نگیدنگفتیم!؟ | احمدجانجان
Статистика📉تحلیل سیاسی-اقتصادی📈 ▪️تحلیلگر اقتصاد سیاسی ▪️پژوهشگر حوزه تحریم و جنگ ارزی ▪️تحلیلگر و مشاور بازارهای مالی، ارز، طلا، سهام، مسکن، نفت و... 📌ارتباط با من: @NagidNagoftim_Admin 📷 Instagram.com/NagidNagoftim
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 18
- Всего постов
- 50
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Экономика
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 792
- 1/48двое суток
- 2 053
- 1/72трое суток
- 2 214
Медиана по постам, которые мы застали свежими и померили через сутки.
Посты
آثار جنگ بر زیرساختهای انرژی کشور؛ در غائله بنزین مساله فقط «قیمت» نیست، مساله «موجودی» است! سقاب اصفهانی در تلویزیون گفت مصرف روزانه بنزین به ۱۳۰ تا ۱۳۵ میلیون لیتر رسیده، درحالیکه «تولید پیش از جنگ» حدود ۱۱۰ تا ۱۱۵ میلیون لیتر بوده و روزانه ۲۰ تا ۲۵ میلیون لیتر وارد میکردیم؛ توجه کنیــــــــــد؛ پیش از جنــــــــــــگ و پیش از حمله به پالایشگاهها و زیرساختهای نفت و گاز! یعنی مساله امروز فقط این نیست که «بنزین را چقدر بفروشیم»؛ مساله این است که با این فاصله میان تولید و مصرف، اساسا چطور میخواهیم تعادل را حفظ کنیم!؟ کسانی که هنوز میگویند «اول فلان کار را بکنید، بعد سراغ اصلاح بنزین بروید»، باید یک سوال ساده را پاسخ بدهند: وقتی هر روز دهها میلیون لیتر از مصرفمان بیشتر از تولیدمان است، قرار است این کسری را تا کجا و با واردات از کدام کشور جبران کنیم؟ تامین بنزین شمال با حمله اوکراین به پالایشگاههای بزرگ روسیه دچار اخلال جدی شده و تنگه هرمز هم که توسط امریکا محاصره شده؛ اعزه سرشار از شعار بفرمایند بنزین را قرار است چگونه تامین کنند قبل از جیرهبندی و صفوف صفهای کیلومتری پشت پمپبنزینها در شهریور!؟
https://x.com/i/status/2088305111327985779
گاهی باید از هیاهو فاصله گرفت تا دوباره به اصل ماجرا فکر کرد. دو هفته پیش نوشتم: «شاید سکوت، آخرین اعتراضی باشد که برای انسان باقی میماند.» امروز برگشتم؛ چون هنوز باور دارم بعضی چیزها را باید به جای تکرار هشدارها، اصلاح کرد؛ از جمله همین #بنزین که مسئلهاش فقط قیمت نیست، مسئلهی حکمرانی، عدالت و آینده است. اینبار، کار مهمتر از گفتن است. به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم + الهی به امید اسم اعظمت https://x.com/i/status/2087987751719428221
در مورد بنزین ۸۷۰۰۰ تومانی: با چند نفر از مسولین کشور صحبت کردم، نتیجه اینکه این طرح مال وزارت نفت هست و گویا مصوبه سران هم نداره و اصلا به سازمان بهینهسازی و آقای سقاب اصفهانی مرتبط نیست.
‼️اعلام نرخ گاز خوراک ۳ ماهه و گاز سوخت ۴ ماهه ۱۴۰۵ @roozecoo
پیوست روششناسی گزارش «نرخ خوراک، یک عدد واحد نیست» برای آن دسته از مخاطبانی که میخواهند مسیر محاسبه را ممیزی کنند، سه منبع اصلی زیر کفایت میکند: ۱. متن رسمی قاعده ۹۵درصدی متانول و تسویه ۳۰روزه https://qavanin.ir/Law/TreeText/?IDS=14270293012211008556 ۲. افشای نرخ خوراک و سوخت سال ۱۴۰۵ در کدال https://my.codal.ir/fa/statement/722424/ ۳. گزارش فنی مبنای شدت خوراک متانول و اوره https://ieaghg.org/publications/2017-03%20Techno-Economic%20Evaluation%20of%20HYCO%20Plant%20Integrated%20to%20Ammonia%20%20Urea%20or%20Methanol%20Production%20with%20CCS.pdf عددهای ۷۱۰ مترمکعب برای هر تن متانول و ۳۳۸ مترمکعب برای هر تن اوره، معیارهای مهندسی خوراک در مدل مقایسهایاند؛ نه مصرف واقعی افشاشده شرکتها. برای تبدیل مدل به برآورد اختصاصی هر شرکت، باید حجم خوراک مندرج در صورتحساب یا یادداشت صورت مالی، جدا از گاز سوخت، جایگزین شود. https://t.me/EhsanahmadyOfficial
без подписи
без подписи
عدد واقعی کجاست و سناریو از کجا آغاز میشود؟ https://t.me/EhsanahmadyOfficial
без подписи
без подписи
هر کسی که ثابتی بهش تهمت زده رو جمهوری اسلامی داره میکنه مسئول رده بالا 😅😂
Economic Reform, Including Reform of the Electricity Market
دیروز عصر در همایشی با موضوع صنعت برق صحبت کردم. در امکانم نبود که کاری همهجانبه دربارهی اقتصاد برق، ساختار صنعت، سرمایهگذاری، قیمتگذاری، ناترازی و مسائل فنی آن انجام دهم. بنابراین تصمیم گرفتم بهجای پراکندهشدن در موضوعات متعدد، چند اسلاید تهیه کنم و فقط به پرسشی ساده پاسخ دهم: چرا وضع برق ما به اینجا رسیده است؟ تلاش کردم نشان دهم آنچه امروز در صنعت برق میبینیم، حاصل اتفاقی ناگهانی یا صرفاً کمبود ظرفیت نیروگاهی نیست. سالها قیمتها را از واقعیتهای اقتصادی دور نگه داشتهایم، سرمایهگذاری لازم را به تعویق انداختهایم، بازده سرمایهگذاری در این صنعت را کاهش دادهایم، بدهیها را انباشته کردهایم و هر بار که اصلاحی ضروری بوده، به دلیل هزینههای اجتماعی و سیاسی آن، تصمیم را به آینده موکول کردهایم. حاصل این روند آن است که مسئلهای که زمانی میشد با هزینهای قابلکنترل اصلاح کرد، بهتدریج به ناترازی بزرگی تبدیل شده که اکنون خود را به شکل کمبود برق، محدودیت تولید و خاموشی نشان میدهد. پیام اصلی ارائه برای من، در واقع فراتر از صنعت برق بود. تجربهی برق بسیار شبیه تجربهی ارز و برخی دیگر از حوزههای اقتصاد ایران است: اصلاح اقتصادی را میتوان به تعویق انداخت، اما نمیتوان برای همیشه حذف کرد. اگر خودمان در زمان مناسب اصلاح نکنیم، سرانجام واقعیتهای اقتصادی آن اصلاح را به ما تحمیل میکنند. تفاوت مهم این است که در حالت اول، هنوز دربارهی زمان، سرعت، شیوه و نحوهی توزیع هزینههای اصلاح حق انتخاب داریم؛ اما وقتی بحران فرا میرسد، بخش بزرگی از این اختیار را از دست دادهایم. در بازار ارز، اصلاحی را که سالها از انجام آن پرهیز میکنیم، سرانجام جهش نرخ ارز با هزینهای بسیار بیشتر بر جامعه تحمیل میکند. در برق نیز اگر قیمت، سرمایهگذاری، ساختار بازار و نقش دولت را بهموقع اصلاح نکنیم، کمبود برق و خاموشی همان اصلاح را، این بار به شکلی خشنتر، انجام میدهند. در این حالت هزینه فقط در قبض برق ظاهر نمیشود؛ کارخانهای که تولیدش متوقف میشود، بنگاهی که سرمایهگذاری نمیکند، اشتغالی که ایجاد نمیشود و خانواری که با خاموشی مواجه میشود، همگی بخشی از هزینهی اصلاح بهتعویقافتاده را میپردازند. بنابراین شاید بتوان پیام این چند اسلاید را در یک جمله خلاصه کرد: اصلاحات را یا خودمان، در زمان مناسب و با برنامه انجام میدهیم، یا آنقدر به تأخیر میاندازیم تا سرانجام بحران، همان اصلاحات را بر سر جامعه آوار کند. متأسفانه در بسیاری از حوزههای اقتصاد ایران، از جمله ارز و برق، راه دوم را بارها تجربه کردهایم. اسلایدهایی را که با همین نگاه و در فرصت بسیار محدود تهیه کردم، در زیر میآورم. شاید برای دوستان قابل استفاده باشد یا دستکم زمینهای برای بحث بیشتر دربارهی اقتصاد صنعت برق و، در سطحی وسیعتر، هزینهی تعویق اصلاحات اقتصادی فراهم کند.
تفاوت بین اصلاحات جبری(بالا رفتن از درخت وسط دریا) یا اصلاحات اختیاری! کمونیستها آنچه را که این سالها بدان انذار میدادیم، تمام و کمال محقق کردند با پوپولیسم کثیفی که به جامعه تزریق کردند! + دکتر امیر کرمانی، اقتصاددان و هیئت علمی و استاد دانشگاه برکلی…
این همان اصلاحات جبری ست که بارها در موردش صحبت کردم. البته سیاستگذار، سالها مخیر بوده از گزینههای متعدد استفاده کند اما نکرده و طی مرور زمان، گزینهها کمتر شده و ریسکیتر. مثالی که معمولا میزنم مثال گزینههای روی میز راننده است.
وقتی کسی میگه «به راحتی ۳۰ تا ۵۰ میلیارد دلار خط اعتباری از چین میگیریم و محاصره رو بیاثر میکنیم» معلومه سر از هر و بر در نمیاره! بیاین فقط یک حساب سرانگشتی انجام بدیم:👇 میانگین ارزش هر تن کالای وارداتی ایران حدود ۱۷۰۰ دلاره. یعنی ۵۰ میلیارد دلار واردات، معادل حدود ۳۰ میلیون تن کالاست! حالا این ۳۰ میلیون تن چطور باید وارد کشور بشه؟ با شعار و باد به غبغب انداختن و داد زدن!؟ این ۳۰ میلیون تن معادل ۶۰۰ سفر دریایی ۵۰هزار تنی یا ۴۳۰هزار واگن ریلی ۷۰ تنی و یا ۱.۵۰۰.۰۰۰ سفر کامیون ۲۰ تنی به حساب میاد! واسه اینکه بفهمید این ادعا چقدر احمقانه و مضحکه باید خدمتتون عارض شم که ما ۳۰هزار تا واگن داریم که همین الان هم ظرفیتشون پره و این حجم بار ۱۴ برابر ظرفیت ریلی فعلی کشوره حالا بماند چند تا لوکوموتیر هم نیاز داریم!
در نکوهش چرا عدهای قرار نیست #بعدازجنگ هم عددبفهمند چون خطوط ریلی توانایی جایگزینی حمل و نقل دریایی و بندری را ندارد!
«اصول فیزیک ولایی»
سوال بوعلیسینا از ناتلی در کودکی: پیش از حدوث جهان به چه کاری بوده است جز خداوندی؟