تقی رحمانی
Статистика- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 40
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 430
- 1/48двое суток
- 492
- 1/72трое суток
- 531
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
https://www.youtube.com/live/IW1fupSBbgo?is=vbiBIDOM4M7xZdkx در این برنامه درباره دو موضوع مهم در ارتباط با تحولات سیاسی و امنیتی منطقه گفتوگو میکنیم. موضوع نخست، ابهام درباره وضعیت مجتبی خامنهای و تأثیر آن بر آینده ساختار قدرت در جمهوری اسلامی است. در کنار این مسئله، اختلاف نظرهای علنی در میان مقامها و جریانهای مختلف حکومت درباره ادامه جنگ یا حرکت به سمت مذاکره و تفاهم با آمریکا نیز مطرح است. پرسش این است که این اختلافات تا چه اندازه جدی و عمیقاند؟ آیا میتوانند به شکاف در ساختار اصلی قدرت و بحران جانشینی منجر شوند؟ و اگر جمهوری اسلامی در نهایت به مرحله فروپاشی یا سرنگونی برسد، در نبود یک آلترناتیو مشخص، چه آیندهای در انتظار ایران خواهد بود؟ از سوی دیگر، مخالفان جمهوری اسلامی، بهویژه هواداران رضا پهلوی، بارها اختلافات درون حکومت را نشانه نزدیک بودن سقوط نظام دانستهاند. میخواهیم ببینیم فاصله میان این روایتها و واقعیت سیاسی درون جمهوری اسلامی چقدر است و آیا امروز اساساً نیروی آلترناتیوی برای دوران گذار وجود دارد یا نه. موضوع دوم، توافق دفاعی جدید میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان و پیامدهای آن برای ایران و منطقه است. آیا این توافق صرفاً یک همکاری دفاعی است یا میتواند نشانه شکلگیری یک آرایش و نظم امنیتی جدید در منطقه باشد؟ و ایران در این معادله چه جایگاهی خواهد داشت؟ برای بررسی این دو موضوع، با آقایان دکتر بهروز بیات و آقای تقی رحمانی، تحلیلگر و کنشگر سیاسی، گفتوگو خواهیم کرد.
🍃«وقتی برچسب جای استدلال مینشیند»🍃 تأملی در شیوه مواجهه موسی غنینژاد با روشنفکران ایرانی نقد، پیش از آنکه نتیجهای درباره یک اندیشه باشد، شیوهای برای مواجهه با آن است. از اینرو، مسئله اصلی در داوریهای موسی غنینژاد درباره شریعتی، آلاحمد، شاملو، مصدق، آبراهامیان یا میشل فوکو، درستی یا نادرستی داوریهای او نیست؛ بلکه شیوهای است که این داوریها بر آن استوار شدهاند. در برخی از اظهارنظرهای سالهای اخیر غنینژاد، به جای بازسازی و نقد اندیشهها، برچسبهایی دیده میشود که جای استدلال را میگیرند : «شریعتی شیاد است»، «آلاحمد دروغگو است»، «کتاب آبراهامیان آشغال است»، «میشل فوکو یک همجنسگرا است»، «مصدق آغازگر نوعی پوپولیسم ملی است»؛ و در نهایت، گویی ریشه بسیاری از بحرانهای امروز ایران را باید در روشنفکران جست. این زبان، بیش از آنکه به سنت نقد تعلق داشته باشد، به منطق تخطئه نزدیک است. حال آنکه در منطق استدلال، درستی مقدمات، بهخودیِ خود، درستی نتیجه را تضمین نمیکند. در سنت فلسفی و هرمنوتیکی، یکی از شروط نقد منصفانه، بازسازیِ قویترین صورتِ استدلال رقیب پیش از نقد آن است. اینکه شریعتی در برخی نوشتههای ادبی خود از شخصیت نمادین «پروفسور شاندل» بهره گرفته، آلاحمد در برخی داوریهای سیاسی دچار خطا شده، یا میشل فوکو درباره زندگی شخصی خود آشکارا سخن گفته باشد، هیچیک به خودی خود مجوز بیاعتبار کردن دستگاه فکری آنان نیست. این گذار از یک واقعیت جزئی به نفی یک منظومه فکری، بیش از آنکه استدلال باشد، نوعی فروکاست است. این همان چیزی است که در فلسفه معاصر از آن با عنوان “اصل قرائت خیرخواهانه” یاد میشود؛ یعنی بازسازی منصفانه و قویترین صورت استدلال رقیب، پیش از نقد آن. شریعتی را میتوان نقد کرد، همانگونه که آلاحمد، شاملو، فوکو و آبراهامیان را؛ اما نقد زمانی آغاز میشود که اندیشه، در قویترین صورت خود بازسازی شود، نه آنکه به سبکی پوپولیستی به حاشیهایترین بخش سخنان اندیشمندان فروکاسته شود. فروکاستن پروژه فکری شریعتی به «پروفسور شاندل»، یا تقلیل نقد اندیشه فوکو به ارجاع به زندگی خصوصی او، نادیده گرفتن سهم او در دگرگون کردن فهم ما از نسبت قدرت، دانش، سوژه و شیوه مشارکت و مقاومت مردم در شکلگیری مناسبات اجتماعی است. هیچ اندیشهای را نمیتوان با ضعیفترین جمله صاحب آن داوری کرد؛ همانگونه که هیچ متفکری را نمیتوان با قویترین جملهاش ستود. اگر قرار باشد مصدق را نقد کنیم، باید از منظر تاریخ حقوق عمومی، اقتصاد سیاسی و مشروطه سخن بگوییم، نه با چند برچسب آماده. مخالفت با این اندیشهها حق هر منتقدی است؛ اما جایگزین کردن برچسب به جای تحلیل، نه. همین تقلیلگرایی در داوری غنینژاد درباره روشنفکران دهه چهل و پنجاه نیز دیده میشود. او آنان را متهم میکند که به جای دفاع از آزادیهای فردی و نهادهای مدرن، با سرمایهداری، امپریالیسم و غرب ستیز کردند و زمینه فکری انقلاب را فراهم ساختند. فارغ از اینکه این ادعا تا چه اندازه درست یا نادرست است، چنین داوریای، دستکم این پرسش را پیش میکشد که آیا نسبت این متفکران با آزادی، مدرنیته و سرمایهداری، به تمامیِ پیچیدگی تاریخی و مفهومی خود دیده شده است یا نه. نقد منصفانه، نه ستایش است و نه نفی؛ بلکه کوششی است برای فهمیدن پیش از داوری. اندیشه انتقادی از حرمان فهمیدن آغاز میشود؛ از این احتمال که شاید رقیب، حقیقتی را دیده باشد که ما از آن غافلیم. هرجا این حرمان جای خود را به قطعیت، تحقیر و برچسب بدهد، حتی اگر به نام لیبرالیسم باشد، دیگر با روح نقد فاصله گرفتهایم. دفاع از شأن اندیشه، دفاع از شریعتی یا فوکو نیست؛ دفاع از این اصل است که هیچ اندیشهای را نمیتوان با یک برچسب از میدان گفتوگو بیرون راند. شاید بزرگترین خطای هر منتقد آن باشد که پیش از فهمیدن، حکم صادر کند. زیرا از آن لحظه که برچسب جای استدلال را میگیرد، حقیقت نخستین قربانیِ گفتوگوست. #غنی_نژاد #شریعتی #فوکو #شاملو ✍️ #درویش ✍️ @mohdarvish ۵ مرداد ۱۴۰۵
شاندل و شیادی شریعتی؟ احمد فعال در این چند سال اخیر وقتی به کارهای جناب دکتر غنینژاد مراجعه میکنیم، سه نام شامل مصدق، شریعتی و چپ برای ایشان مثل بختک به یک کابوس وحشتناک تبدیل شده است. وقتی جنگ تجاوزکارانه اسرائیل و آمریکا را محکوم کرد، علیرغم مخالفتهای شدید و دیرینهای که با ایشان داشتم، در یک نوشته او را به عنوان یک شخصیت ملی یاد کردم. چون هر اندازه معتقد به نقد رادیکال نسبت به اندیشهای باشیم، معتقد به نفی وتخطئه و انکار نیستم، الا اینکه کسی بخواهد خود را نفی وتخطئه کند. اگر میخواستم به مناظره اخیر ایشان نقدی داشته باشم، حداقل باید صفحات بسیار طولانیای را به آن اختصاص میدادم، چون حرفها، استدلالها و اتهامات و جعلیات ایشان از دید من به قدری سخیف و عامیانه بودند، که واقعا آدمی در شگفت میماند. ایشان که تخصص خود را دررشته اقتصاد گرفته است، وحتی در حد یک کلمه مباحثی در دین مطرح نکرده، الا اینکه در جاهایی اسلام فقهی را به دلیل احترام به مالکیت خصوصی مورد تمجید قرار داده، به شخصی که عمرش را در دینشناسی صرف کرده، و در جایی هم وقتی به "نقد و نفی مارکسیسم" میپردازد میگوید، کمتر آثار مهم مارکسیستی بوده که نخوانده باشم (قول شریعتی)، میگوید: شریعتی نه اسلام را میشناخت و نه مارکسیسم را!! خوب این حرف شبیه همان استدلالی است که مرحوم دکتر سید جواد طباطبایی به مرحوم بنی صدر میزد. طباطبایی به عنوان کسی که در اکثر آثار خود – تا آنجا که در اطلاع اینجانب است– حتی یک کلمه حرف اقتصادی ندارد، به کسی که دوره دکترای اقتصادیاش را در دانشگاه سوربن فرانسه گذرانده، و چندین کتاب اقتصادی نوشته، وکتاب مکانیزمهای از رشدماندگی اثر آلبرتینی را به فارسی ترجمه کرده میگوید، بنی صدر "حتی الفبای اقتصاد را نمیدانست". خوب با چنین افرادی که حرف را از روی کینه وعقده فقط روی هوا پرت میکنند، چه بایدمان گفت؟ اما جناب غنینژاد در همان ابتدای مناظره میگوید، شریعتی یک شیاد بود. خوب مخاطب انتظار دارد که در وصف شیادی شریعتی، دهها دلیل و بینه بشنود. اما ایشان تنها بسنده میکند که شریعتی نام شاندل را که وجود خارجی ندارد جعل کرده است. خوب شد این استدلال؟ شاندل درمیان صدها نام فیلسوف و جامعه شناسی که شریعتی در آثار خود نقل کرده، به چه کار او میآمد که نامش را جعل کرده است؟ آیا شریعتی قصد داشت که کل خدایگان استدلالهایش را در باب دین و جامعه شناسی و اثبات جانمایه ایدئولوژیاش را به شاندل مستند کند، که اگر نمیکرد، کارش لنگ بود؟ جناب دکتر محدثی هم در یک یادداشتی این بیاخلاقی غنینژاد را محکوم میکند. اما متأسفانه محدثی هم محکوم کردن بیاخلاقی جناب اقتصاددان ما را در ذیل اشاره مبسوط به جعلسازی شریعتی تقریباً گم میکند. در حالی که خود محدثی میفرمایند: «اگر علی شریعتی در حوزهی داستان و ادبیات داستانی چنین کاری میکرد، نه تنها کار خطایی نکرده بود، بلکه حتا کار اش قابل تحسین بود». خوب اگر ایشان یک سرچ ساده در هوش مصنوعی میکردند، مییافتند، اتفاقاً استفاده شریعتی از نام شاندل با همان منظوری است که محدثی فرمودند. کافی بود که این دو سوال را از هوش مصنوعی به عمل میآوردید. نخست اینکه، شریعتی در کدام آثار خود نام شاندل را جعل کرده است؟ سوال دوم، آیا در استفاده از نام شاندل میخواست یک متن ادبی را بیان کند، و یا قصد داشت تا رشتهای از دفاعیات خود را در حوزه دین وجامعه شناسی به سخنان شاندل مستند کند؟ آنوقت این پاسخ را از هوش مصنوعی میشنیدید که شریعتی در آثاری چون "گفتگوهای تنهایی" و "هبوط در کویر"، نام شاندل را به کرّات مورد استفاده قرار داده است. توضیح این نکته ضروری است که مرحوم شریعتی ضمن تلاشهای خود، یک روح بزرگ و بسیار عمیق، عارفانه و رمانتیک داشت، به طوری که نثر و ادبیات او را شاعرانه نامیدند. اگر شریعتی هیچ اثری خلق نمیکرد، و تنها دو کتاب کویر و گفتگوهای تنهایی را منتشر میکرد، او در زمرهی یکی از بزرگترین نویسندگان ادبی تاریخ معاصر ما محسوب میشد. پاسخ دوم هوش مصنوعی به این قرار است: «آنچه تاکنون توانستهام بررسی کنم نشان میدهد که شاندل تقریباً هرگز برای اثبات یک نظریه جامعهشناختی، تاریخی یا دینی به کار نرفته است. برعکس، حضور او تقریباً همیشه در آثار شخصی، ادبی وعرفانی شریعتی است. در گفتگوهای تنهایی شریعتی بارها تعابیری از این دست به کار میبرد: تنهایی، عشق، مرگ، خدا، اضطراب، عشق، امید و معنای زندگی هستند، نه درباره مباحثی مانند امامت، اسلامشناسی، جامعهشناسی یا تاریخ. حتی برخی پژوهشگران ادبی معتقدند شاندل در واقع «خودِ دیگرِ شریعتی alter ego است»؛ یعنی شخصیتی خیالی که شریعتی اندیشهها و احساسات درونی خود را از زبان او بیان میکند، درست شبیه کاری که برخی نویسندگان بزرگ با شخصیتهای خیالی انجام دادهاند». 1405/5/2 https://t.me/bayane_azadi
👆👆👆 🍃«پس از آوار»🍃 . از خرداد ِسوخته تا خرداد ِ خاکستر از دوازده روزِ آتش و آوار از دیماهِ خون و جنون، از چهل شبِ ویرانی تا این ماتم ِکشآمده که در کوچهها ریشه دوانده است واقعیت پوستِ فرسودهٔ خویش را درید در قابِ تمثالی غبارگرفته چهرهای سر برآورد چون یادِ دوستی که پس از سالیانِ مهآلود ناگاه از ژرفای فراموشی بازگردد هنوز نام ِزخمها را نمیدانستیم هنوز دلالانِ خواب و وهمفروشان بر بامِ شهر بانگ نمیزدند هنوز حقیقت برهنه و بیپناه در آستانه نایستاده بود آنگاه از ترکِ دیوارها چهرهٔ خانه پیدا شد زخم ِنو انگشت بر زخمِ کهنه گذاشت و با فروریختنِ هر سقف ویرانهای دورتر از تاریکی سر برآورد شبها دراز شدند چراغی تا سپیده بر چشم نمیآمد آسمان پیاپی آتش میبارید، و خاموشی و قحطی دادهها در رگهای شهر میدوید دلتنگیهای جهل و دلبستگیهای فریب جمعی ما آن خندههای بیپناه پیش از آنکه سایهی تردید بر آبهای روشنِ روان آدمی آویزان شود دیروز و امروز دو برگِ جداافتاده نیستند رودی واحداند که از دو اقلیم میگذرد آنچه گذشته است در استخوانِ اکنون خانه دارد و هیچ برگی را نمیتوان از سرنوشت ِدرخت جدا کرد ✍️ #درویش ✍️ @mohdarvish ۱ تیر ۱۴۰۵
🔴ایران را از یاد نبریم | گفتاری از استاد مصطفی ملکیان https://youtu.be/76pAjOZkC1U «ایران را از یاد نبریم»؛ عنوان مقالهای است که زندهیاد استاد محمدعلی اسلامی ندوشن در سال ۱۳۴۰ نوشت؛ متنی که پس از گذشت بیش از شش دهه، همچنان خواندنی و تأملبرانگیز است. استاد مصطفی ملکیان از تجربهی مواجههی خود با این اثر میگوید؛ از تأثیری که این کتاب بر او گذاشته، از نگاه اسلامی ندوشن به ایران و فرهنگ ایرانی، 🆔 @majaalonline
👆👆👆 «آن سویِ سوگ محرم ۱۴۰۵ » باز از شکافِ تقویم تندبادی برمیخیزد که بویِ خاک ِعطشخورده را از دوردست ِقرنها به کوچههای امروز میکشاند زمان در خود تا خورده است و از هر شکافش صدای تاریخِی ناتمام نه بازگشت که گشودهشدنِ دوبارهی اکنونست از خیابان ِخون و حافظهی دیماه تا در میناب نامهایی که هنوز زبانِ جهان برایشان کافی نیست مادران بر آستانهی سکوت و فریاد با بغض ِ اندوهی نه از جنس ِعدد و گزارش که از تبارِ فروپاشیِ معنا در چشمانداز ِانسان عاشورا در این افق نه روایت ِرنج که امکانِ ایستادنست آنجا که حق در برابر ِقدرت به «نه» بدل میشود و اخلاق پیش از هر فرمان و قانون در قامت ِانسان قد میکشد. جهان در غبارِ مدرسه و خیابان از اصلِ بودن دور افتادهست در هر سوگ حقطلبی چیزی شکاف میخورد و هستی برای لحظهای خود را از نو بر آینهٔ جان آشکار میکند آنجا که خشونت عادی و بیچهره و ما در هر سوگ ِتکرارشونده با عادیشدنِ مرگ رویاروییم در زمانهای که جهان دیگر نمیپرسد «چرا» و انسان حتی در میانهی سرکوب و خشونت مسئولِ انتخاب خویشست و عاشورا در این معنا نه گذشته، که وضعیت ِدائمیِ انتخاب ماست میانِ تسلیم و ایستادگی. چنین است که هیچ رنجی بینام نمیماند، و هیچ اشکی تنها بر خاک فرو نمیافتد و این پیام عاشوراست : دریا مرز نمیشناسد و انسان اگر به یاد آورد که موجی از یک اقیانوس است دیگر هیچکس تنها نمیماند. ✍️ #درویش ✍️ @mohdarvish ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
تقی رحمانی در پنجمین نشست کمپین برای آزادی: شعار زندانی سیاسی باید در تمام تجمعها داده شود. اولین شعار هم باید همین شعار باشد. توجه به زندانیان سیاسی هم خیلی مهم است. اگر همسایهای دارید که در خانوادهاش زندانی سیاسی دارد، میتوانید به خانهاش مراجعه کنید. حتی اگر همسایه شما نیست میتوانید او را پیدا کنید، به او سر بزنید و به حل مشکلاتش کمک کنید. وقتی یک زندانی در زندان متوجه میشود کسی سراغ او را گرفته، انرژی بیشتری میگیرد و توانایی بیشتری برای تحمل زندان پیدا میکند و احساس همبستگی به وجود میآید. 📌 ویدیوی کامل نشست در کانال یوتیوب کمپین برای آزادی کمپین برای آزادی اینستاگرام | اکس | یوتیوب @freethemnowww
تقی رحمانی در پنجمین نشست کمپین برای آزادی: از منظر حقوق سیاسی هم کشوری که زندانی سیاسی داشته باشد، کشور دموکراتیکی نیست. ما نباید زندانی سیاسی داشته باشیم. وقتی زندانی سیاسی هست، آن رژیم دموکراتیک نیست. وقتی شما میگویید زندانی سیاسی باید آزاد شود، آن رژیم در داخل و در مجامع بینالمللی زیر سؤال میرود. از این منظر هم مسئله زندانی سیاسی مهم است. البته الان رژیم ایران از این حرفها گذشته و همه جهان میدانند که این رژیم مشکل دارد، بنبست دارد، افراد را اعدام میکند و زندان میاندازد. اما ما، چه داخل و چه خارج کشور، باید روی این مسئله کمپین راه بیندازیم و این کمپین مورد استقبال رسانههای خارجی قرار بگیرد. سازمانهایی مثل عفو بینالملل میتوانند یکی از مرجعهای ما برای مسئله زندانی سیاسی باشند. باید به این نهادها اطلاعات بدهیم. به وزرا و نمایندگان مجلس کشورهایی که در آنها ساکن هستیم، باید بگوییم در ایران چه خبر است. 📌 ویدیوی کامل نشست در کانال یوتیوب کمپین برای آزادی کمپین برای آزادی اینستاگرام | اکس | یوتیوب @freethemnowww
تقی رحمانی در پنجمین نشست کمپین برای آزادی: چرا باید شعار زندانی سیاسی، همچنین وجودش و اسمش در تحولات اجتماعی و نیروهای مبارزی که با یک حکومت مشکل دارند، مطرح شود؟ این خیلی مهم است. الان متاسفانه بعضی از کسانی که اصلا زندانی نداشتند سردمدار هستند که به آنها کاری ندارم، آنها حتی نمیدانند زندانی سیاسی چیست؟ زندانی سیاسی حرفهای شما را قبل از شما یا هماهنگ با شما زده و گرفتار شده و در زندان است. زندان از او، امکانات زندگی مانند زن، بچه، شوهر، شغل و غیره را گرفته و زیر فشار قرار دارد. وقتی شما کار سیاسی میکنید، تقاضای زندانی سیاسی اولویت دارد، یعنی شعار «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» در یک جریان سیاسی بسیار مهم است. 📌 ویدیوی کامل نشست در کانال یوتیوب کمپین برای آزادی کمپین برای آزادی اینستاگرام | اکس | یوتیوب @freethemnowww
🔴تاريخ يك انقلاب 🔷مجموعه مقالات عزتالله سحابی در ایران فردا ▪️به کوشش: امیر طیرانی @iranfardamag 🔸مهندس عزتالله سحابی در طول بیش از شصت سال حضورو فعالیت در عرصه سیاسی وبه رغم آن که نزدیک به یک چهارم از آن سالها را در زندان سپری کرد، همواره در عرصه نظری و تبیین موضوعات تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی حضور فعال داشت و دیدگاه های خود را به صورت مکتوب ارائه و در معرض قضاوت عموم قرار می داد. 🔹کتاب "تاریخ یک انقلاب"برخی از نوشتههای مهندس سحابی در زمینه مسائل تاریخی و به ویژه جنبش اسلامی معاصر، نهضت ملی ایران و انقلاب سال ۱۳۵۷ است که در نشریات مختلف کشور منتشر شده ویا در سخنرانی در مجامع مختلف توسط وی بیان شده است . این مجموعه به همت امیر طیرانی گردآوری و تنظیم شده است. این مقالات متفاوت از مقالاتی است که مهندس سحابی در دوره اول نشریه ایران فردا چاپ و سپس در مجموعه دغدغه های فردای ایران به چاپ رسیده است. 🔸این کتاب، جلد اول مجموعه آثار عزتالله سحابی است که توسط انتشارات پارسه در سال ۱۴۰۰ خورشیدی منتشر شده است. #ایران_فردا #امیر_طیرانی #عزتالله_سحابی #تاریخ_يك_انقلاب https://t.me/iranfardamag
🍃«در امتدادِ زخم»🍃 این چندین ماه، امتدادِ تقویم نبود فصلی بود که زمان در هیأتِ زخم بر پیکر ِفرسودهی سرزمین اقامت گزید دیماه ماهى که نان در دهانِ زمستان به سنگ بدل میشد و ایمان، بر سردر ِمعابد ِخاموش بویِ دادوستد گرفته بود در کوچههای بیپناه، آنچه از ژرفنایِ خاموشِ استخوان برخاست نه فریاد، که نامِ فراموششدهی انسان بود اما سوداگرانِ وهم، بر ایوانِ وعدههای معلق به تجارتِ فردا ایستادند حقیقت در پستویِ تدبیرهای موهوم پنهان و خون بر سنگفرش ِخاموش تفسیری تلخ از سرنوشت نوشت فاجعه به مرزهای درون بسنده نکرد آنگاه که جهان بر مدارِ آزمندی میچرخید، چهرهی کهنِ توحش از پسِ نقابِ تدبیر آشکار شد تجاوز ِددمنشانهی بیگانه، با زبانی از آهن و آتش، بر استخوانِ خستهی وطن فرود آمد و جایجای وطن در حافظهی دود فروریخت چه دشوار است زیستن میانِ دو تباهی: از یک سو خشونتی که رنج را ضرورت مینامد، وز دگر سو چکمههایی که مرگ را بر بامِ بیپناهان مینگارند اکنون فقر، اقلیمِ ممتد ِزندگیست بیکاری، صورت ِمنجمد ِانتظار، و فرسودگیِ نان و رؤیا، موریانهای خاموش در استخوانِ روزگار. اما انسان این تبعیدیِ قرنِ هراس هنوز در ژرفنایِ ویرانی چیزی از خویش را بر ضدِّ فراموشی پنهان نگاه داشته است گویی در تاریکترین سویِ این شبِ دیجور امید نه وعدهی رستگاری، که اخگریست زیرِ خاکسترِ جان تا انسان به تمامی تسلیمِ معنایِ مرگ نگردد ✍️ #درویش ✍️ @mohdarvish ۸ خرداد ۱۴۰۵
خبر فوری: انتقال نرگس محمدی از بیمارستان زنجان به بیمارستان پارس تهران یکشنبه، ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، پس از ۱۰ روز بستری در بیمارستانی در زنجان، با تودیع وثیقه سنگین و تعویق در اجرای حکم، با آمبولانس به بیمارستان پارس تهران منتقل و جهت درمان فوری توسط تیم پزشکی خود بستری شد. ما در بنیاد نرگس، از طرف خانواده نرگس محمدی، از همبستگی جامعه بینالمللی با نرگس محمدی در روزهای گذشته بینهایت سپاسگزار هستیم. همچنان تأکید میکنیم که تعویق اجرای حکم کافی نیست؛ نرگس محمدی به مراقبتهای تخصصی و دائمی زیر نظر تیم پزشکان نیاز دارد و باید مطمئن شویم که او هرگز برای گذراندن باقیمانده احکام ناعادلانهای که با آن مواجه است، به زندان بازگردانده نمیشود. اکنون زمان آن است که آزادی بیقید و شرط نرگس محمدی و لغو تمامی اتهامات ناعادلانه علیه او بابت فعالیتهای مسالمتآمیزش را خواستار شویم. ما تأکید میکنیم هیچ فعال حقوق بشر و حقوق زنان نباید به خاطر فعالیتهای صلحآمیز خود زندانی شود. وکیل نرگس محمدی مصطفی نیلی دقایقی پیش در صفحه اکس خود اعلام کرد : امروز خانم نرگس محمدی با صدور دستور توقف حکم برای انجام درمان از بیمارستان زنجان خارج و با آمبولانس به بیمارستان پارس تهران منتقل و بستری شدند. صدور این دستور در پی نظر پزشکی قانونی مبنی بر لزوم پیگیری درمان خارج از زندان و زیر نظر تیم پزشکان ایشان به دلیل بیماریهای متعدد است. به امید آزادی همه زندانیان سیاسی در ایران. @RahmaniTaghi
فشار خون نرگس به ۹ روی ۴ افت کرده و او حال عمومی مساعدی ندارد؛ حتی حرف زدن برای او مشکل شده است. پزشکان با تزریق دارو موقتاً وضعیتش را کنترل میکنند، اما وضعیت او همچنان ناپایدار است و نیاز فوری به درمان قطعی دارد. @RahmaniTaghi
نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، امروز در پی وخامت وضعیت سلامت، از جمله دو بار از دست دادن کامل هوشیاری و حملات شدید قلبی، بهصورت اورژانسی به بیمارستانی در زنجان منتقل شده است. https://narges.foundation/breaking-news-nobel-laureate-narges-mohammadi-transferred-to-hospital/ @RahmaniTaghi
ممانعت مقامهای قضایی از مراقبتهای حیاتی همزمان با وخامت سلامت نرگس محمدی با وجود نیاز مبرم نرگس محمدی به مراقبتهای تخصصی قلبی، مقامات قضایی همچنان از اعزام او به بیمارستان سر باز میزنند. با وجود تایید رسمی پزشکی قانونی زنجان مبنی بر نیاز محمدی به حداقل یک ماه مرخصی استعلاجی، دادستان تهران همچنان مانع آزادی او میشود. وکلای نرگس محمدی پس از ملاقات با او در تاریخ هشت اردیبهشت ۱۴۰۵، وضعیت جسمانی محمدی را «بحرانی» توصیف کردهاند. در سه روز گذشته، فشار خون او به شکلی خطرناک بین ۱۵ تا ۱۷ در نوسان بوده و بدنش به داروهای تجویزشده پاسخ نداده است. علاوه بر مشکلات قلبی-عروقی، او دچار کاهش وزن شدید، بیش از ۱۹ کیلوگرم، شده و از درد مداوم قفسه سینه، سردرد و حالت تهوع مکرر رنج میبرد. شیرین اردکانی، وکیل فرانسوی نرگس محمدی، با انتقاد شدید از رویکرد مقامات قضایی جمهوری اسلامی گفت: «جمهوری اسلامی با دریغ کردن مراقبتهای پزشکی حیاتی از نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، پیام صریحی را به جامعه بینالمللی مخابره میکند: "صدای منتقدان باید خاموش شود، حتی اگر به قیمت یک مرگ تدریجی باشد". این محرومیت از درمانهای ضروری، زیر پا گذاشتن آشکار اصل کرامت انسانی است که طبق قوانین بینالمللی حق هر انسانی محسوب میشود و به وضوح مصداق شکنجه است.» تاکنون دو فوقتخصص قلب در زنجان نرگس محمدی را معاینه کردهاند و هر دو صراحتا اعلام کردهاند که امکان درمان او در زنجان وجود ندارد. دلیل این امر، سوابق پزشکی محمدی و انجام سه مرحله آنژیوگرافی در سالهای گذشته است که ریسک درمان را بالا برده و حضور پزشک معالج خودش را ضروری میکند؛ چراکه امکانات بیمارستانهای زنجان برای انجام این روند درمانی و مراقبتهای پس از آن کافی نیست. با این حال، معاون دادستان تهران در جواب نامه پزشکی قانونی زنجان در مورد نرگس محمدی ابلاغ کرده است که با توجه به «پیشرفتهای پزشکی در جمهوری اسلامی»، نیازی به اعزام او به بیمارستانی در تهران نیست و او باید در همان زنجان درمان شود. این بدان معناست که معاون امنیتی دادستان تهران، خود را در مسائل تخصصی پزشکی، صاحبنظرتر و آگاهتر از فوقتخصصان قلب و سازمان پزشکی قانونی میبیند. روز گذشته نیز به دلیل وخامت حال، نرگس محمدی برای دومین بار بهصورت اورژانسی نزد فوقتخصص قلب اعزام شد. این پزشک نیز بار دیگر و با صراحت تأکید کرد که امکان درمان او در زنجان وجود ندارد و نرگس محمدی باید حتما از سوی پزشک معالج خود و در بیمارستان پارس تحت درمان قرار گیرد. این متخصص همچنین هشدار داد که نگهداری نرگس محمدی در زندان، زیر فشار، استرس و شرایط دشوار حبس، بسیار خطرناک است و تا زمانی که تیم پزشکی او و متخصصان مربوطه شرایطش را بهطور مشترک بررسی نکنند، نمیتوان داروی جدیدی تجویز کرد یا اقدام درمانی دیگری انجام داد. حمیدرضا محمدی، برادر نرگس محمدی، با ابراز نگرانی عمیق از وضعیت خواهرش میگوید: «هر روز صبح با وحشت شنیدن خبر مرگ خواهرم از خواب بیدار میشوم. کلمات نمیتوانند عمق ویرانی و استیصالی را که ما بهعنوان خانواده او حس میکنیم، توصیف کنند. این دیگر صرفاً زندان نیست؛ این یک مرگ تدریجی است. هر بار که خواهرم از زندان زنجان با ما صحبت میکند، ضعیفتر، لاغرتر و به لبه پرتگاه نزدیکتر شده است. آنها عملاً شاهد از دست رفتن جان او هستند و هیچ کاری نمیکنند. ما فراتر از خشمگین هستیم؛ آنها با محروم کردن او از مراقبتهای تخصصی و جلوگیری از دسترسی به پزشکان خودش، عملاً دارند او را میکشند. ما به پزشکان تصادفی و منتصب دولتی که هیچ شناختی از پیشینه پیچیده پزشکی او ندارند، کوچکترین اعتمادی نداریم. خواهر من همهچیزش را فدای کشورش کرده است و حالا آنها بهصورت سیستماتیک در حال کشتن او هستند. این وضعیت باید همین حالا متوقف شود.» همچنین کیانا رحمانی، فرزند نرگس محمدی و مدیر بنیاد نرگس، با تأکید بر وخامت اوضاع میگوید: «بیش از ۱۳۸ روز اهمال پزشکی، مادر مرا به آستانه مرگ کشانده است. نه مادر من و نه هیچ زندانی سیاسی دیگری، هرگز نباید از حق بنیادین درمان محروم شود.» ما از جامعه بینالمللی، سازمان ملل متحد، نهادهای بینالمللی حقوق بشر، سازمانهای حقوق زنان، فمینیستها، فعالان حقوق بشر، وکلا و روزنامهنگاران میخواهیم انتقال فوری نرگس محمدی به بیمارستان تخصصی برای دریافت مراقبتهای قلبی حیاتی توسط تیم پزشکان او را خواستار شوند و برای آزادی فوری و بیقیدوشرط نرگس محمدی و تمامی زندانیان عقیدتی که برخلاف قوانین بینالمللی در ایران در حبس هستند، فشار بیاورند. بنیاد نرگس ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
گفتگوی من با فاکسنیوز در مورد نرگس و فعالیتهایش https://www.foxnews.com/world/could-narges-mohammadi-unite-irans-opposition-husband-says-imprisoned-nobel-laureate-still-fighting @RahmaniTaghi
عدم انتقال نرگس محمدی به بیمارستان، با وجود وضعیت اورژانسی با وجود اعلام رسمی پزشکی قانونی استان زنجان مبنی بر ضرورت تعلیق یکماهه اجرای حکم نرگس محمدی برای رسیدگی درمانی، مقامهای قضایی همچنان از انتقال او به بیمارستان جلوگیری میکنند. بر اساس گزارش خانواده نرگس محمدی، حتی پزشکان زندان نیز وضعیت جسمی او را وخیم توصیف کردهاند، اما دادستان تهران که او را بهطور غیرقانونی به زندان زنجان تبعید کرده، تاکنون با اعزامش به بیمارستان موافقت نکرده است. خانواده محمدی با اشاره به ادامه علائم نگرانکننده، از جمله درد شدید قفسه سینه، سرگیجه، سردرد، کاهش وزن غیرعادی، تهوع، تنگی نفس و وخامت عمومی وضعیت جسمی، خواستار انتقال فوری او به مرکز درمانی تخصصی شدهاند. به گفته خانواده محمدی که یکشنبه ششم اردیبهشت با نرگس محمدی ملاقات داشتهاند، وضعیت او به مرحله «مرگ و زندگی» رسیده است. آنان تاکید کردهاند ادامه ممانعت از درمان تخصصی، جان این زندانی سیاسی و برنده جایزه نوبل صلح را با خطری جدی روبهرو میکند و خواستار اعزام فوری و بدون قید و شرط او به بیمارستان شدهاند. بنیاد نرگس ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
تقی رحمانی pinned «فردا تولد بانوی اردیبهشت است، و ما شمعی از امید روشن میکنیم به انتظار روزی که آزادی نه یک آرزو، که یک سلام ساده باشد.»
فردا تولد بانوی اردیبهشت است، و ما شمعی از امید روشن میکنیم به انتظار روزی که آزادی نه یک آرزو، که یک سلام ساده باشد.
🔴تقی رحمانی - تبعات جنگ؛ خطای سلطنتطلبان و ضعف جمهوریخواهان تقی رحمانی، نویسنده و کنشگر مدنی، در میانه جنگ، نقدی صریح به اپوزیسیون ایرانی مطرح میکند. او با اشاره به رویکرد برخی سلطنتطلبان تأکید میکند که اتکا به قدرتهایی مانند آمریکا و اسرائیل و همراهی با فضای جنگ، نهتنها کمکی به دموکراسی نمیکند، بلکه خلاف منافع ایران است. از سوی دیگر، رحمانی عملکرد جمهوریخواهان را نیز زیر سؤال میبرد؛ برگزاری کنفرانسها و نشستها در کشورهای اروپایی و آمریکایی، زمانی معنا دارد که بتواند اثری واقعی در داخل ایران بگذارد، نه اینکه صرفاً در خارج بازتاب داشته باشد. او تأکید میکند: دموکراسی نه با جنگ به دست میآید، نه از بیرون وارد میشود. مسیر تغییر باید از درون جامعه ایران شکل بگیرد. https://youtu.be/VLHvxTiG35Y ⚠️ توجه⚠️ «برای دسترسی به لینک یوتوب در ایران میبایست از VPN استفاده کنید. و در صورت داشتن پروکسی، کافیست آدرس یوتوب را کپی کرده و در مرورگر خود (گوگل کروم، فایرفاکس و...) وارد نمایید 🆔 @RahmaniTaghi