قلبٌ عَقول
Статистика- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 51
- 1/48двое суток
- 58
- 1/72трое суток
- 63
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
گفت: تازه 16 ساله بودم که از بغداد به لندن رفتم، در همان روزهای اول با پیرزنی 60 ساله آشنا شدم و در خلال صحبت هایش فقط یک نصیحتم کرد. دستش به سوی مسجد دراز کرده و گفت: یا این مسیر را انتخاب میکنی و دنیا و آخرت را به دست خواهی آورد و درحالی که دستش به سمت دیگر که بارهای مشروب خوری و سالن های قمار بود گفت: یا این راه را انتخاب خواهی کرد و نه دنیا را به دست خواهی آورد و نه آخرت را. این حرفش را دائم در ذهنم مرور میکردم و الان که 36 ساله و تاجری شدم، خود را مدیون آن پیرزن به خاطر آگاه کردنم میدانم. زیرا با چشمان خود دیدم که چطور دیگران با انتخاب کردن گزینه دوم با اینکه تاجر بودند، همه چیز خود را باختند. خیلی وقت ها یک توصیه حتی ساده ممکن است مسیر زندگی یک نفر را عوض کند.
چند ویژگی انسانهای مخلص: ۱- دوام کار. مخلص کارش مداوم است چون وابسته به بیرون نیست. کارش به شوق و «اثبات خود» مربوط نیست که اگر ببیند به آن نمیرسد، رهایش کند. ۲- سمج بودن. این لفظ کمی طنازی هم در خود دارد که آن را ببخشید. همچنین به مورد قبلی مربوط است.…
انتظار کشیدن برای مصیبت، سخت است؛ اما انتظار برای پاداش، شیرین. آدم میتواند رنجِ سختی را تحمل کند وقتی میداند پشت این رنج، گشایشی در راه است. مثل کسی که ماهها برای رسیدن به یک هدف تلاش میکند، خستگی را به جان میخرد، چون میداند این سختی روزی به نتیجه خواهد رسید. اما بدترین نوع انتظار، انتظار کشیدن برای «هیچ» است؛ نه رنجی که به گشایش ختم شود، نه تلاشی که به نتیجه برسد، نه مقصدی که ارزش رسیدن داشته باشد. مثلاً جوانی را تصور کن که ساعتها در شبکههای اجتماعی میچرخد، هر روز منتظر پیام، لایک، توجه و سرگرمی تازه است؛ شب که میشود خسته است، اما نمیداند دقیقاً منتظر چه بوده. فردا دوباره همین چرخه تکرار میشود. نه چیزی ساخته، نه چیزی آموخته و نه به مقصدی نزدیکتر شده؛ فقط زمان را به انتظارِ چیزی گذرانده که هرگز قرار نبوده برسد. و شاید تلختر از همه این باشد که همین «انتظار برای هیچ» را به نسل جدید میآموزند؛ آن را با نامهایی زیبا مثل آزادی، زندگی در لحظه و لذت بردن از زندگی عرضه میکنند، در حالی که انسان را آرامآرام به موجودی تبدیل میکنند که دیگر برای چیزی بزرگتر از لذتِ همین لحظه انتظار نمیکشد. مصیبت، هرچقدر سخت باشد، پایان دارد؛ اما انتظار برای هیچ، ممکن است تمام عمر طول بکشد.
امام عبدالرحمن بن مهدی رحمهالله فرمود: شخصی از اهل علم بود که هرگاه با کسی روبهرو میشد که از او داناتر بود، آن روز را غنیمت میشمرد؛ از او سؤال میکرد و از دانشش میآموخت. و اگر با کسی مواجه میشد که از او کمدانشتر بود، به او آموزش میداد و با او با فروتنی رفتار میکرد. و اگر با کسی هممرتبه خود در علم دیدار میکرد، با او به مذاکره و مباحثه علمی میپرداخت و آموختههایش را با او مرور میکرد. تاریخ ابن أبی خیثمة، ج ۱، ص ۲۹۳.
همسفرمان تاجری بود. شب، هنگام بازگشت، در مسیر مشغول تلاوت سوره بقره شد. میان تلاوت، از ما عذرخواهی کرد و گفت: ببخشید که مشغول قرآن خواندن شدم. همسرم چند بار پیام داده که امشب سوره بقره را خواندی یا نه. به خاطر گرفتاریهای این دو روز، فرصت نکردم بخوانم و واقعاً احساس دلتنگی میکنم. راستش نمیدانستم در آن لحظه باید از نداشتن چنین برنامه ثابتی برای خودم شرمنده باشم، یا حسرت داشتن همراهی را بخورم که انسان را به قرآن یادآوری کند، یا به وجود انسانهایی افتخار کنم که شلوغی بازار و گرفتاریهای زندگی را بهانه فاصله گرفتن از قرآن نمیکنند.
اگر آمادگی آن را داشته باشید که اندکی از زمان خود را صرف سرمایهگذاری بر خویشتن کنید، خواهید آموخت که چگونه حالات هیجانی و خلقوخوی خود را به شکلی مؤثرتر مدیریت کنید؛ همانگونه که یک ورزشکار با پایبندی به برنامهای منظم و روزانه، استقامت و توان جسمانی خود را افزایش میدهد. کتاب احساس خوب (Feeling Good) نوشتهٔ دیوید دی. برنز (David D. Burns)
از نجات خویش تا اصلاح خلق چرا مصلحان طلبکار نمیشوند؟ 📝 عبدالله شیخ آبادی نسخهٔ پیدیاف (مناسب موبایل)
رسیدن به نور، از دنبال کردن پرتوهایش آغاز میشود؛ نه از نشستن در تاریکی و انتظار کشیدن. نور سهمِ جویندگان است؛ حتی اگر سالها، تنها چیزی که میبینند، ردّی کمرنگ از پرتوهای آن باشد.
✨ آموزش تخصصی زبان عربی (فصیح) با متد مدرن ✨ آیا رویای تسلط بر زبان عربی و گفتگو با جهان عرب را دارید؟ من مرسل هستم؛ فارغالتحصیل و دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه اسلامی مدینه منوره. با روشهای تعاملی و ابزارهای دیجیتال، فاصلهها را از میان برداشتهام تا در هر کجای دنیا، عربی را با کیفیت کلاسهای حضوری بیاموزید. 🎓 چرا این دوره متمایز است؟ * مدرس ساکن مدینه منوره: تسلط کامل بر زبان عربی و شناخت دقیق نیازهای زبانآموزان غیرعرب. * یادگیری فعال و هوشمند: استفاده از بازیهای آموزشی، اسلایدهای تعاملی و گوگل کلاسروم. * تمرکز بر مهارتهای چهارگانه: آموزش پویا برای بزرگسالان در تمامی سطوح. 🎁 جلسه آزمایشی ۲۰ دقیقهای؛ کاملاً رایگان! پیش از ثبتنام، با محیط کلاس آشنا شده و سطح زبان خود را رایگان ارزیابی کنید. 📖 ساختار و هزینه دورهها (هر سطح شامل ۲۰ جلسه ۱ ساعته آنلاین): 👤 ۱. کلاسهای خصوصی (تکنفره): * تمرکز کامل مدرس بر سرعت یادگیری شما. * هزینه: ۵۰۰ دلار برای هر سطح (۲۰ ساعت). 👥 ۲. کلاسهای گروهی (۵ نفره): * تمرین مکالمه با همکلاسیها و صرفهجویی در هزینه. * هزینه: تنها ۲۰۰ دلار برای هر نفر در هر سطح (۲۰ ساعت). 🚀 آمادهاید اولین قدم را بردارید؟ * 📝 ثبتنام و رزرو ظرفیت (فرم گوگل ۱ دقیقهای): 👉 https://forms.gle/s8sLqEvYBmrVzrBr7 * 💬 ارتباط مستقیم و مشاوره در واتساپ: 👉 https://wa.me/96893535641 ظرفیت دورههای جدید محدود است. همین امروز جلسه آزمایشی رایگان خود را رزرو کنید! 🌟 (با اشتراکگذاری این پیام، دوستان علاقهمند خود را باخبر کنید) 🌟
без подписи
▪️ از اسباب خداناباوری، دینداریِ جاهلانه 💬نهم: دینداریِ جاهلانه. در دو دهۀ اخیر، ستارۀ گروهی از داعیان جدید با سرعتی چشمگیر و قابل توجه، درخشیدن گرفته است. داعیانی که میکوشند اسلامی آرام، نرم و مسالمتآمیز عرضه کنند؛ اسلامی که بر آرامش روانی و نیز بر آرزو، موفقیت و کامیابی مادی تمرکز دارد و از الگو، مضامین و شعارهای دعوتی که جریانهای مختلف اسلامی سالها در مسیر آن حرکت کردهاند، فاصله گرفته است. داعیان بعد از بیداری اسلامی به آنچه که داعیان قبل از این بیداری میپرداختند -از تأصیل و تکوین شرعی و قضایای بزرگ اسلامی، مانند تطبیق شریعت و جهاد و خلافت- نپرداختند، بلکه تمرکز آنان بر تربیت مسلمانی آرام و مسالتآمیز و آمادۀ دریافت افکار لیبرال و مدرنیسم غربی بود، به عبارت دیگر، معیار دینداری همان موفقیت در امور مادی و موفقیتهای شخصی بود. پاتریک هاینی (Patrick Haenni)[1] در ضمن سخن خود دربارۀ داعیان جدید میگوید: (تمرکز بر عاطفه، تأمل و تلاش برای دستیابی به خوشبختی فردی، ارزشهایی است که بر گفتمانی حاکماند که غالباً همچون نوعی درمان عاطفی عمل میکند؛ گفتمانی که مسائل ایمان را با رویکردهایی آرام طرح میکند و در کنار آن بر تحقق اهداف نیز تأکید دارد)[2]. این روش آنان سبب شده که بسیاری از جوانان دیندار، هنگامی که خود را در برابر موجی از شبهات در مورد اسلام میبینند، به راحتی شکسته شوند و سقوط کنند. با برخی از این افراد صحبت کردم و مشکل اساسیِ همۀ آنان، کم بودن علم شرعیشان بود[3].💬 ⬅️ منابع: [1] . او مشاور ارشد امور خاورمیانه در “مرکز گفتگوی بشردوستانه” (Centre for Humanitarian Dialogue)، پژوهشگر در “مؤسسه دانشگاهی اروپا” (European University Institute) و همکار پژوهشی پیشین در “مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه” (CNRS) است. وی مدرک دکترای خود را در رشتۀ علوم سیاسی از “مؤسسه مطالعات سیاسی پاریس” (IEP) دریافت کرده است. (م) [2] . إسلام السوق (79). [3] . ابن الجوزی نقل کرده است که سلف نسبت به قصهگویان (قصّاص) کراهت داشتند و این امر را به چند دلیل بازمیگرداند؛ از جمله اینکه: «پرداختن به آن، انسان را از امور مهمی مانند تلاوت قرآن، روایت حدیث و تفقه در دین بازمیدارد». همچنین از امام أبو قلابة نقل کرده است که میگوید: «علم را چیزی جز قصهگویان از میان نبرد». (القصاص والمذکرین، ص ۱۵۹) 📚 از کتاب: [خداناباوری؛ پنداری ناممکن، نورالدین قوطیط، ترجمۀ شایان زارع] #تیکه_کتاب ═══ ༻✿༺═══ ••• 📱 Borhan.cc 📱 T.me/borhan_fa 📱 Instagram.com/borhan.ig 📱 Wa.me/+989164545145?text=اشتراک
بعد از یک سال فرصتی شد که با دو دوست قدیمی ملاقات کنم. نماز عصر که تموم شد و جلو مسجد وایساده بودیم، یکیشون به اون یکی گفت من هروقت به احمد میگم کاکا، فلانی بهم میگه اینجوری صدا نزن، الان بهش بگو دکتر احمد. اونیکی دوستم دست گذاشت رو شونم و خطاب به اون یکی دوستم گفت: ببین من ٩ ساله باهاش دوستم و تا آخر عمر هم همین طور صمیمی باهاش خواهم بود، و اگه یک روزی احمد بخواد با القاب و مدرک هاش روی منبری باشه و خودشو بگیره، اول از همه خودم میرم از منبر میارمش پایین و نمیزارم هیچ وقت دچار تکبر و خودبزرگ بینی بشه. یه لحظه محو حرفش شدم و با خودم گفتم چه نعمت بزرگیه که آدم بین دوستهاش کسی رو داشته باشه که فقط موقع موفقیت براش دست نزنه، بلکه حواسش به اخلاقش هم باشه؛ کسی که اگر دید داری از مسیر تواضع دور میشی، بدون تعارف جلوت بایسته. اون لحظه بیشتر از هر چیزی خدا رو شکر کردم برای داشتن چنین رفیقهایی؛ رفیقهایی که مراقب هستن آدم بزرگ نشه، بلکه بزرگمنش بمونه.
دیشب در مجلس عزای یکی از مشایخ بزرگوار حضور داشتم. ایشان در سخنانشان به نکتهای زیبا درباره آیات ۱۵۵ و ۱۵۶ سوره بقره اشاره کردند که برایم بسیار تأملبرانگیز بود. فرمودند خداوند در بیان سختیها و امتحانهای زندگی میگوید: «وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ...»؛ یعنی شما را با اندکی از ترس، گرسنگی، کاهش مال و جان و ثمرات میآزماییم. گویی خداوند میخواهد به بندهاش بفهماند که هدف از آزمون، شکستن او نیست؛ بلکه امتحانی است به اندازهای که بتواند از آن عبور کند. سپس خداوند صابران را چنین توصیف میکند: «الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ». این جمله یادآور حقیقتی بزرگ است؛ اینکه ما هنگام آمدن به این دنیا چیزی با خود نیاوردیم و هنگام رفتن نیز چیزی با خود نخواهیم برد. هر چه داریم امانتی از جانب خداوند است و سرانجام همه به سوی او بازخواهیم گشت. وقتی انسان این حقیقت را به یاد داشته باشد، مصیبتها هرچند تلخ باشند، او را از پا درنمیآورند. چرا که میداند از خدا آمده و به سوی خدا بازمیگردد. و برای مؤمنی که عمرش را در مسیر بندگی گذرانده، مرگ پایان نیست؛ بلکه آغاز دیدار با پروردگاری است که به رحمت و پاداش او امید داشته است.
گاوین دی بکر یکی از شناختهشدهترین متخصصان آمریکایی در زمینه ارزیابی تهدید، پیشبینی خشونت و امنیت شخصی است. او سالها مسئولیت حفاظت از شخصیتهای مهم سیاسی و میهمانان کاخ سفید را بر عهده داشته، با نهادهای دولتی آمریکا در تأمین امنیت مقامات همکاری کرده و سامانههایی برای شناسایی و مدیریت تهدیدهای امنیتی طراحی نموده است. بخش مهمی از فعالیت او بر تشخیص نشانههای خطر و پیشگیری از وقوع خشونت پیش از رخ دادن آن متمرکز بوده است. معروفترین کتاب او «موهبت ترس» (The Gift of Fear) است؛ کتابی که در آن توضیح میدهد چگونه انسان میتواند با توجه به نشانههای خطر، از بسیاری از حوادث خشونتآمیز پیشگیری کند. نکته جالب اینجاست که دی بکر در این کتاب به آماری اشاره میکند که طبق آن در آمریکا به طور متوسط هر دو ساعت یک زن به دست همسر یا شریک عاطفی خود کشته میشود. با این حال، وقتی صحبت از حقوق زنان میشود، بعضیها ترجیح میدهند تمام توجهشان را روی اتفاقاتی که گاهی در برخی کشورها مانند افغانستان رخ میدهد متمرکز کنند و همانها را به حساب اسلام بنویسند؛ در حالی که کمتر درباره آمارهای نگرانکننده خشونت خانگی در جوامعی که خود را پیشگام حقوق زنان معرفی میکنند سخن میگویند. البته ظلم به زن، در هر کجا و از سوی هر کسی که باشد محکوم است؛ اما انصاف هم چیز خوبی است. اگر قرار است درباره حقوق زنان قضاوت کنیم، نباید خطاهای برخی افراد یا عملکرد بعضی حکومتها را به پای یک دین بنویسیم و در مقابل، مشکلات و آمارهای تلخ جوامع دیگر را نادیده بگیریم.
🕊چهل حدیث در سلامت روان 🎧 پیشدرآمد: مقدمهای در سلامت روان ⏱️ مدت زمان: 29:16 ⬜️ هر انسان عاقلی باید سلامت روان را به عنوان یکی از اصلیترین دغدغههای زندگی خود و عزیزانش قرار دهد به ویژه در دوران کنونی - داشتن سلامت روان یکی از بزرگترین اسباب رستگاری و توانایی حرکت در مسیر فلاح دنیا و آخرت است - راهنماهای تشخیصی معاصر سلامت روان را بر اساس اختلال کارکردی و میزان رنج درونی فرد تعریف میکنند - داشتن سلامت روان با صرفاً بیمار نبودن تفاوت دارد و اختلالات روی یک خط ممتد و پیوستاری از شدت و ضعف سنجیده میشوند - هدف نخستین علم طب از دیدگاه دانشمندان کلاسیک و مدرن صیانت و حفظ خودِ سلامت است نه فقط درمان بیماری - حرکت در مسیر صیانت از روان بر اساس سنت نبوی یک بندگی آرامشبخش است که با درمانهای مادی تعارضی ندارد - برداشتهای روانشناختی از متون دینی یک فضای اجتهادی و خطاپذیر است که نباید آن را عین دین مطلق پنداشت 🎙 ارائه و توضیح: عبدالله شیخ آبادی 🕊 Чиҳил ҳадис дар бораи солимии равонӣ 🎧 Пешгуфтор: Муқаддимае дар бораи солимии равонӣ ⏱️ Давомнокӣ: 29:16 ⬜️ Ҳар инсони оқил бояд солимии равониро яке аз муҳимтарин нигарониҳои зиндагии худ ва наздиконаш қарор диҳад, бахусус дар рӯзгори имрӯз – Доштани солимии равонӣ яке аз бузургтарин сабабҳои растагорӣ ва тавоноии ҳаракат дар роҳи саодати дунё ва охират аст – Роҳнамоҳои муосири ташхиси солимии равонӣ онро бар асоси ихтилоли коркард ва миқдори ранҷи дарунии шахс муайян мекунанд – Солимии равонӣ танҳо бемор набудан нест ва ихтилолҳои равонӣ дар як пайдарпаии пайваста аз шиддат то сабукӣ арзёбӣ мешаванд – Аз нигоҳи донишмандони классикӣ ва муосир, ҳадафи нахустини илми тиб ҳифз ва нигоҳдории худи саломатӣ аст, на танҳо дармони беморӣ – Ҳаракат дар роҳи ҳифзи солимии равонӣ бар асоси суннати Паёмбар ﷺ як ибодати оромбахш аст ва бо дармонҳои моддӣ ҳеҷ гуна носозгорӣ надорад – Бардоштҳои равоншинохтӣ аз матнҳои динӣ як фазои иҷтиҳодӣ ва хатопазир аст ва набояд онҳоро айни дин ва ҳақиқати мутлақ пиндошт 🎙 Пешкаш ва шарҳ: Абдуллоҳи Шайхободӣ t.me/akseMahtab
دیشب با صحنهای مواجه شدم که درس ارزشمندی برایم داشت. بین نماز مغرب و عشا قرار بود مهندس فداءالدين يحيى، جوان یمنی خوشبیان و شناختهشده در فضای مجازی، در یکی از مساجد سخنرانی کند. هنوز نیمی از زمان برنامه نگذشته بود که با اشاره او به فردی که در ورودی مسجد حضور داشت، ناگهان فضای مجلس تغییر کرد. بسیاری از حاضران که تا آن لحظه مشغول فیلمبرداری از سخنان فداءالدين بودند، تلفنهای خود را به سمت تازهوارد گرفتند. لحظاتی بعد متوجه شدم آن شخص دکتر نایف بن نهار است و از او درخواست شد که چند دقیقهای برای حاضران سخن بگوید. پس از پایان سخنانش، جمعیت چنان اطراف او را گرفتند که نزدیک به نیم ساعت طول کشید تا بتواند از مسجد خارج شود. در همان لحظات، هرچه به دنبال فداءالدين میگشتم، او را پیدا نمیکردم؛ گویی در میان توجه گسترده مردم به دکتر نایف، کاملاً از نگاهها دور شده بود. اما نکتهای که بیش از همه برایم جالب بود این بود که فداءالدين بهخوبی میدانست با معرفی دکتر نایف، بخش زیادی از توجهها از او برداشته خواهد شد؛ با این حال بدون هیچ تردیدی این کار را انجام داد. این همان خصلتی است که نفس انسان معمولاً آن را نمیپسندد؛ اینکه میدان را برای کسی که از ما شایستهتر، داناتر یا اثرگذارتر است باز کنیم. اما تواضع حقیقی دقیقاً در همینجا معنا پیدا میکند؛ آنجا که انسان به جای حفظ جایگاه خود، به حفظ هدف میاندیشد. دعوتگران صادق، بیش از آنکه نگران دیده شدن خود باشند، دغدغه دیده شدن حق و گسترش خیر را دارند. هرگاه اصلِ دعوت و اصلاح جامعه بر خواستههای شخصی مقدم شود، برکت کار نیز بیشتر خواهد بود.
без подписи
هر کس برای به دست آوردن تعریف و تمجید مردم، کاری کند که موجب ناخشنودی خداوند شود، همان ستایشگرانی که او را میستودند، عاقبت او را نکوهش خواهند کرد. جامع العلوم والحكم، ص ۳۷۶
یکی از بدترین عادت هایی که باهاش مواجه شدم، خراب کردن بهترین لحظات یک فرده. ممکنه در طول ارتباط دو نفر خیلی مسائل و مشکلات پیش بیاد که نیاز به حل کردنش باشه، یا ممکنه بخوایم با سرکار گذاشتن یکی باهاش شوخی کنیم، یا بخوایم یه مسئله نارحت کننده رو با یکی درمیون بزاریم. اما باید توجه داشته باشیم که هرکدوم از این کارها رو به هیچ عنوان نباید توی لحظات مهم و خوش یک نفر انجام بدیم. لحظات خوش تو دنیا معمولا کوتاه و ناب هستن، اما حل کردن خیلی از مسئله ها رو تو هر وقتی میشه انجام داد یا حداقل میشه کمی به تاخیر انداخت، اما لحظات خوش به خصوص که در یک وقت مشخص باشه قابل تکرار و جبران نیست، به همین خاطر اگر نتونیم نفس خودمون رو تو چنین شرایطی کنترل کنیم ممکنه تبدیل به سازنده بدترین خاطرات برای نزدیک ترین افراد زندگیمون بشیم.
از یحیی بن ابیکثیر روایت شده که مردی سوار الاغ بود، الاغ تکان خورد و مرد گفت: هلاک شوی ای الاغ. فرشته سمت راست گفت: این که حسنهای نیست تا بنویسم. فرشته سمت چپ گفت: این که گناهی نیست تا بنویسم. پس خداوند به فرشته سمت چپ وحی کرد: آنچه فرشته سمت راست رها کرد، تو بنویس، پس در نامه گناهان ثبت شد: هلاک شوی ای الاغ. جامع العلوم والحكم، ص ٣٠٧ پ.ن: گاهی آدم فکر میکنه چون جملهای که گفت نه دروغه، نه غیبته، نه آزار به کسیه، پس مشکلی نداره. ولی زبان میتونه آدم رو به گناه بکشونه حتی وقتی طرف مقابلش یه حیوون باشه. چون مسئله فقط آسیب رسوندن به دیگران نیست، مسئله اینه که زبانت به شکایت و نفرین و ناسپاسی عادت نکنه.