- Последний пост
- 24 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 35
- 1/48двое суток
- 40
- 1/72трое суток
- 43
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تداوم شورای ششم (تمامی شوراهای شهر و روستا) از بیست و هشتم خردادماه به بعد، غیر قانونی است. انقضای بازه زمانی (نص صریح): قانون مصوب مجلس شورای اسلامی در اسفند ۱۴۰۳، بازه فعالیت دوره ششم شوراهای اسلامی شهر و روستا را تا ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ تمدید کرد. این متن قانونی،…
تداوم شورای ششم (تمامی شوراهای شهر و روستا) از بیست و هشتم خردادماه به بعد، غیر قانونی است. انقضای بازه زمانی (نص صریح): قانون مصوب مجلس شورای اسلامی در اسفند ۱۴۰۳، بازه فعالیت دوره ششم شوراهای اسلامی شهر و روستا را تا ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ تمدید کرد. این متن قانونی، شامل یک قید زمانی معین است. اختیارات نهادهای انتخابی در بازه زمانی تعیینشده محصور است. با تمام شدن این بازه، منشأ قانونی فعالیت شوراهای شهر و روستا در کل کشور، زائل میشود. پس از آن تاریخ، شورا دیگر هیچ نمایندگی از مردم ندارد، زیرا مهلت وکالت قانونی آن به پایان رسده است. نبود حکم قانونی ثانویه: مطابقِ اصلِ تفکیکِ قوا و قاعده قانونیبودن، هرگونه تمدید صلاحیت نهادهای انتخابی، نیازمند مصوبه جدید مجلس شورای اسلامی است. وزارت کشور یا نهادهای نظارتی، هیچ صلاحیتِ ذاتی برای تمدید دوران تصدی آنها ندارند. حتی اگر به بهانه تداوم فعالیت و مدیریت متوسل شوند، بهانه سستی است، زیرا از خلأ قانونی موجود استفاده کردهاند و به سند قانونی متکی نیستند. تمدید فعالیت شوراهای اسلامی و شهر و روستا یک کنش قانونی است و فقط کار نهاد قانونگذاری در کشور است نه وزارت کشور یا هر نهاد اجرایی دیگری. بنابراین فعالیت کنونیِ شورای ششم از تاریخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ به بعد، فاقد اعتبار قانونی است. به همین سبب هرگونه مداخله شوراهای شهر و روستا در امور بودجه شهر و شهرداری، در عزل و نصبهای مستقیم و غیر مستقیم و هرگونه دخالت مدیریتی دیگر یا هر امر ناشی از آن، غیر قانونی و مستوجب مسئولیت کیفری است.
اصلاحطلب کیست؟ اصلاحطلب کسی است که فقط وقتی میگوید ماست سفید است که واقعا سیاه باشد.
ایمطوریاست
و اگر نه، قول میدهیم همین رویه را ادامه دهیم تا آنکه نه شما چیزی برای پوشیدن داشته باشید، نه مالی مانده باشد برای کشور که ما اختلاسش کنیم. حالا کی ضرر میکنه، ما یا شما؟
در یک شهر سه میلیون نفری، که حدود پنجاه درصد ساکنانش مستأجرند و میانگین مدت اقامت در خانه استیجاری، کمتر از سه سال است، اگر بعد خانوار 3.2نفر باشد، سالانه بیشتر از 185 هزار اثاثکشی خانه انجام میشود. که البته این رقم داغ ننگی است ابدی بر پیشانی پلید کسانی که این وضع را درست کردهاند.
این غلومقلندره که قراره شهردار نیویورک بشه افول تمدنها از همین غلومقلندرها شروع میشه
شهردار اهواز هنگام بازدید از یک پروژه سقوط کرد و بهشدت آسیب دید. نصیب شهرداران سایر کلانشهرها نیز باد.
چرا حتی از نظر اقتصادی، پروژههای انتقال آب از هزار مسجد و خلیج فارس به مشهد همین حالا باید متوقف شود؟ مهدی کلاهی پروژههای عظیم انتقال آب در ظاهر راهکاری برای رفع بحران کمآبی شهرها معرفی میشوند، اما بررسی دقیق دادهها نشان میدهد که نه تنها از نظر محیطزیستی، بلکه از منظر اقتصادی نیز این پروژهها غیرعقلانی و پرهزینهاند. دو نمونهی شاخص در این زمینه، انتقال آب از هزار مسجد به مشهد و شیرینسازی و انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به مشهد است. برآورد هزینه و کارایی پروژهها • انتقال از هزار مسجد: بودجه مورد نیاز حدود ۲۳ هزار میلیارد تومان برای تأمین تنها ۴۰ میلیون مترمکعب آب در سال. • انتقال از خلیج فارس و عمان: بودجهای حدود ۵۴۰ هزار میلیارد تومان برای انتقال ۱۲۰ میلیون مترمکعب آب در سال. به بیان ساده، جمعاً حدود ۵۶۳ هزار میلیارد تومان باید هزینه شود تا مجموعاً ۱۶۰ میلیون مترمکعب آب وارد مشهد شود. مقایسه با ناترازی واقعی آب • ناترازی کل کشور: ۱۱ میلیارد مترمکعب • ناترازی خراسان رضوی: ۴ میلیارد مترمکعب میزان انتقال این دو پروژه در برابر حجم ناترازی، حتی ۴ درصد نیاز استان را هم پوشش نمیدهد. یعنی با سرمایهای سنگین، اثرگذاری بسیار ناچیز حاصل خواهد شد. هدررفت آب در کشاورزی: معضل بزرگتر • مصرف سالانه آب در کشاورزی کشور: ۷۰ تا ۸۰ میلیارد مترمکعب • ضایعات محصولات کشاورزی (۳۰ تا ۵۰ درصد): معادل ۲۱ میلیارد مترمکعب آب هدررفته • در خراسان رضوی: 1/2 میلیارد مترمکعب آب صرف ضایعات میشود. • در مشهد: از ۴۰۰ میلیون مترمکعب مصرف کشاورزی، دستکم ۱۲۰ میلیون مترمکعب آب عملاً تلف میشود. این رقم دقیقاً برابر با حجم آبی است که پروژه خلیج فارس قرار است با هزینه نجومی به مشهد بیاورد. به بیان دیگر، تنها با مدیریت ضایعات کشاورزی در مشهد، میتوان همان مقدار آب را بدون صرف ۵۴۰ هزار میلیارد تومان به دست آورد. ظرفیت بازچرخانی آب شهری در مشهد • مصرف سالانه آب شهری مشهد: ۳۰۰ میلیون مترمکعب • تبدیل به فاضلاب (نرخ علمی ۸۵٪): ۲۵۵ میلیون مترمکعب • تبدیل به پساب تصفیهشده (نرخ علمی ۷۵٪): ۱۸۵ میلیون مترمکعب • هزینه تأمین هر مترمکعب از این طریق: ۲۰ هزار تومان • کل بودجه لازم: ۶ هزار میلیارد تومان (۶ همت) برای دستیابی به ۱۸۵ میلیون مترمکعب آب یعنی با تنها 1٪ بودجه پروژههای انتقال آب میتوان بیش از همان حجم آب مورد انتظار را در خود مشهد تأمین کرد؛ آن هم بدون تخریب گسترده محیطزیست و بدون نیاز به زیرساختهای پرهزینه انتقال. محاسبه سود و زیان اجتماعی • بودجه انتقال هزار مسجد + خلیج فارس: حدود ۵۶۳ همت • هزینه بازچرخانی شهری: حدود ۶ همت • نتیجه: با توقف این دو پروژه و تخصیص تنها 1٪ از بودجه آنها به بازچرخانی و مدیریت منابع موجود، بیش از ۵۵۵ همت صرفهجویی مستقیم اقتصادی به نفع جامعه خواهد بود. این سودآوری صرفاً به جنبه مالی مربوط میشود. اگر هزینههای غیرقابل محاسبه محیطزیستی مانند نابودی اکوسیستمهای دریایی و خشکی، فرونشست زمین، شوری خاک و تهدید سلامت مردم را هم در نظر بگیریم، زیان واقعی این پروژهها به مراتب سنگینتر و غیرقابل جبران است. جمعبندی پروژههای انتقال آب از هزار مسجد و خلیج فارس نه تنها از نظر محیطزیستی فاجعهبارند، بلکه حتی از نظر اقتصادی هم غیرمنطقی، ناکارآمد و ضدتوسعهای هستند. راهحل پایدار برای مشهد و خراسان رضوی، در سه مسیر است: 1. بازچرخانی و تصفیه فاضلاب شهری 2. کاهش ضایعات و اصلاح الگوی کشت کشاورزی 3. افزایش بهرهوری مصرف آب در صنعت و خدمات مدیران استان، آب منطقهای، و تصمیمگیران ملی اگر به خیر عمومی و عدالت نسلی پایبندند، باید همین امروز توقف این دو پروژه را مطالبه کنند و منابع مالی آن را به سمت راهکارهای عقلانی و پایدار هدایت نمایند. @MahdiKolahi
شرکت توسعه گردشگری شهرداری مشهد، به یک زیرمجموعه ضعیف بخش رفاهیات تبدیل شده و مدیرعامل آن روزها و هفتهها در ویلاهای شمال به دنبال خانه خالی برای کارکنان خاص شهرداری است. یک ابله به تمام معنا.
شورای شهر مشهد باید منحل شود و تمامی اعضای کنونی آن بطور دائمی از هرگونه خدمت دولتی و عمومی محروم شوند.
без подписи
اون بیسواد صدابلندی که با حمایت محفل مشکوک ضد توسعه متشکل از چند بیسواد دیگه داره خودشو پاره میکنه برای شهردار بعدی شدن، زیاد زور نزنه و شعر نبافه! شاید شهردار انتخابی بشه! شاید شورای کنونی تمدید بشه، شاید هم یک عاقلی پیدا بشه و کلا این بساط شورابازی رو که موجب هزار فساد و ناکارآمدی شده، منحل کنه و تمام اگر اینها هم نشد، خیلی معلوم نیست که تعداد احمقهای شورای بعدی اونقدر باشه که به این رأی بدن!
بی عرضههای تهیمغز
بنام خدا هشت توصیه برای آقای قامتی معاون هماهنگی امور عمرانی استان، دیروز منصوب شد. مدتها بود چنین منصبی در استان خراسان رضوی وجود نداشت، بجایش معاونتی برای انسداد توسعه و جلوگیری از سازندگی و توجیه ناکارآمدی و مداخلات نابجا در طرحها و پروژهها و عمل به فرمان فلان محفل ضد توسعه، ایجاد شده بود و البته که در اجرای اهداف خود، موفق بود و توانسته بود استان را در تمامی زمینهها به عقب ببرد و سرمایهها را به بیرون از استان براند و پروژهها را از معنا و منفعت تهی سازد. حالا آیا این معاون جدید خواهد توانست طرحی نو دراندازد یا نه! نخست، به معاون جدید خوشآمد میگوییم و به او یادآور میشویم که صرفا معاون هماهنگی امور عمرانی استان است، نه طراح است، نه مدیر اجرایی است، نه نماینده جناج و محفل خاص. برای آنکه بتواند کامیاب باشد، یعنی اگر فلک را سقف نمیشکافد، زمینه آبادی زمین را فراهم سازد، چند توصیه برایش مینویسم: 1️⃣ پیشبرد توسعه پایدار و فراگیر: هر تصمیم عمرانی باید با هدف تقویت زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی استان اتخاذ شود. پروژهها باید در راستای کاهش نابرابریهای منطقهای، بهبود کیفیت زندگی مردم و ایجاد فرصتهای اشتغال باشد. سایر موارد که مقاصد سایر محافل است، باید بطور کلی از دستور کار خارج شود. انسداد توسعه یا توقف پروژههای ضروری به بهانه موانع اداری خودساخته یا دیگرساخته یا ناترازی (یعنی همان عجز و جهل)، آینده استان را به خطر میاندازد. به جای توقف، باید بر اصلاح مسیر پروژهها و جذب منابع جایگزین تمرکز کرد. 2️⃣ هماهنگی میان دستگاهها و کنشگران توسعه: کامیابی در توسعه به همکاری و هماهنگی بین دستگاههای دولتی، شهرداریها، و بخش خصوصی بستگی دارد. معاونت عمرانی باید نقش راهبری و تسهیلگری خود را برای ایجاد تعامل سازنده میان این نهادها ایفا کند. گفتگوی مستمر و منظم میان استانداری، نمایندگان شهرستانها و دستگاههای اجرایی برگزار شود تا تعارضها پیش از تبدیل شدن به مانع برطرف شود. 3️⃣ حذفرویکردهای محدودکننده: هرگونه رویکرد محدودکننده که منجر به توقف سرمایهگذاری یا کاهش نوآوری در بخش عمرانی شود، باید شناسایی و حذف شود. سیاستگذاریها باید تسهیلگر باشد و نگاه بلندمدت به منافع استان و افزایش اشتغال و درآمد، داشته باشد. 4️⃣ توسعه زیربناهای اساسی: پروژههای کلیدی در حوزه حملونقل (مانند بزرگراهها، حملونقل ریلی و پایانهها)، مدیریت منابع آب، و انرژیهای تجدیدپذیر باید در اولویت قرار بگیرد. تأکید بر افزایش دسترسی مناطق کمتر برخوردار به زیرساختها، پایه توسعه متوازن استان خواهد بود. 5️⃣ ارتقای مشارکت بخش خصوصی: تدوین و اجرای سیاستهای حمایتی برای جذب سرمایهگذاران و کاهش موانع دیوانی ضروری است. نباید اجازه داد پیچیدگیهای اداری انگیزه سرمایهگذاران را از بین ببرد. توسعه مناطق گردشگری، رفع محدودیت از طرحهای نوآورانه در حوزه گردشگری و مسکن، اقدام توسعهمحور در بافتهای فرسوده و ایجاد مناطق ویژه اقتصادی با تکیه بر ظرفیت بخش خصوصی شتاب گیرد. برای این کار، استفاده از ظرفیت تشکلهای صنفی و حرفهای، مزیت دارد. 6️⃣ استفاده از فناوریهای پیشرفته در مدیریت توسعه: بهرهگیری از فناوریهای نوین و روزآمد در طراحی، نظارت و اجرای پروژهها و طرحها، با هدف پیشگری از تأخیرها و هدررفت منابع، ضرورت دارد. پایش دقیق پروژهها با ابزار نظارت گسترده مردمی و دیجیتال، و تهیه و عرضه گزارشهای شفاف به کنشگران سازمانی و خصوصی، باید در اولویت قرار گیرد. 7️⃣ توجه به عدالت منطقهای در توزیع منابع: بودجهها و منابع عمرانی باید بهصورت عادلانه و با در نظر گرفتن شاخصهای توسعهنیافتگی و نیازهای واقعی مناطق توزیع شود. توزیع نامتوازن باعث شکافهای اجتماعی و اقتصادی در استان خواهد شد. این امر باید به رویهای توسعهمحور نه بهانهای تازه برای انسداد توسعه، تبدیل گردد. 8️⃣ تسهیلگری و حذف موانع: نقش معاونت هماهنگی امور عمرانی نهتنها ایجاد هماهنگی در فرایند مدیریت پروژهها، بلکه تسهیل جریان توسعه است. این امر مستلزم کاهش پیچیدگی اداری و افزایش انعطاف در تصمیمگیریهاست. محمدباقر طباطبایی
یلدا یا شب چله خودش خجسته نیست. بهپایان رسیدنش خجسته است. جشن ایرانی، بهپایان رسیدن یلداست، نه فرارسیدن آن. در یلدا بردباری و شکیبایی بیاموزیم، و در سپیدهدم پس از یلداْْ شادی کنیم.
https://t.me/architecturemonitor/1931
ای آن که نهاده خاش بر صاد چسبندهی جلد دفتر، استاد خالی ز خرد همه روانت بیمار حسادت است جانت غفلت زده، عاقبت ندیده بر شاخ نشسته، بن بریده بیهوده چرا سخن بگویی؟ اینقدر نفهم، از چه رویی؟ فرم تو خروس ورپریده یک فایده از تو کس ندیده معنای تو پوچ و کمتر از آن رو جلد کتاب خود بچسبان حکمت بگذار بهر اهلش صعبش ز سرت زیاد و سهلش بالجمله که حاصل معانی پایان سروده را بخوانی (در وزن نشد تو را چپانم ناچار شدم جناب خوانم!) استاد اگر جناب باشید باید به کلاس درس شاشید....
با درود از آقای دکتر مظفری استاندار خراسان رضوی، تقاضا میکنیم در جهت ارتقای کیفیت معماری در مشهد و ساخت تکبناهایی که در رویدادهای کشوری و جهانی تقدیر شود و جایزه بگیرد، ترتیبی اتخاذ کنند که آقای دکتر جواد خدایی بهطور تمام وقت در دفتر معماری خود مشغول شوند و فقط معماری کنند. برای ایشان آرزوی شادکامی و کامیابی داریم.
آقای مظفری سلام خوش آمدید