رامين پرهام
Статистикаنویسنده مشروطه نوین twitter: @parhamramin instagram: raminparhamofficial
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 84
- 1/48двое суток
- 96
- 1/72трое суток
- 103
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مقاله پرمغز و تأمل برانگیز "تنگه زندگی" به قلم دکتر رامین پرهام را در شماره ۳۱ فصلنامه خاطرات سیاسی مطالعه نمایید. #تنگه_هرمز #رامین_پرهام #فصلنامه_خاطرات_سیاسی @khateratesyasi
انتشار شماره ۳۱ فصلنامه خاطرات سیاسی سی و یکمین شماره فصلنامه خاطرات سیاسی(زمستان ۱۴۰۴) منتشر شد. دو پرونده اصلی این شماره با عنوان "میراث قائد ثانی" و "دی ماه سیاه" به دو موضوع مورد بحث این روزهای ایران در گفتگو با صاحب نظران پرداخته است. همچنین در پروندهای دیگر، مقوله جنگ چهل روزه واکاوی شده است. نگاهی به کارنامه علی لاریجانی، همچنین کتابخانه خاطرات سیاسی، از دیگر بخشهای این شماره نشریه میباشد. در این شماره، گفتارها و جستارهایی از : محسن آرمین، مصطفی ایزدی، رامین پرهام، احمد حکیمی پور، صادق زیباکلام، رحمان قهرمان پور، سیدجواد میری، حسن اکبری بیرق و... به چاپ رسیده است. فصلنامه خاطرات سیاسی را از کتابفروشیها و روزنامه فروشیهای معتبر و سایت طاقچه تهیه نمایید یا آبونه شوید. http://youtube.com/post/Ugkxl8ElrCJSPpCr_9-q8Zx1m4hXEqH9oDp8?si=YUQ-rZWPSQmOSuR8 https://t.me/khateratesyasi
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
شهروندی و ایرانوندی Be Iranvand
https://t.me/siaasatnegaar
وقتی جماعتی قلیل این حق را به خود میدهند که در برابر تصمیمعقلای قوم و مسؤولان امر و مُرّ قانون بایستند و خیابان را با هیاهو و هوچیگری به تصرّف خود درآورند و برخی از اؤلیای امور را مرعوب خویش سازند تا در عزم خردمندانهشان تجدیدنظر کنند، چرا احزاب و تشکّلهای سیاسی و جامعه مدنی ایران نتوانند فراخوان پشتیبانی از تیم مذاکرهکننده و حمایت از توافق و توقف جنگ بدهند؟! اگر اقلیّت در فحاشی و جوسازی، بسطِ ید دارند، چرا اکثریّت در روحیّهبخشی به سرداران دیپلماسی باید دستبسته بمانند. این معضل، دیگر نه از سر بیتدبیری دولت است و نه بیمهری حاکمیّت؛ بلکه معلول بیعملی جامعه مدنی و احزاب سیاسی است که جرأت و جسارت و اعتماد به نفس برگزاری یک اجتماع در دفاع از حقوق حقّۀ شهروندان کشور خود را ندارند. باید به چهرههای سیاسی و مدنی خیرخواه ایران و حتی دیاسپورای وطنپرست هشدار داد که خطر بر باد رفتن آمال و آرزوهای اکثریّت توسط اقلیّت، جدّی است و اگر میخواهند این جانفدایان حقیقی کشور، با خاطری آسوده و دلگرم به پشتیبانی ملت و مستظهر به اعتمادمردم مسیر صلح و آشتی با جهان را با گامهایی استوار بپیمایند، باید به میدان بیایند و ابتکار عمل را به دست گیرند تا فرزندانشان دهههای پیش رو را در زیر سایه جنگ و فقر و فلاکت نگذرانند. این گوی و این میدان! https://t.me/siaasatnegaar
🔹پایگاه خبری نیماد - جنگی ۳۹ روزه و بعد، ۷۲ روز زد و خوردهای جسته و گریخته تا اعلام توافق میان ایران و ایالات متحده. ایران امروز بیشباهت است به ایران پیش از این تحولات. رهبری آمریکا نام این تحولات را «تغییر رژیم» گذاشته است و اگرچه بسیاری این سخن را شوخی میدانند، اما نشانههای بسیاری نیز وجود دارد که دال بر تغییرات رادیکال در کشور است. 🔹آیا ایران نوینی متولد شده است؟ مختصات این ایران نوین چیست؟ رامین پرهام، تحلیلگر سیاسی، در پاسخ به پرسش نیماد از ظهور «بناپارتیسم ایرانی» سخن میگوید. https://www.youtube.com/watch?v=MeKeP4vPYmw
видео или голосовое, без подписи
https://www.youtube.com/live/eIB4AOgGXyo?si=tAZ3sk4n6oOscTRP
ایران - اسرائیل: مناظره من با کارشناس اسرائیلی، مئیر جاودانفر، در میدان فهیمه خضر حیدری.
انتشار شماره ۳۰ فصلنامه خاطرات سیاسی سی امین شماره فصلنامه خاطرات سیاسی(پاییز ۱۴۰۴) منتشر شد. در تازهترین شماره این نشریه، پرونده اصلی به رویداد تاریخی بهار پراگ و تجربه انقلاب مخملی در چکسلواکی سابق و کارویژه نویسندگان و ادیبان در این تحول سیاسی پرداخته شده است. علاوه بر آن، گزارشی تفصیلی از نخستین آیین شبهای خاطرات سیاسی که به بزرگداشت محمد توسلی اختصاص یافته بود در این شماره درج شده است. همچنین جستارها و گفتارهای متنوعی درباره موضوعات مختلف مرتبط با تاریخ شفاهی سیاسی در ایران معاصر در شماره ۳۰ این مجله منتشر شده است. فصلنامه خاطرات سیاسی در روزنامه فروشی و کتابفروشیهای معتبر و سایت طاقچه، قابل دسترس است. http://youtube.com/post/Ugkxl8ElrCJSPpCr_9-q8Zx1m4hXEqH9oDp8?si=YUQ-rZWPSQmOSuR8 https://t.me/khateratesyasi
انتشار سی امین شماره فصلنامه خاطرات سياسي https://t.me/khateratesyasi
«کول بیز» یا مِیجی؟ پرسش این است. ما، یعنی ما ایرانیان، میتوانستیم از ژاپن و مدرنیتۀ ژاپنی، نه مهملی شِلخته و مبتذل تحتِ عنوانِ وارداتیِ «کول بیز»، که اصلاحات یا احیایِ مِیجی را بفهمیم و بیآموزیم: تحوّلی ساختاری و بزرگ که میرفت تا از ژاپنی خودمنزویکرده، یک قدرتِ صنعتی در سطح جهانی بسازد. چگونه؟ بایادگرفتن از شرق و از غرب، یا توسعه و تجدّد با رویکرد و پارادآیمی هم شرقی هم غربی: مدرنیته در ژاپن هماناندازه متأثر از افکار و از اندیشههایِ ژاپنی و چینی بود، که الهامگرفته از مفاهیم و ایدههایِ غربی؛ در سالهایِ 1880، مبارزه برای آزادی و حقوقِ مردم و برای یک رژیم مشروطه، یعنی مبتنی بر قانون، هماناندازه از متونِ کلاسیکِ چینی بهره گرفته بود که از ایدههایِ (فرانسوی) روسوئی؛ مبارزه علیه نابودیِ طبیعت در نظامِ صنعتی، ملهم از کیهانشناسیِ (شرقی) و هارمونی میان انسان و گیتی بود؛ فِمینیسم، از سوی دیگر، پدیدهای غربی که ظهورِ تدریجیِ آن در ژاپن به سالهایِ 1910 بازمیگردد، ریشه در مراجع «شینتو» داشت (یعنی در «ایزدبانوی خورشید» در آئینِ باستانی ژاپن، بعنوان «پاسدار سرزمینِ اجدادی»)؛ و سوسیالیسم، دیگر ایدهای غربی، در ژاپن عصرِ مِیجی و اصلاحات، عمیقاً متأثر از یک جهانبینیِ کنفوسیوسی بود. ما میتوانستیم از ژاپن، بجایِ واردکنندۀ بنجلی بنام «کول بیز»، راه ژاپنیِ توسعۀ ملی بعنوانِ زیرساختِ تجدّد و مدرنیته را بیآموزیم: ژاپنیماندن و مدرنشدن. ما میتوانستیم از ژاپن راه سامورای را بیآموزیم: راه جنگجویانی که تا 1868 و بنام استقلال و وحدتِ ملی و هویتِ ژاپنی، از سرسختترین بیگانهستیزان بودند و از آن تاریخ بهبعد، و بقولِ آنتونیو گرامشی ایتالیایی، به «روشنفکرانِ اُرگانیکِ» اصلاحاتِ مِیجی تبدیل شدند. از 1868 بهبعد بود که سامورای، جنگجویانِ بیگانههراسی که تا آن زمان خواهانِ «اخراجِ» غربیها از ژاپن بودند، به بازوهایِ مقتدر و به پاسداران اصلاحات تبدیل شده؛ ملوکالطوایفِ سنّتی را درهمشکسته؛ منزلتها و امتیازهایِ اجتماعیِ منسوخشده را درهمکوبیده؛ و به تربیت و ارتقاء استعدادها و شایستهسالاری روی میآوردند. همان جنگجویانی که تا دیروز دربرابر هرگونه گشایشِ ژاپنِ به سوی غرب مقاومت کرده و خواهانِ بیرونرادنِ «ناوگانِ سیاه» ناخدا مَتیو پِری و اردوکشیِ نظامیِ آمریکا از آبهایِ ساحلیِ ژاپن شده بودند، از 1868 بهبعد، باتوجهبه برتریِ نظامیِ آمریکا، به این استدلال میرسند که «هیچ سیاستِ دیگری ممکن نیست، مگر گشایشی کنترلشده و جذب و هضمِ تکنولوژی غربی». و اینچنین بود که «در کمتر از یک دهه»، جنگجو و سامورای ژاپنی به بازویِ کارآمدِ مدرنیزاسیونِ شتابانِ کشورش تبدیل شد. ما میتوانیم از ژاپن، مِیجی را بیآموزیم... [Moderne sans être occidental: aux origines du Japon d'aujourd'hui, Pierre-François Souyri, nrf, 2016]
تغییر پارآدایم - برای توماس کوهْن، فیزیکدان و فیلسوفِ یهودیتبارِ آمریکایی و مبدع اصطلاح معروفِ «تغییر پارادآیم» یا «پارادآیم شیفت»، پارادآیم نوعی نگاه به دنیا و «نوعی اندیشیدنِ دنیا» است؛ و تغییر پارادآیم هم مستلزمِ «به زبالهدان ریختنِ تمام آن چیزهایی است که تابحال داشته و انجام دادهایم.» [ساختار انقلابهایِ علمی - توماس کوهن]. - «اُمَّتِ مبعوث»، نوعی نگاه به دنیا و پارادآیمی است تقلیدی از «قوم برگزیده»، که در یک جابجاییِ مفهومی از عرفانی به سیاسی، همان اندازه استثناگرا و مهمل میشود که مهملاتی مشابه از زبان افراطگرایانِ قومی - مذهبی در اسرائیل. - تقابلِ ژئوپولیتیک و عقیدتیِ «اُمَّتِ مبعوث» و «قوم برگزیده»، تقابلِ دو ایدئولوژیِ کاملاً مشابه و درنتیجه بهشدّت رقیب، به جنگهایِ بیپایان میانجامد. - بعنوانِ ایرانی، ما هیچگونه مسئولیتی در اسرائیل نداریم. ولی گذار از پارادآیم «اُمَّتِ مبعوث» به ملّتِ مسئول و جمهورِ ملّی در ایران، یعنی در حوزۀ مسئولیتِ ما، مستلزم به زبالهدان ریختنِ تمام آن چیزهایی است که تابحال داشته و انجام دادهایم. - ایجاد بازدارندگی، بیش از آنکه در گرو اورانیوم باشد، در گرو گذار از پارادآیمی است که در کمتر از نیمقرن، سه بار کشور را در معرضِ تجاوزِ نظامی قرار داده است.
اندر چراییِ جنگ «... در نتیجه به اولین اصل (یا آکسیوم) خود میرسم: جستجویِ امنیتِ بینالمللی مستلزم این است که هر ملّتی، بیقیدوشرط ولی تا حدودی، از آزادیِ عملِ خود دستبِکِشد؛ یعنی از بخشی از حاکمیتِ ملیِ خود چشمبپوشد. و تردیدی هم نیست که هیچ راه دیگری برای رسیدن به چنین امنیتی وجود ندارد. عدم موفقیتِ تمام تلاشهایی که در دهۀ گذشته (یعنی در دهۀ 20 میلادی در قرنِ بیستم) برای رسیدن به این هدف صورت گرفته است، با وجود صداقتِ آشکاری که میتوان در آنها مشاهده کرد، جایی برای تردید باقی نمیگذارد که عواملِ روانشناختیِ نیرومندی در این تلاشها کارشکنی کردهاند. یافتن برخی از این عوامل، کار دشواری نیست. سیریناپذیریِ قدرت، طمعی که طبقۀ حاکمۀ هر ملتی را مشخص میکند، با هرگونه محدودیتی برای حاکمیتِ ملی در تضاد است. این سیریناپذیری، این طمعِ قدرتِ نامحدودِ سیاسی، معمولاً از فعالیتهایِ گروه دیگری تغذیه میکند که آمال و آرزوهایشان صرفاً در راستایِ منافعی مالی و مزدورانه شکل میگیرد. دراینجا منظورم بهویژه آن گروهی است، کوچک ولی مصمّم، که در هر ملتی فعال است؛ گروهی متشکل از افرادی که بیاعتنا به ملاحظات و به خویشتنداریهایِ اجتماعی، نگاهشان به جنگ و به ساختوساز و فروش تسلیحات، صرفاً از منظرِ فرصتی برای پیشبردِ منافعِ شخصی و بسط و گسترشِ قدرتِ فردیشان نشأت میگیرد.» فرازی از نامۀ آلبرت آینشتین به زیگموند فروید - 1932
از آگاه تا آگه، حسینخانی چند دهه دوست و ناشر آثار پدر بود. انسانی پاکدامن که تمام فکر و ذهنش، نشر و انتشار بود. بچه که بودم، قدمزنان با پدر به کتابفروشیاش روبروی دانشگاه سری میزدیم. در آخرین سفری که در 2001 میلادی به ایران داشتم، به دیدارش رفتیم. درگذشتِ این خیرخواه کشور و فرهنگ را به خانوادۀ عزیز حسینخانی و به همکاران در نشر آگه، از سوی خودم و خانوادهام تسلیت میگویم. یادش گرامی و روحش شاد.
تغیر پارادایم انقلاب ۵۷، هرچه بود، برای تحکیم جایگاه ایران در دنیا بود، و نه برای ازدستدادن جایگاه ایران در دنیا. جایگاه ایران در دنیا در جغرافیای ایران است: جبر جغرافیایی. جایگاه ایران در قلبِ جغرافیای تاریخ است. «نهشرقی نهغربی» نفی واقعیت عینی و در تضاد مستقیم با این جایگاه است. باید از «نهشرقی نهغربی» به «همشرقی همغربی»، تغیر پارادایم بدهیم. تمدن ایرانی، ظرفِ ترکیبِ تمدنهاست. هنر و معرفتِ ایرانی در همین ترکیب است. جنگِ چهلروزه و مقاومتِ دلیرانهٔ مردم و ارتش و نیروهای مسلح ایران بوضوح نشان داد که «پاگذاشتن روی دُم شیر» هزینه دارد. بر ماست که با تغیر پارادایم، از «نهشرقی نهغربی» به «همشرقی همغربی»، در تحکیم جایگاه بازیافتهٔ ایران در قلبِ جغرافیای تاریخ، کوشا باشیم. اختلافات ما خانوادگی است. ولی ما خائن به خانه و به خانوادهٔ ایرانی را برنمیتابیم. ایرانی هرگز به منافع ملی ایران پشت نمیکند.