tgindex
●سایکوتایم●

●سایکوتایم●

Статистика
@Psycho_time1персидский

به وقتِ روانشناسی ⏰ ارتقاء سلامت روان 🧠 موسیقی 🎧 کتاب 📚

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
29
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
747
+7 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
228
29 постов
Вовлечённость
30,5%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 29
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
78
1/48двое суток
89
1/72трое суток
96

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • ✅ استاد حسین خواجه امیری معروف به ایرج، پهلوان آواز ایران درگذشت حسین خواجه امیری (ایرج)، پیشکسوت موسیقی سنتی ایران درگذشت. این هنرمند در دوران فعالیت هنری خود بیش از ۲۰۰۰ آواز، تصنیف و ترانه در برنامه‌های مختلف خواند. روحش شاد و یادش گرامی🖤 ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • ✅ چرا آدم‌هایی که بیشتر آسیب دیدند، بیشتر به دیگران اهمیت می‌دهند؟ 🔸شاید یک نفر را می‌شناسی که از دردهای زیادی رد شده  اما مهربان‌ترین آدمی است که می‌شناسی. این تصادفی نیست. 🔸پژوهشگران می‌خواستند ببینند آیا تجربه تروما در دوران کودکی فقط پیامدهای منفی دارد یا ممکن است در بزرگسالی با نوعی رشد پس از تروما (Post-traumatic Growth)، به‌ویژه افزایش همدلی، همراه باشد. فرضیه اصلی این بود که فردی که در کودکی با رنج و تهدید مواجه شده، ممکن است در بزرگسالی نسبت به حالات هیجانی و رنج دیگران حساس‌تر شود. 🔸محققان در چندین مطالعه نشان دادند که بزرگسالانی که رویدادهای آسیب‌زا را در کودکی تجربه کرده بودند، به‌طور میانگین همدلی بالاتری نسبت به کسانی داشتند که چنین تجربه‌ای نداشتند. علاوه بر این، شدت آسیب با مؤلفه‌های مختلف همدلی رابطه مثبت داشت. 🔸بزرگسالانی که گزارش کرده بودند در کودکی تروما تجربه کرده‌اند، به‌طور میانگین نمره‌های بالاتری در برخی جنبه‌های همدلی داشتند. به‌خصوص: ▪️۱. همدلی عاطفی (Affective Empathy) در هر دو مطالعه افزایش مشاهده شد. ▪️۲. نگرانی همدلانه (Empathic Concern) در مطالعه دوم گروه دارای تروما نمره بالاتری داشت. ▪️۳. دیدگاه‌گیری (Perspective Taking) در مطالعه دوم نیز گروه دارای سابقه تروما نمره بالاتری گرفت. 🔸یعنی این افراد در خودگزارشی‌ها بیشتر تمایل داشتند بتوانند از زاویه دید دیگران به موقعیت نگاه کنند و نسبت به رنج آنها واکنش همدلانه نشان دهند. 🔅نکته جالب‌تر این بود که شدت بیشتر برخی انواع تروما با سطوح بالاتر همدلی ارتباط داشت. اما سن فرد در زمان وقوع تروما ارتباط معناداری با میزان همدلی بزرگسالی نشان نداد. 🔺یافته‌های کلیدی پژوهش: 🔅تروما توجه به احساسات و نشانه‌های محیطی را افزایش می‌دهد؛ این افزایش آگاهی می‌تواند توانایی تشخیص و درک احساسات دیگران را بهبود بخشد. 🔅کسی که درد را از نزدیک تجربه کرده، وقتی درد دیگری را می‌بیند «می‌داند»؛ نه فقط «می‌فهمد». 🔅پژوهشگران نشان دادند افرادی که شخصاً تجربه از دست دادن داشتند، در درک درد روان‌شناختی نه فقط درد فیزیکی  دیگران نمره بالاتری گرفتند. 🔅همدلی دو نوع دارد: «نگرانی همدلانه» که احساس ارتباط و دلسوزی ایجاد می‌کند، و «ناراحتی شخصی» که فرد را مضطرب می‌کند. افرادی که از آسیب رشد کرده‌اند، معمولاً نوع اول را بیشتر نشان می‌دهند. 🔺اما یک نکته مهم هست: تجربه آسیب لزوماً همه را مهربان‌تر نمی‌کند. آنچه می‌تواند از دل رنج بیرون بیاید، ظرفیت عمیق‌تری برای درک درد دیگران است؛ به‌ویژه زمانی که فرد فرصت پردازش و رشد پس از آن تجربه را پیدا کرده باشد. درد به آدم چیزی می‌دهد که هیچ کتابی نمی‌دهد زبانی برای فهمیدن درد دیگری. 🔸نویسندگان پیشنهاد می‌کنند که تروما ممکن است فرد را نسبت به نشانه‌های هیجانی، تهدید و رنج حساس‌تر کند. بنابراین فردی که خودش رنج را تجربه کرده، ممکن است بعدها در تشخیص و درک رنج دیگران حساس‌تر باشد. 💢 Greenberg, D. M, Motta, S. E., & Gray, D. M. (2018). Elevated empathy in adults following childhood trauma. PLOS ONE, 13(10), e0203886. ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • ✅ ریشه‌های پنهان تکانشگری در اختلال شخصیت مرزی: باورهایی که رفتارهای خودتخریبی را شکل می‌دهند 🔸تکانشگری یکی از نشانه‌های اصلی اختلال شخصیت مرزی است. اغلب مردم با شنیدن این واژه، رفتارهای بسیار شدید یا پرخطر را تصور می‌کنند، اما روان‌شناسان بالینی نشان داده‌اند که تکانشگری ابعاد بسیار گسترده‌تری دارد و بیشتر حاصل باورهای آموخته‌شده و رفتارهای تقویت‌شده در طول زمان است تا یک ویژگی ثابت در هویت فرد. 🔺اختلال شخصیت مرزی (BPD) چیست و تکانشگری در آن چگونه ظاهر می‌شود؟ 🔅اختلال شخصیت مرزی نوعی وضعیت سلامت روان است که با نوسانات شدید عاطفی، ترس از رهاشدگی و عدم پایداری در روابط شناخته می‌شود. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که تکانشگری در این افراد در چهار بعد بروز می‌کند: ▪️۱) مشکل در برنامه‌ریزی و تعویق مداوم کارها به بهانه نیاز به هیجان دقایق آخر ▪️۲) عدم استقامت و رها کردن اهداف با نخستین شکست ▪️۳) واکنش‌های شتاب‌زده برای فرار از درد عاطفی ▪️۴) رفتارهای هیجان‌خواهانه برای پر کردن احساس پوچی درون. 🔅چرخه پنهانی که رفتارهای تکانشگرانه را پایدار می‌کند، در احساس تسکین کوتاه‌مدت نهفته است. وقتی فردی کار مهمی را به عقب می‌اندازد یا در برابر یک چالش سریعاً تسلیم می‌شود، در همان لحظه از اضطراب فرار کرده و احساس آرامش آنی می‌کند. مغز این تسکین را به عنوان پاداش ثبت کرده و باورهایی مانند «من توانایی تحمل استرس را ندارم» را تقویت می‌کند. در طول زمان، این تفسیرهای نادرست به نظر حقیقت محض می‌رسند و بخشی از هویت فرد می‌شوند. 🔺«آزمایش‌های رفتاری» در درمان شناختی چگونه باورهای نادرست را تغییر می‌دهند؟ 🔅در روش‌های نوین درمان شناختی-رفتاری، درمانگران از ابزاری به نام آزمایش رفتاری استفاده می‌کنند. در این روش، فرد به جای پذیرش ناخودآگاه باورهای قدیمی، آن‌ها را مانند یک فرضیه علمی به چالش می‌کشد. برای مثال، فردی که تصور می‌کند بدون هیجان لحظه آخر قادر به شروع کار نیست، متعهد می‌شود که فقط ۵ دقیقه روی پروژه کار کند. موفقیت در این ۵ دقیقه، مدرک واقعی و جدیدی به مغز ارائه می‌دهد که نشان می‌دهد او قادر به پیشبرد کارها بدون فشار اضطراب‌آور است. 🔅تغییر دیدگاه درباره تکانشگری نشان می‌دهد که این رفتارها حقیقت ناپذیرفتنی هویت فرد نیستند، بلکه الگوهای تفکری و رفتاری آموخته‌شده‌ای هستند که می‌توان آن‌ها را بازسازی کرد. با انجام آزمایش‌های رفتاری کوچک و جمع‌آوری شواهد جدید، مغز می‌آموزد که هیجانات شدید زودگذر هستند و رفتارهای جایگزین و سالم‌تر نیز امکان‌پذیرند. 🔅موضوع محوری این مقاله، نقش تکانشگری در اختلال شخصیت مرزی (BPD) است. برای زمینهٔ علمی، پژوهش‌های تخصصی هم تکانشگری را در BPD با مهار پاسخ، ارزش‌گذاری پاداش و ترجیح پاداش فوری نسبت به پاداش دیرتر مرتبط دانسته‌اند. 💠«رفتارهای تکانشی لزوماً نشان‌دهندهٔ این نیستند که فرد ذاتاً چنین شخصیتی دارد؛ بخشی از آنها الگوهای آموخته‌شده‌ای هستند که به‌وسیلهٔ پیامدهای کوتاه‌مدت خودشان تقویت شده‌اند.» بنابراین نویسنده با یک نگاه ذات‌گرایانه به BPD فاصله می‌گیرد. یعنی به جای: «من آدم تکانشی هستم.» به سمت: «من الگویی از رفتار تکانشی را یاد گرفته‌ام که در شرایط خاص فعال می‌شود.» حرکت می‌کند. 💢https://www.psychologytoday.com/us/blog/self-made/202607/impulsivity-in-borderline-personality-disorder ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • ‏یه متاآنالیز روی ۱۴۸مطالعه طولی روی ۳۰۸هزار نفر نشون داده: 《نداشتن رابطه و تنهایی، به اندازه کشیدن ۱۵نخ سیگار کشنده‌ست. همچنین مشابه مصرف الکل زیاد و قوی‌تر از چاقی یا کم‌تحرکی بود.》 Julianne Holt-Lunstad، Timothy B. Smith و J. Bradley Layton(۲۰۱۰). (دانشگاه بریگم یانگ) _gravand nia_ ✅‏یک متاآنالیز روی ۱۴۸مطالعه طولی روی ۳۰۸هزار نفر نشان داد روابط اجتماعی قوی‌تر با حدود ۵۰٪ افزایش احتمال بقا همراه است. 🔸اما عبارت «تنهایی به اندازه کشیدن ۱۵ نخ سیگار در روز کشنده است» نتیجه مستقیم این متاآنالیز نیست. این عدد بعدها در گزارش‌ها و مقایسه‌های عمومی درباره اهمیت روابط اجتماعی مطرح شد و به‌سادگی نباید به‌عنوان یافته مستقیم مقاله ۲۰۱۰ نقل شود. 🔅نکته مهم‌تر: این مطالعه درباره انزوای اجتماعی، تنهایی و سطح یکپارچگی اجتماعی بود، نه صرفاً «نداشتن رابطه عاطفی». بنابراین: مجرد بودن ≠ تنهایی ≠ انزوای اجتماعی ممکن است یک فرد مجرد شبکه اجتماعی بسیار قوی و رضایت‌بخشی داشته باشد و در مقابل، فردی در یک رابطه هم احساس تنهایی شدید کند. 🔺نکته مهم مقاله این نیست که «مجرد بودن خطرناک است» یا «نداشتن پارتنر مثل سیگار کشیدن است». 🔺پیام علمی مقاله این است: روابط اجتماعیِ باکیفیت و شبکه اجتماعی مناسب، یک عامل مهم مرتبط با طول عمر هستند و اثر آن‌ها بر خطر مرگ در حد برخی عوامل خطر شناخته‌شده سلامت است. 💢Holt-Lunstad, J., Smith, T. B., & Layton, J. B. (2010). Social relationships and mortality risk: A meta-analytic review. PLoS Medicine, 7(7), e1000316. https://doi.org/10.1371/journal.pmed.1000316⁠ ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • ✅ آیا نداشتن رابطه و تنهایی، به اندازه کشیدن ۱۵نخ سیگار کشنده‌ست؟ همچنین مشابه مصرف الکل زیاد و قوی‌تر از چاقی یا کم‌تحرکی می‌باشد؟ ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • ‍ ✅جامعه‌شناس و پژوهشگر اجتماعی بر این باور است تجرد قطعی در حال تبدیل شدن به نوعی از سبک زندگی است و بخشی از جامعه به مجرد ماندن تمایل بیشتری دارد. 🔸آمار‌های رسمی از وجود بیش از ۱۸ میلیون نفر مجرد قطعی بالای ۴۵ سال و بیش از ۲۴ میلیون مجرد به علت طلاق یا فوت همسر در پهنه جغرافیایی کشور حکایت دارد. 🔅تجرد قطعی بر اساس برخی تعریف‌های جمعیت شناختی، برای افرادی به کار می‌رود که بدون حتی یک بار ازدواج، وارد سن ۴۰ سالگی شده‌اند. بر اساس دیگر تعریف‌ها و البته به خاطر تغییر سن ازدواج، برخی ورود به سن ۵۰ سالگی که احتمال ازدواج را بطور تقریبی به صفر نزدیک می‌کند مترادف با تجرد قطعی می‌دانند. 🔅در همین پیوند امان‌الله باطنی روز جمعه در گفت‌و‌گو با ایرنا اظهار داشت: برای بخش‌های قابل تاملی از جامعه میل به تجرد تبدیل به سبک زندگی شده است که در برخی موارد حتی والدین نیز از آن حمایت می‌کنند. 🔅این پژوهشگر اجتماعی افزود: برخی طبقات خاص جامعه حتی پا را فراتر نهاده‌اند به طوریکه برطرف کردن نیاز‌های عاطفی و حتی جنسی را به صورت منظم در سبک زندگی خود گنجانده‌اند، اما تعهد در قالب ازدواج رسمی در روابط آن‌ها جایگاهی ندارد. 🔅باطنی با بیان اینکه تجرد قطعی در جامعه ایرانی نه یک انتخاب و نه یک اجبار بلکه بیشتر یک انتخاب اجباری است؛ بیان کرد: حقیقت این است که در این پدیده فرد علاقه به ازدواج دارد، از قرار گرفتن در موقعیت ازدواج بدش نمی‌آید، اما شرایط اجتماعی اجازه ازدواج به او نمی‌دهد و یا مسوولیت اجتماعی ازدواج را نمی‌خواهد قبول کند که برای همین می‌توان آن را یک انتخاب اجباری تلقی کرد. 🔅وی با مروری بر آسیب‌های این مقوله گفت: تجرد قطعی برای دختران به طور معمول با برچسب‌های اجتماعی بیشتر و چالش‌های مهم‌تر همراه است. 🔅این پژوهشگر اجتماعی اضافه کرد: پیامد‌های تجرد قطعی در سطح فردی افسردگی و خلاء عاطفی و در سطح اجتماعی پدیدارشدن بحران سالمندان مجرد و خودکشی‌های تقدیرگرایانه ناشی از خستگی خواهد بود. 🔅باطنی توضیح داد: تجرد قطعی در مکتب فکری جامعه شناسی کارکردگرا؛ ناشی از کژکارکرد نهاد‌های اجتماعی بخصوص خانواده است که در آن والدین هلیکوپتری مقصرند. 🔅وی بیان کرد: والدین هلیکوپتری آن دسته از والدینی هستند که به جای توانمندسازی فرزندان همیشه به آن‌ها خدمت رسانی کرده و مانند یک هلیکوپتر بالای سر بچه‌ها به پرواز در می‌آیند تا از آن‌ها مراقبت کنند. 🔅باطنی افزود: فرزندان این والدین خود را ملزم به استقلال و ازدواج نمی‌بینند و فرآیند بلوغ اجتماعی آن‌ها و پذیرش مسوولیت ازدواج‌شان درست پیش نمی‌رود، به همین دلیل میل به تجرد در میان آنها بسیار بالاست. 🔅این پژوهشگر اجتماعی با اشاره به طلاق به عنوان یکی دیگر از کژکارکرد‌های نهاد خانواده تصریح کرد: پژوهش‌ها نشان می‌دهد بسیاری از فرزندان طلاق یا فرزندان طلاق عاطفی نسبت به ازدواج نوعی مقاومت نشان می‌دهند که این موضوع متاثر از تجربه زیسته تلخ آنان از طلاق یا طلاق عاطفی پدر و مادرشان است که به میل به تجرد آن‌ها دامن می‌زند. 🔅وی با بیان اینکه در جامعه شناسی کارکردگرا، تجرد قطعی و میل به تجرد را می‌توان ناشی از کژکارکرد نهاد حاکمیت نیز دانست، گفت: بحران اقتصادی کنترل نشده و تورم فزاینده جامعه را دچار هنجارپریشی می‌کند؛ یعنی بسیاری از هنجار‌های اجتماعی مثل ازدواج کردن به عنوان یک قاعده اجتماعی کمرنگ می‌شود، زیرا برای بسیاری افراد جامعه امکان پذیر نیست. 🔅باطنی ادامه داد: میل به تجرد در مکتب فکری جامعه‌شناسی تعارض‌گرا ناشی از تعارض‌های اجتماعی بخصوص شکاف فرهنگی بین نسل‌هاست. 🔅این پژوهشگر اجتماعی اظهار داشت: نسل‌های جدید، ارزش‌های متفاوتی نسبت به نسل‌های قبلی دارند و واقعیت این است که ازدواج کردن برای آن‌ها چندان دارای معنا و ارزش نیست. 🔅وی بیان کرد: تجرد قطعی در جامعه‌شناسی تعامل‌گرا به دلیل تغییر محتوا و فرم تعامل اجتماعی دختران و پسران نسبت به دهه‌های قبل (مانند عشق رمانتیک و ازدواج سفید) و نیز تغییر معنای ازدواج در ذهن آن هاست. 🔅باطنی تاکید کرد: بنابراین هنجارپریشی به واسطه بحران اقتصادی، کمرنگ شدن قواعد اجتماعی و احساس تعلیق و فرار از مسوولیت ازدواج به واسطه حمایت‌های بی‌انتهای والدین مهم‌ترین دلایل فزونی این پدیده اجتماعی است. 🔺بر اساس آمار هفت میلیون و ۲۳۹ هزار و ۱۹۰ زن کمتر از ۴۰ سال و هفت میلیون و ۶۹۵ هزار و ۹۸۷ زن کمتر از ۴۵ سال هرگز ازدواج نکرده در کشور داریم. 🔺همچنین ۹ میلیون و ۳۳۸ هزار و ۴۷۳ مرد کمتر از ۴۰ سال و ۹ میلیون و ۸۱۲ هزار و ۲۸۱ مرد کمتر از ۴۵ سال در کشور تاکنون ازدواج نکرده‌اند. 🔺مجموع مجردین هرگز ازدواج نکرده کشور را ۱۸ میلیون و ۷۷۵ هزار و ۴۵۲ نفر اعلام کرده است. ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • ✅چرا همیشه خسته‌ایم، حتی وقتی خوب می‌خوابیم؟ (پنج دلیل ساده، اما مؤثر) 🔸برای خیلی‌ها، خستگی فقط نتیجه کم‌خوابی است؛ اما بعضی افراد حتی بعد از ۸ ساعت خواب هم همچنان احساس فرسودگی، بی‌حالی و نداشتن انرژی می‌کنند. گاهی ریشه این خستگی در کم‌خوابی نیست، بلکه در مغز، هورمون‌ها و سبک زندگی پنهان شده است. 🔅۱. خستگی ذهنی فشار فکری و درگیری مداوم ذهن می‌تواند انرژی روانی را تخلیه کند. گاهی ذهن، حتی وقتی بدن در حال استراحت است، همچنان مشغول فکر کردن و پردازش مسائل مختلف است. 🔅۲. اختلال ساعت بیولوژیک به‌هم‌ریختگی ریتم خواب و بیداری می‌تواند کیفیت واقعی استراحت را کاهش دهد. بنابراین ممکن است ساعت‌های زیادی بخوابید، اما خواب شما آن‌قدر که باید ترمیم‌کننده و باکیفیت نباشد. 🔅۳. کمبودهای تغذیه‌ای کمبود بعضی مواد ضروری، مانند آهن، ویتامین D یا ویتامین B12، می‌تواند باعث بی‌حالی و خستگی مداوم شود. 🔅۴. استرس و کورتیزول استرس مزمن و بالا ماندن سطح کورتیزول می‌تواند بدن را در حالت تنش و آماده‌باش نگه دارد و باعث احساس خستگی و فرسودگی شود. 🔅۵. کم‌تحرکی فعالیت بدنی کم می‌تواند سطح انرژی بدن را پایین بیاورد و احساس خستگی را بیشتر کند. تحرک منظم و متناسب معمولاً به بهبود انرژی و کیفیت خواب کمک می‌کند. 💢نکته پایانی: اگر خستگی شما ادامه‌دار است، بررسی عواملی مانند کیفیت خواب، میزان استرس، تغذیه، فعالیت بدنی و وضعیت هورمونی می‌تواند کمک‌کننده باشد. ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • ✅چرا همیشه خسته‌ایم، حتی وقتی خوب می‌خوابیم؟ (پنج دلیل ساده، اما مؤثر) ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • ✅ پذیرش احساسات می‌تواند روند کنار آمدن با سوگ را آسان‌تر کند 🔸یک پژوهش جدید روی ۸۸۹ فردی که یکی از عزیزان خود را از دست داده بودند نشان می‌دهد افرادی که به جای سرکوب یا نادیده گرفتن احساسات، آن‌ها را می‌پذیرند و برای مدیریت هیجان‌ها و حل مشکلات زندگی پس از فقدان تلاش می‌کنند، بیشتر احتمال دارد «رشد پس از سانحه» را تجربه کنند؛ یعنی در کنار درد سوگ، تغییرات مثبتی در نگرش، اهداف و شیوه زندگی خود ایجاد کنند. پژوهشگران تأکید می‌کنند هر فرد سوگ را به شکل متفاوتی تجربه می‌کند، اما پذیرش احساسات و بهره‌گیری از حمایت اطرافیان می‌تواند مسیر سازگاری را هموارتر کند. 🔅 این مقاله توضیح می‌دهد که مرگ یک فرد عزیز می‌تواند یکی از عمیق‌ترین تجربه‌های روانی زندگی باشد؛ اما سوگ همیشه فقط به معنای فروپاشی یا آسیب پایدار نیست. بعضی افراد، در کنار درد و فقدان، ممکن است به‌تدریج تغییرات مثبتی را نیز تجربه کنند؛ پدیده‌ای که در روان‌شناسی به آن رشد پس از سانحه یا رشد پس از فقدان (Post-traumatic Growth) گفته می‌شود. 🔅نکته اصلی مقاله این است که کنار آمدن با فقدان به معنای فراموش کردن فرد از دست‌رفته یا «تمام کردن» سوگ نیست؛ بلکه فرد به‌مرور یاد می‌گیرد با واقعیت جدید زندگی کند و رابطه روانی و عاطفی خود با خاطره آن فرد را به شکلی تازه ادامه دهد. 🌀مقاله با استناد به پژوهش‌های مرتبط با سوگ، به چند عامل مهم اشاره می‌کند: 🔺شیوه‌های مقابله‌ای سازگارانه: نحوه مواجهه فرد با احساسات، پذیرش واقعیت فقدان و تلاش برای ادامه زندگی می‌تواند بر روند سازگاری اثر بگذارد. 🔺رابطه و میزان نزدیکی با فرد درگذشته: نوع پیوند عاطفی و جایگاه آن فرد در زندگی بازمانده، تجربه سوگ را شکل می‌دهد. 🔺علت مرگ: مرگ ناگهانی یا شرایط دشوار و آسیب‌زا ممکن است روند سوگ را پیچیده‌تر کند. 🔺معنا یافتن پس از فقدان: بعضی افراد پس از مدتی ممکن است ارزش روابط، زندگی، زمان یا اهداف شخصی را عمیق‌تر درک کنند. 🔅سوگ لزوماً یک مسیر خطی و یکسان برای همه نیست. ممکن است فرد هم‌زمان دلتنگی و درد را تجربه کند و در عین حال، به درک، معنا یا رشد تازه‌ای برسد. البته مقاله نمی‌گوید که هر فقدانی حتماً باعث رشد می‌شود یا باید از غم «درس مثبت» گرفت. رشد پس از فقدان معمولاً تدریجی است و درد و دلتنگی را حذف نمی‌کند؛ بلکه ممکن است به فرد کمک کند زندگی را با معنایی تازه بازسازی کند. «سوگ پایان نمی‌یابد؛ اما زندگی می‌تواند پس از فقدان دوباره معنا پیدا کند.» 💢لینک مقاله: https://www.psychologytoday.com/us/blog/why-bad-looks-good/202607/recovering-from-the-death-of-a-loved-one? ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • 2 авг.480211

    ✅ کشف کدهای ژنتیکی اختلال شخصیت مرزی: بزرگ‌ترین مطالعه ژنوم؛ گامی تاریخی برای درک ریشه‌های زیستی این بیماری برداشت. 🔸اختلال شخصیت مرزی (BPD) یکی از جدی‌ترین و پیچیده‌ترین بیماری‌های اعصاب و روان است که با ناپایداری عاطفی شدید، رفتارهای تکانشی، تصویر مخدوش از خود و مشکلات عمیق در روابط بین‌فردی مشخص می‌شود. با وجود بار روانی بسیار بالا و شیوع حدود ۱ تا ۲ درصدی در جوامع غربی، علل بیولوژیکی این اختلال تا پیش از این مانند یک جعبه سیاه ناشناخته مانده بود. اکنون یک کنسرسیوم بین‌المللی بزرگ به رهبری انستیتو مرکزی سلامت روان مانهایم آلمان، در مطالعه‌ای بی‌سابقه که در ژورنال معتبر Nature Genetics منتشر شده، موفق به شناسایی ریشه‌های ژنتیکی این بیماری شده است. 🔅این دانشمندان با تحلیل داده‌های ژنتیکی حدود ۱۳ هزار بیمار مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و مقایسه آن‌ها با بیش از ۱.۱ میلیون فرد سالم از ۱۴ کشور جهان، میلیون‌ها واریانت ژنی را بررسی کردند. نتیجه این ابرپژوهش، شناسایی ۱۱ منطقه مستقل در ژنوم (لوکوس‌ها) و ۹ ژن کاندید بود که به طور مستقیم در افزایش ریسک ابتلا به این اختلال نقش دارند. 🔺معنی «چندژنی» بودن اختلال شخصیت مرزی چیست؟ 🔅این پژوهش نشان داد که اختلال شخصیت مرزی یک بیماری «چندژنی» (Polygenic) است. این یعنی برخلاف برخی بیماری‌های ژنتیکی که ناشی از نقص در یک ژن خاص هستند، این اختلال حاصل اثرات کوچک و همزمان صدها یا هزاران واریانت ژنی مختلف است. بر اساس این یافته‌ها، فاکتورهای ژنتیکی بررسی‌شده مسئول حدود ۱۷.۳ درصد از تفاوت‌ها در آمادگی ابتلا به این بیماری هستند. این وضعیت شبیه به تحقیقات بیماری اسکیزوفرنی در ۱۵ سال پیش است؛ آغاز مسیر برای کشف‌های بزرگتر در آینده. 🔅یکی از جالب‌ترین و مهم‌ترین یافته‌های این مطالعه، همپوشانی ژنتیکی گسترده اختلال شخصیت مرزی با سایر بیماری‌های روانی و حتی جسمی است. دانشمندان شباهت ژنتیکی بسیار قوی میان این اختلال با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی، اختلال بیش‌فعالی و نقص توجه (ADHD)، رفتارهای خودآسیب‌رسان و اقدام به خودکشی پیدا کردند. همچنین همپوشانی ژنتیکی معنی‌داری با بیماری‌های جسمی مانند دیابت و بیماری مزمن انسدادی ریه (COPD) شناسایی شد که فرضیه هم‌بستگی نزدیک سلامت روان و جسم را تقویت می‌کند. 🔺پازل ناتمام ژنتیک و نقش حیاتی محیط 🔅با وجود اهمیت این دستاورد تاریخی، دانشمندان تأکید می‌کنند که ژنتیک تنها بخشی از ماجرا است. سهم ژنتیک بررسی‌شده در پیش‌بینی انفرادی ابتلا به این بیماری در حال حاضر حدود ۴.۶ درصد است. این یعنی عوامل محیطی، به ویژه تجربیات تروماتیک کودکی، آسیب‌ها و استرس‌های محیطی، نقشی بسیار اساسی در روشن یا خاموش کردن این کلیدهای ژنتیکی دارند. این یافته‌ها به پزشکان کمک می‌کند تا درمان‌های روان‌درمانی و دارویی را به شکلی شخصی‌سازی‌شده‌تر و متناسب با بیماری‌های همزمان هر فرد طراحی کنند. 💢https://medicalxpress.com/news/2026-07-largest-genetic-analysis-borderline-personality.html# ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • 2 авг.292110

    ✅ ریشه ویژگی‌های شخصیت مرزی در بزرگسالی: چرا ناپایداری کودکی مخرب‌تر از سختی‌های مادی است؟ 🔸ویژگی‌های شخصیت مرزی شامل نوسانات شدید خلقی، روابط بین‌فردی پرتنش، رفتارهای تکانشگری و گسستگی هویتی است. یک پژوهش گسترده جدید با مشارکت نزدیک به ۵ هزار نفر که در ژورنال Evolutionary Psychological Science منتشر شده، نشان می‌دهد که بی‌ثباتی و ناپایداری در دوران کودکی، ارتباط بسیار قوی‌تری با شکل‌گیری این ویژگی‌ها در بزرگسالی دارد تا فقر مادی یا سختی‌های محیطی. 🔺تفاوت «سختی مادی» با «ناپایداری محیطی» در کودکی چیست؟ 🔅در روانشناسی تکاملی، میان دو آسیب دوران رشد تفکیک قائل می‌شوند؛ سختی به محرومیت‌های پایدار مانند فقر مالی یا کمبود امکانات اشاره دارد، در حالی که ناپایداری به بی‌ثباتی در مراقبت، نبود روال و نظم مشخص در خانواده، و رفتارهای غیرقابل‌پیش‌بینی و متناقض والدین مربوط می‌شود. این پژوهش نشان داد که ذهن کودک با فقر مادیِ باثبات بهتر سازگار می‌شود تا با محیطی آشفته که در آن رفتار والدین یا شرایط زندگی هر لحظه بدون منطق مشخصی تغییر می‌کند. 🔅دانشمندان با بررسی سه گروه بزرگ از بزرگسالان در آمریکا و اسرائیل دریافتند که ناپایداری کودکی به طور مداوم با چهار مولفه اصلی شخصیت مرزی در ارتباط است: تنش‌های عاطفی بالا (روان‌رنجوری)، تعارض و خصومت در روابط (پرخاشگری)، تصمیمات ناگهانی و بدون فکر (مهارگسیختگی) و گیجی هویتی (گسستگی). 🔺چرا مغز در محیط‌های ناپایدار به سمت ویژگی‌های مرزی می‌رود؟ 🔅بر اساس نظریه تکاملی تاریخچه زندگی، وقتی کودک در محیطی آشفته و غیرقابل‌پیش‌بینی رشد می‌کند، سیستم عصبی او نتیجه می‌گیرد که آینده نامطمئن است؛ بنابراین استراتژی کوتاه‌مدت را برای بقا انتخاب می‌کند. در این حالت، رفتارهایی مانند پاسخ‌های شدید احساسی برای جلب توجه فوری والدین، یا رفتارهای تکانشگری برای به دست آوردن سریع منابع، به ابزارهای انطباقی کودک تبدیل می‌شوند. اگرچه این الگوها در کودکی به بقا کمک می‌کنند، در بزرگسالی خود را به شکل نوسانات شخصیتی و بحران در روابط نشان می‌دهند. 🔅در تحلیل نهایی، باید توجه داشت که این یک مطالعه همبستگی است و بر پایه یادآوری خاطرات گذشته بزرگسالان انجام شده است؛ بنابراین نمی‌توان با قطعیت ناپایداری کودکی را تنها علت ایجاد شخصیت مرزی دانست، زیرا روحیه فعلی افراد نیز بر نحوه به یاد آوردن گذشته تأثیر می‌گذارد. با این حال، این یافته‌ها اهمیت حیاتی ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و ایجاد روتین‌های منظم در محیط رشد کودکان را به تصویر می‌کشند. 💠این پژوهش نشان می‌دهد ادراکِ بی‌ثباتی و غیرقابل‌پیش‌بینی بودن محیط کودکی، در سه نمونه بزرگ از آمریکا و اسرائیل، به‌طور پایدار با شدت بیشتر صفات هیجانی، بین‌فردی، تکانشی و گسستگیِ مرتبط با شخصیت مرزی در بزرگسالی همراه بود؛ با این حال، طراحی همبستگی و اتکای پژوهش به یادآوری‌های خودگزارشی، مانع نتیجه‌گیری علّی می‌شود. 💢https://www.psypost.org/study-finds-unpredictable-childhood-environments-are-linked-to-borderline-personality-traits-in-adulthood/ ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • ✅ دفتر مشاور بانوان و خانواده دانشگاه ارومیه با همکاری گروه تخصصی پیشگیری از آسیب‌های روانی-اجتماعی انجمن روانشناسی ایران برگزار می‌کند: 🔸"پساجنگ؛ پیشگیری از زخم‌واره‌های روان" 🔺سخنران: 🔅دکتر علی عیسی زادگان استاد تمام و مدیر گروه روانشناسی دانشگاه ارومیه 🔺دبیر جلسه: 🔅دکتر سعید پورعبدل استادیار روانشناسی بالینی دانشگاه ارومیه دبیر گروه تخصصی پیشگیری از آسیب‌های روانی- اجتماعی انجمن روانشناسی ایران ⏰زمان برگزاری: دوشنبه ۱۲ مردادماه ۱۴۰۵؛ ساعت: ۱۰:۳۰ الی ۱۲:۳۰ 💠ویژه اعضای هیئت علمی و کارکنان دانشگاه های سراسر کشور؛ همراه با ارائه گواهی فرهنگی 💢لینک شرکت در دوره:    https://skyroom.online/ch/urmia.university/maharat1405 ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • ✅ تله کلمه‌ای به نام «باید»: ترفند زبانی ساده برای کاهش رنج و ناامیدی در زندگی 🔸بسیاری از ما در طول روز بارها کلمه «باید» را در گفتگوهای درونی خود یا در مواجهه با دیگران به کار می‌بریم: «من باید بیشتر کار کنم»، «من باید شادتر باشم» یا «او باید داروها را به موقع مصرف کند». یک متخصص مغز و اعصاب در یادداشتی بالینی فاش می‌کند که چگونه این واژه ساده و به ظاهر بی‌خطر، بزرگ‌ترین منبع رنج، ناامیدی و سرزنش‌های درونی ما در مواجهه با چالش‌های زندگی است و چگونه یک تغییر زبانی ساده می‌تواند بار سنگین این رنج را از روی دوش ما بردارد. 🔅داستان از یک بیمار ۵۳ ساله به نام هنری آغاز می‌شود که ناگهان به بیماری پارکینسون مبتلا شد. آنچه هنری را در طول سال‌ها به مرز افسردگی و اضطراب شدید کشاند، لرزش دست‌ها یا کندی حرکتش نبود؛ بلکه تکرار مداوم این جملات در ذهنش بود: «من باید هنوز کار کنم، من هنوز جوانم، من نباید از کارافتاده شوم». او هویت خود را به عنوان تامین‌کننده خانواده از دست رفته می‌دید و این تفاوت میان انتظار او از زندگی و واقعیت موجود، مایه شکنجه روحی او شده بود. 🔺مکانیسم عصبی سیگنال خطا در مغز چیست؟ 🔅از دیدگاه علوم اعصاب، مفهوم «باید» عمیقاً در مدارهای مغزی ما ریشه دارد. مغز ما یک ماشین پیش‌بینی است که دائماً واقعیت موجود را با انتظارات ذهنی مقایسه می‌کند. هر زمان که تفاوتی بین این دو پیدا شود، مغز یک سیگنال خطا (Error Signal) تولید می‌کند. این سیگنال برای یادگیری ما حیاتی است؛ مثلاً به ما یاد می‌دهد که چگونه یک مهارت جدید را بیاموزیم یا از اشتباهات گذشته درس بگیریم. اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که ما هر تفاوت میان واقعیت و انتظار را به عنوان یک «شکست شخصی» تعبیر کرده و خود را با شلاق کلمه «باید» مجازات می‌کنیم. 🔅این شکاف عمیق میان انتظار ما از جهان و واقعیتِ جریان‌یافته در آن، موضوعی است که قرن‌ها پیش متفکران بزرگ به آن پی برده بودند و جالب اینکه علم اعصاب مدرن امروزه مهر تأییدی بر یافته‌های باستانی آن‌ها می‌زند. 🔺فلسفه باستان در کنار علم اعصاب: پیوند بودیسم و رواقی‌گری 🔅بیش از ۲۵۰۰ سال پیش، بودیسم دریافت که ریشه اصلی رنج‌های روانی انسان در همین شکاف عمیق میان واقعیت و انتظار (مفهومی به نام دوکها) قرار دارد؛ این حس مداوم که زندگی هرگز کاملاً با خواسته‌های ما همخوانی ندارد. در همین حال در سوی دیگر جهان، فیلسوفان رواقی پیشنهاد کردند که آرامش ذهن در تفکیک مسائل است: تمرکز کامل بر چیزهایی که کنترل آن‌ها دست ماست (مانند باورها، تصمیمات و شخصیتمان) و رها کردن و پذیرش چیزهایی که کنترلی بر آن‌ها نداریم (مانند بیماری، رفتار دیگران و حوادث ناخواسته). 🔅دکتر برونو یک راهکار ساده و علمی برای رهایی از این تله ذهنی پیشنهاد می‌کند: توجه دقیق به دایره واژگان روزمره. هرگاه مچ خود را در حال استفاده از کلمه «باید» گرفتید، مکث کنید و سعی کنید آن را با جملاتی منعطف‌تر جایگزین کنید. این کار به معنای حذف ناامیدی یا بی‌خیالی نیست، بلکه متوقف کردن قضاوت‌های بیرحمانه علیه خودمان است. 🌀به جای جملاتی مانند: «من باید امروز ورزش می‌کردم» بگویید: «دوست دارم امروز کمی ورزش کنم». «من باید قوی و سپاسگزار باشم» بگویید: «امروز واقعاً ناامید و خسته هستم و این احساس اشکالی ندارد». 🔅هنری در نهایت توانست از تله ذهنی خود رها شود؛ نه به این دلیل که پارکینسون او درمان شد، بلکه به این دلیل که پذیرفت نمی‌تواند بیماری را کنترل کند، اما می‌تواند در نقش جدید خود به عنوان یک پدربزرگ عاشق، معنای جدیدی برای زندگی بسازد؛ چیزی که کنترلش کاملاً در دست خودش بود. 💢https://www.psychologytoday.com/us/blog/breaking-good/202607/a-trick-that-can-help-reduce-our-frustration-and-suffering ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • ✅سخنرانی آنلاین در گوگل‌میت 🔸موضوع سخنرانی: "اثرهای روان‌شناختی: چگونه نیروهای نامرئی کنترل ذهن ما را در دست می‌گیرند؟" Psychological Effects: How Do Invisible Forces Take Control of Our Mind? 🔅سخنران: محمدرضا سلیمی ⏰زمان: دوشنبه، ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ ساعت: ۱۰ شب به وقت تهران ⏳ مدت سخنرانی: ۹۰ دقیقه 🔺ما روزانه ۳۵۰۰۰ تصمیم‌ می‌گیریم؛ نتایج این تصمیم‌ها بر کیفیت زندگی‌مان تأثیر می‌گذارند.¹ اگر به شما بگویند ۹۰٪ این تصمیم‌ها خارج از اراده و کنترل شماست، چه واکنشی نشان می‌دهید؟ اگر به شما بگویند نیروهای نامرئی کنترل ۹۰٪ احساسات و افکار شما را در دست می‌گیرند، آیا مایل‌اید بدانید این نیروهای پنهان چه هستند و چگونه زندگی شما را هدایت می‌کنند؟ 🔺این نیروها همان «اثرهای روان‌شناختی» هستند. اثرهای روان‌شناختی یکی از جذاب‌ترین موضوع‌های علوم اعصاب، روان‌شناسی شناختی و اقتصاد رفتاری‌ست؛ زیرا نشان می‌دهند ذهن انسان همیشه آن‌گونه که تصور می‌کنیم منطقی، آگاهانه و بی‌طرفانه عمل نمی‌کند. این اثرها نیروهای پنهانی هستند که بی‌صدا بر ادراک، احساسات، قضاوت‌ها، تصمیم‌ها و رفتارهای ما تأثیر می‌گذارند. 🔺آنها توضیح می‌دهند چرا گاهی برخلاف منافع خود تصمیم می‌گیریم، چرا قربانی طرز تفکرمان می‌شویم، چرا در دام تبلیغات و شایعات می‌افتیم، چرا اشتباهاتمان را تکرار می‌کنیم و چرا انسان‌های مختلف در برابر یک موقعیت واحد واکنش‌های کاملاً متفاوتی نشان می‌دهند. شناخت این نیروهای نامرئی نه‌ تنها کنجکاوی ما را درباره‌ی ذهن انسان برمی‌انگیزد، بلکه ابزاری قدرتمند برای افزایش خودآگاهی، تقویت تفکر نقادانه، تصمیم‌گیری آگاهانه و تعامل هوشمندانه در زندگی فردی، اجتماعی و حرفه‌ای در اختیار ما قرار می‌دهد. 1. خانواده‌ی خردمند: چگونه در خانواده نقادانه بیندیشیم (فصل چهارم، نقش تفکر نقادانه در تصمیم‌گیری، ص ۹۵) 📚 منابع سخنرانی: ۱. ۶۶ خطای شناختی در تصمیم‌گیری: پیامدها و راه‌حل‌ها ۲‌. خانواده‌ی خردمند: چگونه در خانواده نقادانه بیندیشیم 💢لینک ورود به جلسه: meet.google.com/gmh-qves-bwk ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • ✅ گَشتَم پِیِ تو وَ نَبود اَثری... #محسن_چاوشی #هایده ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • ✅ مرکز مشاوره و سبک زندگی دانشگاه فردوسی مشهد به مناسبت روز جهانی خودمراقبتی برگزار می‌کند: 🔶 وبینار آموزشی «ذهن‌آگاهی در زندگی پُر مشغله» 🔅مدرس: جناب آقای دکتر علیرضا گل (فوق دکتری پزشکی روان‌تنی و روان‌درمانی، مدرس دانشگاه) ⏰زمان: شنبه ۳ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۲ الی ۱۴ 💢لینک ثبت نام و ورود: https://mohit.online/event/28psh9 ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • ‍ ✅ وقتی «باید»ها باعث رنج می‌شوند؛ یک ترفند ساده برای کاهش ناامیدی و فشار روانی 🔸بسیاری از ناراحتی‌ها و احساسات منفی ما نه از خودِ اتفاقات، بلکه از فاصله‌ای ایجاد می‌شوند که بین واقعیت و انتظاراتمان وجود دارد. مقاله‌ای در Psychology Today توضیح می‌دهد که یکی از واژه‌هایی که این فاصله را تشدید می‌کند، کلمه «باید» است؛ عباراتی مانند «باید موفق‌تر باشم»، «باید همیشه قوی باشم» یا «نباید این اشتباه را می‌کردم» می‌توانند فشار روانی و احساس شکست را افزایش دهند. 🔅نویسنده با روایت تجربه یکی از بیماران مبتلا به پارکینسون نشان می‌دهد که بخش بزرگی از رنج او ناشی از بیماری نبود، بلکه از این باور سرچشمه می‌گرفت که «هنوز باید مثل گذشته کار کنم» یا «نباید به دیگران وابسته باشم». این نوع گفت‌وگوی درونی باعث شد افسردگی و اضطراب او تشدید شود، زیرا مدام واقعیت زندگی‌اش را با انتظارات گذشته مقایسه می‌کرد. 🔅از دیدگاه علوم اعصاب، مغز انسان به‌طور طبیعی وضعیت فعلی را با آنچه انتظار دارد مقایسه می‌کند. این سازوکار به یادگیری و پیشرفت کمک می‌کند، اما اگر هر تفاوتی میان واقعیت و انتظار را به‌عنوان یک شکست شخصی تفسیر کنیم، همین فرایند به منبع ناامیدی و رنج تبدیل می‌شود. جالب اینکه این دیدگاه با آموزه‌های فلسفه رواقی و بودیسم نیز همخوانی دارد؛ هر دو تأکید می‌کنند که آرامش زمانی بیشتر می‌شود که روی چیزهای قابل کنترل تمرکز کنیم و واقعیت را همان‌گونه که هست بپذیریم. 🔅راهکار اصلی بسیار ساده است: هر زمان متوجه شدید از واژه «باید» استفاده می‌کنید، چند لحظه مکث کنید و از خود بپرسید آیا این یک انتظار غیرواقع‌بینانه است یا خیر. سپس جمله را به شکلی انعطاف‌پذیرتر بیان کنید؛ برای مثال، به جای «باید امروز ورزش کنم» بگویید «دوست دارم امروز کمی ورزش کنم» هر بار که متوجه شدید در ذهنتان از واژه «باید» استفاده می‌کنید، آن را با عباراتی مانند «ترجیح می‌دهم»، «امیدوارم» یا «دوست دارم» جایگزین کنید. برای مثال، به‌جای اینکه بگویید «باید همه از من راضی باشند»، بگویید «دوست دارم دیگران از من راضی باشند، اما همیشه این اتفاق نمی‌افتد.» همین تغییر کوچک، فشار روانی را کاهش می‌دهد و ذهن را از حالت سرزنش و مقاومت خارج می‌کند. 🔅این به معنای پایین آوردن استانداردها یا دست کشیدن از تلاش نیست؛ بلکه یعنی پذیرفتن اینکه زندگی همیشه مطابق برنامه پیش نمی‌رود. وقتی واقعیت را همان‌طور که هست بپذیریم، انرژی کمتری صرف جنگیدن با اتفاقات غیرقابل‌کنترل می‌کنیم و تمرکزمان را روی کارهایی می‌گذاریم که واقعاً می‌توانیم تغییر دهیم. 🔅شاید مؤثرترین راه برای کمتر رنج کشیدن این باشد که به‌جای تغییر دنیا، نوع گفت‌وگوی درونی‌مان را تغییر دهیم. گاهی حذف یک «باید» از ذهن، آرامشی ایجاد می‌کند که هیچ راه‌حل پیچیده‌ای نمی‌تواند به آن برسد. 🔅درد، شکست و ناامیدی بخشی طبیعی از زندگی هستند و نمی‌توان آن‌ها را کاملاً حذف کرد. اما قضاوت‌های سختگیرانه‌ای که با «باید»ها به خود تحمیل می‌کنیم، رنجی اضافی ایجاد می‌کنند. اگر به جای سرزنش خود، شرایط را بپذیریم و روی ارزش‌ها، تصمیم‌ها و کارهایی که واقعاً در کنترل ما هستند تمرکز کنیم، می‌توانیم حتی در شرایط دشوار نیز احساس معنا، آرامش و رضایت بیشتری داشته باشیم. 💢https://www.psychologytoday.com/us/blog/breaking-good/202607/a-trick-that-can-help-reduce-our-frustration-and-suffering ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • ✅ دانشگاه علوم پزشکی ایران برگزار می‌کند: "نشست تخصصی روز جهانی خودمراقبتی" 🔸خودمراقبتی؛ سلامتی در دستان شماست. شکوفا شو، پیگیری کن، ارزیابی کن..‌‌. 🔹سخنرانان: 🔅جناب آقای حمید پیروی، سرپرست مرکز مشاوره و سبک زندگی دانشگاه علوم پزشکی ایران 🔅دکتر عبدالرحمان رستمیان، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران 🔅دکتر ایرج شهبازی،عضو هیات علمی دانشگاه تهران 🔅دکتر نسرین روزبهانی، عضو کمیته خودمراقبتی دفتر آموزش و ارتقاء سلامت وزارت بهداشت ⏰زمان: شنبه ۳ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت: ۱۴ الی ۱۶ 💢لینک شرکت و دریافت گواهی: https://m0h.ir/842adp ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛

  • ✅حتی یک ساعت کم‌خوابی را دست‌کم نگیرید! 🔸پژوهشی که در سال ۲۰۱۶ در Scientific Reports منتشر شد نشان داد اگر فرد به‌طور مداوم تنها یک ساعت کمتر از میزان خوابِ بهینه خود بخوابد، ممکن است حدود ۴ روز خواب کافی لازم باشد تا این «بدهی خواب» جبران شود. 🔸کمبود خواب می‌تواند با موارد زیر همراه باشد: 🔅 کاهش تمرکز و سرعت پردازش ذهنی 🔅 افزایش خواب‌آلودگی و خطاهای شناختی 🔅 اختلال در تنظیم هورمون‌های استرس 🔅 تأثیر منفی بر سوخت‌وساز بدن و عملکرد ایمنی 🔺پیام اصلی مقاله: خواب، اتلاف وقت نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین سرمایه‌گذاری‌ها برای سلامت مغز، جسم و روان است. #خودمراقبتی 💢منبع: Kitamura S, et al. (2016). Estimating individual optimal sleep duration and potential sleep debt. Scientific Reports, 6:35812. DOI: 10.1038/srep35812. ┏━━ ☯ ☯ ━━┓ 🆔@Psycho_time1 ┗━━ ☯ ☯ ━━┛