دیدهبان معماری ایران
Статистикаنگاه میکنیم به معماران و رویدادهای معماری، و پرسشهای بنیادین پیش میافکنیم. مطالب خود را ز طریق این کاربر، بفرستید: @Bahramtbt ما نوشته های شما را که حاوی نگاه منتقدانه به معماری یا عملکرد معماران یا موضوعات مرتبط با معماری باشد، بازتاب میدهیم.
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 67
- 1/48двое суток
- 76
- 1/72трое суток
- 82
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
الگویی که ممکن است برای مدیریت پروژه مفید باشد.
ادامه از: https://t.me/architecturemonitor/2151 کاوش نمونه مشابه یعنی اینکه هر نظام بر نظام دیگر چه اثری گذاشته، و عوامل و عناصر درونی هر نظام بر کلیت آن و سایر عوامل و عناصرش چگونه با چه شدتی اثر گذاشته است، و مجموعا ساختار فضایی چگونه در پاسخ به مسأله ضمنی یا صریح سفارش، کامیاب یا ناکام بوده است. تجزیه ساختار به سه نظام بالا و کشف و کاوش منطق پیونددهنده آنها، باید در راستای تعریف پروژه پیشاروی معماری قرار گیرد و از آن گستردهتر نشود و فراتر نرود. 3️⃣پویایی: بزرگترین اشتباه در فرایند برنامهریزی و معماری، خطی انگاشتن آن است. اگر فرض شود که مطالعه یک بار انجام میشود و سپس پرونده آن را میبندیم و آنگاه طراحی میکنیم، پیوندی میان دانش و کنش معماری برقرار نخواهد شد. معماری حرکتی است که انتخابها را به تعینات بدل میکند. بنابراین در فرایند معماری، متغیرهای پنهان و مجهول و رها، بهتدریج آشکار و معلوم و مشخص میشود و با هر تعین جدید، مسأله را میتوان دقیقتر تبیین کرد، و بنابراین معمار ناگزیر است با پرسش جدید، دوباره به مطالعات تطبیقی بازگردد. یعنی باز نمونههایی مشابه بیابد که در امور تعینیافته جدید با پروژه پیشاروی مشابهت داشته باشد و آنها را بکاود. 4️⃣برونداد: اگر این مسیر درست و خردمندانه طی شود، در نهایت دفترچه مطالعات، شامل بروندادی درسآموز خواهد شد که شامل گزارههای تجویزی (احکام طراحی) است، نه شماری تصویر از آنچه بهاشتباه نمونههای موردی خوانده میشود. این برونداد را میتوان از جهت شدت الزامآور بودن به سه رده زیر تقسیم کرد: 🔹الزامات: احکامی که تخطی از آنها، ساختار فضایی را دچار اختلال شدید میکند. 🔹هنجارها: الگوهای پذیرفته شده که کامیابی ساختار فضایی و هماهنگی و سازگاری ان را افزایش میدهد. 🔹توصیهها: ترفندهای توسعه و راهکاریی که کیفیت تجربه فضایی را ارتقا میدهد.
درباره مطالعات تطبیقی یکی از توصیفات فرایندی معماری این است که معماری حرکتی است از تعینات محدود و انتخابهای پرشمار، بهسوی تعینات فراوان و انتخابهای کم. یعنی در ابتدای ورود به فرایند معماری، چند چیز مشخص و معدود تعین یافته ولی انتخابهای پرشماری پیش روی معمار است، و در گامهای بعدی فرایند برنامهریزی و طراحی معماری و تهیه اسناد و مدارک اجرایی، بهتدریج امور تعینیافته پرشمار تر میشود و از گستره انتخابها میکاهد. از این جهت، مزیت و فایده تمام مطالعات معماری، از جمله مطالعات تطبیقی را میتوان ارزیابی کرد. اگر هر مطالعهای، درباره امور و عوامل موثر بر پروژه، تعینات را توضیح ندهد و نیفزاید، و انتخابهایی را مرجح، مشروط، مردود یا مقبول و مطلوب نسازد، بیهوده است و نباید انجام شود. از سوی دیگر، باید دانست که طراحی معماری، قدم زدن در تاریکی نیست. ما نخستین کسانی نیستیم که با مسأله فضایی مشخصی روبرو میشویم. بههمین سبب کاوش تجارب پیشین و مشابه، در قالب مطالعات تطبیقی، ضروری است، اگر شرط بالا را دارا باشد. فایده بنیادین این مطالعات، جلوگیری از اختراع مجدد چرخ و پرهیز از تکرار خطاهای گذشتگان است. اما این واکاوی، تیغی است دولبه. مزیت روشمندی در اینجاست که به ما ابزاری برای استخراج دانش پنهان در فراوردههای معماری از جمله ساختار فضایی آثار میدهد. اگر مطالعات تطبیقی روشمند نباشد، گمراهکننده خواهد بود و ذهن طراح را به اسارت فرمها درمیآورد و برونداد آن، چیزی جز سیاه کردن صفحات یا بهدست دادن ابزار کپیکاری نیست. مطالعه تطبیقی روشمند و دارای مزیت آن است که هسته فکری پروژه مشابه را کشف کند، و همچون درسی که باید آموخت و بهکار گرفت یا از آن پرهیخت، پیش روی میگذارد. 1️⃣گزینش: پروژه معماری، در ابتدا با دوسویه درگیر است: یکی عوامل تعینبخشی که آن را تعریف کرده، و دیگر پدیده گنگ، بیشکل و فاقد ساختاری که در انتظار تصمیمات معمارانه است، تا بستر حضور انسان میزبانی کند. سویه اول شامل است بر 🔹موضوع: چیستی، چرایی و انگیزه پدیداری ساختار فضایی 🔹مقر: بستر شهری، طبیعی، تاریخی و فرهنگی قرارگیری ساختار فضایی 🔹مقیاس: دامه تأثیرگذاری و وسعت کالبدی و اجتماعی ساختار فضایی این سهگانه، مختصات هستی و چیستی هر پدیده عینی در گیتی را تعریف میکند. تعینبخشهای ساختار فضایی، نیز همینهاست، و اگر معماری با چیزی مواجه شود که یکی از اینها در آن مشخص نباشد، باید با مطالعات برونمعماری مانند امکانسنجی یا مکانیابی یا ... آن را مشخص سازد تا در جایگاه تعینبخشی بنشیند. تعینات بیشتر از این هم مداخله نابجا در خلاقیت معمارانه است، زیرا پاسخهایی را پیش مینهد که قرار است در طول فرایند معماری به آنها پرداخته شود. نخستین نمونههای مشابه که برای مطالعات تطبیقی انتخاب میشود باید در یکی از تعینبخشهای یادشده، با پروژه پیشاروی معماری مشابهت داشته باشد، تا مطالعه و تحلیل آن، مفید باشد. اگر این مشابهت بطور دقیق مستند نشود، مطالعات تطبیقی بهبیراهه رفته و بیهوده خواهد بود. 2️⃣ کاوش: مطالعات تطبیقی، مطالعاتی است تحلیلی نه توصیفی. صرف بیان آنکه در فلان پروژههای مشابه چه کاری انجام شده یا نشده، هیچ دردی از معماری شما درمان نخواهد کرد. معمار باید عوامل درون ساختار فضایی مشابه را بشناسد و اثر آنها را بر یکدیگر و بر کلیت ساختار بسنجد. میزان و چگونگی اثرگذاری هریک از آن عوامل و عناصر و مجموع آنها بر مسأله معماری، هدف مطالعات تطبیقی است. این کاری است که من در جایگاه مدیر طرح، ارزیاب یا تحویلگیرنده بسیاری از پروژههای معماری، در گزارشهای مطالعاتی مهندسان مشاور و معماران ندیدهام و امیدوار هم نیستم که هرگز ببینم. بنابراین وقتی به بخش مطالعات تطبیقی میرسم، سریع از آن میگذرم، چون بهتجربه دریافتهام که با آن صفحات مصرف شده بیهوده، کاری از پیش نخواهد رفت. مطالعات تطبیقی در صورتی در پیشبرد فرایند برنامهریزی و معماری موثر است که در آن عوامل و عناصر نمونههای مشابهی که درست انتخاب شده، بهتفکیک سه نظام ساختاری زیر، تحلیل شده باشد: 🔹 نظام فضایی-کالبدی، شامل صورت، هندسه، تناسبات و سایر مشخصات 🔹نظام عملکردی-فعالیتی، شامل حوزههای فعالیتی، برنامه فضایی اصلی و حامی و انطباق با سناریوها 🔹نظام رتباطی و حرکتی، شامل دلرسی، دیدرسی و دسترسی ادامه در: https://t.me/architecturemonitor/2152
قیمت دیدار با طبیبان کاسبکار فرارفت همپای نرخ دلار اما بیچارگان معمار همچنان... خط میکشند مانند پار و پیرار کیلومتری دوزار ...
ارائه در معماری واژه ارائه در لغت یعنی بهرویت رساندن و در معرض دید آوردن. اگر آن را وسیعتر از معنای لغوی آن بهکار ببریم و با پرهیز از سرکوب حواس دیگر، به روایت یواهان پالاسما در "چشمان پوست" متوسل شویم، باز هم از آنچه این واژه توان دلالت بر آن را دارد، دوریم. پس بگذارید آن را اصطلاحی بدانیم با این معنا: معرفی و در معرض مواجهه نهادن حسی، احساسی، ادارکی و شهودی. در این صورت، ارائه معماری از نخستینگامهای تبیین مسأله و تعریف پروژه تا واپسین گامهای بهرهبرداری در چرخه حیات ساختار فضایی، جاری است. در اینجا میخواهیم این موضوع را توضیحی بدهیم. درباره ارائه دو نگاه افراطی و تفریطی وجود دارد؛ نخستین آن است که ارائه را فقط دیداری و پوستهای تجملی و فریبا و گرافیکی میشمارد که بر پیکره طرح کشیده میشود تا احتمالا ضعفهای بنیادین آن را بپوشاند و بنابراین امری است که تا حد امکان باید از پرداختن به آن پرهیز کرد، و دیگری آن است که ارائه گرافیکی را بدون پیوند با معماری، همچون ضرورتی بیجایگزین میداند و در این دیدگاه اصالت فضا از میان میرود و ارائه بهتنهایی بار معماری را بر دوش میکشد، و بنابراین امری است که باید همت بسیار در آن صرف کرد. ما در میانه ادعا میکنیم که ارائه (با آن توسعه معنایی در اصطلاح)، در تمام شئون و گامهای فرایند معماری جاری است، نه آنکه نقابی تزیینی باشد یا بازیچهای تجملی برای چشمفرببی. درونمایه هر ساختار فضایی، اگر در معرض مواجهه انسانی قرار نگیرد، وجود ندارد. یعنی پدیداری فضا مشروط است به مواجهه انسانی، و مواجهه انسانی رویدادی است همزمان و متضایف با ارائه. وحدت ساختاری فضا و ارائه، نشان میدهد که فرایند طراحی و ساختن، چیزی جز ارائه نیست، ظهور عینی فضا در جهان، بدون آنکه انسانی را حس، احساس، ادراک یا شهود کند، رخ نخواهد داد. از سوی دیگر، ما برآنیم که تصنع در معماری، یعنی نمایشی بودن افراطی و تمایزجویی بیمارگونه، به بنیادهای آن آسیب میزند. اینکه باید این دو دیدگاه را با یکدیگر پیوند دهیم. معماری، از یک جهت همان بهسامان کردن بخردانه جهان برای زیست انسان است و بنابراین اصولا با آراستگی و نظم پیوند دارد و با شلختگی و آشفتگی در تضاد است. این تضاد و آن پیوند، هم در فرایند خلق معماری باید دیده شود، هم در فراوردههای میانکار مانند برنامه و طرح، و از همه مهمتر در فراورده نهایی یعنی پدیدار عینیتیافته فضایی. آراستگی و نظم و تمامی مفاهیم وابسته به آنها، خصوصیات طبیعی عناصر جهانی یا حتی کل کیهان نیست، بلکه یافتهای است بشری که بر حسب اندوختههای زیستی، روانی و یادگیرنده خود، آن را بر ساختارهایی که خصوصیاتی ویژه را در آنها مییابد، منطبق میسازد و آنها را آراسته و منظم میخواند. چنین است ویژگیهای دیگری همچون خوانایی، دلپذیری، برانگیزانندگی، خاطرهانگیزی و ... بنابراین، مرز واقعی و قاطعی از این جهت میان خطی که روی برگه کشیده میشود با آجری که بر زمین چیده میشود، وجود ندارد. هر دو باید کیفیتهای نیکو و پسندیده را در جان و تن انسانی شکوفا کند، و هر دو برای این کار نیازمند آن است که "ارائه" شود. و این از زمین تا آسمان با راندو و تزیین فرق دارد. فراوردههای میانکار و نهایی معماری، در هر گام باید بازتاب صداقت اندیشه و کنش معمار باشد و آن را بازنمایی کند، یعنی ارائه دهد، پاک از هرگونه شلختگی و آشفتگی و دور از نقابسازی و تجملگرایی. پس ارائه معماری، همان اندازه که از شلختگی و آشفتگی دور است، از قرتیبازی و نمایش بیبنیاد نیز میپرهیزد، و این دوری و پرهیز همچون اصلی اخلاقی و زیباییشناسانه است، تا معماری به مغاک تلاش فرسایشی برای جلب توجه یا نقابکشی روی تکیدگی اندیشه، فرونیفتد.
ادامه از: https://t.me/architecturemonitor/2147 کارفرمای اسنوب، ژستگرایی معمارانه را تشویق میکند، و بدین ترتیب ارزش پروژه از کیفیت معماری به ظرفیت آن برای تمایز اجتماعی منتقل میشود، و در اثر این انتقال، تمامی عناصر معماری در معرض دگرگونی معنایی و کارکردی قرار میگیرد. مثلا فرم برای پاسخ به مسأله معماری طراحی نمیشود، بلکه فقط ابزار نمایش خواهد بود. همچنین تزیین بجای اینکه ابزار غنای حسی و ادراکی فضا باشد، ابزار جلب توجه است و سایر عناصر و عوامل نیز در همین جهت تغییر میکند. حتی سادگی و بیپیراگی نیز قابل تبدیل به ابزار نمایش است، و نمونههای آن فراوان است و قابل تأمل. تصنع و نمایشی بودن، در اثر کارکرد رسانهها و رویدادهای معماری، تعمیق میشود و در جهان بسته و رقابتزدایی شده، تبدیل به تنها جایگاهی میگردد که معمار کمخرد نادان در آن قادر است با جمعآوری چند جایزه از آقاخان و آقاجان و غیره، خود را صاحب سبک و سلیقه خاص بشمارد و با شمردن دندانهای کارفرمایان ابلهتر از خودش، آنان را بفریبد. در این وضع، رقابت همچنان وجود دارد، اما نه در عرصه تولید اندیشه و فضا که نفعی به مردمان برساند، بلکه در جایی که ثروت غارتی از ایشان را به چشمانشان فروکند! معماری برای این کار، یکی از مهمترین و پربارترین ابزار است. حتی پایداری و هوشمندی و فناوری و سایر عناصر و عوامل ساختمانی هم در خدمت همین ابزار قرار میگیرد. مثلا تراسها میچرخد تا کارفرمای ابله فریفته شود و معمار فریبکار، جایزه بگیرد. ساختمان معوج میشود و به این اعوجاج نام رقص میدهند و جامش میخوانند، و هزار مثال دیگر هست که میتوانید ببینید و بدانید. آنچه باید در این نگرش از نظر دور نداشت آن است که معماری نمایشی یا تصنعی، ریشه در شخصیت معمار ندارد، بلکه ریشه در گفتمان انسانستیز چپ دارد که بر شئون فکری حاکم شده و آن را از ریخت انداخته و سپس در عرصه معماری شاخ و برگ گسترده است. میدان نیروهای اجتماعی برساخته بر گفتمان ایدئولوژیک جهانگریز، شامل راستههای بازار و رسانه و آموزش و حرفه است، و همه در نظام ارزشگذاری ذهنی و مادّی بنا شریکند. با این ملاحظه، نقد معماری از نقد فرم گستردهتر میشود و انتقاد از سازوکارهای اجتماعی تولید فرم را دربر میگیرد. در نتیجه، نقد معماری کنشی است عمیقا سیاسی و معطوف به قدرت. زیرا تسلط خواست تمایز به خواست ناشی از ضرورت، نیاز و ظرفیت، را نشانه میگیرد. بدیهی و طبیعی است که تمایزجویی افراطی و بیمارگونه معماری را بزاید و بپرواند و بلای جان شهرها سازد.
ریشهیابی معماری تصنعی تمایز و منحصر بهفرد بودن، که در صورت افراطی شدن، مخرب بنیادهای ساختاربندی فضاست، بهیکی از کلیدواژگان ادبیات سفارش کار معماری تبدیل شده است. چرا؟ در پاسخهای رایج، انگشت اتهام را بهسوی معمار میگیرند و میگویند او اسیر صورتبازی و خودنمایی یا شیفته تزیین و فناوری است و برای دیدهشدن دستاویزی جز اغراق ندارد. شاید تا حدی درست باشد، اما این تنها نیمی از ماجراست. زیرا فراورده معماری، حاصل تعامل میان معمار و کارسپار در محیط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. اگر تقاضایی برای نمایش منحصر بهفرد بودن وجود نداشته باشد، عرضهای هم به این شدت و فراگیری، شکل نخواهد گرفت. بنابراین علاوه بر پرداختن به اینکه معماری خودنما و خودشیفته، در کجا آموزش دیده و چطور کار کرده و ... چرا به این حضیض افتاده، باید این را هم وارسید که کارسپاران از کجا میآیند و خواستههایشان چیست و چرا میخواهند معمار برای آنان چیزی طراحی کند که هیچکس ندارد تا چشمدرآر باشد، بجای آنکه خردمندانه بخواهند که کارآیی، کارآمدی، اصالت، سازگاری و استواری بنا، مبنای معماری باشد. چرا طوری شده که انگار تمایز همان هدفی است که هم معماربچگانی که قدر بیجا دیده و بر صدر نادرخور نشستهاند، و هم کارسپارانی که با سرمایهگذاری در توسعه کالبدی و ساخت بنا در کار شستن و تثبیت پولهای کثیف غارتی هستند، در پی آنند؟ آیا تا جهل و حقارت خود را بپوشانند؟ تمایزجویی در این معنای با برترینمایی (اسنوبیسم) پیوند مییابد، و منجر به این دیدگاه میشود که ارزش اشیا، برخاسته از توانایی آنها در ایجاد فاصله میان یک شخص و دیگران، میشمارد. بعضی از آدمیان بهسبب ناهنجاریهای روانی به چنین فاصلهای نیازمندند، و آن ناهنجاری با صرف هزینه و زمان قابل درمان است. اما بعضی دیگر به سبب خاستگاه گفتمانی، که برخاسته از چپاندیشی ایدئولوژیک باشد، جویای آن فاصله هستند. در نگرش چپ، هرآنچه به مصلحت و منفعت جامعه انسانی است انکار و با آن ستیز میشود. چپها در نوشتهها و منابر، بسیار بر مفهوم رقابت میتازند و آن را مخرب میانگارند. حال آنکه رقابت یکی از عوامل توسعه و بهروزی جوامع انسانی است. وقتی رقابت در تولید اندیشه و کالا حذف شود، در آرمانشهر چپ آنچه باقی میماند، برابری است! و چون آن برابری خیالی، در جهان واقعیت امکان تحقق ندارد، برخورداری از تمایزاتی که ناشی از تلاش نیست، بلکه محصول برخورداری امتیازی است، جای آن را میگیرد. با این توضیح، اسنوبیسم تا حد زیادی محصول چپگرایی اجتماعی است، و در معماری آنجا ظاهر میشود که ساختمان، فراتر از آنکه مکانی برای زیست و فعالیت و فراغت باشد، رسانهای میشود برای نمایش منزلت جعلی ناشی از امتیازات غصبی. ادامه در https://t.me/architecturemonitor/2148
видео или голосовое, без подписи
پیشنهادهای اصلاح آییننامه مسابقات طراحی معماری و شهرسازی مصوب جلسه 513 شورای عالی انقلاب فرهنگی 1- اصلاح در مقدمه متن فعلی: .... شرح و تبیین مفاد آییننامه حاضر توسط فرهنگستان هنر تهیه و ابلاغ خواهد شد و در حکم پیوست این آییننامه خواهد بود. متن اصلاحی پیشنهادی: مرجع انحصاری تفسیر، اصلاح، بازنگری و الحاق هرگونه بند به این آییننامه، شورای عالی انقلاب فرهنگی است. تهیه هرگونه شرح، پیوست یا دستورالعمل توسط هر نهاد دیگر، جنبه مشورتی و تبیینی دارد و هرگونه توسعه وظایف، ایجاد صلاحیت جدید یا تغییر در ارکان مسابقات از طریق اسناد پیوست فاقد اثر اجرایی است. 2- اصلاح بند ۱۰ بخش تعاریف متن فعلی: دبیرخانه دائمی مسابقات معماری و شهرسازی: دبیرخانهای است که برای رسیدگی به امور مسابقات معماری و شهرسازی و نظارت بر آنها تشکیل میشود. متن اصلاحی پیشنهادی: دبیرخانه دائمی مسابقات معماری و شهرسازی، یک واحد اداری و نظارتی، فاقد هرگونه صلاحیت اجرایی، مدیریتی یا تصمیمگیری است که تنها وظیفه ثبت اطلاعات مسابقات و نظارت شکلی بر حسن اجرای این آییننامه را بر عهده دارد. وجود این دبیرخانه هیچگونه حق مداخله در فرایندها، ارکان، یا محتوای تخصصی مسابقات را ایجاد نمیکند و تصدیگری آن در امور اجرایی مسابقات مطلقاً ممنوع است. 3- اصلاح و بازنویسی بندهای ۴-۱ و ۴-۲ (بخش ارکان مسابقه، دبیرخانه دائمی) متن فعلی ۴-۱- دبیرخانه دائمی، مرجع ثابت همه مسابقات معماری و شهرسازی کشور است. ۴-۲- دبیرخانه دائمی توسط وزارت مسکن و شهرسازی تشکیل میشود و دبیر دائمی با انتخاب و زیر نظر هیئت رسیدگی به اختلافات اداره میگردد. متن اصلاحی پیشنهادی: ۴-۱- دبیرخانه دائمی تنها مرجع ثبت و بایگانی اسناد نهایی مسابقات معماری و شهرسازی کشور است. این دبیرخانه فاقد صلاحیت مستقل برای سیاستگذاری یا مداخله در اختیارات مدیر مسابقه و برگزارکننده است. ۴-۲- وزارت راه و شهرسازی موظف است خدمات پشتیبانی اداری این دبیرخانه را تأمین کند. دبیرخانه مذکور حق صدور هیچگونه بخشنامه، دستورالعمل اجرایی، یا اعمال محدودیت خارج از نص صریح این آییننامه را ندارد. وظایف این دبیرخانه به ثبت آگهیها، بایگانی گزارشهای نهایی و ارجاع شکایات واصله به هیئت رسیدگی به اختلافات محدود میشود. 4- الحاق بند ۴-۷ ( در انتهای بخش مرتبط به دبیرخانه دائمی در ارکان مسابقه) متن پیشنهادی: اعمال هرگونه رأی، اعمال نظر، داوری مقدماتی، غربالگری کیفی آثار، دخل و تصرف در برنامه مسابقه یا مدارک ثبتنام از سوی دبیرخانه دائمی مسابقات، ممنوع است. ورود دبیرخانه دائمی به امور اجرایی اعم از تایید داوران، دخالت در عزل و نصب مدیر مسابقه، یا ایجاد گلوگاههای اداری جهت صدور مجوز برگزاری مسابقه ممنوع است. مسابقات به محض انطباق با ضوابط شکلی این آییننامه و اعلام عمومی توسط برگزارکننده، رسمیت مییابد. 5- الحاق به ردیف 23 بخش 4 روند مسابقه متن فعلی: بررسی محصولات ارسال شده از لحاظ مطابقت با ... متن اصلاحی پیشنهادی: بهمنظور جلوگیری از ورود آثار ناقص یا نامنطبق با برنامه مسابقه، مدیر مسابقه موظف است پیش از ارجاع آثار به داوری، مرحله غربالگری فنی را (بر اساس اسناد پیشنیاز، محدودیتهای اقتصادی و ضوابط کالبدی، فنی و موارد خاص هر پروژه طبق تشخیص خود و با مشورتگیری از داوران و بکارگیری متخصصان در هر مورد) اجرا کند. آثاری که در این مرحله رد صلاحیت میشود، با ذکر دلایل صریح و مستند فنی از چرخه داوری حذف میشود. گزارش این غربالگری باید پیوست صورتجلسه نهایی داوری شود. هیچ نهاد دیگری حق هیچگونه دخالت، جرح و تعدیل یا بازنگری در این غربالگری تخصصی را ندارد. 6- متن الحاقی پیشنهادی: مالکیت فکری و حقوق معنوی اثر متعلق به طراح (شرکتکننده) و غیر قابل انتقال است. پرداخت جایزه مسابقه، به معنای تقدیر از طرح برتر است و به هیچ عنوان مجوزی برای تصاحب حق مالکیت فکری یا حق بهرهبرداری حرفهای بدون عقد قرارداد جداگانه بر اساس تعرفه خدمات مهندسی نیست. کارفرما موظف است در صورت تمایل به اجرای طرح برنده، قرارداد مجزای خدمات طراحی را با معمار اثر منعقد کند. درج هرگونه بند در فراخوان مسابقه مبنی بر انتقال خودکار حقوق معنوی اثر به کارفرما در قبال جایزه، باطل و خلاف این آییننامه است. 7- متن الحاقی پیشنهادی: گروه داوری موظف به ارزیابی تخصصی و رتبهبندی آثار بر اساس معیارهای علمی برنامه مسابقه است. رای گروه داوری در تعیین رتبههای برتر قطعی و غیرقابل تغییر است. کارفرمای پروژه (برگزارکننده) مختار است جهت اجرای پروژه، هر یک از آثار را که با مقتضیات بودجهای، زمانی و مدیریتی وی همخوانی بیشتری دارد، با مسئولیت خود جهت انعقاد قرارداد فازهای بعدی انتخاب کند.
شهرسازان و معماران چسبیده! بجنبید و طرحهای پیشنهادی خود را برای پناهگرفتن اربابان بدهید، وبردگی و کنیزی خود را آشکار کنید. اکنون که از کار شهرهای محکومان بپرداختید و آن را به گند کشیدید، حالا بروید هنرهای خود را در ساخت شهرهای حکمرانی بیازمایید.
این نوشتهای است از بت روشنفکران چپ، درباره معماری آرامگاه فردوسی. آن را فاقد هرگونه عامل هنری میداند. میدانید مقصودش چیست؟ مقصودش آن است که مثل پردیس سینمایی ملت، سیــــــــــــــــــال نیست! میگوید هیولای چشمپرکن است. مقصودش آن است که تراسهایی که سرگردان و ابلهانه بچرخد و روسپیوار خود را بنمایاند، ندارد. میگوید بیاستیل است. مقصودش آن است که انبوهی از فلزات در هم تنیده و گره خورده را با نام طبیعت به شهر فرو نکرده است. میگوید تقلید از سبک آرامگاه کورش است. مقصودش آن است که متأسفانه نمای رومی کلاسیک ندارد! آل احمد اگر از مصرف بیش از اندازه مواد مخدر به درک نیفتاده بود و چندصباحی دیگر خاک و آب و باد و آتش را میآلود، امروز حاصل کار خود را میتوانست ببیند، هرآنچه میخواسته در ستیز با "ایران" انجام شده و در هرجای شهرهای این سرزمین، همچون پلیدیهایی که بر در و دیوار مستراحهای بینراهی پاشیده، قابل مشاهده است. فحاشیهایی هم به بزرگان ایرانزمین کرده که لایق خودش و دوستدارانش و حاجفرج دباغ (سروش الکی) است.
📜 «نوستالژیِ معماریِ خواص»؛ وقتی خانههای گذشته را بهتر از آنچه بودند به یاد میآوریم ✍️ شهرام یاری تا به حال به این فکر کردهاید که وقتی در دانشکدههای معماری از «معماری گذشتهٔ ایران» با حسرت و ستایش سخن گفته میشود، دقیقاً از کدام معماری حرف میزنیم؟ از خانههایی که میلیونها نفر در آنها زندگی میکردند، یا از چند خانه و باغ و عمارت کمنظیر که برای صاحبان ثروت و قدرت ساخته شده بودند؟ ما امروز چند اثر برجسته، چند حیاط زیبا، ارسیهای چشمنواز، کاشیکاریهای نفیس و باغهای باشکوه را بهعنوان نمایندهٔ «معماری ایرانی» پیش چشم دانشجو میگذاریم؛ اما کمتر میپرسیم که اکثریت مردم ایران در چه خانههایی زندگی میکردند و تجربهٔ واقعی آنان از مسکن چه بود. اینجا یک پارادوکس جالب شکل میگیرد: اگر معماری گذشته چنان عالی و حیرتانگیز بوده که امروز آن را حاصل فهم عمیق و نبوغ معمارانش میدانیم، پس چگونه همان جامعه در دورهای دیگر ناگهان «نادان» شد و شروع به تغییر و اصلاح آن معماری کرد؟ اگر نسلهای بعدی اشتباه کردهاند، باید توضیح دهیم چه چیزی در نیازها، امکانات، فناوری و فهم آنان از زندگی تغییر کرده بود؛ نه اینکه صرفاً بگوییم «معماری گذشته عالی بود و بعد خرابش کردند». اتفاقاً متنی در سال ۱۳۰۵، در روزنامهٔ «ستارهٔ ایران»، تصویر جالبی از این مسئله به دست میدهد. نویسنده وقتی از خانهٔ آینده سخن میگوید، وضع موجود را بینقص نمیداند؛ بلکه آرزو میکند خانههایی ساخته شوند که نور و حرارت مناسب، آب جاری، حمام آفتابگیر، نظافت آسان و امکانات برقی داشته باشند. یعنی انسان صد سال پیش نیز خانهٔ موجود را لزوماً «شاهکار نهایی معماری» نمیدانست؛ او آسایش و کیفیت زندگی بیشتری میخواست. البته این به معنای بیارزش بودن معماری تاریخی ایران نیست. مسئله این است که نباید معماری ممتازِ خواص را با مسکن عمومی مردم یکی گرفت و سپس هر تغییری را نشانهٔ سقوط فرهنگی دانست. خانهٔ اعیانیِ یک خاندان ثروتمند، سند ارزشمندی از تاریخ معماری است؛ اما سندی نیست که نشان دهد عموم مردم در چنین شرایطی زندگی میکردهاند. یک ارسی نفیس، پاسخ این پرسش نیست که خانه در زمستان چگونه گرم میشده؛ و یک حیاط زیبا، بهتنهایی چیزی دربارهٔ دسترسی به آب، بهداشت و آسایش ساکنان نمیگوید. اگر قرار است معماری گذشته را ستایش کنیم، باید یک سؤال ساده را هم تحمل کنیم: آیا گذشتگان فقط میدانستند چگونه خانههای زیبا بسازند، یا میدانستند چگونه برای نیازهای زمان خود خانه بسازند؟ اگر دومی درست باشد، شاید وفاداری واقعی به سنت معماری ایران این اصل باشد که: معماران در تاریخ ایران همواره تلاش داشتند تا پاسخی مناسب به نیازهای انسانِ زمانهٔ خود بدهند. @Shsyari .
لولهها
در یک شبه مسابقه معماری، که در واقع بخشی از تشریفات معرفی برنده از پیش معین شده است، «لکهگذاری» جزو مدارکی است که خواستهاند. به یاد استادم دکتر علیاکبر صارمی، این یادداشت را که برای دانشجویانم نوشته بودم، اینجا میگذارم؛ درباره لکهگذاری: کودکی دو و نیم ساله را در نظر بگیرید که پوشک میشود. اگر مادرش گرفتار و پدرش بیخیال باشد، ممکن است از تعویض پوشک او غفلت کنند و زمانی بگذرد و آن کودک در همان پوشک شماره یک و دو خود را انجام دهد، و نتایج کارش از پوشک به بیرون نشت کند. اکنون اگر بر فرش بنشیند لکه میگذارد، بر مبل مینشیند و لکه میگذارد، روی سرامیک و پارکت هم اگر بنشیند، لکه میگذارد. لکهگذاری چنین چیزی است. لطفا شما لکهگذاری نکنید. بلکه چیدمان همنشینی فضا و فعالیت انجام دهید که بهتر است. پاکیزه و موفق باشید.
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد!
امشب در امتداد افقها و موجها شهر ایستاده است و شب از روی دوش او لغزیده بر زمین وینک که پلک پنجرهها باز میشود گویی که گربه های سیاه از درون چاه چشمان کهربایی خود را گشودهاند. نادر نادرپور
کوه بلند سرکشیده به خورشید
شکیبایی و هوش و رای و خرد هژبر از بیابان به دام آورد ..
دیشب خواب عجیبی دیدم که واقع نما بود؛ در چهار قسمت؛ 🔹قسمت اول: شاه عباس صفوی به همراه شیخ بهایی در جلسه کمیسیون ماده پنج اصفهان و شورای عالی معماری و شهرسازی کشور، شرکت کرده بودند و از طرح میدان نقش جهان دفاع میکردند. البته که اعضای کمیسیون ماده 5 و سرسخت تر از آنان اعضای شورایعالی معماری و شهرسازی، با درایت تمام به این طرح رأی منفی دادند و از فاجعه ای که منجر به تخریب بافت فرسوده میشد، جلوگیری کردند. 🔹قسمت دوم؛ به سازنده و معماران آسیابهای شوشتر، گفته شده بود که مطالعات زیست محیطی انجام دهند. البته انجام داده بودند اما چون مطابق با استانداردهای سازمان محیط زیست نبود، رد شد و باز هم از فاجعه ای جلو گرفتند. 🔹قسمت سوم؛ هوشنگ سیحون نقشه های معماری آرامگاه بوعلی سینا را برای دریافت پروانه به شهرداری همدان تحویل داده بود. کارشناس شهرداری در حال تطبیق آنها با ضوابط طرح تفصیلی و طرح بازآفرینی شهری بود و به این نتیجه رسیده بود که طرح آرامگاه، مخالف ضوابط و مقررات است و نمیتوان برای آن مجوز ساخت صادر کرد. البته داشت یواشکی به سیحون میگفت که اگر طبق همین نقشه بسازید ما در هنگام تقاضای شما برای پایانکار سفتکاری آن را به کمیسیون ماده صد ارجاع میدهیم و آنجا کار شما با یک تلفن از مقامات بالا و یک چک برای تأدیه جرائم و مقداری معطلی، راه میفتند و نگران نباشید. سیحون هم هاج و واج مانده بود که چه کند و جنازه بوعلی را با آن شفا و قانونش، بر دست گرفته بود! 🔹قسمت چهارم؛ گوهرشادآغا طرح مسجد را همراه با قوام الدین شیرازی آورده بودند در جلسه مشترک آستانقدس رضوی و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و از آن دفاع میکردند. مسئولان آستانقدس میگفتند اینطور که نمیشود و باید این را بدهیم مشاور خودمان برایش مسابقه برگزار کند و از نام آوران و دلاوران عرصه معماری و هنر و وابستگان دبیرخانه برای شرکت در آن دعوت کند، از طرفی میراث فرهنگی هم جیغ و داد میکرد و میگفت که حریم منظری حرم به هم میخورد و خلاصه نمیشود. این هم مجوز ساخت نگرفت و ماند تا آیندگان در این زمین هتل و بازار بسازند. خواب آشفته ای بود. خدا را شکر کردم که خواب بود، و باز خدا را شکر کردم که این سازمان ها و این کارشناسان و این شوراها و این کمیسیون ها در آن زمان ها نبودند، که اگر بودند. . . https://t.me/architecturemonitor
گر طاق نبود کم ز پل، گر طوق نبود کم ز غل ور عزّ نبود کم ز ذلّ، ور مدح نبود کم ز ذمّ صحرای مغرب چارسو بگرفت زاغ تنگخو سیمرغ مشرق را بگو تا بال بگشاید ز هم هم گنج داری هم خدم، بیرون جه از کتم عدم بر فرق آدم نه قدم، بر بال عالم زن علم انجم فرو روب از فلک، عصمت فرو شو از ملک بر زن سما را بر سمک، انداز در کتم عدم کم کن ز کیوان نام را، بستان ز زهره جام را جوشن بدر بهرام را، بشکن عطارد را قلم تو بر زمین آن مهتری کز آسمانها برتری ای نور ماه و مشتری، قسّام را هستی قسم ای چرخ را رفعت ز تو، ای ملک را دولت ز تو ای خلد را نعمت ز تو، قلب است بینامت درم چون تو برفتی از جهان، گشت از جهان حکمت نهان آمد کنون مردی چنان، کز علم تو دارد علم حکیم سنایی