tgindex
بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی

بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی

Статистика
@Iranshenasi_tabrizперсидский

این صفحه برای اطلاع رسانی درباره برنامه های بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی در تلگرام راه اندازی شده و توسط ادمین اداره می گردد.

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
10
Всего постов
33
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
575
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
100
31 постов
Вовлечённость
17,4%
к подписчикам
Постов в день
1,4
всего 33
Упоминаний
4
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
59
1/48двое суток
67
1/72трое суток
72

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • ✳️برگزاری جلسه کمیته علمی همایش ملّی «تاریخ مطبوعات محلّی ایران از آغاز تا امروز» با حضور رئیس بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی 🔹️نخستین جلسه کمیته علمی همایش ملّی «تاریخ مطبوعات محلّی ایران از آغاز تا امروز» با حضور دکتر طاهری خسروشاهی رییس بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی به میزبانی سازمان اسناد ملی شمالغرب کشور برگزار شد. همایش ملّی «تاریخ مطبوعات محلّی ایران از آغاز تا امروز» با محوریت برّرسی نقش و جایگاه مطبوعات محلّی، به میزبانی منطقه آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل و با حضور بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی به‌‌عنوان یکی از مراکز علمی و پژوهشی اثرگذار منطقه در آذرماه سال جاری برگزار می‌شود. هدف از برگزاری همایش ملّی «تاریخ مطبوعات محلّی ایران از آغاز تا امروز» بازخوانی تاریخ مطبوعات محلّی ایران، بررسی اسناد و منابع مطبوعاتی و تبیین نقش رسانه‌های محلّی در تحوّلات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور است و این همایش بستری برای ارائه پژوهش‌های علمی درباره میراث مکتوب و مطبوعاتی آذربایجان و دیگر مناطق ایران فراهم می‌کند. محورهای این رویداد شامل مطبوعات محلّی و سیاست، مطبوعات محلّی و جامعه، مطبوعات محلّی و فرهنگ، مطبوعات محلّی و تاریخ، و مطبوعات محلّی و مسائل اقتصادی است. موضوعاتی همچون مطبوعات آذربایجان در دوره‌های مختلف تاریخی، نقش نشریات محلّی در تحوّلات اجتماعی، زبان و هویّت فرهنگی، احزاب و جریان‌های سیاسی و همچنین بررسی اسناد تاریخی مطبوعات از جمله محورهای مورد توجه این همایش خواهد بود. 🔹️بنیاد ایرانشناسی استان با پشتوانه علمی ، تاریخی خود در حوزه‌های علوم انسانی، مطالعات منطقه‌ای و پژوهش‌های مرتبط با فرهنگ و تاریخ آذربایجان، در این رویداد علمی مشارکت دارد و دکتر طاهری خسروشاهی به عنوان عضو کمیته علمی در داوری و ارزیابی آثار رسیده به همایش همکاری خواهد داشت. حضور بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی بر اهمّیت پیوند میان مراکز پژوهشی و نهادهای حافظ اسناد و میراث مکتوب در شناخت تاریخ مطبوعات محلّی تأکید می‌کند. 🔹️براساس اعلام دبیرخانه همایش، مهلت ارسال چکیده مقالات تا ۳۱ مردادماه، مهلت ارسال اصل مقالات تا ۲۰ مهرماه و زمان اعلام نتایج داوری ۳۰ مهرماه ۱۴۰۵ تعیین شده است. گفتنی است؛ همایش ملّی «تاریخ مطبوعات محلّی ایران از آغاز تا امروز»، ۲۵ آذرماه ۱۴۰۵ در شهر تبریز برگزار خواهد شد و با بهره‌گیری از ظرفیت دانشگاه‌ها و مراکز علمی، گامی در جهت شناخت دقیق‌تر تاریخ مطبوعات محلی و نقش آن در تحولات جامعه ایرانی بردارد. #بنیاد_ایران_شناسی #شعبه_آذربایجان_شرقی

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • گفتگوی اختصاصی خبرگزاری ایسنا با دکتر طاهری خسروشاهی رییس بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی با موضوع وقفنامه ربع رشیدی: 📌راز یک دانشگاه در دل یک وقف‌نامه؛ ربع رشیدی چگونه شکل گرفت، به اوج رسید و خاموش شد؟ 📎در دل تبریزِ عصر ایلخانی، جایی شکل گرفت که علم، آموزش، درمان و زندگی اجتماعی در آن به هم گره خورده بود؛ مجموعه‌ای که پشتوانه آن تنها اراده یک حاکم یا یک نهاد سیاسی نبود، بلکه نظامی دقیق از وقف و موقوفات بود. قرن‌ها بعد، آنچه از این شهر علمی برجای مانده، نه شکوه بناها، بلکه وقف‌نامه‌ای است که در لابه‌لای سطور خود، داستان تولد، شکوفایی و زوال ربع رشیدی را روایت می‌کند. مشروح خبر در لینک زیر:⬇️ isna.ir/xdWSdw ┄┅═☫═┅┄

  • 11 авг.7012из irna_1313

    🔸روایتی از میرزا عباس خویی در غیابِ علامه زریاب محمدعلی موحد-تاریخ‌نگار، حقوق‌دان، مولوی‌پژوه و شمس‌شناس نامدار 🔹سخن گفتن از عباس زریاب خویی، سهل و ممتنع است. سهل است از آن رو که هر گوشه‌ای از پهنه‌ دانش و فرهنگ ایران را که بنگریم، نشانی از ذکاوت و موشکافی او می‌یابیم؛ و ممتنع است زیرا دریای ذوق و فضل او را از هر سو که وارد شویم، بی‌درنگ با اعماق سهمگین و ژرفای حیرت‌انگیزی روبه‌رو می‌شویم که قدم زدن در آن، جسارتی عالمانه می‌طلبد. 🔹اما فراتر از آن «علامه زریاب» که مقالاتش اعتباربخش دایرةالمعارف‌هاست و تحقیقاتش در زمینه‌ فلسفه و تاریخ، مرجع همگان، من می‌خواهم از «میرزا عباس خویی» سخن بگویم؛ از دوست نازنینی که از سال ۱۳۲۱، آن زمان که جوانی جویای نام بود و همراه با باقر حکمت در تبریز به سراغ من آمد، تا واپسین روزهای حیاتش، پیوندی ناگسستنی با جان و دل من داشت. 🔹در این جستار، هدف من کالبدشکافی مقالات علمی او نیست؛ بلکه می‌خواهم تصویری زنده و گویا از انسانی ارائه دهم که نبوغ و مهربانی‌اش پهلو به پهلو می‌زد. برای رسیدن به این مقصود، بهترین راه، نگریستن در آینه‌ نامه‌های اوست. 🔹 نامه‌هایی که زریاب را نه در ردای استادی، بلکه در کسوت طلبیِ مشتاق، دوستی وفادار و ایرانیِ غربت‌کشیده‌ای نشان می‌دهد که هویت و غیرت ملی‌اش در تمامی سطور آن موج می‌زند. https://irna.ir/xjXYjq @IRNA_1313

  • 11 авг.572из ibna_official

    🔰یادداشت اکبر ایرانی در زادروز عباس زریاب خوی؛ تقی‌زاده مسیر علمی زریاب‌خویی را هموار کرد گوهرها خود نمی‌درخشند؛ نگاهی به فرهنگ برکشیدن نخبگان 🔸️مدیرعامل مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب در یادداشتی نوشت: تقی‌زاده با شناخت گوهر وجودی زریاب خویی، تنها به ستایش او بسنده نکرد؛ بلکه با حمایت و فراهم کردن امکان ادامهٔ تحصیل، در شکل‌گیری یکی از چهره‌های ماندگار فرهنگ ایران نقش ایفا کرد 🔸️زریاب در نگاه خود به شعر معاصر، بر پیوند میان نوآوری و حافظۀ تاریخی زبان تأکید می‌کند. او اگرچه ضرورت تحوّل شعر را متناسب با تغییرات اجتماعی و فرهنگی می‌پذیرد، بر این باور است که زبان شاعرانه نمی‌تواند از ریشه‌های تاریخی خود جدا شود. در این نگاه، شعر معاصر عرصۀ تقابل سنت و تجدد نیست، بلکه میدان تعامل میان این دو نیروست؛ سنتی که اگر در تکرار باقی بماند به سکون می‌انجامد و تجدّدی که اگر از ریشه‌های فرهنگی جدا شود، به سطحی‌نگری فروکاسته می‌شود. از همین رو، اندیشۀ زریاب را می‌توان تلاشی برای فهم «تداوم در گسست» دانست 🔸زریاب را نباید فقط در جایگاه «داور شعر» دید؛ بلکه او متعلق به نسلی از اندیشمندان ایرانی است که دغدغۀ اصلی‌شان این بود که چگونه می‌توان در جهان جدید زیست، بدون آن‌که حافظۀ فرهنگی خود را از دست داد؟ با تأمل در این گفتگو، می‌توان به نسبت شاعر با زبان و تاریخ ‌رسید و همین مسئله یک مصاحبۀ مطبوعاتی ظاهراً ساده را تبدیل به مادۀ یک خوانش نظری می‌کند. مهم‌ترین ایده‌ای که در سخنان زریاب دیده می‌شود این است که با وجود پذیرش نوگرایی، با تصور «شعر جدید به مثابه نفی گذشته» موافق نیست و در این باره به شاعرانی چون اخوان، شفیعی و حتی شاملو اشاره می‌کند؛ سه شخصیتی که هرکدام به گونه‌ای به گذشته متصل‌اند. ibna.ir/x6JsC @ibna_official

  • 11 авг.602из Safinehyetabriz

    اینان تمام «افعال مثبت» را می‌توان «منفی» کرد و تمام «افعال منفی» را «مثبت» و آب از آب تکان نخواهد خورد! گروه دوم، آنان که هر چه دارند همان است که نوشته‌اند و گاه این نوشته‌ها تکرار گونه‌های یک «دانسته» است که غالباً از مصادیق علم برگرفته از «افواه‌الرجال» است و یا پشت جلد کتاب‌ها. گروه سوم آنها که هرچه دانسته‌اند نوشته‌اند یا به گونه یادداشت باقی گذاشته‌اند، امثال قزوینی و پورداوود و دهخدا و کسروی و تقی‌زاده و اقبال و معین و همایی و مینوی و خانلری (از گذشتگان) و جمعی از استادان حی و حاضر که خداوند آنان را برای پاسداری از فرهنگ ایران زمین در زینهار خویش نگه دارد! اینان‌اند که سازندگان فرهنگ ملی ما در عصر حاضر به شمار می‌روند، در کنار آفرینندگانی از نوع بهار و هدایت و نیما و شهریار. ولی نوع چهارم و نادری نیز در این میان هست که اینان خوانده‌ها و نوشته‌ها و اندیشیده‌هاشان، به هیچ روی، با آنچه از ایشان به صورت مکتوب باقی مانده است، هماهنگ نیست، یعنی میراث تألیفی و مکتوب ایشان، از حجم دانسته‌ها و برق هوش و ژرفای اطلاعات ایشان حکایت نمی‌کند، گیرم چندین اثر برجسته از ایشان باقی بماند. در میان آنانی که از نزدیک به سالیان محضر ایشان را درک کردم، دکتر علی‌اکبر فیاض (مصحح تاریخ بیهقی) و استاد بدیع‌الزمان فروزانفر از اینان بودند و زریاب نیز یکی دیگر. با اینکه تألیفات و ترجمه‌ها و مقالات زریاب، در حد چشمگیری است و او را در صدر پدید‌آورندگان فرهنگ ایرانی در عصر ما قرار می‌دهد، ولی باز هم می‌توانم با اطمینان بگویم که دانسته‌ها و خوانده‌ها و اندیشیده‌های او، چندین برابر آن چیزی است که از وی به عنوان میراث مکتوب باقی می‌ماند. از این بابت نیز مرگ او، غبن بزرگی است برای فرهنگ ایرانی و دریغی دیگر که چرا بیشتر از این ننوشت و یا دردناک‌تر اینکه بگویم با کارهای گلی، که پیرانه‌سر- برای گذران زندگی روزمره‌اش بر دوش او گذاشتند- نگذاشتند که آنچه را دلش می‌خواست بنویسد. آخر مگر این مملکت چند «زریاب» داشت؟ @safinehyetabriz

  • 11 авг.5631из Safinehyetabriz

    یادداشتی از استاد شفیعی کدکنی درباره عباس زریاب خویی دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی! اَرَایت مَن حملوا علی الاعواد؟ اَرَایت کیف خبا ضیاءُ النادی؟ (شریف رضی) دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی! جز این چه می‌توانم گفت، در این راسته بازار مدرک‌فروشان با ارزِ شناور. در این سیاهی لشکر استاد و دانشجو. سیاهی لشگری از خیل دانشجویان و استادان چیزی برابر تمام دانشگاه‌های فرانسه و آلمان و انگلستان و شاید هم چندین کشور پیشرفته دیگر و جهل مرکّب مدیرانی که این سیاهی لشگر را افتخاری از برای زمانه خویش می‌دانند. کفاهُم جَهلُهُم! اگر از همه رشته‌های دانش زمان بی‌خبرم، اما، در کار خویش خبره‌ام و می‌دانم که محیط دانشگاهیِ ما، در چه سکراتی به سر می‌برد. در هیچ جای جهان کار دانشگاه و تحقیقات دانشگاهی از اینگونه که ما داریم نیست، در عصر معرکه‌گیران و منکران «حُسن و قبح عقلی» در پایان قرن بیستم. دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی! در عصری که «تحقیقات» دانشگاهی ما از یک سوی در شکل اوراد و عزایم خود را نشان می‌دهد و از سوی دیگر نسخه‌برداری کمرنگی از فرهنگ ژورنالیستی زمانه است، چه می‌توان گفت، جز اینکه بگویم: دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی! در عصر «محققانی» که اگر از تألیفات خودشان امتحانشان کنند از عهده قرائت متن «تحقیقات» خویش برنمی‌آیند و دولت، با ساده‌لوحی، به فهرست انبوه استادان و دانشیارانش مباهات می‌کند و چندان بی‌خبر است که این رتبه‌های کاملاً «اداری» را ملاک پیشرفت علم و تحقیق تلقی می‌کند، چه می‌توانم گفت، جز اینکه بگویم: دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی! نمی‌گویم او واپسین بود، ولی در میان واپسین‌ها، بی‌گمان، برجسته‌ترین بود، برجسته‌ترین چهره از آخرین پژوهندگانی که بر مجموعه فرهنگ و مدنیت ایرانی احاطه ژرف و اشراف کامل دارند و بدان عشق می‌ورزند: از فلسفه و کلام و تفسیر و حدیث و فقه و اصول تا ادبیات فارسی و عربی و تاریخ و جغرافیای تاریخی تا آنچه در مغرب‌زمین می‌گذرد در حوزه پژوهش‌های ایرانی و اسلامی تا آگاهی درست و سنجیده از مجموعه میراث خردمندان غرب، از افلاطون تا هگل و مارکس و ناقدان معاصرش. زریاب در شرایط فرهنگی عصر ما، شاید، والاترین مصداق کلمه «حکیم» بود یعنی فرزانه‌ای که بسیار خوانده است و بسیار آموخته و بسیار اندیشیده و از انبوه خوانده‌ها و دانسته‌های خویش، منظومه‌ای عقلانی برای تبیین جهان و فرهنگ ملی خویش تدارک دیده است و براساس این منظومه عقلانی و فرهنگی است که نگران پیرامون خویش است. به راستی دیگر، در کجای ایران باید جست مردی را که بتواند «شفاء» و «اشارات» ابن‌سینا و «اسفار» صدرالمتالهین و «شاهنامه فردوسی» و «صیدنه» ابوریحان بیرونی و «دیوان خاقانی» و فلسفه تاریخ ایران و تاریخ فلسفه ایران را در عالی‌ترین سطوح ممکن تدریس و تحقیق کند و آنگاه که درباره گوته، شیلر، کانت، هگل، صادق هدایت و مهدی اخوان ثالث سخن می‌گوید سخنش از ژرف‌ترین سخن‌ها باشد؟ به ‌راستی دیگر، در کجای ایران می‌توان یافت مردی چون او که این چنین ترکیب متناقضی از کهنه و نو و شرق و غرب و عقل و نقل باشد با آن‌چنان حضور ذهن شگفت‌آور و هوشیاری و طنز و خاکساری و فروتنی اعجاب‌انگیز؟ به‌راستی که درمانده‌ام، چه بگویم جز اینکه بگویم: دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی! اکنون که او دیگر در میان ما نیست، لحظه به لحظه، زیان بزرگ غیاب او را از آفاق فرهنگ معاصر ایران، بیشتر و هولناک‌تر احساس می‌کنیم و به‌گونه‌ای ژرف‌تر درمی‌یابیم که چه غبن بزرگی بوده است محروم شدن دانشگاه تهران، در این پانزده ساله اخیر از وجود او. من از آنجا که هیچ‌گاه اهل سیاست و هیچ حزب و جماعت و دسته‌ای نبوده‌ام و نخواهم بود ندانستم و نتوانستم بدانم که چرا از یک سوی، دانشگاه تهران را از فیض دانش بیکران و بینش ژرف او، محروم کردند و از سوی دیگر با خواهش و تقاضا و اصرار او را به مؤسسات فرهنگی و تحقیقی دیگر، برای تدریس و تحقیق و تألیف و ترجمه، فراخواندند. جز اینکه خصومت‌های شخصی را عامل این کار بدانم موجب دیگری برای توجیه این غبن بزرگ تاریخی نمی‌توانم تصور کنم و با اینکه سی سال در محضر او شاگردی کردم و با او در «کتابخانه مجلس سنا» و «دایره‌المعارف فارسی» و «دانشگاه تهران» سالیان دراز افتخار همکاری داشتم، هرگز دلم بار نداد که در این‌باره از او پرسشی کنم. او نیز در این‌باره سکوتی حکیمانه داشت. در این عصر، با محققان و استادان و فضلا و شبه‌ فضلای بسیاری توفیق حشر و نشر داشته‌ام و آنها را در چند دسته دیده‌ام: گروهی می‌شناسم-و چه انبوه!- که «نخوانده»‌ها و «ندانسته»های خویش را به قلم می‌آورند و گاه با لعابی از اصطلاحات دهن پرکن شرقی و غربی، خیل عظیمی از «عوام روشنفکران» را نیز فریفته خویش می‌کنند؛ هم اینان‌اند که اگر کسی از «تحقیقات» و نوشته‌های خودشان امتحانشان کند از عهده پاسخ برنمی‌آیند. در نوشته‌های

  • без подписи

  • رونمایی از سردیس مبارز نامدار انقلاب مشروطه در تبریز از سردیس شیخ سلیم؛ مشروطه خواه مبارز تبریزی که در عاشورای خونین تبریز به همراه شهید ثقه الاسلام به دار کشیده شده بود رونمایی شد. در آیین رونمایی از این اثر هنری، بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی مشارکت داشت و دکتر طاهری خسروشاهی؛ رئیس بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی، در مراسم چهره گشایی از سردیس حضور داشت. این اثر هنری را استاد عباسزاده از مجسمه ساران مطرح کشور کار کرده است. مهدی عباس زاده معمار و مجسمه ساز،متولد ۵۸، دانش آموخته دکترای معماری است. سردیس رونمایی شده، در همایش یکصد و بیستمین سالروز امضای فرمان مشروطه به نمایش گذاشته شد. #بنیاد_ایران_شناسی #شعبه_آذربایجان_شرقی

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи