ملی مذهبی
Статистикаاین کانال از نظر هویتی ملی - مذهبی و از نظر حقوقی مستقل است. وبسایت: https://melimazhabi.com/ برای ارتباط با ادمین از پیوند زیر استفاده کنید: @Meilmazzhabi
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 36
- Всего постов
- 114
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Религия
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 578
- 1/48двое суток
- 662
- 1/72трое суток
- 714
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بررسی ابعاد، علل و پیامدهای پیمان دفاعی «توافق مکه» امضای پیمان دفاعی سه جانبه میان عربستان، پاکستان و ترکیه (معروف به توافق مکه) در ۱۶ مرداد، بازتابهای گستردهای داشته است. اگرچه اعلام شده این توافق علیه هیچ کشوری نیست، اما تحلیلی بر انگیزهها، پیامها و محدودیتهای عملی آن نشان میدهد که این گام میتواند معادلات منطقهای را دستخوش تغییر کند: 🔹 ۱. انگیزههای اصلی عربستان سعودی ناامیدی از توافق جامع با آمریکا: ریاض پیشتر به دنبال توافق دفاعی فراگیر (مشابه پیمان آمریکا و ژاپن) بود. شرط واشنگتن برای این امر، پیوستن عربستان به «پیمان ابراهیم» بود که پس از وقایع ۷ اکتبر و جنگ غزه انگیزه ریاض برای آن کاهش یافت. بیاعتمادی به چتر حمایتی واشنگتن: عدم دفاع موثر آمریکا از عربستان در ناآرامیهای منطقه و تجربه حمله به آرامکو (۲۰۱۹)، ریاض را به این نتیجه رساند که آمریکا دیگر قابل اعتماد کامل نیست. آمادگی برای خاورمیانه بدون آمریکا: این اقدام مقدمهای است برای تامین امنیت عربستان در صورتی که آمریکا حضور خود در منطقه را کاهش دهد. ارسال پیام فشار به واشنگتن: نشان دادن این موضوع که دست ریاض بسته نیست و گزینههای منطقهای جایگزین دارد. 🔹 ۲. چرا پاکستان و ترکیه وارد این پیمان شدند؟ پاکستان: پس از تیرگی روابط در دوره عمرانخان و تمایل عربستان به هند، دولت جدید (شهباز شریف و ارتش) به دنبال احیای روابط دیرینه و نقد کردن حمایتهای مالی ریاض برای حل بدهیهای سنگین خود است. پاکستان ارتش قدرتمند و توان هستهای دارد؛ نکته مهم و مبهم این است که آیا این توافق شامل گسترش چتر هستهای پاکستان بر فراز عربستان میشود یا خیر. ترکیه: منافع اقتصادی و تسلیحاتی: عربستان بازار بزرگی برای پهپادها و تجهیزات نظامی ترکیه است. همچنین سرمایهگذاری ریاض به کاهش تورم ترکیه کمک میکند. تبدیل به هاب انرژی: آنکارا به دنبال تبدیل شدن به ترمینال انتقال انرژی از خلیج فارس به اروپا (از مسیرهای جایگزین تنگه هرمز) است. ملاحظات با تاخیر: ترکیه به دلیل ارزیابی عواقب این پیمان بر روابطش با ناتو، ایران و هند، با تاخیر به آن پیوست و مقاماتش تاکید کردند این توافق علیه ایران نیست. 🔹 ۳. موضع مصر چه بود؟ مصر در مذاکرات حضور داشت اما فعلاً ترجیح داده ملحق نشود؛ زیرا توافق امنیتی با امارات دارد و با توجه به اختلافات ریاض و ابوظبی، ترجیح میدهد دست به عصا حرکت کند و مانع تشدید تنش با ایران نیز بشود. 🔹 ۴. پیامهای سیاسی توافق به بازیگران منطقه و جهان به اسرائیل: ارسال پیامی جدی علیه اقدامات تجاوزکارانه و تقابل با انحصار سلاح هستهای تلآویو با تکیه بر توان هستهای پاکستان. همچنین پاسخ به اختلافات ترکیه و اسرائیل در سوریه. به ایران: پیامی محترمانه جهت کاهش تنشها با عربستان و اعلام عدم رضایت از وضع موجود، در عین تاکید بر عدم خصومت مستقیم یا ضدایرانی بودن پیمان. به امارات: هشدار نسبت به جداسازی مسیر خود از عربستان، همکاری با اسرائیل و رقابتهای تجاری/مالی سنگین با ریاض. به هند: تضعیف موضع هند درباره کشمیر با بینالمللیتر شدن نقش پاکستان و احتمال احتیاط هند در سرمایهگذاریهای خلیج فارس. به انصارالله یمن: تلاش عربستان برای موازنه، هرچند به دلیل غیردولتی بودن حوثیها، بعید است این توافق تاثیری بر رفتارهای تدافعی/تهاجمی آنها بگذارد. به آمریکا و چین: تایید گفتمان پکن مبنی بر عدم قابلاعتماد بودن آمریکا و تمایل قدرتهای متوسط منطقهای برای ایجاد توازن میان چین و آمریکا. جمعبندی و چالشهای پیشرو این توافق در حال حاضر بیشتر یک توافق سیاسی و روی کاغذ است تا یک پیمان نظامی-عملیاتی ساختارمند (مانند ناتو که دارای مقر، مانورهای مشترک و تعهدات عملیاتی شفاف است). هنوز مشخص نیست در صورت وقوع یک درگیری واقعی، ترکیه یا پاکستان تا چه حد حاضرمند ورود نظامی به نفع عربستان شوند؛ لذا تاثیر فوری و مستقیمی بر معادلات منطقه ندارد و باید منتظر آزمون عملی آن ماند. ✅@mellimazzhabi
✅ هشدار حزب اتحاد ملت دربارهی روند فزایندهی رادیکالیسم 🔹حزب اتحاد ملت ایران طی بیانیهای نسبت به روند به رشد نشانههای رادیکالیسم در کشور هشدار داد. در این بیانیه آمده است: به نام خدا 🔹بحرانهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی، فشارهای معیشتی، و نگرانی از تداوم تهدیدهای خارجی، ایران دیرپای را در شرایطی حساس و پرمخاطره و جامعه و حاکمیت را در معرض آزمونی سترگ قرار داده است. برای گذر از این آزمون دشوار راهی جز حکمرانی سنجیده، تقویت اعتماد عمومی، حفظ انسجام اجتماعی، احیای امید، کاهش تنش و توسعهی تعامل مثبت و سازنده با جهان وجود ندارد. 🔹تجربهی ماههای گذشته نشان داد که در اوج تهدید خارجی و در شرایط مواجههی کشور با یکی از دشوارترین موقعیتهای امنیتی، هنوز امکان شکلگیری نوعی همدلی و کاهش دست کم موقت برخی شکافهای اجتماعی و سیاسی وجود دارد. هرچند، نباید از این واقعیت غفلت کرد که وحدت حول پرچم و سرمایهی اجتماعی انباشته شده در چنین شرایطی بسیار شکننده و ناپایدار است و تضمینی برای تداوم یا تکرار آن وجود ندارد و حفظ آن نیازمند زمینهسازی برای مشارکت همهی مردم و جلب رضایت عامه از طریق حکمرانی خوب است. 🔹کسب اعتماد عمومی، جلب رضایت اجتماعی و ایجاد احساس تعلق به سرنوشت کشور در شهروندان، پیکرهی اصلی قدرت ملی و پشتوانهی جاودانهی امنیت کشور است. تجربه نشان داده است در صورت شکل نگرفتن یا فرسوده شدن پیکرهی یاد شده، اتکای صرف به ابزارهای سخت و تصمیمات امنیتی، تأمین امنیت ملی را تضمین نمیکند. 🔹طی حدود دو ماه اخیر بهخصوص پس از امضای یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا توسط رؤسای جمهور دو کشور، ابراز مواضع تند در برخی تریبونهای عمومی از جمله تجمعات شبانه، تداوم فضای هیجان و شور جنگی در جامعه از طریق اطلاعرسانی جهتدار و تحلیلهای غیرعلمی و عوامفریبانه در برخی رسانهها و بهطور خاص صداوسیما، صدور و اجرای برخی احکام قضایی، و احضارها و برخوردهای امنیتی با اقشار مختلف از جمله چهرههای هنری، تصویری نگرانکننده از آینده را فراروی اکثریت خاموش جامعه قرار میدهد. شوربختانه انتصاب برخی افراد تندرو و نامتعادل در مناصب مؤثر نیز بهجای مخابرهی بشارت عقلانیت، آیندهنگری و بهبود وضعیت به جامعه، بر تیرگی چشمانداز آینده میافزاید. 🔹حزب اتحاد ملت ایران با ابراز نگرانی نسبت به روند یاد شده، دربارهی تقویت نوعی رادیکالیسم در فضای سیاسی و اجتماعی کشور که ممکن است با تعمیق شکافهای اجتماعی دوباره جامعه را بهسوی قطبی شدن و تشدید منازعات سوق دهد، هشدار میدهد. ادامهی روند فزایندهی رادیکالیسم، نهتنها به حل مسائل کشور کمکی نمیکند، بلکه موجب تضعیف سرمایهی اجتماعی، انسجام ملی و در نهایت امنیت کشور میشود. 🔹رادیکالیسم گسترهی گستردهای دارد و پیامدهای خطرناک آن منحصر به خشونت نیست. تهدید انگاشتن تفاوت، دشمنی پنداشتن نقد، حذف کردنی دانستن مخالف، سادهسازی برخی از پیچیدگیهای جامعه به دوگانههای سادهی "خودی و غیرخودی" یا "با ما و علیه ما" و ... را میتوان گونههایی از رادیکالیسم دانست که ممکن است جامعه را از درون فرسوده یا دچار رفتار واکنشی کنند. 🔹کشوری که با فشار خارجی، مشکلات اقتصادی و نارضایتیهای انباشته مواجه است، بیش از هر چیز به گسترش ظرفیت تحمل نقدها و تفاوتها نیاز دارد و باید از هر فرصتی برای کاهش تنشها و ترمیم اعتماد عمومی استفاده کند. 🔹حزب اتحاد ملت ایران از همهی شخصیتها و گروههای مؤثر بر تصمیمسازی و مقامات و نهادهای تصمیمگیرنده میخواهد روندهای جاری را با حساسیت، دقت و مسئولیتپذیری بیشتری مورد توجه قرار دهند و تنها به امنیت پایدار و اقتدار واقعی که رسیدن به آن بدون پشتوانهی اجتماعی و اعتماد عمومی ناممکن است، بیاندیشند. 🔹همچنین شایسته است حتی اقدامات قانونی با ملاحظهی شرایط اجتماعی، آثار عمومی و پیامدهای امنیت ملی مورد ارزیابی قرار گیرد. انتظار از شورایعالی امنیت ملی این است که در شرایط خاص با استفاده از اختیارات خود از اقدامات تنشآفرین جلوگیری کند. اثربخشی اجرای قانون و تأمین امنیت برای تحکیم ثبات کشور مشروط به همراه شدن با عدالت، تناسب، شفافیت و دوراندیشی، و نیفزودن بر شکافهای موجود است. 🔹حزب اتحاد ملت اعتقاد دارد جامعهی ایران بیش از صدای بلندتر به صدای عاقلانهتر، بیش از مجازات و حذف به اطمینان و آرامش، و بیش از تقابل به امکان گفتوگو و تفاهم نیاز دارد. 🔹توقف روند رادیکالیسم در فضای سیاسی و اجتماعی، متانت در حکمرانی، احترام به تفاوتها، رواداری و گذشت، کاهش تنش، ترمیم شکافهای اجتماعی، رعایت اعتدال، پرهیز از اقدامات تحریکآمیز، تقویت اعتماد عمومی و گشودن مسیرهای قانونی گفتوگو و مشارکت، نقطهی آغازین مسیر سربلندی ایران و رستگاری ایرانیان است. ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ حزب اتحاد ملت ایران اسلامی #امتداد @emtedadnet
خانهمان آتش گرفته است ✍🏾محمدجواد کاشی صد و اندی سال است در این دیار یکی اسلام گراست یکی چپ، یکی لیبرال و دیگری ناسیونالیست و توسعهگرا. اینهمه همیشه با هم در ستیز و رقابت بودهاند. با اینهمه در هر دوره تاریخی، اجماع نظری میان این سخنهای متعارض شکل گرفته که از دید همه آنها پنهان بوده است. همه تفاوتهای خود را میبینند اما به شباهتهای خود کورند.آن اجماع نظر پنهانی، عقل سیاسی آن دوران است. اجماع نظر پنهانی زور و توانی بیش از هر کدام از این صداهای رنگارنگ دارد. اجماع نظر پنهانی هر دوران، مادیت پیدا میکند و در یک وضعیت سیاسی متجلی میشود. البته آنچه در عمل مادیت پیدا میکند تا حدی تجلی آن اجماع پنهانی است تا حدی صورت کاریکاتوری آن عقلانیت. گاهی خیال میکنی واقعیت عقلانیتهای دورانی را به تمسخر گرفته است. همه متفکران و اهل نظر و هنرمندان دهههای سی و چهل و پنجاه ایران، به رغم اختلافات شدید، در استقلال سیاسی و عدالت اجماع نظر داشتند. آن اجماع نظر بود که در نظم جمهوری اسلامی مادیت پیدا کرد. حال باید بررسی کرد جمهوری اسلامی تا کجا تجلی آن عقلانیت بود تا کجا صورت تمسخر شده آن عقلانیت. از اواخر دهه شصت و بخصوص در دهه هفتاد، نیروهای لیبرال و چپ و ناسیونالیست و اسلامگرا، با یکدیگر در ستیز و رقابت بودند اما یک اجماع نظر پنهانی پیرامون دمکراسی میان آنها شکل گرفت. همه تحولات پس از دوم خرداد را ذیل این عقلانیت میتوان بررسید و همزمان به این سوال پاسخ داد: آنجه در فرایندهای انتخاباتی تحقق یافت تجلی آن عقلانیت بود یا صورت تمسخر آمیز آن؟ امروز هم شاهد ستیز میان نیروهای مختلف فکری در جامعه ایرانی هستیم. اما اجماع نظر پنهانی آنها چیست؟ به گمان نگارنده اجماع نظری در میان نیست. آنچه هست یک خالی عمیق و تهی است. اجماع نظری که به انقلاب پیوست همه ما را دست به کار سازمان دادن به یک حکومت ایدئولوژیک کرد. اجماع نظر دهه هفتاد، همه را دست به کار سازمان دادن به دمکراسی و توسعه سیاسی ساحت. اجماع نظر این روزها همه را دست به کار جنگ میکند. ما کمر به قتل یکدیگر میبندیم. گدازههای آتش به سمت یکدیگر پرتاب میکنیم. خانمان و سرمایههای پیشین را میسوزانیم. ما همه فرزندان دوران خود هستیم. دوران ما دوران زوال و انحطاط جمعی است. جنگ با شکست عقلانیت معطوف به دمکراسی در اواخر دهه نود آغاز شد. رویدادهای 96 و 98 هشدار خطرناک بود. در 1401 و 1404 آتش زبانه کشید و اینک با تجاوز اسرائیل و آمریکا به ایران، صورتی فوق العاده خطرناک پیدا کرده است. جنگ از درون به بیرون و از بیرون به درون زبانه میکشد. خانه مان آتش گرفته است آتشی جانسوز. @mjavadkashi ✅@mellimazzhabi
گزارش اقدامات و تحولات کلیدی در پژوهشکده پولی و بانکی فرآیند تحول در پژوهشکده پولی و بانکی زمانی آغاز شد که مدیر وقت مجموعه پس از چالشهای کارشناسی در جلسات هدفمندی یارانهها در دولت وقت، تصمیم گرفت به فضایی دورتر از حواشی سیاسی منتقل شود تا ساختاری حرفهای را از آجر اول بنا کند. در گام نخست، بر اساس الگوی بانکهای مرکزی موفق دنیا، ماموریتی پنجگانه برای پژوهشکده تعریف شد که شامل ریلگذاری برای تصمیمسازی، تولید ادبیات تخصصی، تربیت نیروهای متخصص، روایتسازی رسانهای و ایجاد فرومهای گفتگو بود. در همین راستا، اقداماتی نظیر اخذ مجوزهای لازم از وزارت علوم، جذب هیئت علمی زبده، تاسیس دوره دکترای اقتصاد مالی، انتشار دو مجله علمی-پژوهشی منظم و راهاندازی گروههای جدید «مدلسازی» و «بانکداری اسلامی» به اجرا درآمد. یکی از مهمترین اقدامات، ارتقای سطح آموزشها به تراز جهانی از طریق دعوت از اساتید برجسته بینالمللی نظیر پروفسور فابیو کنوا و جیانلوکا بنینو برای برگزاری دورههای فشرده در ایران بود. همچنین رویکرد مقاله نویسی پژوهشگران از مطالعات انتزاعی به سمت نگارش «مقالات سیاستی» تغییر یافت تا خروجیها کاربردی و گرهگشای مسائل سیاستگذار باشد. برای ارتباط با فضای کسبوکار نیز نخستین کنفرانس نظامهای پرداخت پایهگذاری شد تا پل ارتباطی میان بانک مرکزی، بانکها و فعالان فینتک شکل گیرد. در ابعاد انضباطی و ساختاری، کنترل کیفیت شدیدی بر خروجیها حاکم شد، کپیبرداری کاملاً ممنوع گردید و نظام ارزیابی پرسنل به جای پاداشهای مالی مستمر، بر تخصیص فرصتهای آموزشی بینالمللی متمرکز شد. علاوه بر تغییرات کیفی، از نظر زیرساختی نیز ساختمان جدیدی در میدان آرژانتین برای پژوهشکده تامین شد و با فعال کردن موتور درآمدزایی از طریق برگزاری کنفرانسها، وابستگی مالی این نهاد به بودجه مستقیم بانک مرکزی به شدت کاهش یافت. 📌منبع ✅@mellimazzhabi
فشار برای حذف کلمات «هایده» و «لوازم آرایش زنانه» از موتور جستجو فیروزآبادی، دبیر سابق شورای عالی فضای مجازی، اعلام کرد که یکی از نهادها فشار آورد تا کلمات «هایده» و «لوازم آرایش زنانه» از موتور جستجو حذف شوند، زیرا این کلمات ابتذال و تبرج را در جامعه ترویج میکنند. ✅@mellimazzhabi
ضربه دوگانه، عملیات اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا: واشنگتن هفته آینده اقدامات اقتصادی جدیدی علیه ایران اعلام میکند. او این طرح را یک «ضربه دوگانه» توصیف کرد که شامل تشدید فشار اقتصادی و ادامه محاصره بنادر ایران است. ✅@mellimazzhabi
فارن افرز | سایه بلند «شوک ایران» با گذشت پنج ماه از بسته شدن تنگه هرمز، قیمت نفت و گاز علیرغم مسدود شدن یکپنجم عرضه جهانی، با ترکیبی از ذخایر راهبردی، خطوط لوله جایگزین، و بهویژه کاهش تقاضای چین، کنترل شد. با این حال، این «تابآوری» رو به پایان است؛ برخلاف تصور، هزینهی این ثبات را کشورهای در حال توسعه با سهمیهبندی و فشارهای مالی پرداختند، نه اقتصادهای بزرگ./فراز The Long Shadow of the Iran Shock Source: Foreign affairs ✅@mellimazzhabi
آمار تازه از کاهش ۴۸ درصدی قدرت خرید مردم در ۱۵ سال اخیر میگوید؛ آماری تکاندهنده که نمیتوان صرفاً با اشاره به «شوکهای بیرونی» از کنار آن گذشت. در این سالها سیاستهای مختلفی با شعارِ کاهش فقر، بهبود معیشت، حمایت از تولید و اصلاح اقتصاد اجرا شدهاند؛ اما حاصل، در بسیاری از شاخصها فاصله گرفتن از اهداف اعلامشده بوده است. دکتر فرشاد مؤمنی تأکید میکند مسئله فقط اعلام آمار نیست؛ مسئله مهمتر، پاسخ به این پرسش است: ❓ چرا سیاستهایی که با وعده بهبود اقتصاد اجرا میشوند، در عمل به کاهش قدرت خرید، تضعیف تولید و تشدید نابرابری میانجامند؟ از شوکدرمانی و رهاسازی بانکهای خصوصی تا سیاستهای وارداتی؛ باید به جای توجیه نتایج، ریشههای ساختاری این ناکامیها را شناخت. 🎥 گزیدهای از سخنان دکتر فرشاد مؤمنی مردادماه ۱۴۰۵ ✅@mellimazzhabi
👈 گزارش CBS درباره وضعیت وخیم نیروهای مستقر در ناو هواپیمابر ابراهام لینکلن، یکی از چندین گزارش تازه است. 💥 خبر ویژه: تلاش تعدادی از نیروها برای رهایی از وضعیت فعلی با پریدن در دریا! @Cosmo_Iran ✅ @mellimazzhabi
видео или голосовое, без подписи
امکانسنجی توافق جدید و سناریوهای پیشروی بحران ایران و آمریکا در حال حاضر، مذاکرات ایران و عمان در خصوص نحوه اداره و ترافیک کشتیرانی در تنگه هرمز به مراحل نهایی خود رسیده است؛ توافقی دو مرحلهای که موفقیت آن در گام اول به تفاهم تهران و مسقط و در گام دوم به پذیرش شرایط از سوی آمریکا بستگی دارد. بر اساس طرح مطرحشده، مسیر ورود کشتیها به خلیج فارس از خطوط تحت مدیریت ایران و مسیر خروج از آبهای سرزمینی عمان تعیین گردیده و تشکیل یک دفتر مشترک برای مدیریت ترافیک دریایی پیشبینی شده است. با وجود پذیرش لغو دریافت عوارض در دوره ۶۰ روزه اولیه گشایش تنگه، مباحثی همچون چگونگی اخذ عوارض در ادامه مسیر، منع ورود کشتیهای آمریکایی و اسرائیلی، و اختیارات ایران برای بازرسی یا توقف برخی شناورها همچنان از گرههای فنی و حقوقی این توافق به شمار میروند. تحلیل صحنه سیاسی نشان میدهد که هر دو طرف انگیزه کافی برای دستیابی به یک توافق موقت را دارند؛ دونالد ترامپ تحت فشار انتخابات میاندورهای، افت ذخایر تسلیحات پدافندی و نقطهزن، و نیز فشارهای ناشی از اختلال در اقتصاد جهانی مایل است وضعیت را تا پایان انتخابات کنترل کند. در مقابل، ایران نیز تحت تأثیر فشارهای اقتصادی و آثار محاصره دریایی، بیمیل به توافق نیست اما با درک حساسیت زمانی ترامپ، سعی دارد با طرح شروط جدید و دستاندازی در فرایند، امتیازات بیشتری کسب کند. با این حال، ارزیابی برخی مقامات ایرانی مبنی بر احتمال حمله گسترده آمریکا پس از انتخابات میاندورهای، ریسک اتخاذ مواضع سرسختانه یا حتی اقدامات پیشدستانه را افزایش میدهد. با وجود بیشتر بودن احتمال توافق نسبت به عدم آن، نباید این گشایش احتمالی را به معنای پایان بحران یا یک توافق جامع و پایدار تلقی کرد. کارشکنیهای احتمالی اسرائیل در آستانه انتخابات کنست، پیچیدگیهای مرتبط با پرونده هستهای و اورانیوم ۶۰ درصد، و استراتژی ترامپ برای فرسایشی کردن زمان جهت کاهش تابآوری ایران، همگی از عواملی هستند که پایداری هرگونه تفاهمی را تهدید میکنند. در صورت عدم حصول توافق نیز لزوماً جنگی فراگیر رخ نخواهد داد، بلکه درگیریها در قالب حملات متقابل و محدود ادامه خواهد یافت تا تکلیف اصلی بحران پس از مشخص شدن نتایج انتخابات میاندورهای آمریکا تعیین گردد. 📌منبع ✅@mellimazzhabi
تحلیل استراتژیک قدرت، توازن و مدیریت منازعه در سیاست خارجی ایران طراحی یک استراتژی جامع جنگی نیازمند تلفیق هماهنگ سه مؤلفه نظامی، اقتصادی و سیاسی است که تنها با تکیه بر دو الگوی متکامل «نظریه پیروزی» و «نظریه شکست» به پایداری میرسد. در حالی که نظریه پیروزی چگونگی بسیج منابع کوتاهمدت را برای دستیابی به اهداف سیاسی تبیین میکند، نظریه شکست با تعیین آستانه خسارت، تعاریف عدم دستیابی به هدف و سنجش هزینه–فایده، مشخص میسازد که یک کشور تا چه حد مجاز است از منابع پایه و آتی خود نظیر افکار عمومی، توان اقتصادی و زیرساختهای صنعتی هزینه کند. اتکای صرف به پیروزیهای نظامی کوتاهمدت بدون توجه به نظریه شکست، خطر تهیشدن منابع حیاتی و شکست در رقابتهای بلندمدت بینالمللی را به همراه دارد. از سوی دیگر، این برداشت عامیانه که ناکام ماندن دشمن به معنای پیروزی خودی است، فرضیهای نادرست است؛ چرا که فرایش شدید منابع میتواند سناریویی را رقم بزند که در آن هر دو طرف منازعه بازنده باشند. همچنین باید توجه داشت که تعاملات در نظام آنارشیک بینالملل را نمیتوان با معاملات مدنی قیاس کرد، زیرا در غیاب حکومت مرکزی، تنها میزان قدرت و پایداری منافع متقابل تضمینکننده توافقات است و نقض پیمانها نه از بدذاتی اخلاقی، بلکه از تغییر در موازنه مزیتهای نسبی نشأت میگیرد. در راستای اجرای یک سیاست هوشمندانه، تفکیک دقیق اهداف استراتژیک از ابزارهای تاکتیکی امری حیاتی است تا ابزارها به اشتباه جایگزین اهداف مقدس کشور نشوند. در سلسلهمراتب اهداف ملی، حفظ تمامیت ارضی، یکپارچگی سرزمینی و بقای کشور در صدر اولویتهای غیرقابل معامله قرار دارند. در مرتبه بعدی، حفظ توان بازدارندگی به همراه پشتیبانی افکار عمومی و پایداری اقتصادی جای میگیرد و پس از آن، بازسازی و حفظ پایه صنعتی برای ماندن در گردونه رقابت منطقهای با رقبایی چون ترکیه و عربستان اهمیت مییابد. در این میان، مواردی نظیر پرونده هستهای یا نحوه اداره تنگه هرمز، اهدافی واسطه و تاکتیکی محسوب میشوند. اگرچه مسئله هستهای به ظاهر علت اصلی منازعات است، اما علت ریشهای به چالش کشیده شدن نظم و برتری دریایی آمریکا در تنگههای استراتژیک توسط ایران بازمیگردد. با این حال، ورود کشوری با ابعاد اقتصادی محدود به بازی هژمونی دریایی، ریسکهای سنگینی ایجاد میکند؛ از این رو پیشنهاد میشود ایران با استفاده از توان اثباتشده خود در ایجاد اختلال دو فاکتو، از تبدیل آن به یک معاهده رسمی حقوقی که حساسیت شدید آمریکا را برمیانگیزد پرهیز کرده و قدرت مدیریت عملیاتی تنگه هرمز را به عنوان ابزاری برای اخذ امتیازات بزرگتر معامله کند. دستیابی به یک نظم منطقهای پایدار در پساجنگ، مستلزم معامله بزرگ با آمریکا برای کاهش ملموس حضور نظامی این کشور در خلیج فارس و تعامل سازنده با کشورهای عربی است. الگوی بهینه برای امنیت منطقهای، نه تلاش برای دستیابی به هژمونی مطلق - که ائتلافهای ضدایرانی را برمیانگیزد - بلکه ایجاد رژیمهای امنیتی مشترکالمنافع، رفع نگرانیهای موجودیتی همسایگان و تضمین عدم انباشت قدرت علیه یکدیگر است. در این معادله، بازیگری اسرائیل به عنوان یک متغیر توسعهطلب که از تهدیدنمایی ایران برای توجیه اقدامات خود بهره میبرد، میتواند هرگونه توافق ایران با آمریکا یا اعراب را تخریب کند. بنابراین، ایران نیازمند تدوین یک «کتاب بازی» یا مقررات رقابت با اسرائیل است تا بدون نیاز به صلح یا عادیسازی، خطوط قرمز متقابل را ترسیم کرده و با ارائه پیشنهادهای متوازن در سطح بینالمللی، ماهیت تهاجمی طرف مقابل را افشا سازد. در نهایت، تصمیمگیرندگان باید با تفکیک پیروزی نظامی از سیاسی، شاخص «خسارتهای برگشتناپذیر» را ملاک پایان جنگ قرار داده و با افزایش توان تطبیقپذیری، جایگاه ایران را در معادلات منطقهای و جهانی بازتعریف کنند. 📌منبع ✅@mellimazzhabi
مشکلات دولت موقت #صبحانه_با_تاریخ مهندس بازرگان در دوران نخستوزیری هفتهای یک بار در تلویزیون مسائل و مشکلات خود را با مردم در میان میگذاشت. یکی از نکاتی که بازرگان تاکید زیادی روی آن داشت، عدم اقتدار دولت و وجود دولت در دولت بود. از جمله مواردی که ایشان به آن انتقاد داشت دادگاههای انقلاب و دیگری کمیتههای انقلاب اسلامی بود. در مورد دادگاه انقلاب حرف مهندس بازرگان صحیح بود. برای اینکه قاعدهای بر دادگاههای انقلاب حاکم نبود و همه چیز به نظر قاضی بستگی داشت. در این مورد قرار شد آییننامهای برای دادگاههای انقلاب تعیین شود که من مأمور تهیه آن شدم. من با مرحوم مبشری وزیر دادگستری وقت این آییننامه را تهیه و تدوین کردیم. در مورد کمیتههای انقلاب اسلامی هم چون گزارشهایی از فساد و اخلال آنها در امور به مسئولین رسیده بود، با پیشنهاد هئیت دولت قرار شد که کمیتهها زیر نظر شورای انقلاب قرار بگیرند و یکی از اعضای شورای انقلاب به سرپرستی کمیتهها منصوب شود. که آقای مهدوی کنی به این سمت منصوب شد. پس از این اقدام، کمیتههای انقلاب تا حدودی تحت کنترل قرار گرفت و محل مجلس شورای ملی به عنوان ستاد مرکزی آن تعیین شد. برگرفته از کتاب نیم قرن خاطره و تجربه خاطرات عزتالله سحابی 🆔@Akhbare_mahestan ✅@mellimazzhabi
مسعود نیلی در گفتوگو با اکوایران پاسخ داد: چرا مشکلات اقتصاد ایران حل نمیشود؟ ✅@mellimazzhabi
چرا کودکنما بودن زیبا شد؟ «کودکسازی» زنان آیا «زیبایی» زنانه در فرهنگ امروز به نوعی «کودکخواهی پنهان» (پدوفیلی) آغشته شده است؟ وقتی «سادگی» و «لطافت» به معنای «رفتار کودکانه» تعریف میشود، چه چیزی در ناخودآگاه جامعه در حال تخریب است؟ بیایید این نقاب زیبا را برداریم. فرهنگ مصرفگرا، با تزریق استانداردهای بصری کودکانه، در حال ساخت «زن ابدی نابالغ» است. ریشهی این ماجرا در تمامی فرهنگ پدرسالار برای کنترل است؛ زنی که کودکنما باشد، «خطرناک» نیست، «مطیع» است و قدرت تحلیل ندارد. درواقع، «زیبایی» به مثابه لباسی است که روی یک ساختار قدرت کشیده شده تا آن را عادیسازی کند. ✅این انحراف در سه سطح خود را نشان میدهد: ۱. فیلترها و میکاپ: ترجیح چهرههایی که ویژگیهای نوزادگونه دارند (مثل چشم درشت) و خطوط بلوغ را پاک میکنند. ۲. ادبیات کلامی: استفاده از لحن کودکانه (Baby talk) در بزرگسالی. ۳. رفتار اجتماعی: ستایش وابستگی و ناتوانی در تصمیمگیری به عنوان «دلبری زنانه». وقتی فرهنگ، ویژگیهای «کودکانه» را به عنوان «استاندارد جذابیت زنانه» معرفی میکند، عملاً «میل جنسی بزرگسال» را به سمت ویژگیهای کودکوار سوق میدهد. این «پدوفیلی فرهنگی» یا میل به کودکخواهی زمانی رخ میدهد که جامعه با ستایش معصومیت تصنعی، قیف میل به «کودکوارگی» را میسازد. این دستکاری رسانهای، مغز را در وضعیتی قرار میدهد که سیستم پاداش، به جای لذت از «سوژهی بالغ» (کسی که صاحب قدرت و هویت است)، به «ابژهی کودکگونه» تمایل پیدا میکند. در واقع، مرز بین تحسین زیبایی و بهرهکشی انحرافی در ناخودآگاه جمعی مخدوش میشود. این بحث، بحث «زشت یا زیبا» نیست؛ بحث «بلوغ یا اَسارت» است. ✒️وقتی فرهنگ ما مدام بر «کودکبودن زن» تأکید میکند، در حال بازتولید نیاز به کنترل است. زنانگی اصیل در «قدرت»، «بلوغ» و «فهم جهان» است، نه در «معصومیت ساختگی». «زیبایی» اگر در مرزهای «کودکبودگی» زندانی شود، دیگر ستایش شکوه زنانه نیست؛ بلکه بازتولید همان ساختارهای سلطهای است که بلوغ را تهدیدی برای خود میبینند. وقتی «معصومیت ساختگی» به استاندارد اصلی جذابیت تبدیل میشود، آیا ما در حال تحسین زیبایی هستیم یا در حال عادیسازی یک انحراف عمیق در ناخودآگاه جمعی؟ 🆔@Zane_Ruz_Channel ✅@mellimazzhabi
ایرج خواجه امیری درگذشت 🔹حسین خواجهامیری، خواننده پرآوازه موسیقی ایران که با نام هنری ایرج شناخته میشد، امروز چهارشنبه ۲۱ مرداد در سن ۹۴ سالگی دار فانی را وداع گفت. ✅@mellimazzhabi
در حضور رئیسجمهور ✍🏾#احمد_زیدآبادی در جلسهٔ فعالان سیاسی با رئیسجمهور در سالن وزارت کشور، وقتی هم برای صحبت من، خارج از نوبتهای تعیین شده توسط قرعهکشی در نظر گرفته شده بود. هر شهروند در مواجهه با مسئولان کشور، بینهایت حرف برای طرح انواع و اقسام مشکلات و نابسامانیهای بیسابقه در جامعه دارد و انتخاب یکی از آنها واقعاً کار دشواری است. من اما میدانم که شخص رئیسجمهور و عموم همکارانش بیش از همهٔ ما از سطح و عمق معضلات و بحرانهای جامعه و حتی راهحل آنها آگاهند، اما پیچیدگیهای فلجکننده در ساختار سیاسی و اجتماعی، توان و حوزهٔ اثرگذاری آنها را محدود کرده است. از این رو، به جای طرح مشکلاتی که آقای پزشکیان و همکارانش بیش از من به آنها واقفند و عملاً شب و روز آنها را با تمام وجود لمس میکنند، ترجیح دادم حرفی از نیروی چهارم به میان آورم. بنابراین در ابتدای صحبت تأکید کردم که بنا به خاستگاه، گذشته و گرایشم در آن جمع بیگانه و غیرخودی هستم، چون خود را عضوی از نیروی چهارم به حساب میآورم. نیروی چهارم همان شهروندانی هستند که در چارچوب براندازان و اصولگرایان و اصلاحطلبان نمیگنجند و اساساً دنبال مناصب و مکاسب حکومتی نیستند، بلکه میخواهند در سطح جامعه از آزادی و امنیت لازم برای بروز استعداد و خلاقیت خود در هر زمینهای برخوردار شوند تا هم زندگی خود را رشد و ارتقاء دهند، هم جامعه را توانمند سازند و هم دولت را به مسیر درست حکمرانی بکشانند. صدای این طیف وسیع از مردم که قریب به تمام آنها جوان هستند، در هیاهوی منازعهٔ سیاسی سه نیروی دیگر گم شده است و بنابراین لازم است هم به رسمیت شناخته شوند و هم صدایشان شنیده شود. در نقد براندازان گفتم که وضعشان مشخص است! در مورد اصولگرایان هم گفتم که بخش بزرگی از آنها اصولاً وارد دورهٔ سیاستورزی مبتنی بر اصالت ملت-دولت نشدهاند و بنابراین ایدهها و افکار سیاسیشان از بیخ و بن منسوخ است! در بارهٔ اصلاحطلبان هم گفتم که زایش تشکیلاتی و فکری را از دست داده و از این جهت انگار عقیم شدهاند! واضح است که با این حرفها سخط جمع کثیری از حاضران را به جان خریدم، اما به نظرم رئیسجمهور و همکارانش چندان ناخشنود ظاهر نشدند! در آن میان، اسدالله بادامچیان از بزرگان مؤتلفه که گرد پیری حسابی بر سرش نشسته است، ظاهرا از عقیم نامیدن اصلاحطلبان خیلی به وجد آمده بود و آن را ارسال پیامی مهم به آمریکا دانست! منظورش را از ارسال پیام به آمریکا درنیافتم اما به او گفتم که چرا منسوخ دانستن افکار جناح متبوع خودش را نشنیده است؟ در هر حال، به نظر من مسعود پزشکیان در بغرنجترین شرایط تاریخی ایران یعنی دورهای که تمام بحرانهای تاریخی و چند بعدی جامعهٔ ایرانی به نقطهٔ تلاقی رسیده، سکان هدایت امور اجرایی ایران را به دست گرفته است. آیا از بدشانسی اوست؟ یا اینکه تقدیر نقشی برای او در نجات این جامعهٔ کهن در نظر گرفته است؟ دعا میکنم مورد دوم باشد و خدا به دادش برسد چرا که مورد اول فقط بدشانسی مرد صادق و پاکبازی چون او نیست، بلکه مصیبتی تاریخی برای تک تک شهروندان ایرانی است چه از ابعاد آن اگاه باشیم، چه نباشیم و چه مثل عدهای خود را فریب دهیم! @ahmadzeidabad ✅@mellimazzhabi
محمد رسولالله (ص) با ایمان استوار خود بنیاد ظلم را لرزاند و با صبر و پایداری بیدریغ، نهال اسلام را در دل تاریخ بارور ساخت. و حسن (ع)، آن اسوه مظلومیت و کرامت، راه جد خود را در پاسداری از حریم حق ادامه داد. او با آزادگی پولادین خود، طعم تلخ خیانت زمانه را به جان خرید اما تن به ذلت نداد و با بردباریاش، صلح را به شمشیری برنده علیه ستمگران بدل ساخت. رحلت پیامبر عظیمالشان و شهادت امام حسن مجتبی تسلیت باد @Kaleme ✅@mellimazzhabi
تعریف و اهمیت سرمایه اجتماعی و اعتماد عناصر بنیادین سرمایه اجتماعی: جوهره سرمایه اجتماعی شامل اعتماد و عملکرد درست نهادها است. تعاریف اعتماد: ترجیح ندادن منافع نامشروع خود به منافع مشروع دیگران در تعاملات. باز بودن درهای ذهن برای بررسی بیطرفانه شواهد (تعریف خانم اشطوله). ابعاد اعتماد: شامل اعتماد بینفردی، اعتماد عمومی به دیگران و مهمترین وجه آن، اعتماد به نهادها (مانند دولت، رسانه، انتخابات، پول و دستگاه دیپلماسی) است. کارکرد اصلی سرمایه اجتماعی: ایجاد همبستگی اجتماعی و ظرفیت «زیست مسالمتآمیز» افراد با گرایشها، قومیتها و عقاید گوناگون در کنار یکدیگر. علل افول سرمایه اجتماعی و اعتماد نهادی در ایران رابطه اعتماد و حل مسئله: نهادها از طریق حل مسائل جامعه، اعتماد میسازند. وقتی نهادها ظرفیت حل مسئله را از دست میدهند، اعتماد عمومی به آنها از بین میرود. ناکارآمدی نهادها در ۲ دهه گذشته: از دست رفتن کارکرد نهادهایی چون صداوسیما، انتخابات، آموزش و درمان. برای نمونه، قطع مداوم اینترنت (مانند قطعی ۵ ماهه در سال ۱۴۰۴) اعتماد به کسبوکارهای اینترنتی را کاملاً نابود کرده است. انحراف در کارکرد سیاست: فضیلت اصلی سیاست، «مدیریت غیرخشونتآمیز خشونت» است. از سال ۱۳۸۸ به بعد، سیاست در ایران این کارکرد را از دست داده و چرخه خشونت در وقایعی مانند سالهای ۸۸، ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱ و بهویژه دیماه ۱۴۰۴ اوج گرفته است. عوامل بیرونی و داخلی فروپاشی اقتصادی و اجتماعی خطاهای سیاست خارجی: نقد جدی به مدیریت پرونده هستهای و غنیسازی بدون حل مسائل با جهان و عدم مدیریت تنش با آمریکا. پیامدهای مخرب تحریمها: تحریمها نه تنها خسارات مالی هنگفت (بین ۱۲۰۰ تا ۳۵۰۰ میلیارد دلار) زدند، بلکه طبقه متوسط (پیشبرنده دموکراسی)، محیط زیست، ارزش پول و زنجیره تولید صنعتی را نابود کردند. شکلگیری نخبگان میانی و رانتخواری: از سال ۱۳۸۸، هسته سخت قدرت برای مهار خشونت کف خیابان، به توزیع بیرویه انواع رانتها (سیاسی، اقتصادی، رسانهای) میان نخبگان میانی روی آورد که باعث ناکارآمدی و فساد گسترده شد. ایده کنشگران مرزی و انسداد سیاسی نقش تاریخی کنشگران مرزی: افرادی که بین مردم و حکومت رفتوآمد کرده و تلاش میکردند مسائل را منتقل، نهاد خلق و خشونت را مهار کنند. محدودیت و ناکامی کنشگری مرزی: علیرغم دستاوردهای مقطعی (مانند برجام یا انتخاب برخی رؤسای جمهور)، این جریان در نهایت نتوانست مانع ورود کشور به چرخه خشونت داخلی و جنگهای منطقهای شود. انسداد دوگانه (داخلی و بیرونی): انسداد داخلی: عدم امکان اصلاح یا تغییر قواعد از طریق ابزارهایی مانند انتخابات یا شورای نگهبان. انسداد بیرونی: ناشی از تحولات ژئوپلیتیک جهانی مانند مناقشه آمریکا و چین و دکتری امنیتی جدید اسرائیل. پدیدارشناسی جریانهای جدید و وضعیت «نفرت مستأصل» شکست ایدههای سادهانگارانه گذار: نقد جریان سلطنتطلبی و دفترچه گذار به دلیل تقلیل سیاست به مسائل صرفاً فنی و مهندسی و نادیده گرفتن پیچیدگیهای جامعه. پدیده انکار تاریخی: پهلوی، قاجار را انکار کرد؛ جمهوری اسلامی نیز کل دستاوردهای پهلوی (صنعت، ارتش، راه آهن) را انکار نمود که این امر آسیبزا بوده است. ایجاد وضعیت «نفرت مستأصل»: جامعه به دلیل ناکارآمدی، نابرابری شدید اقتصادی-سیاسی، و احساس عدم عاملیت، دچار ترکیبی از نفرت از وضعیت موجود و استیصال از ایجاد تغییر شده است. مکانیسمهای تولید نفرت در جامعه انواع نابرابری: نابرابریهای سیاسی و اقتصادی شدید، رانتخواری و توزیع ارز ترجیحی. گزینش: فرایند ۵۰ ساله گزینش، نه تنها جلوی نفوذ را نگرفته، بلکه باعث تبعیض و خشم عمومی و زخمهای عمیق بر تن ایرانیان شده است. تبعیض و عدم بیطرفی حکومت: ترجیح دادن زن باحجاب بر بیحجاب یا دیندار بر غیردیندار که ناقض فضیلت اصلی حکومت (بیطرفی) است. بحران معیشت: نبود همزمان شغل باکیفیت، تورم بالا و رشد اقتصادی صفر در دهه اخیر. چشمانداز آینده ایران سناریوهای محتمل: سناریوی ویرانی: تخریب کامل زیرساختها در اثر جنگ و تبدیل شدن به یک «دولت فرومانده و جامعه درمانده». سناریوی زیستپذیری: مشروط به بقای زیستپذیری کشور و دستیابی به توافق با جهان (بهویژه آمریکا). پیشبینیها: حداقل یک دهه بحران شدید اقتصادی و مناقشات سیاسی در پیش خواهد بود. همچنین احتمال وقوع اعتراضات عمومی جدید به دلیل شرایط اقتصادی تا اواخر بهار وجود دارد. شرط تغییر: ایران آینده (چه در صورت ویرانی و چه در صورت بازسازی) هیچ شباهتی به وضع موجود نخواهد داشت و رهبران جدید باید ادراک متفاوتی از جهان پساترامپ و پسا-۷ اکتبر داشته باشند. ✅@mellimazzhabi
دستکاری تابلوی جنگ و فاعلیتزدایی؛ نقد گفتار حسین قاضیان پارسا زنگنه - حسین قاضیان در برنامهای کلابهاوسی مورخ ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ در هاوس «طرح نو»، با موضوع اگر «نه به جنگ»، پس چه؟ جنگ را با زلزله تمثیلسازی کرد. اینکه چه فعلوانفعالاتی باعث میشوند جنگ، در ادراک جامعهشناسی لیبرال، هم در سطح فردی و هم در سطح سیاسی فاعلیتزدائی شود و به زلزله تشبیه گردد ، خارج از بحث ماست. این نوشتار بهواقع، در نقد روش او نیست. صرفا مقابله با رتوریک اوست. با این حساب، تنها به بخشهای مهمی از آنچه گفته میپردازم. در ادراکی که قاضیان سعی در القای آن بهمخاطب دارد، جنگ همچون زلزله رخدادی طبیعی، فاقد سوژه و فاقد مسئولیت و اثرگذاری انسانی است. میان زلزله و جنگ تفاوت تعیینکنندهای نمیبیند، یا اگر میبیند تعمدا جا میاندازد. زلزله را نمیتوان بهمعنای سیاسیِ کلمه مسئول دانست، اما جنگ دست بر قضا محصول تصمیمات، ارادهها و مناسباتی طبقاتی است که در درون سیستمها و فراتر از آن، میان سیستمها و باز هم فراتر، میان تنازع و تعارض منافع دو الی سه نظم بینالملل بهوجود میآید. قاضیان در ادامه، کسانی را که در میانۀ جنگ شعار «نه به جنگ» سر دادند، «چپ» خواند و تلویحا به ریاکاری متهم کرد؛ با این استدلال که آنها «نه به جنگ» گفتهاند از ترسِ آنکه جنگ به قدرتگیری رقیب سیاسیشان، که ظاهرا و منطقا منظورش رضا پهلوی است، بینجامد. سپس اندکی عقب نشست و گفت این افراد در بهترین حالت صرفا میخواهند موضعی منزه و اخلاقی اتخاذ کنند. او در ادامه بهصراحت گفت جنگ عین موضع مردم و آلترناتیو مردم برای حکومت است. چند روز پیشتر نیز، در مناظره با علیرضا رجایی، پرسیده بود «نه به جنگ» چه توفیری به حال مردم دارد و مدعی شده بود که مردم تغییرات عینی و ملموس میخواهند. ادامه این یادداشت را در وبسایت نیماد بخوانید: https://neemaad.com/nmd10033941.htm ✅@mellimazzhabi