tgindex
ملاحظات امید مهدی‌نژاد

ملاحظات امید مهدی‌نژاد

Статистика
@OmidMahdinejadперсидский

متأسفانه همینطور است @OMahdinejaD

Последний пост
22 мая
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 167
0 за 4 дн.
Сутки
+1
+0,09%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
970
20 постов
Вовлечённость
83,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 22 мая570713

    برهۀ واقعاً حساس کنونی ـ ۴ ▫️ حرکت بر روی لبه تیغ در تبیین موضع اصولی سراینده پیرامون جانباختگان وطن + ختم اندوهگین کلام. ▫️▫️ بی‌قرار از فتنۀ اهریمنیم داغدار کشتگانِ میهنیم هم جراحت‌دارِ زخم دشمنیم هم همه شرم از برادر کشتنیم ریخت در هر قصۀ غمناک‌مان خون فرزندان‌مان بر خاک‌مان دشمن از ما می‌کشد، ما نیز هم بی‌محابا می‌کشد، ما نیز هم ای دریغ از کشتۀ خونین‌کفن ای دریغ از خون ابنای وطن کی روند از یاد، داد ای داد، کی کشتگان جنگ و مرحومان دی خستۀ این زخمِ جانکاهیم ما هردو خون را نیز خونخواهیم ما هردوان ماییم، از ما کشته شد هرکه در این جنگ و دعوا کشته شد آنکه خفته در درون خود منم آنکه می‌غلتد به خون خود منم آنکه آتش خورد و آنکه زد منم آنکه کشت و آنکه می‌میرد منم... ▫️ باید این داغِ جگر را جار زد از غمِ این «خانه‌جنگی» زار زد از جوانان وطن گفت و گریست از شهید بی‌کفن گفت و گریست ردّ خونی در خیابان مانده است آه از اندوهی که در جان مانده است... 🔅 ـ اردیبهشت ۱۴۰۵ ـ قبلی: بین مردم عین خط‌کش خط نکش #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • 22 мая560310

    برهۀ واقعاً حساس کنونی ـ ۳ ▫️ در ادامۀ شرح همان معنای قبلی و ارائه نصایح گهربار به مجموعه حاکمیت + تقاضای گشایش اینترنت بین‌الملل + توضیح چریک نبودن سراینده. ▫️▫️ بین مردم عین خط‌کش خط نکش دم مده هی در تنور کشمکش مردمند اینان و مردم درهمند مملکت هشتاد میلیون آدمند عرض و طول میزها را جمع کن سفرۀ تبعیض‌ها را جمع کن زیر پای ویژه‌خواران را بکش تسمۀ مردم‌سواران را بکش نسلِ زد را زیر بال و پر بگیر درس از اخلاق پیغمبر بگیر هرچه با دشمن چنین بود و چنان با خودی نرم و لطیف و مهربان ▫️ آی سلطان، شیر نِت را باز کن از همین‌جا کار را آغاز کن ایستادی در هجوم ناگهان مثل شیری روبروی روبهان با هزارت زخم پیدا و نهان نام ایران شد بلند اندر جهان نِت نبود و رد شد این پیروزی‌ات عالمی حیرانِ فرصت‌سوزی‌ات ▫️ آی سلطان، کوی و برزن را ببین چشم بگشا، راه روشن را ببین فرصت اصلاح را از کف نده آنقدر فرصت نداری، تف نده... گفتنی را پیش از این هم گفته‌اند گفته‌اند و خواب خود آشفته‌اند حرف‌های دیگری هم هست، لیک من نگفتم، «شاعر»م من، نی «چریک» آسمانِ ماست ایران در زمین حرف اگر خواهی همان است و... همین ▫️ آه، اما زود یادت می‌رود... ▫️▫️ قبلی: شب به شب انبانِ بیکاران تهی بعدی: بی‌قرار از فتنۀ اهریمنیم #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • برهۀ واقعاً حساس کنونی ـ ۲ ▫️ ارائه انتقادات گزنده اما سازنده، و شرح این معنا که جسارتاً اوضاع خوب نیست و متولیان امر اگر صلاح می‌دانند عنایتی داشته باشند و مقداری شل کنند و حالی از مردم بپرسند، به نظر نمی‌رسد ایراد چندانی داشته باشد. ▫️▫️ شب به شب انبانِ بیکاران تهی لب به لب ماتحتِ برخواران گهی هرکه برخوردارتر طمًاع‌تر هرکه سردرکارتر منّاع‌تر جنس‌ها انباشته در سوله‌ها قدبلندان منترِ کوتوله‌ها پورسانت و رانت رسم معتبر هرکه فهمش هیچ، سهمش بیشتر... ▫️ آی سلطان، مردمان ناراضی‌اند مردمان هم شاکی و هم قاضی‌اند راه و رسم کدخدایی این نبود حق این مردم خدایی این نبود حال سیلی‌خورده را از دف بپرس حالی از اقشار مستضعف بپرس زیر خط فقر مسکن‌کرده‌ها جامۀ افلاس برتن‌کرده‌ها حالی از آنها که وارد نیستند دزد و رند و این موارد نیستند حالی از آنها که از بس همرهند وام اگر گیرند باید پس دهند حالی از آنها که تاشان کرده‌ای پس به حال خود رهاشان کرده‌ای از مواجب‌گیرهایت نیستند گرچه عمری باشرافت زیستند ▫️ خود بفرما چارۀ ناچار چیست راهکارِ تودۀ بیکار چیست خود بفرما چیست راه اعتراض تا نچسبانی‌ش بر ریش ریاض تا نه دشمن‌کام یا مغرض شویم از کجایت بر کجا عارض شویم؟ از حدود بستۀ فرهنگی‌ات پادگان‌پردازی و سرهنگی‌ات از رئیسانِ به خرج ما عزیز صندلی‌بازانِ دائم پشت میز از بِدوشان، ویژه‌خواران، نان‌بُران رانت‌گیران، پاچه‌مالان، حق‌خوران ▫️▫️ قبلی: چونکه گل رفت و گلابی شد تمام بعدی: بین مردم عین خط‌کش خط نکش #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • 22 мая401312

    🔅 فصل سوم: برهۀ واقعاً حساس کنونی ـ ۱ ▫️ در شرح این معنا که بحران‌ها می‌آیند و می‌روند و بعضی هم نمی‌روند و در نهایت ما می‌مانیم و نظام، پس سلام عرض می‌کنیم و عرایضی را به استحضار می‌رسانیم + تکریم مردم شریف + انتقاد شدید از ریاورزان. ▫️▫️ چونکه گل رفت و گلابی شد تمام باز ما ماندیم و آقای نظام وقت آن آمد که بگشاید زبان رو به سلطان، کی؟ یکی مثل شبان: ▫️ آی سلطان، با رعیت خوب باش دوست را دریاب و دشمن‌کوب باش مردمی مرغوب دارد این کیان بهتر از ایشان نیابی در جهان آنکه شر و شور را خواباند کیست در نهایت آنکه پایت ماند کیست آنکه اخمت را تحمل می‌کند در قبال سفتی‌ات شل می‌کند آنکه تاب آورده زور جنگ را ناترازی‌های دستِ تنگ را خود خبر داری به شادی له شدند در فشار اقتصادی له شدند جز مواجب‌گیرهای مفت‌خوار غیر قشرِ فربهِ خرمایه‌دار وام‌گیرانِ کلانِ پس‌نده کدخدا را دیده و چاپیده ده ▫️ اهلِ گفتن شو، شنیدن نیز هم دوست را بشناس، دشمن نیز هم دوستت: این مردمان باحیا دشمنت: ظاهرفریبان ریا هفت‌رنگان ریاکار دغل ریش‌پوشان شکم‌دار کچل زهدفرمایانِ سفتِ نرم‌پوش فیلترسازانِ وی‌پی‌ان‌فروش مغز را خوردند و بندِ پوستند دشمنند و در لباس دوستند بار اگر بندند، چرخش می‌کنند ریش‌شان را تیغ یا مش می‌کنند این دودربازان اگر دین داشتند قد پشکل عِرقِ آیین داشتند صبر مردم را نمی‌بردند سر شور مردم را نمی‌دادند پر ▫️▫️ قبلی: ما برای شاه‌مان خون می‌دهیم بعدی: شب به شب انبانِ بیکاران تهی #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • 22 мая303715

    شهزادۀ رویای من ـ ۲ ▫️▫️ ما برای شاه‌مان خون می‌دهیم راه‌مان دور است، بیرون می‌دهیم غم مخور شاها، که هرکس شاخ شد سهم او از شستِ ما بیلاخ شد فحش‌های کاف‌دارش می‌دهیم فحش بر ایل و تبارش می‌دهیم چوب در کار دهانش می‌کنیم چیز خود توی فلانش می‌کنیم ▫️ پادشاها، خیز و ما را خیس کن باشگاه پهلوی تأسیس کن حق عضویت بگیر از هرکه هست تا بجوشد آبت از بالا و پست پادشاها، چاکران را شام ده یاسمین را اختیار تام ده حکم کن امروز تا اجرا کنیم دورۀ طاغوت را احیا کنیم حکم کن تا در خیابان قر دهیم پشم‌های سینه‌ها را فر دهیم ▫️ پادشاها، جوش ملت را نزن ما همه پشم تو ایم، از مرد و زن غصۀ این مملکت را کم بخور کم به حال مُلک و ملت غم بخور تف به نفت و اقتصاد و زیرساخت بهترش را با خودت خواهیم ساخت خون ما مردم به شیر پرچمت فرش قرمز بهر خیر مقدمت غصۀ ما را نخور روزی سه پرس حال سربازان یو اس را بپرس... ▫️ تا همینجا هم زیادش شد، بله این شبیه مدح‌های بی‌صله آشِ شورش را زدم با چوب هم ذمِ شبه مدح و مدحِ شبه ذم ‌ حیف سجع و حیف وزن و حیف شعر یاد یارو رید توی کیف شعر 🔅 ـ اردیبهشت ۱۴۰۵ ـ قبلی: شاعران در روزگاران قدیم بعدی: چونکه گل رفت و گلابی شد تمام #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • 🔅 فصل دوم: شهزادۀ رویای من ـ ۱ ▫️ در توضیح اسباب مدیحه‌سرایی شاعران قدیم و در مدح شهزادۀ رویای نود میلیون ـ و بلکه بیشتر ـ ایرانی، بدون تقاضای صله، چراکه مال دزدی دیرهضم است. ▫️▫️ شاعران در روزگاران قدیم بهر زر یا دست پایین بهر سیم مدح می‌گفتند هر شهزاده را آنکه بود از اسب و اصل افتاده را حال کاین شهزاده بیخ گوش ماست بار مدحش نیز روی دوش ماست نوبت ما شد که دستی بر زنیم مدح را خودکار بر دفتر زنیم: ▫️ شاهِ ما از دور خاطرخواه ماست یاد رویش غالباً همراه ماست یادِ با انگشت فرمان دادنش وای من، یاد فراخوان دادنش هرکه با انگشتِ او همراه شد مثل پطرس شهرۀ افواه شد ▫️ ای که انگشتر دهد پطرس به تو ننگ بر هرکس که پاشد سس به تو کف نمودیم از خلوص نیتت کف‌تر از احساس مسئولیتت از بیان محکم و پرمایه‌ات از جگر، از جربزه، از پایه‌ات ای تو جالینوس و افلاطون ما شعله‌ها زد عشق تو در تون ما قارن ما، کاوۀ ما، گیو ما ای تو تنها آلترناتیو ما ▫️▫️ قبلی: خیرخواهی گفت از این رفتگان بعدی: ما برای شاه‌مان خون می‌دهیم #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • 21 мая264167

    آب و هاون ـ ۴ ▫️ شرح گفتگوی سراینده با دوستی خیرخواه مبنی بر اینکه وضع برخی هم‌وطنان سابق را بفهمیم، و پاسخ سراینده مبنی بر اینکه ما آنها را می‌فهمیم، اما آنها چرا چیزهای مهم‌تر از اینها را نمی‌فهمند + فحش + استعمال واژه میم در معنای جدید غیر ماوضع‌له برای نخستین بار. ▫️▫️ خیرخواهی گفت: «از این رفتگان عده‌ای هستند خوب و مهربان کوچ کردند از وطن با چشمِ تر تا امان یابند از خوف و خطر رفته‌اند، اما نه با آرامِ دل رفته‌اند، اما از این رفتن خجل از سر ناکامیابی رفته‌اند در پی یک خواب آبی رفته‌اند در وطن بی‌احترامی دیده‌اند از برادر بی‌مرامی دیده‌اند رخت با اندوه و غم بربسته‌اند دل به یک اقلیم دیگر بسته‌اند از خودی ظلم و ستم دیدند، آه روز خوش در عمر کم دیدند، آه داغدار از ماجرای دی شدند حمله را و جنگ را پاپی شدند...» گفتمش: «باشد، ولی این نیز هست حرمتِ مادر نمی‌شاید شکست دعوت از آن جانی و این قلتشن تا بیندازند آتش در وطن هرکه باشد، هرچه باشد بی‌رگی‌ست دعوت از بیگانه از دشمن سگی‌ست زان‌که حتی تولۀ خوک و گراز میمِ مادر را نمی‌گیرند گاز» ▫️ خودفروشانِ اقامت‌خر خرند واقعاً در یک جهان دیگرند عینهو [...] است در پیت حلب گفتگو با خیلِ ویرانی‌طلب 🔅 ـ اردیبهشت ۱۴۰۵ ـ قبلی: ای فراخوان‌داده از زیر لحاف بعدی: شاعران در روزگاران قدیم #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • 21 мая3251212

    آب و هاون ـ ۳ ▫️ ادامه فحش به هم‌وطنان سابق، بهمراه اشاره به برخی ویژگی‌های آنها، من‌جمله گهی بودن چیز ایشان و تعطیل بودن مغز ایشان و همچنین برخی تناقضات درونی‌ دیگر ایشان و تحقیر ایشان + لگد ملایم ضمنی به قطع‌کنندگان اینترنت. ▫️▫️ ای فراخوان‌داده از زیر لحاف حال داد انگشت کردن در شکاف؟ ای که سگدو می‌زنی تا بوق سگ تا زنی یک جرعه آب جو به رگ ای که عمری رانت خوردی در وطن حق‌مردم‌خواه گشتی دفعتاً ای که تا از مرزِ رفتن رد شدی ناگهان با رانت‌خواران بد شدی ای عوض‌کرده وطن را مثل شورت وه که رو داری هنوز، آن هم دو قورت آنچه دزدان از وطن برداشتند در وطن‌های شما انباشتند خاوری‌ها کز وطن ویلان شدند در وطن‌های شما پنهان شدند ساکن دنیای آزادید، ها؟ در جوار دزدها شادید، ها؟ ▫️ حالیا کم زر بزن از راه دور [...] ارباب سفیدت را بشور حالیا دم در کش و خاموش باش تا طلوعِ چرک زیر دوش باش پندی از اشخاص عاقل گوش کن گوش را وا کن، سخن را توش کن زر زر بیهوده وزر است و وبال بیشتر اندیشه کن، کمتر بنال مغز اگر بودت نمی‌گفتی که: «چیست؟ هرچه پیش آید از این بدتر که نیست» «بدتر از این» را چه می‌فهمی بشر؟ گولِ ناقص‌عقلِ خر، خاکت به سر ▫️ گرچه بیزاریم از این وضعِ شت از پروسازان و از قطّاعِ نت بی‌نِتی بهتر، که دیدار شما دیدن اطوارِ بیمار شما از شما زشتان بریدن بهتر است روی عنتر را ندیدن بهتر است لوطیانِ غربتی را عنترید گاو نه، از گاو هم کودن‌ترید رو به اوهامی مشوّش عازمید بیشتر از ما تراپی‌لازمید نوش بادا عیشِ محدود شما آبجوهای کف‌اندود شما بمب می‌انداخت بی‌بی‌جون‌تان جشن شادی بود توی [...]تان شاد باش ای زیدِ بی‌بی‌جون ما پای کوب و رقص کن در خون ما... ▫️▫️ قبلی: ای کمک‌آورده، تنها آمدی؟ بعدی: خیرخواهی گفت از این رفتگان #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • 21 мая2631011

    آب و هاون ـ ۲ ▫️ خطاب با هم‌وطنان سابق مقیم خارج و تشکر از آنها برای این‌که کمک آوردند و پرسش از آنها مبنی بر اینکه حالا الان خوبشان شده یا نه، و در ادامه شستن و پهن کردن آنها + فحش. ▫️▫️ ای کمک‌آورده، تنها آمدی؟ یا سوار نقطه‌زن‌ها آمدی؟ از عمو بی‌بی رضایت داشتی؟ پس رضایت زین حمایت داشتی؟ دیل‌تان با [...] اسرائیل شد؟ چرخه ارگاسم‌تان تکمیل شد؟ ملتی مدیون الطاف شما خون‌شان اسباب شوآف شما کنتور جاویدنام انداختید قصر رویاهای خود را ساختید؟ رگ‌زنی کردید در اندوهِ دی چی، کجا، میناب؟ کو، کی گفت، کی؟ چیدمان‌کارید، چینش می‌کنید آه، خون را هم گزینش می‌کنید دادخواهانِ اجاری، ننگ‌تان سوخت جان‌ها در تنورِ جنگ‌تان اتفاقاً چون شما را دید، زد هی «بزن، حالا بزن» گفتید زد کار را گردن نمی‌گیرید، حیف از خجالت هم نمی‌میرید، حیف ▫️ حرف گفتن با شما جان کندن است آب کوبیدن میان هاون است غربتی‌های قرشمالِ چموش گلۀ رؤیاخرِ ایران‌فروش بسکه گُه‌های زیادی خورده‌اید عِرضِ گُه را هم بکلی برده‌اید ▫️▫️ قبلی: مدتی این مثنوی تأخیر شد بعدی: ای فراخوان‌داده از زیر لحاف #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • 21 мая4051312

    🔅 فصل یکم: آب و هاون ـ ۱ ▫️ ذکر دقت، رقت، فهم و خردورزی بمب‌های نقطه‌زن و شرح اهداف و جزئیات عملکرد آنها (برای نخستین‌بار) در جهت کمک به مردم و انهدام جمهوری اسلامی، از زبان یک عامی که مغز خود را برای حافظت کامل در گاوصندوق نسوز نگهداری می‌کند. ـ [برای اطلاع از شرایط خرید گاوصندوق عدد ۳ را ارسال نمایید.] ▫️▫️ مدتی این مثنوی تأخیر شد جنگ شد، استاد غافلگیر شد ▫️ «بمب‌ها ما عامیان را حامی‌اند هم به شدت هم به دقت نامی‌اند آن کمک در راه، آن تاریخ‌ساز بمب‌ها آن نیروی اعزامی‌اند دوستدار مردم تحت ستم دشمن جمهوری اسلامی‌اند حامیان مجتبا را می‌زنند یا رئیسان قوا را می‌زنند چون‌که اینها قاتلان مردمند قاتلان بی‌حیا را می‌زنند سولۀ انبار پهپاد سپاه دفتر آخوندها را می‌زنند هرکه باقی بود از «اینها» زدند واقعاً کی گفت «ما» را می‌زنند...» همچنان می‌گفت و می‌گوید هنوز عقل؟ لای گاوصندوقی نسوز ▫️ نقطه‌زن‌های دقیقِ بی‌غلط کرده اهداف نظامی را به‌خط نقطه‌زن‌های خردورزِ فهیم ویژۀ تعقیب عمال رژیم نقطه می‌زد نقطه‌زن بی‌اشتباه: «انستیتو پاستور کل سپاه» نقطه می‌زد نقطه‌زن با الدرم: «صنعت فولاد ملاهای قم» نقطه می‌زد، نقطه‌های ناب را نقطه‌های کوچک «میناب» را ▫️ کودکانم، کودکان بی‌گناه آه از میناب، از میناب آه... ▫️▫️ قبلی: ما نبودیم اینکه هستیم این زمان بعدی: ای کمک‌آورده، تنها آمدی؟ #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • دیباچه ـ ۴ ▫️ وصف‌الحال و انتقاد ملایم سازنده از وضع موجود و التماس دعا. ▫️▫️ ما نبودیم اینکه هستیم این زمان دوبه‌شک، بی‌حال، بی توش و توان یک سر و این‌مایه سودامان نبود اینقدر زنجیر بر پامان نبود گرچه جبر پرفشاری داشتیم گاه از خود اختیاری داشتیم ای خدا، تا چند کجدار و مریز آبروی نانجیبان را بریز آن به زور و آن به زر نازنده‌ها بهر جذب فالوور رقصنده‌ها زیر میز پرطرفداران بزن چند کف‌گرگی به کفتاران بزن آن به نام دین به دنیا بستگان آن به این دل‌بستگان وابستگان سرخوشان را سیلیِ پایان بزن سوزنی بر خیک آقایان بزن تا که از بالا به مردم ننگرند تا نپندارند از مردم سرند وضع ایشان را چو درویشان بکن یا که ما را هم چنان ایشان بکن تا بکلی فربه و بی‌رگ شویم زیر پست خودفروشان تگ شویم یاد ده ما را سخن‌های ظریف یا ظرافت‌های حمل و نقل کیف تا بکلی بیق و بی‌وجدان شویم داخل اشخاص خارج‌دان شویم یاد ده ما را طریق ارتقا تا بدان بالا رویم از دنده‌ها تا فغان مردمان را نشنویم اینهمه آه و فغان را نشنویم ▫️▫️ این‌همه گفتیم، لیک اندر بسیج ما چه می‌ارزیم؟ یک گونی هویج 🔅 ـ آبان ۱۴۰۴/ اردیبهشت ۱۴۰۵ ـ قبلی: ای خدا، ای کاشف اسرار ما بعدی: مدتی این مثنوی تأخیر شد #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • دیباچه ـ ۳ ▫️▫️ ای خدا، ای کاشف اسرار ما ای درآورده سر از هر کار ما ای که اصل خیر و شر را دیده‌ای زیر و بالای بشر را دیده‌ای هم به دست توست فرمان از نخست هم پدال گاز زیر پای توست ترمز باطل‌پرستی را بکش پیش رو دره‌ست، دستی را بکش دارد از حد آدمی رد می‌کند سرکشی از رسم و از حد می‌کند ای خدا، ما بندۀ خام تو ایم رویهم یک لقمۀ شام تو ایم بر سر ما مُهر مرجوعی نزن گول‌مان با هوش مصنوعی نزن عرضه کن بر خلق اصل جنس را مُهر باطل زن نوروساینس را سر ده از جهل مرکب توده را راز بگشا حلقۀ مفقوده را موزها را دست میمون‌ها بده آدمی را لقمه از بالا بده ▫️▫️ قبلی: ای نبوده هیچ‌گاه از ما جدا بعدی: ما نبودیم اینکه هستیم این زمان #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • دیباچه ـ ۲ ▫️▫️ ای نبوده هیچ‌گاه از ما جدا ای خدا، ای بهترین نوع خدا از زمان بوق تا عصر اتم از مغان شوش تا شیخان قم هرکه زر زد هرکجا، گوش از تو بود هرکه هرجا ریست، سرپوش از تو بود از حدود هند تا اکناف چین سالکان یانگ و رهپویان یین خفته بر میخانِ هندو روی هم رونویسان ارسطو بیش و کم بودشان یک شمه از هستِ تو بود کلهم افسارشان دست تو بود گنده‌فرمایان اعصار مدرن از سواد یورک تا اقصای برن کپلر و کانت و کوپرنیک و هیوم از تو گفتند آنچه گفتند از علوم ولتر و جان لاک و اسمیت و وبر زیر گوش تو زدند اینقدر زر داروین از بادۀ تو مست کرد نسل میمون را به ما پیوست کرد نیچه از هول تو عقلش چیز شد گنده‌گوزی‌هاش هول‌انگیز شد بار خود بردند و جر خوردند سخت کرم اصلی از که بود اما، درخت در حقیقت این نواها از تو بود دیگران قاقند، غوغا از تو بود ▫️▫️ قبلی: ای بلند برتر از ادراکِ ما بعدی: ای خدا، ای کاشف اسرار ما #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • 21 мая276410

    🔅 دیباچه ـ ۱ ▫️ در توحید باریتعالی و بیان برتری‌های خدای یگانه بر خدایان متفرقه و مرور اجمالی سیر تطور و تفکر بشر و ذکر این احتمال که به طور کلی سر کار باشیم. ▫️▫️ ای بلندِ برتر از ادراک ما ای خدای خاک تا افلاک ما ای به یک تُف گِل نموده خاک ما ای خدا، ای مالک املاک ما از تمام برترینان برتری هر وری آدم رود، آن‌ورتری در نگاهت گرگ‌ها چون بره‌ای کهکشان راه شیری ذره‌ای پهنۀ تاریخ پیشت یک وجب واقعاً هم العجب ثم العجب سال نوری بند یک انگشت تو سرنوشت هر بشر در مشت تو ▫️ بر خدای دیگران ما کافریم چونکه از ایشان خدایی بهتریم دیگران هرچند از ما کنده‌اند لکن از حیث خدا بازنده‌اند جمعی از ایشان خداشان شمعی است این خدا یک‌جور روح جمعی است پشت دریاهاست گویا شهر او شمع روشن می‌کنند از بهر او دسته‌ای دیگر خداشان بهتر است گرچه او هم تنبل و تن‌پرور است کار عالم را بکل ول کرده است رفته در افلاک منزل کرده است یک خدا هم بود کشتی‌گیر بود زور خوبی داشت، اما پیر بود سال‌ها با تیم اردو رفته بود در فرنگی روی سکو رفته بود با رسولش یک‌شبی سرشاخ شد ذات اقدس‌گونه‌اش سوراخ شد ▫️▫️ بعدی: ای نبوده هیچ‌گاه از ما جدا #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • 23 апр.4 4524189

    کفتارِ زرد، مردکِ زن‌بازِ بچه‌باز انبانِ حرص و معدنِ حقد و تنورِ آز پَستِ هوس‌پرستِ عفَن، خرسِ گنده‌بک شومِ هزاررنگِ جلَب، گاوِ هرزه‌تاز مثل مگس کثافت و وزوزکُن و سمج مثل وزغ خلاب‌نشین و زبان‌دراز بی‌عار مثل جای‌کشانِ تباه‌کار بی‌شرم مثل تیغ‌زنانِ قمارباز سگ‌طبعِ سوسمارصفت، گرگِ خرفریب دلالِ دزدِ هیزِ هوس‌بازِ حیله‌ساز مجموعۀ خبائث و افشردۀ حدث بر هرچه بوی‌ناک و حدث‌رنگ دستیاز ▫️ گُه می‌خورد بسانِ یکی گه‌خورِ دووَر زر می‌زند بسانِ یکی زرزنِ سه‌فاز هر صبح و شام رفته سرِ منبرِ تروث گاله به مهملاتِ مزخرف نموده باز رقاصِ او گروهِ عموخواهِ بی‌وطن کون‌بوسِ او امیرِ زبان‌بستۀ حجاز وز بهر این عموست که رندانِ غربتی قر می‌دهند، پرچم و خشتک در اهتزاز ▫️ ققنوسی از قدیم در ابعادِ کفتریم سدّ سکندریم، چه می‌فهمد این گراز اُسکل خیال کرده بَبوییم و پشتِ هم یک عرّ و تیز می‌کند و هفت نوز و ناز بیچاره تازه خورده به دیوارِ سفت، هاه این خوکِ بادکرده و این دیوِ دژبراز ▫️ [از سوگ و داغ گرچه که اوراق و پنچریم در هجوِ خصم دنده‌چهاریم و تخته‌گاز] ▫️▫️▫️ در مورخه سوم اردیبهشت یکهزار و چهارصد و پنج تقدیم شد به آقای دونالد جی. ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • 16 апр.1 0312715

    هم‌میهنان عزیز این یک مداخلۀ بشردوستانه است، در خانه بمانید و با آواربرداران همکاری کنید. ▫️ نقطه‌زن‌ها خیلی مزاحم نمی‌شوند هدف «محدودۀ مشخص‌شده در نقشه» است که سیزده نقطه دارد نقطه‌ها را پاک می‌کنند و می‌روند، در خانه بمانید مدیر برنامۀ ققنوس در راه است که خاکسترتان را تحویل بگیرد. ▫️ نقطه‌زن‌ها دقیقند اما کمی اشتباه طبیعی‌ست، «میناب» چهار نقطه دارد اما قسمتش پنج موشک شد، «لامرد» نقطه نداشت موشک نفهمید کجا باید منفجر شود، تا هیچ نقطه‌ای بی‌نصیب نمانَد در هوا هزار تکه شد. ▫️ هم‌میهنان عزیز لحظاتی سرنوشت‌ساز پیش روی شماست، طاقت بیاورید این دردِ زایمان است من در کنار شما هستم از راه دور و نور بر تاریکی پیروز است، از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم. ▫️ #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • 16 апр.2 2342327

    خانه نقطه بود ـ آه میثمِ عزیز ـ شیشه‌های خانۀ سعید نقطه بود داییِ مجید خواهرِ بزرگِ فاطمه طفلِ بیست‌روزۀ پریده روی شاخۀ درخت دخترِ دوسالۀ دورود نقطه بود هرچه هست و هرکه بود نقطه بود وعدۀ شما و ما به روزِ داوری... ▫️ نقطه مرکزِ سیاهِ سیبل نیست نقطه ابتدای خط نقطه ختمِ حرف‌های ماست مردمی که پای پرچمند نقطه‌اند بی‌شمار مردمی که درهمند و باهمند نقطه‌اند بی‌شمار جان‌فدای سرزمین مادری... ▫️ بی‌شمار نقطه‌ایم بی‌شمار نقطه‌زن بیاورید. ▫️ #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • 8 февр.2 3034728

    ▪️ بیابان در بیابان لاله‌کاران به دل داغِ عزیزان، یادِ یاران نمی‌خوانند جز آوازِ غمناک نمی‌ورزند جز امیدِ باران کنارِ مادرِ غم‌دیده، ایران مزارِ غنچه‌های چیده، ایران ▪️ بیا از هور تا هامون بگرییم ز جورِ چرخِ بی‌قانون بگرییم بیا سوته‌دلان گردِ هم آییم غمِ تنهایی‌اش را خون بگرییم شکایت‌نامۀ ننوشته، ایران خیابانِ به‌خون‌آغشته، ایران ▪️ تو را با چشم‌های اشک‌بارت تو را با اسب‌های بی‌سوارت تو را با زخم‌هایت می‌شناسم تو را با زخم‌های بی‌شمارت کمانگیرِ ز جان آزاده، ایران علمدارِ غریب‌افتاده، ایران ▪️ الا ای خاطرِ آزرده از ما نشسته دشنه‌ها بر گرده از ما پری بگشا به‌رنگِ بالِ ققنوس از این خاکسترِ افسرده، از ما سپهسالارِ یک‌لا جامه، ایران به یک‌لا جامه در هنگامه، ایران ▪️ کویری، دل به باران بسته اما کنامِ ببرهای خسته اما بمان برجا، پناهِ بی‌پناهان غرورِ زخمیِ نشکسته اما گره بر گردنِ بیگانه، ایران کمندِ رستمِ افسانه، ایران ▪️ شنیدم های‌هایِ شیونت را بیا مرهم نهم زخمِ تنت را که مرغانِ سحر چشم‌انتظارند دوباره روزهای روشنت را سحرخوانِ شبِ افسرده، ایران نهالستانِ باران‌خورده، ایران ▪️▪️▪️ #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejaD

  • 8 февр.9212613из mkazemkazemi

    ایران 🇮🇷 🔹 محمدکاظم کاظمی آه ای ایران، مبادا نابه‌سامانت ببینم جان جانانی، مبادا درد در جانت ببینم جان جانانی، مبادا درد در جانت ببینم در مصاف گرگ‌های تیزدندانت ببینم رستم دستان عصری، هفت‌خوانت را بنازم تا قیامت در پناه شیر یزدانت ببینم وای اگر داغ پسر بر سینهٔ مادر نشیند وای اگر خون جوان را بر خیابانت ببینم داغ پیشانی مبادا داغ دل را تازه سازد وای اگر بر سفرهٔ سالوس مهمانت ببینم وای اگر در کوزه‌ات زهر زر و تزویر باشد چشم شیخ و شاب را بر پارهٔ نانت ببینم خاتم فیروزهٔ صبح نشابوری و باید تا جهان باشد، بر انگشت سلیمانت ببینم جاشوان بندرت را ناخدا خورشید یابم کوزه‌های سبزه را بر بام گیلانت ببینم در خلیج فارس، مستی‌ها کنم با زورق ماه رویش خورشیدها را در خراسانت ببینم «بیدلی‌هایت نصیب دیدهٔ بیدل مبادا چشم آن دارم که تا بینم، گلستانت ببینم» مشهد، بهمن ۱۴۰۴ یادداشت: این شعر برای ایران عزیز و مردم آن است. از منظر من، صرف نظر از همه امور، این ادای دینی کوچک است نسبت به این ملت نجیب و این پارهٔ تن تمدن بزرگ فارسی. گفتنی است که بیت آخر، تضمینی است از غزلی از بیدل.

  • 2 янв.3 7786148

    🔅 عالی‌مقامِ عالمِ بالا، علی علی والاعلوّ عالیِ اعلی، علی علی دستِ حق و زبانِ حق و چشمِ حق، به‌حق آیینهٔ خدای تعالی، علی علی نامت دوای درد و کلامت شفای دل استادِ ذوفنونِ مسیحا، علی علی گاهی شریکِ دردِ تو عیسا، علی علی گاهی عصای دستِ تو موسا، علی علی با ذوالفقار ـ تیغِ ستم‌سوزِ «لا» ـ به کف تنزیه‌کارِ ساحتِ «الّا»، علی علی شاهینِ تیزبینِ ترازوی خیر و شر فرمانروای محشرِ كبری، علی علی ▫️ پیرِ خرد بدایه به نامِ تو کرد و گفت: حقِّ مبرهن است همانا علی، علی آموزگارِ عشق گریبان درید و گفت: دردا و حسرتا و دریغا علی، علی شیخان و زاهدان و فقیهان و مفتیان: حق حق علی علی، یا مولا علی علی رندان و لولیان و فقیران و صوفیان: هو هو علی علی، یا هو یا علی علی «وردِ زبانِ اهل زمانا، علی علی یکتای روزگار و یگانا، علی علی» ▫️ یک‌شمّه از کلامِ تو شد چشمه، موج موج یک‌چشمه از سکوتِ تو دریا، علی علی یک‌چند بود حضرت زهرا انیسِ تو یک‌عمر... آه، تنها، تنها، علی علی دستِ عقیل سوخت که گویند دشمنان «با دوست هم نکرد مدارا علی»، علی گفتیم «در نمازش...» گفتند «در نماز؟ او هم نماز می‌خواند آیا؟ علی؟ علی؟»... یاران و زهرِ غَدر، شیاطین و تیغِ کین ای زخم‌خورده از همه دنیا، علی علی ▫️ ما مانده‌ایم و معرکه، ما مانده‌ایم و تیغ ما مانده‌ایم و صف به صف اعدا، علی علی ای خطِ نورِ لم‌یزلی، تا ابد بتاب دیروز را بریز به فردا، علی علی دنیا هنوز تشنهٔ شمشیرِ عدلِ توست آن تلخ‌ترْ شرابِ گوارا، علی علی دنیا هنوز نام تو را می‌بَرد مدام دنیا هنوز محو تماشا: علی، علی... ▫️▫️▫️ #امید_مهدی_نژاد 👁️‍🗨️ @OmidMahdinejad