مجلّه سفینه تبریز
Статистикаمجلّه فرهنگی و هنری در تاریخ و ادبیات آذربایجان @safinehyetabriz یادداشت های محمّد طاهری خسروشاهی در تبریز ارتباط : @Tahery_tabriz نشانی تبریز صندوق پستی 51665 -314 *مجوز کانال در سامانه رسانه های دیجیتال وزارت ارشاد: 1-2-68231-61-4-1
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 10
- Всего постов
- 32
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Искусство
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 148
- 1/48двое суток
- 169
- 1/72трое суток
- 182
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دل ها که آرزوی امام رضا کنند گویا زیارت علی مرتضی کنند در سینه می تپد دل شیدای شیعیان هر دم که آرزوی امام رضا کنند در حسرت طواف تو ای آشیان قدس مرغان پر شکسته چه پرها که وا کنند استاد شهریار @safinehyetabriz
без подписи
در سالروز رحلت غمبار نبی مکرم اسلام؛ حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و آله وسلم، یادی می کنیم از ادیب والامقام مرحوم آقای دکتر احمد مهدوی دامغانی رحمه الله علیه. اوایل دهه نود که مشغول تدوین ارجنامه آقای دکتر محمدعلی موحد بودم، تماس تلفنی با جناب استاد مهدوی…
без подписи
без подписи
نامه استاد فقید مرحوم دکتر احمد مهدوی دامغانی رضوان الله تعالی علیه به سردبیر مجله سفینه تبریز هو الله دوست گرامی جناب طاهری خسروشاهی دامت عزته و عمره سلام ای تبریزی نازنین و ای همشهری عزیز مشهدی که به استناد فرموده حضرت مولانا قدس الله روحه: گفت معشوقی به عاشق کی فتی تو به غربت دیده ای بس شهرها پس کدامین شهر از آنها خوشتر است گفت آن شهری که در وی دلبر است شما را همشهری خویش می شمارم که علاوه بر افتخار تبریزی بودن و منتسب به آن شهر دلاور مهرگستر دانش پرور؛ به افتخار انتساب به آستان مقدس امام ثامن ضامن سلام الله علیه که «وَ مَنْ صَارَتْ بِهِ أَرْضُ خُرَاسَانَ خُرَاسَانَ» ممتازید. انشاالله سلامت و سعادتتان مستدام باد. از پیامی که صفا و محبت از آن متجلی بود و برای من بنده توسط همسر مهربانم ارسال فرموده بودید، کمال سپاسگزاری را دارم. خدا حفظتان فرماید. سلام مرا به همسر خراسانی محترمتان برسانید. ای جوان عزیز نمی دانید من بنده وقتی نام تبریز را می شنوم یا میخوانم، چه صورتهای شریف نجیب و چه نامها و قیافه های جلیل نبیل در نظرم مجسم می شود. چونان حاج اسماعیل آقا امیرخیزی، ابوالحسن صادقی نژاد، حاج محمدآقا نخجوانی، آقا میرزا جعفر آ سلطان القرایی، ابوالفتحی، زاخری، علامه والامقام طباطبایی، آقا سیدحسن طباطبایی، علی اصغر مدرس و همدوره نازنینم دکتر مرتضوی و بدیهی است پیش از همه و بیش از همه، حضرت استاد اجل اکرم، آیت الله آقای آقا میرزا محمدعلی مدرس خیابانی رض که خدای همه شان را غریق رحمت خود فرماید که: نظیر خویش بنگذاشتند و بگذشتند. الحمدلله که جوانان فاضل و وطن خواه و ادب دوستی چون جنابعالی در همان صراط مستقیم هستید و انشاالله پای جای پای آنان خواهید گذارد که به فرموده مولای ما حضرت امام علی بن الحسین السجاد صلوات الله علیهما در موردی مشابه: «...ان تکونوا صغار قوم فیوشک ان تکونوا کبار قوم آخرین» سلام الله علیه. به خدا میسپارمتان و التماس دعا دارم و امیدوارم به زودی جشن نامه حضرت استاد دکتر موحد را زیارت کنم. احمد مهدوی دامغانی ۱۳۹۲/۱/۲۵ @safinehyetabriz
فایل پی دی اف مقاله درباره بُرده و قضیب (چوب دستی) پیغمبر اکرم (ص)؛ مقاله ای از زنده یاد استاد احمد مهدوی دامغانی؛ اهدا به کتاب با قافله شوق (ارجنامه دکتر محمّدعلی موحّد) به اهتمام: محمّد طاهری خسروشاهی انتشارات دانشگاه تبریز اردیبهشت 1392 https://t.me/Safinehyetabriz
در سالروز رحلت غمبار نبی مکرم اسلام؛ حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و آله وسلم، یادی می کنیم از ادیب والامقام مرحوم آقای دکتر احمد مهدوی دامغانی رحمه الله علیه. اوایل دهه نود که مشغول تدوین ارجنامه آقای دکتر محمدعلی موحد بودم، تماس تلفنی با جناب استاد مهدوی دامغانی برقرار کردم. شاگردنوازی فرمودند. و نام تبریز که آمد، مثل همیشه گوهر اشک بر سیمای شریف نثار کردند. خواهش این بنده خدا را اجابت فرمودند و چند ماه بعد، مقاله ای همراه با یک نامه از طریق ایمیل، در ارتباط با نبی مکرم اسلام جهت اهدا به استاد موحد ارسال کردند. با گرامیداشت یاد مرحوم مهدوی دامغانی و آرزوی صحت و سلامت استاد محمدعلی موحد، فایل مقاله را همراه با متن نامه مذکور، تقدیم می کنم. 21 مرداد 1405 برابر با 28 صفر 1448 طاهری خسروشاهی
روایت نصرت منصوریان از ابعاد فکری دکتر شریعتی و دیدار تاریخی با آیتالله خمینی در نجف 🔸نصرت منصوریان در این گفتگو به تشریح اندیشههای دکتر علی شریعتی میپردازد و تاکید میکند که او برخلاف برخی گروههای چپ و چریکها، با مبارزه مسلحانه و براندازی صلب پیش از آگاهیبخشی و دگرگونی درونی جامعه مخالف بود. شریعتی معتقد بود تا زمانی که نفوس و اندیشه افراد جامعه تحول پیدا نکند، شوکهای ناگهانی یا اقدامهای مسلحانه راه به جایی نخواهد برد. او با وجود چلنجها و خطکشیهای شفاف فکری با گروههای مسلح، هرگز حاضر نشد علناً علیه مبارزان سخن بگوید یا زمینهساز تضعیف آنها در برابر ساواک و جریانهای قشری شود. 🔹منصوریان سپس به خاطره مفصل دیدار خود با آیتالله خمینی در نجف اشاره میکند. او که به پیشنهاد شریعتی و برای ابلاغ پیام وی راهی عراق شده بود، ماموریت داشت نقدها و گلههای دکتر شریعتی را به ایشان منتقل کند. پیام شریعتی مبنی بر این بود که او در بستر یک خانواده مذهبی رشد کرده، از جلسات قرآن پدرش برآمده و هدفی جز جذب دانشجویان و نسل جوان به اسلام ندارد؛ در حالی که برخی روحانیون در منابر به حسینیه ارشاد حمله کرده و نوشتههای او را به صورت غیرمنصفانه تقطیع و نقد میکنند. 🔸بر اساس روایت منصوریان، او موفق میشود شبهنگام در منزل آیتالله خمینی با ایشان دیدار کرده و پیغام شریعتی را بازگو کند. آیتالله خمینی با وجود اذعان به برخی خدمات شریعتی در جذب جوانان و دانشجویان به دین، نسبت به مواضع و سخنان او درباره مراجع، روحانیت و کتابهایی نظیر «حلیةالمتقین» انتقاداتی مطرح میکند. منصوریان با ذکر یک مثال عینی از شیوهی دریافت وجوهات توسط مراجع در نجف سعی میکند دیدگاه شریعتی را تبیین کند، اما در نهایت اشاره میکند که میان این دو دیدگاه همسویی کاملی ایجاد نشد و این روابط با تحفظ باقی ماند. ✅@mellimazzhabi
☝🏻 🔰 سیمایی از آیات ثلاث حوزهٔ قم ✍🏻 از شرححال خودنوشت عبّاس زریاب خویی ❇️ سیّد صدرالدین صدر قدّی بلند و قیافهای نورانی و باشکوه داشت و در لهجهٔ فارسیِ او لحن عربی شنیده میشد. ... آقای سیّد صدرالدین صدر، علاوه بر تبحّر در فقه و اصول، در ادبیّات عرب و تاریخ اسلام نیز اطّلاعات عمیق داشت و در آگاهی به سیاست زمان از آن دو معاصر خود جلوتر بود. حسنمعاشرت و خلق و رفتار کریمانه و نجیبانه و برخوردهای انسانیاش او را بسیار ممتاز ساخته بود و سزاوار بود که علاوه بر رهبری روحانی، رهبری سیاسی حوزهٔ قم را در برابر اولیای دولت نیز داشته باشد. ✳️ آقا سیّد محمّدتقی خونساری در نظر طلّاب فقیهی زبردست و بحّاث بود. مجلس درس او که در مدرسهٔ فیضیّه زیر کتابخانه تشکیل میشد جلسهٔ پرشور و گرمی بود و مباحثات تند و دراز در آن مجالس درمیگرفت. آقا سیّد محمّدتقی بی آنکه خسته شود، مانند کُشتیگیر آزموده و مجرّب، آمادهٔ مبارزه تا دقیقهٔ آخر بود و هرگز میدان را خالی نمیکرد و جز در موارد بسیار نادر، تند نمیشد. این حوصله و شکیباییِ بینظیر او در گوشدادن به حرف شاگردان و دنبال کردن بحث و استدلال تا نفَس آخر میدان تربیت و آموزش خوبی برای طلّاب بود و آنان را در بحث و جدال نیرومند میساخت و توانایی تفکّر و نیروی استدلالشان را بالا میبرد. به همین جهت، بیشتر به طرح مسأله و تحقیق در فروع و شقوق آن میپرداخت و چون در کلام و فلسفه قوی بود، اساس درس و بحث او مخصوصاً در اصول، بر استدلال کلامی و منطقی بود و این هم مزیّت عقلانی خاصّی به درس او میبخشید. نتایجی که در مسائل فقهی به آن میرسید غالباً در همان شب پیش از درس بود و به همین جهت گاهی ارتجالی به نظر میآمد. از جمله وقتی که مبحث صلوة را عنوان کرده بود، چون به بحث نماز جمعه رسید در مقابل شگفتی حضّار و طلّاب به وجوب نماز جمعه معتقد شد و در بحثِ جنجالی که به راه انداخت، سخن خود را پیش برد و اعلام کرد که از جمعهٔ آینده نماز جمعه را در صحن مدرسهٔ فیضیّه برپا خواهد کرد! ✅ آقای سیّد محمّد حجّت وضع و حالی دیگر داشت. او جوانتر از دو قرین خود بود، امّا به جهت افراط در کشیدن سیگار از سلامت جسمی مطلوبی برخوردار نبود. بسیار کوشا بود و هیچگاه از مطالعه خسته نمیشد و به طوری که میگفتند گاهی تا بعد از نصف شب نیز به مطالعه ادامه میداد. این کوشایی و جدّیت فوقالعاده از همان آغاز تحصیل در او بوده است و به طوری که میگفتند یکی از علل ضعف جسمی و بیماری مزمن او همین مطالعهٔ زیاد در نجف بوده است. هوای شهر نجف، هوای خشن بیابان عربستان را با گرما و رطوبت غیر قابل تحمّل سواحل خلیج فارس جمع کرده است. تا چند سال پیش که لولهکشی معمول نشده بود، کمیِ آب نیز بر مشقّات و زحمات ساکنان شهر میافزود. طلّاب که غالباً گرفتار فقر و سوءتغذیه هم بودند در برابر این فشارهای طبیعی و اجتماعی غالباً خُرد میشدند و بعضیها زودتر به شهرهای خود بازمیگشتند. آقای حجّت، با ساختمان جسمیِ شکننده امّا روحی مقاوم و پایدار و لجوج، سالهای دراز در شرایط سخت نجف به تحصیل ادامه داد و چون هوشی تند و حافظهای بسیار قوی داشت توانست از دروس علمای درجهٔ اوّل آن مرکز علمی مانند مرحوم آقا ضیای عراقی و مرحوم میرزا محمّدحسین نائینی و مرحوم حاج شیخ محمّدحسین اصفهانی حدّاکثر فایده را تحصیل کند. سیّد محمّد حجّت در جمع اقوال و آرای استادان خود و هضم و تحلیل آنها استاد بود. بیانی فوقالعاده و دلنشین داشت و میتوانست مشکلترین مسائل را با سادهترین و عالیترین بیان، تفهیم کند. جلسات درس او مانند جلسات درس آقا سیّد محمّدتقی خونساری نبود و از شور و ولولهٔ بحث و جدال خالی بود، امّا در عوض به صورت محاضره و کنفرانسِ منضبط و موزونی بود که طلّاب مستعد میتوانستند پس از پایان درس با دست پر و مطالب تازه بیرون آیند و مطالب درس را با یکدیگر تلقین و تکرار کنند. او به شاگردان و طلّاب کمتر اجازهٔ بحث و سؤال میداد و غالباً تند میشد و برای آنکه رشتهٔ مطالب منظّم که آماده کرده بود گسیخته نشود، شخص سؤالکننده یا معترض را دعوت به سکوت میکرد و این دعوت با خشونتِ یک معلّم دبیرستان همراه بود و به همینجهت بعضی از طلّاب را که میخواستند، با سؤال و اعتراض به مطالب، خود را بنمایانند و جلوهگری کنند از خود میرنجاند. استبداد او در ادارهٔ حوزه و کیفیّت تقسیم وجوه میان طلّاب و بیاعتنایی او به اعتراضات و یکدندگی او مایهٔ ظهور دشمنان زیادی برای او گردید و همین مخالفان و معاندان چنان تند رفتند و در خصومت خود پافشاری کردند که سرانجام موفّق شدند او را از میدان بیرون کنند. خداوند رحمتش کناد که مصداق خشنٌ صلبٌ في ذات الله بود.» 📚 (تحقیقات اسلامی: نشریّهٔ بنیاد دایرة المعارف اسلامی، سال دهم، بهار و تابستان ۱۳۷٤، شمارهٔ ۱و۲، ص٤٥ – ٤٧) #سید_محمد_حجت_کوهکمری @cheraghe_motaleeh
без подписи
без подписи
без подписи
گفتگوی اختصاصی خبرگزاری ایسنا با دکتر طاهری خسروشاهی رییس بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی با موضوع وقفنامه ربع رشیدی: 📌راز یک دانشگاه در دل یک وقفنامه؛ ربع رشیدی چگونه شکل گرفت، به اوج رسید و خاموش شد؟ 📎در دل تبریزِ عصر ایلخانی، جایی شکل گرفت که علم، آموزش، درمان و زندگی اجتماعی در آن به هم گره خورده بود؛ مجموعهای که پشتوانه آن تنها اراده یک حاکم یا یک نهاد سیاسی نبود، بلکه نظامی دقیق از وقف و موقوفات بود. قرنها بعد، آنچه از این شهر علمی برجای مانده، نه شکوه بناها، بلکه وقفنامهای است که در لابهلای سطور خود، داستان تولد، شکوفایی و زوال ربع رشیدی را روایت میکند. مشروح خبر در لینک زیر:⬇️ isna.ir/xdWSdw ┄┅═☫═┅┄
🔸روایتی از میرزا عباس خویی در غیابِ علامه زریاب محمدعلی موحد-تاریخنگار، حقوقدان، مولویپژوه و شمسشناس نامدار 🔹سخن گفتن از عباس زریاب خویی، سهل و ممتنع است. سهل است از آن رو که هر گوشهای از پهنه دانش و فرهنگ ایران را که بنگریم، نشانی از ذکاوت و موشکافی او مییابیم؛ و ممتنع است زیرا دریای ذوق و فضل او را از هر سو که وارد شویم، بیدرنگ با اعماق سهمگین و ژرفای حیرتانگیزی روبهرو میشویم که قدم زدن در آن، جسارتی عالمانه میطلبد. 🔹اما فراتر از آن «علامه زریاب» که مقالاتش اعتباربخش دایرةالمعارفهاست و تحقیقاتش در زمینه فلسفه و تاریخ، مرجع همگان، من میخواهم از «میرزا عباس خویی» سخن بگویم؛ از دوست نازنینی که از سال ۱۳۲۱، آن زمان که جوانی جویای نام بود و همراه با باقر حکمت در تبریز به سراغ من آمد، تا واپسین روزهای حیاتش، پیوندی ناگسستنی با جان و دل من داشت. 🔹در این جستار، هدف من کالبدشکافی مقالات علمی او نیست؛ بلکه میخواهم تصویری زنده و گویا از انسانی ارائه دهم که نبوغ و مهربانیاش پهلو به پهلو میزد. برای رسیدن به این مقصود، بهترین راه، نگریستن در آینه نامههای اوست. 🔹 نامههایی که زریاب را نه در ردای استادی، بلکه در کسوت طلبیِ مشتاق، دوستی وفادار و ایرانیِ غربتکشیدهای نشان میدهد که هویت و غیرت ملیاش در تمامی سطور آن موج میزند. https://irna.ir/xjXYjq @IRNA_1313
🔰یادداشت اکبر ایرانی در زادروز عباس زریاب خوی؛ تقیزاده مسیر علمی زریابخویی را هموار کرد گوهرها خود نمیدرخشند؛ نگاهی به فرهنگ برکشیدن نخبگان 🔸️مدیرعامل مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب در یادداشتی نوشت: تقیزاده با شناخت گوهر وجودی زریاب خویی، تنها به ستایش او بسنده نکرد؛ بلکه با حمایت و فراهم کردن امکان ادامهٔ تحصیل، در شکلگیری یکی از چهرههای ماندگار فرهنگ ایران نقش ایفا کرد 🔸️زریاب در نگاه خود به شعر معاصر، بر پیوند میان نوآوری و حافظۀ تاریخی زبان تأکید میکند. او اگرچه ضرورت تحوّل شعر را متناسب با تغییرات اجتماعی و فرهنگی میپذیرد، بر این باور است که زبان شاعرانه نمیتواند از ریشههای تاریخی خود جدا شود. در این نگاه، شعر معاصر عرصۀ تقابل سنت و تجدد نیست، بلکه میدان تعامل میان این دو نیروست؛ سنتی که اگر در تکرار باقی بماند به سکون میانجامد و تجدّدی که اگر از ریشههای فرهنگی جدا شود، به سطحینگری فروکاسته میشود. از همین رو، اندیشۀ زریاب را میتوان تلاشی برای فهم «تداوم در گسست» دانست 🔸زریاب را نباید فقط در جایگاه «داور شعر» دید؛ بلکه او متعلق به نسلی از اندیشمندان ایرانی است که دغدغۀ اصلیشان این بود که چگونه میتوان در جهان جدید زیست، بدون آنکه حافظۀ فرهنگی خود را از دست داد؟ با تأمل در این گفتگو، میتوان به نسبت شاعر با زبان و تاریخ رسید و همین مسئله یک مصاحبۀ مطبوعاتی ظاهراً ساده را تبدیل به مادۀ یک خوانش نظری میکند. مهمترین ایدهای که در سخنان زریاب دیده میشود این است که با وجود پذیرش نوگرایی، با تصور «شعر جدید به مثابه نفی گذشته» موافق نیست و در این باره به شاعرانی چون اخوان، شفیعی و حتی شاملو اشاره میکند؛ سه شخصیتی که هرکدام به گونهای به گذشته متصلاند. ibna.ir/x6JsC @ibna_official
امروز بیست مرداد و زادروز استاد زریاب خویی است
@safinehyetabriz
ادیب و تاریخ نگار بزرگ ایران و آذربایجان؛ دکتر عباس زریاب خویی(رحمه الله علیه)به همراه همسر در مشهد مقدس- زیارت امام علی بن موسی الرضا(ع)-پاییز 1350 @safinehyetabriz
زریاب با مادر در خوی... اواخر دهه چهل... @safinehyetabriz