NeoPesarism...!
Статистикаمرد و زن به یک اندازه ارزشمندند اما هیچوقت برابر نیستند و نخواهند بود! برتری وجود ندارد 📪 انتقادات، پیشنهادات و ارسالی: @Neo_Contact📣 🖼 اینستاگرام: http://Instagram.com/neopesarism_ 🕊 توییتر: http://twitter.com/NeoPesarism
- Последний пост
- 22 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 693
- 1/48двое суток
- 794
- 1/72трое суток
- 856
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بنده از شما عذر میخوام که چنین چیزی رو منتشر میکنم؛ اما در تمام دنیا به این بدن ، عنوان غیربهداشتی بودن میدن. بعضی وقتا تلاشهای دوستان فمینیست خارج از درکه. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter
عرض ادب خدمت دوستان گرامی؛ وقت همه به نیکی. کمااینکه قبلا هم خدمت شما سروران عزیز عرض کردم: زن پس از ازدواج نیز حق اشتغال به شغل مورد علاقه خود و نیز تحصیل را دارد؛ ولو که زوج مخالف اشتغال یا تحصیل وی باشد. این یک حق بنیادین برای زن است که قابل سلب نیست؛ حتی اگر خود زن هم بخواهد. پس این چرندیات و دروغ ها که نمی دونم، اجازه تحصیل یا اشتغال زن دست مرده و... دروغ محضه، یه جور تبلیغ سیاسیه. رای جالب توجهی از قضات محترم شعبه دوازده دادگاه تجدیدنظر استان مازندران صادر شده که موید بیانات اینجانب است و به پیوست به حضور تقدیم می گردد. تنها محدودیت، اشتغال به شغل منافی مصالح خانوادگی یا حیثیت زوج یا زوجه است که حتی در اینجا هم زوج باید برای منع زوجه از اشتغال به آن شغل از طریق دادگاه اقدام کند و حق مداخله خودسرانه را ندارد. البته تعداد این مشاغل خیلی کمه، کار کردن عیب و عار نیست و خیلی از مشاغل هم خلاف مصالح و حیثیت نیستند. نکته دیگر اینکه زوجه هم متقابلا به استناد ماده ۱۸ قانون حمایت خانواده سال ۱۳۵۳ چنین حقی را دارد و می تواند برای منع شوهر از اشتغال به شغل منافی مصالح خانوادگی یا حیثیت خودش یا زوج از طریق دادگاه اقدام کند. اما یه شرط اضافه در مورد مرد وجود دارد که در مورد زن وجود ندارد؛ منع شوهر از اشتغال به شغل منافی مصالح و... نباید موجب اخلال در معیشت خانواده شود. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
پست بعدی ، از یک فعال حقوق مردان هست که حدودا ۷ یا ۸ سال پیش منتشر شده و براتون بازنشر میکنم. بخونید و ببینید که چقدر راحت با دروغ و مظلوم نمایی تلاش میکنن که امتیازات و باج های بیشتری از مردان و حکومت بگیرن :
مصاحبه دکتر جردن پیترسُن با هلن لوئیس دکتر پیترسون ۶۴ ساله نویسنده، دانش آموخته علوم سیاسی و روانشناس بالینی که پیاچدی روانشناسی بالینی از دانشگاه مکگیل گرفته بعد به عنوان استادیار و دانشیار دانشکده روانشناسی دانشگاه هاروارد فعالیت کرد بیست سال هم استاد تمام دانشگاه تورنتو بود. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter
قهرمان مبارزه با کودکان کار اقبال مسیح که یه پسر پاکستانی بود که در ده سالگی از کارگاه فرش بافی که از کودکان بعنوان کارگران مجانی استفاده میکرد فرار کرد و بعد از آن مشغول مبارزه با پدیده کودکان کار شد و توانست ۳۰۰۰ کودک دیگر را از بردگی و بیگاری نجات دهد. اقبال به خاطر تمام تلاش هایش موفق به دریافت جایزه حقوق بشر ریبوک Reebok شد. فعالیتهای او باعث لطمه خوردن به بازار کار سرمایه داران سوء استفاده گر شد و در نهایت در دوازده سالگی توسط همین سرمایه داران با صد و بیست گلوله ساچمه ای کشته شد. ( نکته: بیشتر قربانیان کودکان کار پسران هستند.) 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter
نه ، یعنی نه.حتی اگه همسرت باشه! معیار و استاندارد اینه که حتی اگه همسرت بهت بگه نه ، تو هیچگونه حق مطالبه خدمات جنسی نخاهی داشت و اگه به اجبار کاری کنی ، تجاوز محسوب میشه. اما اگه همسرت ازت مطالبه خدمات مالی کنه ، و تو بگی نه ، اینجا معیار و استاندارد ۱۸۰درجه متفاوت خواهد بود. اینجا شما خیلی بیجا کردی زن گرفتی اگه نمیخواستی مهریه و نفقه بدی. این خدمات مالی به اجبار از شما گرفته خاهد شد و تجاوز هم محسوب نمیشه. در حالی که داره به زنها آموزش داده میشه که نه ، یعنی نه ، حتی اگه همسر باشی ، همجنس های شما دارن میچرن تا پشم و شیر بیشتری برای سیستم زنسالاری فراهم کنن و مشخص نیست که در کدوم مراسم عزا یا عروسی ، کدوم یکی از مردان قربانی و کباب بشه! ⚠️این پست یه هشدار و یادآوریه! در دنیایی چنین مردستیز که استاندارد ها تماما بر علیه مردان و براساس منافع زنها تغییر میکنن ، نزدیک شدن به هر موجود ماده ای میتونه بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی برات خطرناک و آسیب زا باشه. از زنها دوری کن! 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter
دوستان نئو پسریسم ممنون که همیشه کنار ما بودید و خواهید بود حقیقتش هیچکدوم از ادمین ها دل و دماغ حضور و پست گذاشتن نداشت و نداره هممون توی وضعیتی هستیم که اصلا توضیح نمیخواد. خیلی هامون اینقدر درگیر کار شدیم که علنا وقتی برای خودمون هم نداریم سالم باشید و پر روزی بزودی پر قدرت شروع میکنیم👊💪 مراقبت کنید❤️
💢 فرانچسکو توتی : فوتبال رو کنار گذاشتم و پدرم رو به دلیل کرونا از دست دادم، همسرم کنارم نبود. با اینکه من بهش اعتماد داشتم همه بهم میگفتن همسرت داره بهت خیانت میکنه. منم یه روز رفتم تلفنشو چک کردم با اینکه مطمئن بودم اینکار رو نمیکنه ولی چیزی تو گوشیش دیدم که دیگه هیچ وقت نتونستم اون ادم قبلی بشم.... همسرم به کمک پدرش، یکی از صندوقهای امانت من در بانک را خالی کرده و کولکسیون ساعت های رولکس من را برداشت. البته ایلاری ادعا کرده که من این ساعتها را به او هدیه دادم، اما من از شما یک سوال دارم، کدام مردی به همسرش ساعت مردانه هدیه می دهد؟ حتی به او پیشنهاد دادم خانه را به فرزندان اختصاص دهیم، من سه روز با بچه ها باشم و او چهار روز، اما ایلاری این پیشنهاد را نیز قبول نکرد و قصد داشت کل خانه را برای خود کند هیچ ثروت، شهرت یا جایگاه اجتماعی نمیتواند امنیت عاطفی یا وفاداری را تضمین کند. مردان باید پیش از هر چیز ستون وجود خود باشند و روی استقلال روانی، مالی و هویتی خود سرمایهگذاری کنند، نه اینکه همه ارزش و آرامششان را به دیگری بسپارند. وقتی تمام شادی، آرامش و امنیتت را به یک نفر گره بزنی، در واقع قدرتت را واگذار کردهای. اگر او برود یا خیانت کند، همه چیزت فرو میریزد. مردانگی واقعی یعنی ستون بودن برای خودت. مردی که خودش ستون خودش نباشد، دیر یا زود سقوط میکند؛ حتی اگر اسطوره فوتبال باشد. استقلال مالی، روانی و فکری یک شعار نیست، بلکه تنها راه مقاومت در برابر تلخترین ضربههای زندگی است. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter
💢 واقعیت تلخ این است: شما جواهر نیستید، بلکه نمایشگر منتگذاری هستید. شرافت با یادآوری اینکه «میتوانستم سقوط کنم اما نکردم» ساخته نمیشود. این جمله، معاملهای آشکار با جامعه و مردان است: «به من احترام بگذارید، چون گزینهی راحتتر را انتخاب نکردم.» نمایش زن امروز نه از جنس کار است و نه از جنس رنج؛ بلکه از جنس منت است.منت بر مردان، منت بر جامعه. شرافت را با گزینههای آلترناتیو نمیسنجند. شرافت یعنی انتخاب درست، بینیاز از مقایسه و بینیاز از معامله با نگاه دیگران. هر بار که چنین روایتهایی را میشنوید، پشت آن یک تله وجود دارد؛ تلهای برای گروکشی عاطفی و برای آنکه مرد همیشه بدهکار بماند. مردها باید بدانند که این قبیل توییتها فقط برای گرفتن امتیاز و سوار شدن روی موج ترحم و توجه طراحی شدهاند. کرامت واقعی در استقلال و آزادی انتخاب است، نه در تماشای نمایشی که با اشک و آه و جملههای دراماتیک، بار دیگر زن را در مرکز جهان قرار میدهد . 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter
💢 روز سرباز سربازی اجباری در ذات خود چیزی جز مصادرهی دو سال از عمر جوانان نیست؛ سالهایی که میتوانستند صرف رشد فردی، شکوفایی استعدادها و ساختن آیندهای مستقل شود. هیچ تجربهی ارزشمندی از دل اجبار بیرون نمیآید؛ اجبار، انسان را به ابزار تقلیل میدهد و آزادی را به اسارت. سیستمی که بر پایهی اجبار بنا شود، به جای ارتشی حرفهای و کارآمد، لشکری از ناراضیان و سرخوردهها بهوجود میآورد. مردانی که میتوانستند موتور محرک اقتصاد، علم و فرهنگ باشند، در حصار بیثمر سربازی فرسوده میشوند. آرمان ما، ارتشی حرفهای و داوطلبانه است؛ جایی که حضور در آن انتخابی آزادانه باشد، نه زنجیری بر گردن. روزی باید فرا برسد که سربازی اجباری نه یک «وظیفه مقدس»، بلکه یک خطای تاریخی شناخته شود و از حافظهی اجتماعی پاک گردد. #نه_به_سربازی_اجباری #از_سربازی_بگو 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter
💢 مدعیان برابری، در روزهای عادی از قدرت، موقعیت، تساوی و استقلال زن میگویند، اما بهمحض بروز خطر، جنسیت را بهانهی فرار از مسئولیت میکنند. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter
دوستان حالا که جنگ شده وقتش نشده بریم برای برابری جنسیتی؟ 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter
💢 مردان خود را سپر بلای دیگران میکنند؛ زیرساخت میسازند، امنیت میآفرینند و در بحرانها، اولین خط دفاع هستند. همانها که در زمان صلح و آرامش نادیده گرفته میشوند و چنین جلوه داده میشود که دیگران نیازی به آنها ندارند. بدون تلاش، فداکاری و زیرساختی که مردان فراهم میکنند، رفاه و آسایش تنها یک خیال است و دنیایی که رؤیای بیمرد شدن در سر دارد بهزودی در آیینهی آوار، حقیقت را خواهد دید: اینکه آسایش، حاصل عرقیست که دیده نمیشود و نجات همیشه صدایی دارد که مردانه است. پن: مردان امدادگر در تلاش برای بیرون کشیدن سه آدم زنده از زیر آوار برجا مانده از یکی از حملات اسرائیل در تهران. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter
💢 پدران، بیش از هر کس دیگر نگران شما هستند میایستند… میسازند… تحمل میکنند… تا شما در این ویرانه، هنوز جایی برای تکیه دادن داشته باشید. آن ها ترس و دلهره را بروز نمیدهند چون میدانند، اگر ترس هایشان نمایان شود. زمین زیر پای شما خواهد لرزید، و جهانِ کوچکتان به ناگاه فرو خواهد ریخت. امید که تیر و ترکش، زخم و ماتم، راهی به خانههاتان نیابد. و امید،حتی در عمیقترین تاریکیها،روشن بماند. به امید فردایی که هیچکس برای زنده ماندن نجنگد؛ فقط برای زندگی تلاش کند. پ ن:عکس تزئینی است #پدر 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter
💢 مدل نظامی ایران همچنان از اصول دفاع تودهای پیروی میکند؛ گویی جنگ جهانی دوم ادامه دارد. در این مدل، تعداد نفرات، توهم امنیت میآفریند و تصور میشود اگر پادگانها پر باشند، مرزها امناند. این منطق، زمانی جواب میداد که دشمن با لشکرکشی و تانک پیشروی میکرد. اما در 2025، دشمن از کیلومترها آنسوتر، با پهنه ماهوارهای،موشکهای نقطهزن، درونهای رادارگریز و نفوذ سایبری، عملیات انجام میدهد. در چنین فضایی، نیروهای غیرحرفهای نه تنها مؤثر نیستند، بلکه آسیبپذیرترین و بیدفاعترین اجزای میداناند و آرکان آخش، درست در همین نقطه ایستاده بود: قربانی شکاف بین مدل دفاعیِ ما و واقعیت میدان . سربازی در ایران، عمدتاً بر پایه "اطاعت کور" بنا شده، نه "تحلیل موقعیت". آموزشها به جای ایجاد یک سرباز استراتژیک، فردی مطیع و تسلیم میسازند. نتیجه این است که سرباز نه تنها ناتوان از تصمیمگیری در لحظه بحران است، بلکه اصلاً نمیفهمد در چه سناریویی قرار گرفته. تا زمانی که ایران ارتش حرفهای نداشته باشد، امنیت ملی دائماً با نیروی بیتجربه، بدون آموزشهای فناورانه و ناکارآمد پوشش داده میشود و این، نه فقط غیرکارآمد است، بلکه خطرناک. آرکان، نشانه این خطر است. اگر او کشته نمیشد، شاید در پایان دوران سربازی، با یک حس فرسودگی و بیفایده بودن، از پادگان خارج میشد مثل هزاران نفر دیگر،اما حالا مرگش سندیست بر اینکه مدل سنتی ما، نهتنها ناکافی، بلکه کشنده است. و اما راه نجات: _حذف سربازی اجباری و جایگزینی با ارتش حرفهای _تربیت سرباز در حوزههای فناوری جنگهای نوین (سیگنالی، پهپادی، سایبری) _بازنگری در دکترین دفاع ملی با تمرکز بر شبکهمحوری، تحرک بالا، هوش مصنوعی، تحلیل داده و پدافند چندلایه بدون این تغییرات، مرزهای ما تنها با اسامی جدیدی پر خواهند شد؛ آرکانها، یکی پس از دیگری و این اسم رمز فروپاشی است. #نه_به_سربازی_اجباری #از_سربازی_بگو 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter
💢 ۱۲ ژوئن روز جهانی مبارزه با کار کودکان شفقت، در ذات خود باید بیطرف باشد؛ پاسخی انسانی به رنج، فارغ از رنگ، طبقه، یا جنسیت. اما واقعیت تلخ این است که شفقت، در عمل اغلب مشروط است. بسیاری از جوامع تنها به رنجهایی واکنش نشان میدهند که با تصویر قالبی آنها از «قربانی» همراستا باشد. اینجاست که پسران کودککار، در سکوتی غمانگیز، از صحنهی همدردی جمعی حذف میشوند. در ادبیات، رسانه و سیاستگذاریها، کودککار اغلب با تصویری از دختری معصوم و مظلوم بازنمایی میشود. پسران، اگر هم دیده شوند، معمولاً در قامت کارگران کوچک، قهرمانان فقیر یا ستونهای نانآور خانه به تصویر درمیآیند. در این روایتها، رنج پسرانه نه مایه دلسوزی، بلکه گاه مایه تحسین است؛ گویی درد آنها، بخشی طبیعی از مردشدن است. این تفاوت نگاه، مصداقی روشن از سوگیری در شفقت است؛ حالتی که جامعه برای برخی رنجها دل میسوزاند، و برای برخی دیگر، تنها شانه بالا میاندازد. این تبعیض عاطفی، تبعاتی فراتر از بیعدالتی رسانهای دارد. وقتی شفقت از یک گروه دریغ میشود، سیاست، بودجه، حمایتهای اجتماعی و حتی زبان هم آنها را فراموش میکنند. پسران کودککار نهتنها بار فقر خانواده را بهدوش میکشند، بلکه اغلب از ابتداییترین حمایتهای اجتماعی، آموزشی یا درمانی نیز محروماند. آنها کار میکنند، کتک میخورند، ترک تحصیل میکنند و در معرض انواع خشونتها قرار دارند؛ اما در چشم جامعه، «مرد شدهاند». گویی کودکبودن آنها، به دلیل جنسیتشان، زودتر از موعد تمام شده است. وقتی کودکی تنها بهدلیل پسر بودن، «مقاومتر» یا «قویتر» تصور شود، در عمل از بسیاری از حقوق انسانی محروم خواهد شد. و این، نه تنها بیعدالتی، که شکلی از خشونت خاموش است. ۱۲ ژوئن، روز جهانی مبارزه با کار کودکان، فرصتیست برای بازنگری در معیارهای شفقت. برای بازتعریف نگاهمان به قربانی. پسران کودککار، بهاندازه دختران کودککار سزاوار دیدهشدن، شنیدهشدن و حمایت هستند. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter
💢 این جمله به ظاهر ساده، فریاد بلند یک نظام معیوب است که مرد را به برده مالی بدل میکند؛ مردی که پیش از آنکه همسر باشد، ابتدا باید بدهکار شود. "زنی که فقط طلبکار است و هیچ تعهدی ندارد، چرا باید در معادله زندگی مردان حضور داشته باشد؟" این جملهای است که هرگز نمیشنوید، اما باید شنیده شود.در دنیایی که از مرد انتظار میرود همه بار اقتصادی و مسئولیتها را تحمل کند چرا صدای زنان در پذیرش تعهد و مسئولیتهای مشترک گم شده است؟ «مردی که نمیتواند ۴۰۰ سکه بدهد؟» نه! سوال این نیست؛ سوال این است: چرا باید مردان اصلاً در چنین قمارخانهای بنشینند؟ چرا باید هویت مرد را با قیمت سکهها معامله کرد؟ به هیچ وجه زیر بار این سازوکار تحقیر نروید! به هیچ وجه مردانگیتان را با عدد و سند معامله نکنید! به هیچ وجه اجازه ندهید از شما "بردهی قانونی" بسازند! 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter
💢 جامعه در بزنگاههای خاص، دچار بحرانهای عاطفی میشود. حوادث تلخ و تکاندهندهای که احساسات عمومی را جریحهدار میکنند، نه فقط در سطح خبر، که در عمق روان جمعی اثر میگذارند. در چنین زمانهایی، مردم بهطور طبیعی نیاز به تخلیهی روانی پیدا میکنند؛ جامعه به دنبال مقصر میگردد، به دنبال معنابخشی به رویداد هولناک میرود. اینجا اما یک خطر بزرگ شکل میگیرد: فرایند تعمیم خطای فردی به گروهی بزرگتر؛ یا به زبان سادهتر: "قربانیسازی جمعی". مشاهده میشود که پس از وقوع یک جنایت فردی (قتل الهه حسیننژاد ) در بستر خدمات اینترنتی حملونقل، موجی از بیاعتمادی، بدگمانی و حتی نفرت عمومی علیه کل رانندگان اسنپ در حال شکلگیری است.این اتفاق نه عادلانه است، و نه به نفع سلامت اجتماعی. وقتی در شرایط بحران، "وجدان جمعی" جامعه به شدت هیجانی میشود؛ مرز میان «یک فرد خطاکار» و «یک گروه شغلی شریف» کمرنگ میگردد.مردم تحت تاثیر این جو روانی، تمایل پیدا میکنند که یک صنف کامل را به عنوان مظنون در نظر بگیرند، و اینجاست که قربانیسازی آغاز میشود. امروز دقیقاً با همین وضعیت روبهرو هستیم: گروهی از مردم میپندارند که شغل یا جنسیت رانندگان، بهخودیخود آنها را در معرض اتهام قرار میدهد. اظهاراتی مطرح میشود که گویی رانندگان اسنپ به طور ذاتی تهدیدآمیز هستند. فراخوانهای غیررسمی به تحریم یا بدبینی عمومی علیه این شغل در شبکههای اجتماعی به چشم میخورد. در این میان، واقعیت ساده اما مغفول این است که: اکثریت رانندگان اسنپ، مردانی هستند که در دل شرایط سخت اقتصادی امروز، برای تامین معیشت خانوادههای خود تلاش میکنند. هزاران راننده روزانه میلیونها سفر بیحاشیه و امن انجام میدهند؛ اما یک حادثهی جنایی موجب شده که اعتبار شغلی و حتی امنیت روانی آنها زیر سوال برود. در جامعهای که همچنان بار مالی خانوادهها بر دوش مردان نهاده شده، این حرفه برای بسیاری از آنان تنها روزنهی امرار معاشی آبرومندانه است؛ تلاشی صادقانه برای حفظ کرامت خویش در دل شرایط اقتصادی دشوار. اگر اجازه دهیم که فضای احساسی این روزها، شکل پایدار بیاعتمادی و بدبینی علیه رانندگان ایجاد کند، دو خطر بزرگ در پیش داریم: 1: نابودی اعتماد اجتماعی در روابط روزمره: وقتی راننده و مسافر با سوءظن متقابل به هم نگاه کنند، امنیت روانی هر دو از بین میرود. 2:به حاشیه راندن گروهی از مردان شاغل که شرافتمندانه کار میکنند، و ضربه به اقتصاد خانوادههای آنان. نباید با موجسواریهای هیجانی و تعمیمهای ناعادلانه، حق نانآوری میلیونها نفر را به خطر انداخت. ما هم امنیت را میخواهیم، هم عدالت را. اما عدالت یعنی دیدن هر فرد در جایگاه خودش — نه تبدیل یک حادثهی فردی به برچسب جمعی. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter