- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 59
- 1/48двое суток
- 67
- 1/72трое суток
- 72
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
تا اطلاع ثانوی خبری از پست نیست.
اسپانیای انقلابی
در پیش گفته شده بود، که رومیها خدایان یونانی را تقبل کردهاند. اسطورهشناسی شاعران رومی به طور کامل از یونان اخذ شده است. - لیکن ستایش این خدایان زیبای خیالبافی در میانشان امری بسیار سرد و بیرونی بوده است. در سخنوریهایشان از ژوپیتر، ژونو، مینروا و چنین به نظرمان میآید، انگار ما در نمایشخانه نشستهایم. یونانیها دنیای خدایانشان را با محتوایی ژرف و غنی از اندیشه آکنده ساختند و با ابتکارهای شاد تزیین کردند. این جهان برایشان زمینهی ابداع مستمر و آگاهی پراندیشه بود و از این طریق گنجینهای گسترده و تمام ناشدنی برای دریافتهای حسی، حالتهای خلقی و شعور در اسطورهشناختیشان آفریده شد. روح رومی خود را در این بازیهای خیالبافانهی پرمعنا با روان خویش حرکت داد، اگرچه در آن غرق نشد، بلکه آن اسطورهشناسی به مثابه امری مرده و بیگانه در میانشان جلوهگر شد. در شاعران رومی به خصوص ویرژیل پذیرفتن ورود خدایان، محصول یک فهم سخندلانه و تقلید بود. در آن اشعار، خدایان بدون درنگ به افزاروارهها تبدیل میگردند و به شیوهای کاملاً بیرونی به مصرف میرسند؛ همانگونه که به همچنین در کتابهای درسی دربارهی دانشهای زیبا، علاوه بر سایر مقررات، این نیز یافت میگردد، که اسطورهها به این خاطر ضروری هستند، چون میتوانند شگفتی بیافرینند. گئورگفریدریش هگل: درسهایی درباره فلسفهیِ تاریخ - بخش سوم: جهان رومی - باب نخست: روم تا دومین جنگ پونی - فصل اول: روح رومی - ص۳۷۸ - ترجمهی ابراهیم ملک اسماعیلی
без подписи
به این جماعت باید گفت: «متمدن و شهروند حقیقی» ما که بیشتر مطیعِ امر خلیفهایم.
دیگه ظاهراً باید بیوفتیم تو خط قسط با این اوضاع!!
دیگه ظاهراً باید بیوفتیم تو خط قسط با این اوضاع!!
без подписи
без подписи
📕: کارل اشمیت (1962)، نظریهی پارتیزان، برگردان به انگلیسی سی.جی.میلر (2020)، برگردان به فارسی ارسند (۲۰۲۶). #کتاب @HISTORY_ANALYSIS
без подписи
https://www.marxists.org/history/france/revolution/robespierre/index.htm
https://www.marxists.org/history/france/revolution/robespierre/index.htm
منبع طلا رو پیدا کردیم
آقا یا زرتشت
انگلس عملاً عضوی از خانوادهی مارکس بود. دختران مارکس او را پدر دوم خود مینامیدند. او یار غار مارکس بود... از جوانیشان، آن دو باهم و همپای یکدیگر پیش رفتند. در فضای فکری، احساسیِ صمیمانهای زندگی میکردند و دغدغههای انقلابی یکسانی داشتند. مادامی که باهم…
انگلس یار غار مارکس
قال امام مارکس (ره):
- انسانها بیش از هر چیز دیگر از اندیشیدن وحشت دارند بیش از فقر حتی بیش از مرگ. «اندیشه» انقلاب میکند. از تخت به زیر میکشد و نابود میسازد. امتیازات دروغین سنن و عرف جوامع و عادات راحت طلبانهٔ انسانها را بدون ذرهای رحم، از دم تیغ میگذراند. هیچ قانونی را به رسمیت نمیشناسد -آنارشیست است' مراجع قانونی را به پشیزی نمیانگارد و بر خرد کهن نیز وقعی نمینهد..! - اندیشه به سادگی در گودال جهنم مینگرد و هراسی او را فرا نمیگیرد. - بشر لکه کوچکی مغروق در ژرفای بی پایانی از سکوت است. اندیشه این را میبیند و با این حال غرورمندانه خود را به نمایش میگذارد. گویی ارباب کائنات است. «اندیشه» چالاک، آزاد و عظیم است. یگانه روشنایی این جهان و بزرگترین مایه فخر بشر..! چرا بشر می جنگد برتراند-راسل.