tgindex
Nima Afshar Naderi | نیما افشارنادری

Nima Afshar Naderi | نیما افشارنادری

Статистика
@nimaafsharnaderiперсидский
Последний пост
28 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
26
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
814
−2 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
580
26 постов
Вовлечённость
71,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 26
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
296
1/48двое суток
339
1/72трое суток
365

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • شکافِ واشنگتن و تل‌آویو؛ متغیرِ پنهانِ این جنگ امروز ترامپ و نتانیاهو برای اولین بار از آغازِ جنگ، رودررو در کاخِ سفید دیدار کردند — به تعبیرِ رسانه‌ها، «زیرِ یک ابرِ تیره». همه فکر می‌کنند موضوعِ اصلی ایران است. اما شاید مهم‌ترین اتفاق، اصلاً درباره‌ی ایران نباشد: شکافی که دارد میانِ واشنگتن و تل‌آویو باز می‌شود. دو تصویر از پیروزی: ترامپ دنبالِ یک توافق و خروجِ آبرومندانه است؛ از «مذاکراتِ بسیار دوستانه» با تهران می‌گوید و آتش‌بس را نگه داشته. نتانیاهو اما دنبالِ فشار تا تسلیمِ کامل است — محدودیت‌های سخت‌تر بر برنامه‌ی موشکی و گروه‌های نیابتی. یکی می‌خواهد پرونده را ببندد، دیگری می‌خواهد فشار را باز نگه دارد. ریشه‌ی شکاف کجاست؟ برای آمریکا، ایران یکی از ده‌ها پرونده است (چین، اقتصاد، نفت، ذخیره‌ی مهمات)؛ برای اسرائیل، تنها پرونده و یک تهدیدِ وجودی‌ست. یکی تهدید را از دور می‌سنجد، دیگری از نزدیک نفس می‌کشد. این شکاف تازه هم نیست؛ گسلی قدیمی‌ست که در بزنگاه‌ها دوباره سر باز می‌کند. برای ایران یعنی چه؟ یعنی سرنوشتِ این ماجرا شاید نه در میدانِ نبرد، بلکه در فاصله‌ی میانِ واشنگتن و تل‌آویو تعیین شود — و بخشِ بزرگی از سرنوشتِ ایران دارد بالای سرِ ایرانی‌ها، در پایتخت‌های خارجی چانه‌زنی می‌شود. تهران هم می‌تواند این شکاف را بخواند و رویش حساب کند؛ اما این شمشیرِ دولبه است: امید بستنِ بیش از حد به اختلافِ دشمن، در تاریخ منشأ بسیاری از محاسبه‌های غلط بوده. اما بزرگش نکنیم. این دو متحد بارها تنش‌هایشان را رفع کرده‌اند؛ این اتحاد خم می‌شود، اما به‌سادگی نمی‌شکند. سه سناریو روی میز است: هم‌سو شدنِ دوباره و ادامه‌ی فشار / پیش‌رفتنِ توافقی که اسرائیل نپسندد / یا اینکه کلِ این تنش تا حدی نمایش باشد. کدام؟ صادقانه هنوز نمی‌دانیم. آزمونِ بعدی روشن است: نتیجه‌ی همین دیدار، و اینکه آتش‌بس ادامه می‌یابد یا حملات از سر گرفته می‌شود. به نظرِ شما بزرگ‌ترین متغیرِ این جنگ کدام است — خودِ ایران، یا رابطه‌ی واشنگتن و تل‌آویو؟ 💬

  • https://www.youtube.com/watch?v=k1eZgYbGYvU

  • فرمانده‌ی ارشدِ آمریکا گفت: بمباران را متوقف کنید حالا معلوم شده پشتِ توقفِ ناگهانیِ حملاتِ آمریکا، فقط سیاست نبوده؛ یک ارزیابیِ سردِ نظامی بوده. به گفته‌ی دو منبعِ آگاه، دریاسالار برد کوپر، فرمانده‌ی سنتکام، توصیه کرده بود کارزارِ بمباران در اطرافِ تنگه‌ی هرمز متوقف شود، چون به «سقفِ اثربخشیِ» خود رسیده است. همین توصیه، در کنارِ نظرِ سایرِ مشاوران، نقشِ مهمی در تصمیمِ روزِ جمعه‌ی ترامپ برای توقفِ حملات داشت. استدلالِ کوپر ساده و تکان‌دهنده بود: دو هفته حمله، توانِ ایران برای زدنِ کشتی‌ها را به‌شدت تضعیف کرده. بیشترِ اهدافِ تعیین‌شده یا از بین رفته‌اند یا دیگر ارزشِ عملیاتی ندارند. برای نابودیِ حدودِ ۲۰ درصدِ اهدافِ باقی‌مانده، آمریکا باید به یک عملیاتِ گسترده‌ی تازه برگردد — وگرنه ادامه‌ی همان الگوی بمبارانِ دو هفته‌ی گذشته، دیگر هیچ توجیهِ نظامی ندارد. به این باید هشدارِ دومی را هم افزود: ژنرال دن کِین، رئیسِ ستادِ مشترک، در جلساتِ خصوصی به وزیرِ دفاع و ترامپ گفته بود که کاهشِ ذخیره‌ی موشک‌های رهگیرِ پدافندی می‌تواند توانِ آمریکا برای حفاظت از نیروها و متحدانش را محدود کند. چرا این خبر مهم است؟ چون یک بار دیگر نشان می‌دهد که پشتِ این توقف، نه یک نقشه‌ی مرموز و چندلایه، بلکه محدودیت‌های واقعی و مادی خوابیده است. وقتی فرمانده‌ی نظامیِ صحنه و رئیسِ ستادِ مشترک، هر دو، به یک نتیجه می‌رسند — که قدرتِ هوایی «ضربه می‌زند، اما بیش از این کاری از پیش نمی‌برد» — تصمیم‌گیر عملاً چاره‌ای جز مکث ندارد. این همان درسی‌ست که بارها گفته‌ایم: در تحلیلِ جنگ، باید اول محدودیت‌های واقعیِ بازیگران را دید، نه اینکه همه‌چیز را به اراده و نقشه فروکاست. و حالا چه در پیش است؟ میدان فعلاً به یک وضعیتِ «آرامش در برابرِ آرامش» رسیده و هر دو طرف حملاتشان را متوقف کرده‌اند. ایران و عمان همچنان بر سرِ توافقی برای بازگشاییِ تنگه‌ی هرمز — بدونِ حمله‌ی نظامی — مذاکره می‌کنند، اما هنوز روشن نیست این توافق برای ترامپ قابلِ قبول باشد. مایک والتز، سفیرِ آمریکا در سازمانِ ملل، یکشنبه گفت ترامپ «همه‌ی گزینه‌ها را روی میز نگه داشته»، اما «به مذاکره فرصت داده» و گفت‌وگوها «در همه‌ی سطوح» ادامه دارد. در همین حال، آمریکا و بریتانیا در حالِ رایزنی برای برگزاریِ یک کنفرانسِ بین‌المللی‌اند تا ائتلافی برای حفاظت از ترددِ دریایی و پاک‌سازیِ مین در تنگه‌ی هرمز تشکیل دهند. پس تصویرِ نهایی این است: توقف، محصولِ یک بن‌بستِ نظامی‌ست، نه پایانِ ماجرا. تا وقتی سرنوشتِ تنگه‌ی هرمز روشن نشود، احتمالِ تشدیدِ دوباره سرِ جای خودش می‌ماند!

  • 🔴 مکثِ آتش؛ چرا آمریکا این‌بار حمله نکرد؟ سیزده شب، پشتِ سرِ هم، آسمانِ ایران صحنه‌ی حمله بود. و بعد، جمعه، اتفاقی افتاد که خیلی‌ها انتظارش را نداشتند: برای اولین بار در دو هفته، هیچ حمله‌ای اعلام نشد. ماشینِ جنگ یک لحظه ایستاد — و همین سکوت، خودش یک خبرِ بزرگ است. طبق گزارشِ اکسیوس، ترامپ روزِ جمعه به ارتش دستور داد در ایران حمله نکند؛ اولین توقف بعد از سیزده روزِ متوالی. خودش گفت: «همین الان داریم با آن‌ها حرف می‌زنیم... ما قفل و آماده‌ی شلیک‌ایم، ولی داریم مذاکره می‌کنیم.» هم‌زمان یک هیئتِ عمانی واردِ تهران شد تا درباره‌ی بازگشاییِ تنگه‌ی هرمز مذاکره کند. اما چرا این مکث؟ سه دلیلِ اصلی پشتِ آن است 👇 ۱) دلیلِ پنهان: کمبودِ مهمات کمتر جایی می‌شنوید، ولی شاید مهم‌ترین باشد. طبق گزارشِ ynet، آمریکا تا اواخرِ آوریل بیش از ۱٬۲۰۰ موشکِ رهگیرِ پاتریوت مصرف کرده — هرکدام بالای ۴ میلیون دلار — و موجودی «به‌طرزِ نگران‌کننده‌ای پایین» است. ژنرال دن کِین هشدار داده ادامه‌ی جنگ می‌تواند ذخیره‌ی پدافندی را «به‌طرزِ خطرناکی» کم کند. این یک محدودیتِ واقعیِ مادی است، نه یک انتخابِ سیاسی. ۲) پنجره‌ی دیپلماسی ورودِ هیئتِ عمانی به تهران تصادفی نیست. عمان ماه‌هاست میانجی است و حالا روی گرهِ اصلی — تنگه‌ی هرمز — کار می‌کند. توقفِ حملات می‌تواند فضادادن به مذاکره باشد تا یک ضربه‌ی تازه توافقِ احتمالی را خراب نکند. ۳) تردیدِ راهبردی مشاورانِ ترامپ این سؤالِ کلیدی را مطرح کرده‌اند: آیا حمله‌ی بیشتر ایران را به میزِ مذاکره برمی‌گرداند، یا برعکس رهبرانش را در برابرِ تهدیدِ خارجی متحدتر می‌کند؟ حتی جرد کوشنر طرفدارِ «مسیرِ کم‌خطرترِ مذاکره و فشارِ اقتصادی» بوده. یعنی در داخلِ تیمِ ترامپ هم اختلاف هست. پس این مکث یعنی چه؟ دو خوانش هست: یا راهبرد است — نوسان بینِ تهدید و مذاکره برای تحتِ‌فشار نگه‌داشتنِ طرفِ مقابل — یا اجبار، یعنی کمبودِ مهمات و نبودِ راهبردِ پایانی دستِ ترامپ را بسته. احتمالاً ترکیبی از هر دو. مهم‌ترین آزمون، همین چند روزِ آینده است: نتیجه‌ی مذاکراتِ عمان، و دیدارِ سه‌شنبه‌ی ترامپ و نتانیاهو در کاخ سفید. اگر بعد از آن حملات از سر گرفته شد، این فقط یک مکثِ تاکتیکی بوده؛ اگر توقف ادامه یافت، شاید واقعاً راهِ خروجی پیدا شده باشد. به نظرِ شما این توقف، آغازِ پایانِ جنگ است یا فقط یک نفسِ کوتاه؟ 💬

  • یه عده‌ای هم هستن فقط دوست دارن از وطن با ننگ دفاع کنن. یه بار با نام دفاع کنین شاید خوشتون اومد.

  • ترجمه ماشینی توییت تهران‌تایمز درباره سفارت فرانسه: خروج دیپلمات‌های بریتانیایی از تهران بخشی از یک کارزار جنگ روانی آمریکا بود و مستقیماً در جریان یک تماس تلفنی میان مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، و وزیر خارجه بریتانیا هماهنگ شده بود. عصر دوشنبه، ۲۰ ژوئیه، سفرای اروپایی مستقر در تهران به دعوت سفیر فرانسه در محل اقامت وی گرد هم آمدند. در این نشست همچنین معاون رئیس سفارت کره جنوبی، یک دیپلمات ارشد نیوزیلندی و سفیر ژاپن حضور داشتند. در جریان این جلسه، سفیر فرانسه از بازداشت چند ساعته دو دیپلمات فرانسوی توسط ایران انتقاد کرد و از جامعه دیپلماتیک خواست تا از سفارت فرانسه حمایت کند. کاردار بریتانیا، ضمن ابراز حمایت از سفیر فرانسه، اظهار داشت که قصد دارد در روزهای آینده ایران را ترک کند. او تأکید کرد که ایالات متحده از شرکای خود انتظار دارد در اعمال فشار سیاسی بر ایران همکاری کنند. با این حال، چند سفیر آشکارا با این ایده مخالفت کردند. سفیر فرانسه در یک اظهارنظر شوخی‌آمیز گفت: «ظاهراً دوستان بریتانیایی ما گمان می‌کنند که ایرانی‌ها در حال آماده کردن واکنشی شدید به قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی هستند، و به همین دلیل می‌خواهند مدتی به‌طور آبرومندانه از دید ایرانی‌ها دور بمانند — به‌ویژه که حالا ماه اوت است، زمانی که بیشتر کارکنان سفارت‌ها معمولاً به تعطیلات تابستانی می‌روند.» سفیر فرانسه همچنین افزود: «کاری که من می‌توانم بکنم این است که خروج دو دیپلماتی را که ایرانی‌ها بازداشت کردند به یک خبر تبدیل کنم، و در هر صورت آن‌ها از پیش قرار بود ایران را ترک کنند. دو دیپلمات دیگر قرار بود در ۲۹ ژوئیه به تعطیلات بروند، بنابراین می‌توانیم به‌سادگی بگوییم که کمی زودتر می‌روند.» سفیر آلمان گفت: «قرار است روز چهارشنبه استوارنامه‌ام را به رئیس‌جمهور ایران تقدیم کنم، بنابراین خروج ما در این مقطع به نفع ما نخواهد بود.» در حاشیه این نشست، سفیر آلمان به یکی از سفرای اروپای شرقی گفت که از پیشنهاد «زورگویانه» سفیر بریتانیا ناراضی است و این اقدام را «کودکانه» خواند. به گفته او، بریتانیا به‌صورت پیش‌دستانه عمل می‌کرد، زیرا از برنامه ایران برای اخراج چند دیپلمات بریتانیایی در واکنش به تعیین سپاه پاسداران به‌عنوان یک تهدید امنیت ملی توسط بریتانیا آگاه بود.

  • چرا این هفته برای ایران و آمریکا سرنوشت‌ساز است؟ همه‌ی رسانه‌ها یک جمله را تکرار می‌کنند: «این هفته تعیین‌کننده است.» اما این‌بار فقط یک تیتر هیجانی نیست — خودِ منابع می‌گویند: ▪️ رویترز به نقل از یک مقام ارشد ایرانی: میانجی‌ها یک طرح آتش‌بس ۱۰روزه روی میز گذاشته‌اند تا توافق موقت احیا شود. هیچ طرفی هنوز آن را نپذیرفته. ▪️ اکسیوس (۲۱ ژوئیه): مقام‌های آگاه می‌گویند «همین چند روز آینده تعیین می‌کند کدام مسیر پیروز می‌شود» — دیگر جایی برای جنگ فرسایشیِ بی‌پایان نمانده. ▪️ ترامپ هنوز میان دو گزینه مانده: پذیرش آتش‌بس، یا تشدید بزرگ نظامی همراه با اسرائیل. مذاکره را «اتلاف وقت» خوانده. ▪️ سی‌ان‌بی‌سی: نفت از ۱۰۰ دلار عبور کرده و تهدید کشتیرانی در تنگه‌ی هرمز فشار را بیشتر می‌کند. ▪️ چین هم رسماً خواستار توقف درگیری و بازگشت به مذاکره شده است. جمع‌بندی: یک دوراهی واقعی میان صلح و جنگ تمام‌عیار — و پرسش مهم‌تر اینکه اگر آتش‌بسی هم امضا شود، آیا این‌بار ضمانتِ اجرا دارد؟ 📌 @nimaafsharnaderi

  • اینجا باشد به یادگار :)‌

  • زن، پوشیه،‌ آزادی

  • تن رنجور ایران، زخم هر روزه

  • صبح بخیر بعد از یک شب دلهره. با این آهنگ جدید مارتیک فعلا روانمون رو نوازش کنیم: https://youtu.be/Rsj6Wwc0-rM?si=5iQrVLJoYB0Rii_i

  • 8 июл.839618

    مهدی تدینی برخلاف بسیار بسیار روزنامه‌نگار و اندیشمند و استاد و دوربینیِ جریان چپ فرهنگی، مستقل است. کتاب‌هایش می‌فروشد، ایران‌گراها آن ها را می‌خوانند و افسانه «راست کتاب نمی‌خواند» را باطل می‌کنند. مهدی تدینی از فرکانس و بودجه و دوپینگ رسانه‌ای استفاده نکرده ولی بالا آمده و خب این سوزش دارد برای اصلاح‌طلب‌های یواشکی، چپ فرهنگی و قزمیت‌های دانشگاهیِ دوربینی.

  • 6 июл.769513

    تا اطلاع ثانوی، کاغذ ترنسل قضاوت من درباره سیاسیون یک چیزه: دارن سعی می‌کنن دی‌ماه فراموش شه یا نه.

  • 3 июл.895231

    رویا فروشی بعضی از کانال‌های یوتیوبی اینطوریه. تیتر می‌زنه: خطر بیخ گوش حکومت. فرداش ازش بپرسی می‌گه خب درست گفتم دیگه. تیتر می‌زنه بعدش خبر فوری! خطر از بیخ گوشش گذشت!

  • без подписи

  • گمم نکنین رفقا. عکس کانال رو عوض کردم :)

  • برای فردی که داغدارِ حوادثِ سال‌های اخیر است، شنیدنِ صدایِ طبل و دیدنِ تجمع‌های بزرگ، پیش از آنکه یادآورِ یک تاریخِ مقدس باشد، تداعی‌کننده‌ی التهاباتِ خیابان‌هایِ همین روزگار است. این تنش، یک بحثِ تئوریک بر سرِ دین یا عقیده نیست؛ این واکنشِ طبیعیِ یک «روانِ جمعیِ آسیب‌دیده» است که وقتی احساس می‌کند روایتِ رسمی، دردِ امروزِ او را به رسمیت نمی‌شناسد، به لاکِ دفاعیِ خود پناه می‌برد و از این فضاهای عمومی فاصله می‌گیرد.

  • در این داد و ستدِ فرهنگی، آن شهروندِ باورمند که راه را برای هم‌وطنِ سوگوارِ خود باز می‌کند، در واقع در حالِ مخابره‌ی یک پیامِ بزرگِ ملی است: اینکه زیرِ این سقف، «مفهومِ انسان» و «حرمتِ خون»، بر هر خط‌کشیِ سیاسی و ایدئولوژیکی مقدم است. آن‌ها در سکوت توافق می‌کنند که مفاهیمِ کهنِ دادخواهی را، از انحصارِ تاریخ خارج کنند و آن را به مرهمی برای دردهایِ امروزِ جامعه تبدیل کنند. این، دقیقاً همان نقطه‌ای است که یک «ائتلافِ مدنی» شکل می‌گیرد.

  • وقتی در میانه‌یِ یک مراسمِ سنتی، ناگهان صدایِ مداح از پشتِ بلندگوها بلند می‌شود که: "پدر و مادرِ امیر، من شرمنده‌ام", این دیگر صدایِ یک شخص نیست؛ این صدایِ بیدارِ وجدانِ یک جامعه است که در حالِ ترمیمِ خودش است. این جمله، شکستنِ انحصارِ یک تریبون، و تقدیمِ آن به پیشگاهِ دردِ یک ملت است.

  • جامعه‌ی ما، در زیرِ پوستِ ملتهبِ خود، بسیار پیوسته‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد. این مردم یاد گرفته‌اند که چگونه از مصالحِ فرهنگیِ خود، پناهگاهی برای انسانیتِ عریان بسازند. آن‌ها در تاریک‌ترین روزها، به هم یادآوری می‌کنند که فراتر از هر مرزبندی، سوگِ ما مشترک است... و داغِ این آب و خاک، از هر اعتقادی بزرگ‌تر است.