг.8381825

    «از خردی که بهایش را نپرداخته‌اید، برحذر باشید.» — کارل گوستاو یونگ 📍@ravantahlil  | گروه آموزشی روان تحلیل 📚

  • 11 авг.8122125

    انجام دادن آنچه می‌خواهی، نیازمند شجاعت است. دیگران برای تو برنامه‌های فراوانی در سر دارند. هیچ‌کس نمی‌خواهد کاری را که خودت می‌خواهی انجام دهی؛ بلکه می‌خواهند سوار بر سفرِ از‌پیش‌تعیین‌شده‌ی آن‌ها شوی. با وجود این، تو می‌توانی خواسته‌ی خود را دنبال کنی؛ همان‌طور که من کردم: به جنگل رفتم و پنج سال به مطالعه پرداختم. — جوزف کمبل 📍@ravantahlil  | گروه آموزشی روان تحلیل 📚

  • 10 авг.9323122

    یکی از شاگردان یونگ از او پرسید: «من اکنون هفتاد سال دارم و شما هشتادساله هستید. آیا به من نمی‌گویید دیدگاه‌هایتان درباره‌ی زندگی پس از مرگ چیست؟» پاسخ یونگ چنین بود: «اینکه در واپسین دقایق زندگی و هنگام مرگ به یاد آورید که "یونگ چنین یا چنان گفت" به کار شما نخواهد آمد. شما باید دیدگاه‌های خودتان را درباره‌ی این موضوع داشته باشید. شما باید اسطوره خویش را داشته باشید. داشتن اسطوره خویش بدین معناست که با مسئله‌ای رنج کشیده‌اید و دست‌وپنجه نرم کرده‌اید تا پاسخی از اعماق روانتان به شما رسيده است. این امر به معنای آن نیست که این پاسخ، حقیقت قطعی است، بلکه بدان معناست که این حقیقتِ حاصل‌شده، برای انسانِ کنونیِ خودِ او معنادار است و باور به این حقیقت کمک می‌کند تا انسان احساس بهتری داشته باشد.» اساطیر آفرینش ماری-لوئیز فون فرانتس 📍@ravantahlil  | گروه آموزشی روان تحلیل 📚

  • 10 авг.72571из ravantahlil

    حیوانات فقط «هستند»، اما انسان تنها موجودی است که فرصت «شدن» دارد. نهضت روانشناسی انسان‌گرا تکیه‌اش بر شکوفایی، حرکت از قوه به فعل و رهایی از قضاوت‌های اخلاقی است. دوره «راه انسان شدن» دعوتی است برای کسانی که می‌خواهند از تکرار روزمره فراتر رفته و ظرفیت‌های واقعی وجودشان را آزاد کنند. 🗓 شروع دوره: ۱۹ مرداد ⏳ طول دوره: ۶ جلسه ۲.۵ ساعته (۱۸:۳۰ الی ۲۱:۰۰) 👤 مدرس: محمدمهدی کهربی 🏢 برگزارکننده: مجموعه روان تحلیل 💳 سرمایه‌گذاری: ۶ میلیون تومان (حضوری) ۵ میلیون تومان (آنلاین) آدرس حضوری: شریعتی بالاتر از میرداماد . رو به رو ایستگاه مترو شریعتی . کوچه زرین . برج مینا طبقه ۳. . واحد ۲ آنلاین: در پلتفرم گوگل میت 📌 این دوره هیچ پیش‌نیاز تخصصی لازم ندارد. 🔗 جهت ثبت‌نام و کسب اطلاعات بیشتر به وب‌سایت روان تحلیل مراجعه کنید. https://shorturl.at/YBxH4 📍@ravantahlil  | گروه آموزشی روان تحلیل 📚

  • 9 авг.1 0251727

    روح آدمی به اندازه‌ی کیهان و کهکشان‌هایش سرشار از معماست. روان ما در هماهنگی با ساختار جهان آفریده شده است؛ هرآنچه در جهان کلان رخ می‌دهد، در کوچک‌ترین و ناپیداترین لایه‌های درون روح نیز جریان دارد. — کارل یونگ 📍@ravantahlil  | گروه آموزشی روان تحلیل 📚

  • 9 авг.1 0531524

    یکی از تکنیک‌هایی که کارل یونگ برای آشنایی با آنیموس پیشنهاد می‌کند، زیر نظر گرفتن دقیق گفتار، به‌ویژه افکار، و بازخواست مداوم آن‌ها در هنگام گذر از ذهن است: «آیا من چنین چیزی را اندیشیدم؟»؛ «آن فکر از کجا آمد؟»؛ «چه کسی چنین اندیشه‌ای داشت؟». این تکنیک بسیار ناخوشایند است و ما همواره بهانه‌های موجهی برای اجتناب از آن می‌تراشیم؛ بهانه‌هایی چون وقت نداشتن و امثال آن. اما اگر بتوانیم خود را وادار به تمرین این روش و مکتوب کردن نتایج آن کنیم ـ زیرا چنین افکاری را تقریباً پیش از آنکه کاملاً به چنگ آوریم از یاد می‌بریم ـ دستاوردهای حاصل از آن می‌تواند به‌غایت آموزنده باشد. آنیموس: روح حقیقت درونی در زنان باربارا هانا 📍@ravantahlil  | گروه آموزشی روان تحلیل 📚

  • 8 авг.1 1091119

    زندگی‌ها تنها زمانی تراژیک نیستند که آدم‌ها نتوانند به هرآنچه می‌خواهند برسند، بلکه زمانی تراژیک‌اند که خواستنِ آن‌ها، وجودشان را مثله کند؛ هنگامی که خواسته‌هایشان مستلزم زیانی تحمل‌ناپذیر باشد. چشم‌پوشی آدام فیلیپس 📍@ravantahlil  | گروه آموزشی روان تحلیل 📚

  • 7 авг.1 0781616

    تخیلات فعال فراتر از رویاها هستند؛ زیرا آن‌ها بیانگر درهم‌آمیختگی و پیوند میان خودآگاه و ناخودآگاه‌اند. این همان حل‌شدن اضداد و همان راه میانه است. از این طریق می‌توانید مسیر خود را بیابید و راه را پیدا کنید. بی‌شک این کار شما را خسته می‌کند، چرا که دست به آفرینشی خلاقانه و سترگ زده‌اید. شما با این کار در حال آفریدن خویشتن هستید. شما در حال خلق راه‌حل اخلاقی خودتان هستید. به راه خود ادامه دهید... با آن‌ها همراه شوید و دیری نمی‌پاید که شما را به قالب مناسب برای ناخودآگاهتان رهنمون خواهند شد. — کارل یونگ 📍@ravantahlil  | گروه آموزشی روان تحلیل 📚

  • 7 авг.1 0901751

    ایونت روان تحلیل حضوری و آنلاین رایگان جمعه ۱۶ مرداد ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷ موضوع: موضوع «راه انسان شدن» انسانِ تماماً کارکردی پویایی‌های سفر رشد شخصی شرایط تسهیل‌کننده رشد در مسیر انسان شدن موانع و چالش‌های راه انسان شدن مدرس:محمد مهدی کهربی ۰۹۱۲۱۷۹۵۷۳۹…

  • 7 авг.1 023711

    شاید گمان کنید که من هیچ دوست و رابطه‌ای ندارم؛ امَا این‌گونه نیست! من با تک‌تک فرزندان، همسرِ فرزندان و نوه‌هایم روابطی کاملاً منحصربه‌فرد دارم. با وجود این، سرنوشت‌سازترین دیدارهای زندگی من با انسان‌های کاملاً معمولی بوده است؛ یا با کسانی که به خطا به آنان لقب «بیمار» را داده‌ایم. این‌ها همان دیدارهایی بودند که من از آن‌ها درس آموختem. همین امر در مورد دیدارهای من با ماونتین لیک و پاندیتی ساده در هند نیز صادق است. تأملاتی بر زندگی و رؤیاهای کارل گووستاو یونگ آنیلا یافه 📍@ravantahlil  | گروه آموزشی روان تحلیل 📚