tgindex
اوراق پریشان-رضا ضیاء

اوراق پریشان-رضا ضیاء

Статистика
@oragheparishanКнигиперсидский

ارتباط @mohamadrezazia کانال حافظ خوانی: https://t.me/hafezxany اینستاگرام: https://instagram.com/m_reza_zia?igshid=1u70mkwsxl982

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
3 398
+2 за 6 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
5 193
22 постов
Вовлечённость
152,8%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 22
Упоминаний
5
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
230
1/48двое суток
263
1/72трое суток
284

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.5204523из forsatbook

    باستانی پاریزی: یکبار که قرار بود از مونیخ به سوئیس برویم به توصیه ایرج افشار به جای وسایل عمومی یا هواپیما یک اتومبیل کرایه کردیم و چهار نفری _من و افشار و اقتداری و زریاب_ در آن نشستیم. افشار مثل هر یزدی دیگر اعتقادش این است که کسی که اتومبیل دربست کرایه می‌کند اگر روزی ده پانزده ساعت با آن نرود ضرر خواهد کرد. سفری که می‌شد چند ساعته تمام شود دو روز و نیم طول کشید و تمام اروپای آلپی را از سوئیس و اتریش و آلمان زیر پا گذاشتیم. افشار وقتی پشت ماشین می‌نشیند بدون اینکه آب و بنزین و سایر لوازم را نگاه کند به راه می‌افتد و عقیده‌اش این است که با ماشین باید رفت و رفت تا جایی که خود ماشین از پا بیفتد. بر اساس همین فلسفه‌ی غلطِ افشاریه‌ی اوست که یکبار در یونان در نزدیکی متئورا ماشین ایستاد و اگر یک تراکتورران زبان‌ندان ولی انسان نرسیده بود معلوم نبود چه مدت می‌بایست آنجا حیران باشیم. با همه اینها باید بگویم بهترین سفرهای من آنها بوده که با افشار همراه بوده‌ام. به روی چون تو رفیقی سفر خوش است مرا تو گر رفیق نباشی سفر چه سود مرا بازیگران کاخ سبز ص ۱۲۸و ۱۳۳ #روایت_فرصت 📍کتابفروشی فرصت 📚 @forsatbook

  • без подписи

  • 9 авг.1 1301878из avaze_sorkh

    فهرستی از کانال‌های سودمند در زمینهٔ فرهنگ و تاریخ و ادبیات ایران: ابن سینا؛ حکیم هزاره‌ها @avicenna370_428 ادب و فرهنگ @aaadab1397farhang از گذشته و اکنون @azgozashtevaaknoon از ویرایش @azvirayesh استاد دکتر محمّدعلی موحّد @movahed1302 امید طبیب‌زاده @OmidTabibzadeh انجامه @Anjaame ایرانشناسی @Iranistics_UT بزم‌آورد @bazmavard بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار @AfsharFoundation بیاض @atefeh_tayyeh بیهقی (درس‌گفتارها و مقالات) @SeyediBeyhaghi پارسی‌جوی @ParsiJoy پریشان‌خوانی @post_book تاریخ بیهقی @thehistoryofbeyhaqi تاریخ فرهنگ هنر و ادبیات ایران‌زمین @tarikhfarhanghonariranzamin تالار آینه @talar_ayne ترجمان علوم انسانی @tarjomaanweb تنیده ز دل بافته ز جان @Tanideh_az_del جامعه و فرهنگ @peymaneshaghi110 جستارهای ابوالفضل خطیبی @dr_khatibi_abolfazl چراغ ناافروخته @hamidrezatavakoli_literature چشم‌و‌چراغ @cheshmocheragh چهارخطّی @Xatt4 حافظ‌خوانی @hafezxany حاصل اوقات @HaseleOwqat حدیثِ آرزومندی @mr_moshtaqian خانهٔ اندیشمندان علوم انسانی @iranianhht خردسرای فردوسی @kheradsarayeferdowsi خشت و خیال @kheshtbekhesht خوانش متون استاد مهدی سیدی @seyedimotun خوانش‌ها @Khanishha خوشنویسی قدما @khoshnevisi_Qodama دست‌نویس‌ها و متون کهن فارسی @PersianManuscripts دکتر بهرام پروین گنابادی @dr_bahram_parvin دکتر رحیمی واریانی @r_varyani دکتر محمّد دهقانی @dmdehghani دکتر محمّد مرادی @drmomoradi دکتر مهدی محبتی @doctormohabati دکتر مهدی نوریان @dr_mehdi_nourian دورنما @doornamaa دیوار مهربانی نسخ خطّی @nosakhekhati راحُ الأرواح @rahearwah رجبعلی لباف خانیکی @Labbafkhaniki رسول جعفریان @jafarian1964 رضا موسوی طبری @rezamousavitabari زین قند پارسی @qande_parsi سایه‌سار @Sayehsaar سخنرانی‌ها @sokhanranihaa سرو سایه‌فکن @sarve_saye_fekan سیرجان‌نامه @sirjanname شاهنامه کودک هما @shahnameh_kodakan شفیعی کدکنی @shafiei_kadkani شکفتن در آفتاب @shekoftandaraftab شهرام یاری @Shsyari فرهنگ مکتوب و شفاهی گلپایگان @farhangegolpayegan فنّ ادبیات @fanneadab قدح‌های نهانی @qadahha قطب علمی فردوسی و شاهنامه @ghotbeelmiferdowsi قلم‌انداز @QalamAndaz کاروند پارسی @karvandparsi کانون پژوهش‌های شاهنامه @shahnameh_ferdowsi کانون خوانش آثار ادبی @kanonekhanesheasareadabi کتاب ابروباد @Abrobad_Books کتابخانهٔ ادب و فرهنگ @divaanha کتابخانهٔ ایران‌شناسی @ketabxaneiranshenasi کتابخانهٔ تخصّصی ادبیات @eliteraturebook کتابخانهٔ تخصّصی تاریخ اسلام و ایران @Historylibrary کتابخانهٔ سپهسالار @sepahsalaar کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران @UT_Central_Library گاهنامهٔ ادبی @gahnameyeadabi ماهروز @mah_rooz87 مباحث ایران‌شناسی @IranologyTopics مجلّهٔ سفینهٔ تبریز @Safinehyetabriz مجمع پریشانی @majmaeparishani مرتضی کریمی‌نیا @kariminiaa مردم‌نامه (تاریخ مردم) @mardomnameh مشهدشناخت @mashhadshenahkt مطالعات اسلامی @islamicstudies مقالات دکتر علی‌اشرف صادقی @aliashrafsadeqi مقطّعه @moqattae مؤسّسهٔ پژوهشی میراث مکتوب @mirasmaktoob ناف تهرون @nafetehroon نسخ خطّی فارسی در کتابخانه‌های جهان @n_kh_f_j نسخهٔ خطّی @manuscript_ir نقش بر آب @naghshbarab نور سیاه @n00re30yah والایش @bahmanbanihaashemi هزار بادهٔ ناخورده @Hezar_bade یادداشت‌های سید احمدرضا قائم‌مقامی @YaddashtQaemmaqami یادداشت‌های شاهنامه استاد خالقی مطلق @shahnameh1000 Al News @Ancientirannews اگر شما هم کانال سودمندی در این حوزه می‌شناسید معرفی کنید. سلمان ساکت ۱۷ مرداد‌ماه ۱۴۰۵ @Avaze_Sorkh instagram.com/Salmansaket.Official

  • 6 авг.1 5456113

    «میانجی‌گری»، یعنی بین طرفین دعوا، میانجی شدن. متأسفانه بعضی فکر می‌کنند، قضیه به «جگر/ جیگر» ربط دارد و برای اینکه لفظ قلم حرف بزنند، «میان جگری» می‌گویند که غلط است. https://t.me/oragheparishan

  • 23 июл.2 3097840из irajrezaie

    «مردی احنف قیس را دشنام می‌داد و از پسِ وی می‌دوید. احنف چون با قبیله‌ی خویش رسید بایستاد و گفت: اگر چیزی دیگر اندر دلت مانده است بگو آنجا تا کسی ازین بی‌خردان از قبیله‌ی ما نشنود که ترا جواب دهد.» (رسالهٔ قشیریه، به تصحیح بدیع‌الزمان فروزانفر، ص ۳۹۴) این حکایت کوتاه، نقد حال روزگار ما است. وضعیتی را توصیف کرده که بعد از گذشت هزار سال، بخشی از چهره جمعی امروز ما در آن پیداست. شبکه‌های اجتماعی قرار بود میدان گسترش گفت‌وگو باشند؛ اما در عمل، بیش از آنکه گفت‌وگو را تقویت کنند، به تقویت قبیله‌ها انجامیدند. هر گروه، حلقه‌ای از همفکران خود ساخته و هر صدای متفاوتی نه به عنوان فرصتی برای اندیشیدن و دیدن از منظری تازه، بلکه به منزلهٔ تهدیدی برای هویت قبیله تلقی می‌شود. در چنین فضایی، جست‌وجوی حقیقت، جای خود را به برچسب می‌دهد و ناسزا جانشین اندیشیدن می‌شود. نکتهٔ شگفت این حکایت در بردباری احنف نیست؛ در شناخت او از سازوکار خشونت است. او می‌داند که دشنام یک فرد، تا وقتی میان دو نفر باقی بماند، هنوز مهارشدنی است؛ اما کافی است پای قبیله به میان آید تا آتش آن شعله‌ور شود. از همین رو، به دشنام‌دهنده می‌گوید هرچه در دل داری همین‌جا بگو؛ مبادا افراد قبیلهٔ من بشنوند و پاسخ دهند. از همه ظریف‌تر آن است که افراد قبیلهٔ خود را «بی‌خردان» می‌نامد. این تعبیر اعترافی است به یکی از ضعف‌های همیشگی انسان: وقتی پای تعلقات جمعی به میان می‌آید، خِرَد و انصاف نخستین قربانیان‌ این میدان‌اند. انسان‌ها به تنهایی گاه بردبارند، اما در هیئت قبیله، زودتر خشمگین می‌شوند، آسان‌تر توهین می‌کنند و دشوارتر می‌اندیشند. باری، جامعه‌ای که در آن دشنام جای استدلال بنشیند، به تدریج توان گفت‌وگو را از دست می‌دهد. زبان دارد اما انگار گُنگ است و ناتوان از سخن گفتن است. در آن جامعه، دیگر کسی برای دانستن و فهمیدن سخن نمی‌گوید؛ همه برای تشویق قبیلهٔ خود سخن می‌گویند. صدیق قطبی عزیز در عقل آبی‌اش چه خوش گفته: «کلام، خنجر نیست. نباید باشد. کلام و زبان، سرپناهی است در برابر گزند تنهایی و مرگ. واژه‌ها، شعله‌های خُردی هستند تا به یاری آن فاصله‌های هولناک و روابط یخ‌بسته را چاره‌ای کنیم. از کلام، خنجر نسازیم. این چه هنر و مهارت بی‌قدری است که موهبت والای کلام را دستمایه‌‌ای برای طعن و تعریض، طرد و خوارداشت، خَستن و زخمی کردن و تلخ‌کامی همدیگر سازیم؟ واژه‌ها آمده‌اند تا چراغ دوستی برافروزند، نهال مِهر بنشانند و اندوه آدمی را تسکینی باشند. واژه‌ها را چوب آتش‌افروزی‌های دل‌آزار نسازیم، سوخت‌ِ بارِ خودکامگی‌های خود نکنیم. موهبت ارجمندِ زبان را در پای دوستی و آشنایی خرج کنیم. به سوداهای تهی‌مایه که به نام حقیقت‌اند و به کام أنانیت، زبان را تباه نکنیم. گفت‌وگویی که ما را به زندگی مطبوع‌تر می‌رساند، از جاده‌ی واژه‌های عبوس نمی‌گذرد. رخساره‌ی واژه‌ها در آوار خشم و درشتی ما، زشت می‌شوند. شب می‌شوند.» @irajrezaie

  • 24 июн.6 82293260

    دیروز آذر عظیما در ۹۳ سالگی در اصفهان درگذشت. او همسر مرتضی حنانه بود. یکی از شاهکارهای موسیقی ایران این آهنگ محلی شیرازی است که این دو بازآفرینی کردند. در این سال‌ها مانند بسیاری دیگر از زنان خواننده صدایش قربانی جهل و تعصب شد و کمتر کسی سراغی از او گرفت و این گنج بزرگ از نظرها پنهان ماند. پی‌نوشت: ۱. متأسفانه درگذشت عظیما در ۲۰ اردیبهشت بوده و این سوگ با تأخیر رسانه‌ای شده. ۲. گویا سن دقیق‌تر عظیما ۹۳ سال است و من در آغاز اشتباهاً بیشتر نوشته بودم و سن شناسنامه‌ای ایشان (که در منابع اینترنتی آمده) شش سال بیشتر بوده. ۳. در برخی منابع تنظیم‌کنندهٔ این آهنگ را سیروس شهردار نوشته‌اند. اگر کسی اطلاع دقیق‌تری دارد، ممنون می‌شوم راهنمایی کند. یادم هست که چند سال پیش فرزند مرحوم حنانه را در اصفهان دیدم و بحث همین تصنیف شد و ایشان چیزی دربارهٔ اینکه این کار محصول پدر و مادرش نیست، نگفت. شخصاً به نظرم تنظیم این کار، بی‌نهایت به آثار حنانه شبیه است و کار کسی جز او نمی‌تواند باشد، ولی همهٔ احتمالات را باید مدنظر داشت. https://t.me/oragheparishan

  • 15 июн.3 92010437

    همی تا برآید به تدبیر کار، مدارایِ دشمن به از کارزار اگر پیل‌زوری و گر شیرچنگ به نزدیکِ من صلح بهتر که جنگ بوستان سعدی

  • 23 февр.4 86611539из vahididgah

    درد بومی در دلِ نازکِ جهان‌وطنت اندکی جا اگر به جا مانده‌ست از غمی خانگی پریشان باش روز و شب در عزای بیگانه مویه کردی و جامه چاک زدی ساعتی سوگوار ایران باش ◽️ وحید عیدگاه طرقبه‌ای @vahididgah

  • 15 февр.6 10612624

    چرا پزشکیان سؤالاتی را که باید از مسؤلین بپرسد، از مردم می‌پرسد؟!

  • 7 февр.8 405130119

    عجیب واقعه‌ای و غریب حادثه‌ای؛ أنا اصطبرت‌ُ قتیلاً و قاتلی شاکی* حافظ *من بر کشته شدن صبورم و قاتلم شاکی‌ست!

  • 28 янв.8 17412072

    ز هزار خونِ سعدی بحلند بندگانت؛ تو بگوی تا «بریزند» و بگو که: «من نگفتم»! بِحِل: معاف

  • 27 янв.6 78819325

    بدیهی است که اکثریت قاطع مردم مخالف خسارت به اموال عمومی‌اند. قطعی اینترنت باعث روزانه هزاران میلیارد ضرر است؛ آیا خسارت به اموال عمومی فقط شامل سطل آشغال و نرده و... است و این مورد جزو خسارت به اموال مردم شمرده نمی‌شود؟

  • 23 янв.7 9076556

    کنند تهنیت یکدگر همی به حیات بقیّتی که ز انسان بمانْد و از حیَوان کمال اسماعیل این شعر را پس از کشتار مغول در وصف آن فجایع سروده و در ادامه گفته: به دستِ تیغ، گریبانِ زندگی شده چاک به پای عمر در افتاده دامنِ خِذلان کمال امیدوار بوده که سلطان جلال الدین خوارزمشاه بتواند در برابر مغولان ایستادگی کند. امیدی که پایانش را می‌دانید. خذلان: درماندگی، ضعف، سستی، بی‌یار ماندن. https://t.me/oragheparishan

  • 28 дек.5 43313358из oragheparishan

    ای درختانِ عقیمِ ریشه‌تان در خاك‌هایِ هرزگی مستور یك جوانه‌ی ارجمند از هیچ جاتان رُست نتواند ای گروهی برگِ چركین تار چركین پود  یادگارِ خشكسالی‌های گردآلود هیچ بارانی شما را شست نتواند (مهدی اخوان ثالث)

  • 28 дек.5 63021134

    نفرین بر شما که ایران را از بزرگانش محروم کردید و مشتی رجاله را بر صدر نشاندید که مجیزگوی‌تان باشند. بیضایی‌ها را راندید که به سلحشورها میدان بدهید. تاریخ بر تباهی شما گواه است.

  • 13 дек.5 9035333из talar_ayne

    🔺🔻🔺 خَیْرُالکَلامِ استاد کامرانِ فانی سال‌ها پیش، در حدودِ سالِ ۱۳۷۱ ه.ش.، نزدِ استاد کامرانِ فانی، از  بی‌مُبالاتی‌هایِ یکی از ناشرانِ بِنام و مُوَجَّهْ‌نما گِلِه می‌کردم و با شگفتی می‌گفتم که: چرا چُنین ناشرِ اسم‌ورَسم‌داری باید به نشرِ فُلان مُهمَلات و بَهمان اَراجیف اهتمام کند؟! استاد فانی مرا اندرز می‌گفت و هُش‌دار می‌داد که هیچ‌گاه حُسنِ شهرت و وجاهتِ ناشر یا دیگر چیزها را مُنافیِ دَست‌یازیِ او به فضائحِ فرهنگی نباید پنداشت! استاد فانی در این میان عبارتی کوتاه گفت که در خاطرم نقش بسته است و بارها در درازنایِ این سال‌ها صِدقِ سخنِ حکیمانه‌اش را آزموده‌ام. گفت: «در ایران هیچ چیزی دَلیلِ هیچ چیزی نمی‌شَوَد!». راست گفت. ... خَیْرُ الکَلامِ ما قَلَّ وَ دَلّ. «پَنْدِ حَکیمْ مَحضِ صَوابَست و عیْنِ خیْر فَرخُنْده آن کَسی که به سَمْعِ رِضا شَنید» ج.ج. #پند_پیران #کامران_فانی #احوال_ملک_دارا @talar_ayne

  • 7 дек.9 28310868

    سفیدی را سیه کردن هنر نیست سیه را کن سفید ار می‌توانی 😅 #خط‌سفید #فیلترینگ https://t.me/oragheparishan

  • 27 нояб.5 08969141

    این تصنیف (که یک لالایی گیلکی است) را با آرامش و حضور قلب گوش کنید. تنظیم بی‌نظیر مرتضی حنانه و صدای دلنشین ناصر مسعودی چه جادویی آفریده. شعر و معنی آن در اینترنت چنین روایت شده بود: الا تی‌تی بيا بيرون ( ماه بيرون بيا) بيا نوكون می ديله خون (بيا و دلم را غرق در خون نكن) توو می ليلی مو تی مجنون ( تو ليلای من هستی و من مجنون تو ام) هوا ايمشو چی تاريكه (هوا امشب چقدر تاريك است) می ديل چون رشته باريكه (دلم چون رشته ای باريك است) بوشو آی شو بوشو آی شو! (برو ای شب!) تی جه ترسه می ريكه، ( از تو پسر كوچكم می ترسد) می زاكی كوچيكه؟ والله ( بچه من كوچك است ، ای خدا! ) می زاكی خوشگله،والله ( بچه من خوشگله ، ای خدا!) حالا لالا، حالا لالا… در ئه دونيا غمی‌ دانم (در اين دنيا غمی دارم) ز غم چشم نمی‌ دانم ( از غم چشم نمی دارم؟) https://t.me/oragheparishan

  • 4 нояб.6 5379615

    در مجموعِ سخنان مسئولان در موضوع فیلترینگ تنها مسئله‌ای که مطرح نیست، حقوق مردم است؛ یک نفر نمی‌گوید اصلاً غلط کردید فیلتر کردید، آزادی حق مردم است و حق ندارید حقوقشان را از آنها بگیرید. بحثشان این است که هرکدام از این کارها چقدر به نفع خودشان است. حتی برای فیلترینگ می‌گویند چون از طریق فیلترشکن جاسوسی می‌شود پس رفع فیلتر می‌کنیم! یا به راحتی چنین استدلال می‌کنند که: اگر رفع کنیم مشتری ایتا و بله کم می‌شود و برای ما ضرر دارد پس فیلتر می‌کنیم یا.... https://t.me/oragheparishan

  • 23 окт.7 49311329

    تردیدی نیست که هر کشوری مشکلات خودش را دارد و بهشت موعود را عجالتاً کسی ندیده و همین امروز هم ایران از خیلی جاهای دنیا بهترست ولی، به نظرم امثال این حرف‌ها آدرس غلط دادن است. فایدهٔ مردم سالاری همین است؛ مردم می‌دانند آنچه در کشورشان می‌گذرد، کم و بیش نتیجهٔ تصمیمات خودشان است برای همین براندازی معنی ندارد. دموکراسی را براندازی کنند که چه چیزی جایش بیاید؟! بماند که آنجا هم چند بار بدنهٔ دولت عوض شده و بحث تغییر بالاترین شخص کشور بسیار جدی است. ولی این تفکر می‌کوشد تلویحاً مردم ایران را به ناسپاسی و غر زدن بیخودی متهم کند. پی‌نوشت: اگر هم منظور دخالت خارجی است، آن هم باز مربوط به عدم پشتوانهٔ داخلی است؛ سعدی گفت: با رعیت صلح کن وز جنگ خصم ایمن نشین زانکه شاهنشاه عادل را رعیت لشکرست. هشتصد سال پیش فهمیده قدرت واقعی پشتوانهٔ مردمی است و اگر مردم باشند، بیگانه نمی‌تواند غلط زیادی بکند.  https://t.me/oragheparishan