tgindex
قلبی آرام

قلبی آرام

Статистика
@Qalb_e_Aramперсидский

کوه‌یم و تماشاگرِ رقصیدن رودیم...

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
7
Всего постов
122
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
535
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
38
40 постов
Вовлечённость
7,1%
к подписчикам
Постов в день
1,0
всего 122
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
20
1/48двое суток
22
1/72трое суток
24

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • #فرح

  • گاهی درد به جایی می‌رسد که نه سخن مرهمش می‌شود، نه آغوشی پناهش؛ آدم می‌ماند و دلی که فقط یک نام را بلد است: خدا… همان‌که گره‌هایی را باز می‌کند که هیچ دستِ دیگری به آن نمی‌رسد. #درد

  • «پایانِ غرور» ﴿فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَرْكُضُونَ﴾ «پس هنگامی که عذاب ما را احساس کردند، ناگهان از آن شهر پا به فرار گذاشتند.» چه لحظهٔ تکان‌دهنده و رسواکننده‌ای! تمام عمر، با غرور و تکبر بر زمین راه می‌رفتند؛ در کاخ‌ها و منصب‌هایشان به خود می‌بالیدند و گمان می‌کردند قدرتشان جاودانه است. اما همین که نخستین نشانه‌های عذاب الهی را احساس کردند، همهٔ آن شکوه و هیبت فرو ریخت؛ نقاب‌ها کنار رفت و آن گردن‌فرازان، به انسان‌هایی هراسان تبدیل شدند که تنها راه نجات را در فرار می‌دیدند. سپس این ندای سرزنش‌آمیز و تحقیرکننده به گوششان می‌رسد: ﴿لَا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَىٰ مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ﴾ «فرار نکنید! به همان نعمت‌ها و رفاهی که در آن غرق بودید و به خانه‌هایتان بازگردید، شاید باز هم از شما چیزی بخواهند.» این ندا، از خودِ عذاب نیز دردناک‌تر است؛ زیرا عذابِ تحقیر و سرزنش است. «کجا می‌گریزید؟! بازگردید به همان نعمت‌ها و رفاهِ غرق‌کننده، به همان کاخ‌ها و خانه‌های مجللتان؛ شاید باز هم اطرافیان و خدمتکارانتان برای گرفتن بخشش و عطا نزد شما بیایند، همان‌گونه که روزی چنین می‌کردند!» چه تصویر کوبنده‌ای! در یک لحظه، خداوند پوچیِ دنیایی را آشکار می‌کند که انسان، آخرتش را به بهای آن فروخته است. خانه‌هایی که با ظلم و سرکشی بنا شده بودند، اکنون خود به گواهانی علیه صاحبانشان و صحنهٔ رسوایی آنان تبدیل شده‌اند. ﴿سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾ «خدا آنان را به استهزا می‌گیرد و برایشان عذابی دردناک است.»

  • رمز آشنایی معنی هرخیره سر نباشد طبع سلیم فضل است، ارثِ پدر نباشد #بیدل

  • آدم متعصب

  • بعضی آدم‌ها نه از یاد می‌روند، نه می‌شود دوباره به سمت‌شان رفت؛ می‌مانند جایی میانِ خاطره و سکوت، جایی که دلتنگی هست، اما راهی برای نزدیک شدن نیست. شب که می‌رسد، سکوت طولانی‌تر می‌شود؛ تا صبح چشم به راهِ خبری می‌ماند، اما هیچ… نه خبری، نه کلمه‌ای، نه نشانی از آرامش. و چه سنگین است دلتنگی‌ای که حتی حقِ پرسیدنِ یک خوبی؟ را هم از آدم می‌گیرد. #شب

  • #وطن

  • اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ عَلَي آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَي اِبْرَاهِيْمَ وَ عَلَي آلِ اِبْرَاهِيْمَ اِنَّكَ حَمِيْدٌ مَّجِيْد. اَللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ عَلَي آلِ مَحَمَّدٍ كَمَا بَارَكْتَ عَلَي اِبْراهِيْمَ وَ عَلَي آلِ اِبْراهِيْمَ اِنَّكَ حَمِيْدٌ مَّجِيْد

  • без подписи

  • فشار بی پولی چه بلایی سر مغز می‌آورد ؟ ➕استرس مزمن می‌تواند باعث التهاب شود و بخشی از ظرفیت شناختی مغز را که باید صرف پردازش‌ موارد دیگر شود، درگیر کند.نتایج پژوهشی تازه نشان می دهد، استرس ناشی از فقر می‌تواند آسیب‌هایی بلندمدت به مغز وارد کند.در این پژوهش که نتایج آن هفته گذشته منتشر شد، دانشمندان بریتانیایی گروهی متشکل از بیش از دو هزار و ۷۰۰ نفر را بررسی کردند که همگی در مارس ۱۹۴۶ متولد شده‌اند و اکنون ۸۰ سال دارند. این افراد پذیرفته بودند که وضعیت سلامتی و شرایط اجتماعی‌شان طی سال‌های متمادی پیگیری شود. محققان دریافتند افرادی که از اواسط دهه ۲۰ تا اوایل دهه ۵۰ زندگی خود، جزو ۲۰ درصد کم‌درآمد این گروه قرار داشتند، در میانسالی آزمون‌های شناختی را با سرعت کمتری انجام می‌دادند و در آزمون‌های حافظه نیز امتیازهای پایین‌تری می‌گرفتند. همچنین افرادی که در اواخر دهه ۳۰ یا در دهه ۴۰ زندگی خود دست‌کم دو بار به پژوهشگران گفته بودند در پرداخت صورت‌حساب‌هایشان مشکل دارند، در سال‌های بعد عملکرد ضعیف‌تری از خود نشان دادند. در این مقاله‌ که در نشریه علمی نوآوری در سالمندی (Innovation in Aging) منتشر شد، آمده است که آثار منفی بر سلامتی مغز حتی وقتی پژوهشگران کوشیدند عواملی چون محرومیت‌های دوران کودکی و تفاوت‌های مربوط به میزان تحصیلات و توانایی‌های شناختی افراد در کودکی را کنترل کنند، نیز در داده‌ها مشاهده می‌شد که نشان می‌دهد فشار مالی انباشته‌شده در دوران بزرگسالی عامل ایجاد تغییرات مغزی بوده است. البته سرعت افت توانایی‌های شناختی افراد گرفتار فشار مالی در سال‌های پایانی زندگی کمتر از همسالان برخوردارترشان بود. با این‌ حال، پژوهشگران احتمال دادند که دلیلش این باشد که آسیب اصلی پیش‌تر وارد شده بود و دیگر ظرفیت چندانی برای ازدست‌رفتن باقی نمانده است. به گفته ژاک ولز، یکی از نویسندگان این مقاله، آنچه این پژوهش را از مطالعات دیگری که آسیب‌های شناختی ناشی از فشار مالی را نشان داده‌اند، متمایز می‌کند، دسترسی به اطلاعات چندین دهه از زندگی شرکت‌کنندگان است، نه صرفا اطلاعات مقطعی خاص. ولز، جامعه‌شناس و پژوهشگر داده‌های اجتماعی دردانشگاه کالج لندن، در مصاحبه‌ای گفت این پژوهش نتوانست به‌طور دقیق مشخص کند چه میزان از آسیب واردشده به مغز افراد فقیر مستقیم ناشی از فشار مالی بود که می‌تواند التهاب زیان‌بار ایجاد کند و بخشی از ظرفیت ذهنی را که در حالت عادی صرف فرایندهای دیگر می‌شود، به خود اختصاص دهد. همچنین مشخص نیست چه میزان از این آسیب‌ها ناشی از رفتارهایی مانند سیگار کشیدن و نوشیدن الکل بود که احتمال بروز آن‌ها در میان افراد فقیر بیشتر است.با این‌ حال گفت نتایج قویا نشان می‌دهند که این فقر بوده که بر مغز اثر گذاشته است، نه اینکه مشکلات مغزی افراد را به فقر کشانده باشد، زیرا تغییرات مغزی تا پیش از ورود شرکت‌کنندگان به دهه ۵۰ زندگی آشکار نشده بود. ولز گفت: «کاری که توانستیم انجام دهیم، اثبات وجود رابطه‌ای علی و معلولی میان فشار مالی و سلامتی مغز بود. ما شاخص‌هایی از سلامتی مغز مانند سرعت خواندن، سرعت محاسبه و اسکن‌های مغزی را در اختیار داریم. این‌ها نشانه‌های زیستی روشنی‌اند که نشان می‌دهند در طول زندگی اتفاقی رخ داده است.» او گفت این پژوهش به‌روشنی نشان نمی‌دهد افرادی که با فقر دست‌وپنجه نرم می‌کنند، برای محافظت از مغز خود چه اقدام‌هایی می‌توانند انجام دهند. با این‌ حال، به اعتقاد او این یافته‌ها به تصمیم‌گیرندگان سیاسی پیام می‌دهند که کاهش فقر می‌تواند به کاستن از مشکلاتی مانند زوال عقل در سال‌های بعد نیز کمک کند، زیرا فشار مالی فضای بسیار زیادی از ذهن را اشغال می‌کند. با این حال آرلین جرونیموس، استاد دانشگاه میشیگان که در این پژوهش مشارکت نداشت، پس از مطالعه نتایج، این پرسش را مطرح کرد که آیا ممکن است افرادی که به شدیدترین عوارض جسمی ناشی از استرس مانند بیماری‌های قلبی و سرطان، مبتلا شده بودند، پیش‌تر و در دهه ۵۰ یا ۶۰ زندگی خود جان باخته باشند؟ جرونیموس که تحقیقاتش بر تاثیر فرسایشی تبعیض بر بدن انسان متمرکز است، معتقد است ارتباطی که این پژوهش میان فشار مالی و توانایی‌های شناختی ترسیم می‌کند، بیش از اندازه ساده‌سازی شده است. او گفت: «نباید تصور کنیم که مسئله صرفا به پول مربوط می‌شود. این پژوهش در واقع به نابرابری‌های اجتماعی‌ اشاره دارد که به سلامتی مغز آسیب می‌زنند.»

  • قلبی آرام pinned «هیچ‌گاه عامه پسند نبوده‌ام، به جزئیات توجه می‌کنم، جمعیت و شلوغی خسته‌ام می‌کند، با ادم‌های انگشت شماری در ارتباطم، با این حال میان کتاب‌هایم با هزاران انسان زیسته‌ام. من برای مرگ کسانی گریسته‌ام که هیچ‌گاه حضور مادی نداشته، اند. صدای باران، رعد وبرق،…»

  • هیچ‌گاه عامه پسند نبوده‌ام، به جزئیات توجه می‌کنم، جمعیت و شلوغی خسته‌ام می‌کند، با ادم‌های انگشت شماری در ارتباطم، با این حال میان کتاب‌هایم با هزاران انسان زیسته‌ام. من برای مرگ کسانی گریسته‌ام که هیچ‌گاه حضور مادی نداشته، اند. صدای باران، رعد وبرق،…

  • هیچ‌گاه عامه پسند نبوده‌ام، به جزئیات توجه می‌کنم، جمعیت و شلوغی خسته‌ام می‌کند، با ادم‌های انگشت شماری در ارتباطم، با این حال میان کتاب‌هایم با هزاران انسان زیسته‌ام. من برای مرگ کسانی گریسته‌ام که هیچ‌گاه حضور مادی نداشته، اند. صدای باران، رعد وبرق، باد... برای من ملاک زنده بودن است. من از نواندیشان سبک مغز متنفرم، با این حال با کهنه فکران هم هم‌اهنگ نیستم، گاهی کاسه‌ی صبرم کفاف عمر می‌دهد و گاه نخِ آن با اندک کشیدنی وا می رود. من، متعلق به هیچ یک از طایفه‌ی تاریخ نیستم. به قول معروف « من همان تافته‌ی جدا بافته‌ام» #فرح

  • انسان نسبت به نعمت‌های زیادی که او را احاطه کرده است، نابینا می‌ماند و اما با دقت به دردها خیره می‌شود! 🤍

  • حال و هوای روزهای هفته ✔️اگر از بیشتر مردم بپرسید کدام روز هفته را بیشتر دوست دارند، احتمالا پاسخشان پنجشنبه یا جمعه خواهد بود و اگر بپرسید کدام روز سخت‌تر می‌گذرد، بسیاری از شنبه نام می‌برند. مطالعات گسترده در روان‌شناسی، علوم رفتاری و اقتصاد رفتاری نشان می‌دهد که خلق‌وخو و احساس رضایت افراد در طول هفته واقعا یکسان نیست. تفاوت اصلی، نه میان نام روزها، بلکه میان روزهای کاری و روزهای تعطیل است. ➕الگوی رایج هفته - شنبه؛ آغاز فشار روانی برای بسیاری از افراد، شنبه دشوارترین روز هفته است. بازگشت به محل کار یا دانشگاه، افزایش مسئولیت‌ها، پایان آزادی تعطیلات و پیشِ رو بودن یک هفته کاری، همگی می‌توانند باعث کاهش نسبی خُلق، افزایش استرس و افت انگیزه شوند. - یکشنبه و دوشنبه؛ بازگشت به ریتم طبیعی پس از شوک آغاز هفته، ذهن و بدن به برنامه روزانه عادت می‌کنند. تمرکز، نظم ذهنی و احساس تسلط بر کارها معمولا افزایش می‌یابد و بسیاری از افراد در این روزها بهره‌وری بیشتری را تجربه می‌کنند. - سه‌شنبه و چهارشنبه؛ ثبات نسبی در میانه هفته معمولا نه فشار آغاز هفته وجود دارد و نه هیجان تعطیلات. به همین دلیل، بسیاری از افراد در این روزها از نظر روانی متعادل‌تر هستند و عملکرد شناختی و تصمیم‌گیری پایدارتری دارند. - پنجشنبه؛ آغاز احساس پاداش حتی اگر پنجشنبه برای بسیاری از افراد همچنان روز کاری باشد، نزدیک شدن به تعطیلات، امید به استراحت، دیدار خانواده یا انجام فعالیت‌های دلخواه، خُلق مثبت را افزایش می‌دهد. روان‌شناسان این پدیده را "اثر انتظار" می‌نامند؛ یعنی لذت بردن از یک رویداد، حتی پیش از آنکه اتفاق بیفتد. - جمعه؛ بیشترین احساس آزادی برای بیشتر افراد، جمعه خوشایندترین روز هفته است. نکته جالب اینجاست که برای بسیاری از افراد، پنجشنبه حتی از جمعه هم دوست‌داشتنی‌تر است. دلیلش این است که ذهن انسان فقط در "امروز" زندگی نمی‌کند؛ بخشی از احساسات ما از آینده‌ای می‌آید که انتظارش را می‌کشیم. پنجشنبه، هم لذت همان روز را دارد و هم نوید یک روز تعطیل را. اما جمعه، به‌ویژه از عصر به بعد، برای برخی افراد با نزدیک شدن به شنبه و آغاز هفته کاری، رنگی از نگرانی و دلشوره به خود می‌گیرد. به همین دلیل، روان‌شناسان معتقدند احساس ما نسبت به روزهای هفته، بیش از آنکه محصول خودِ روزها باشد، بازتاب انتظارات ما از روزهای پیشِ روست ➕اما چرا چنین تفاوتی میان روزهای هفته ایجاد می‌شود؟ پژوهش‌ها چند دلیل اصلی را معرفی می‌کنند: - احساس کنترل بیشتر بر زمان و انتخاب فعالیت‌ها در روزهای تعطیل. - افزایش تعامل با خانواده، دوستان و روابط اجتماعی باکیفیت. - کاهش فشارهای شغلی، تحصیلی و مسئولیت‌های روزمره. - بهتر شدن کیفیت یا مدت خواب در تعطیلات. - اثر "انتظار روانی"؛ یعنی خوشحال شدن از نزدیک شدن به تعطیلات و مضطرب شدن از نزدیک شدن به آغاز هفته کاری. - باورها و انتظارات فرهنگی؛ از کودکی می‌آموزیم که جمعه روز خوبی است و شنبه روز سختی است و همین انتظار می‌تواند تا حدی تجربه واقعی ما را نیز شکل دهد. البته این الگو برای همه یکسان نیست. افرادی که برنامه کاری انعطاف‌پذیر دارند، بازنشسته‌اند، شیفتی کار می‌کنند یا از شغل خود رضایت بالایی دارند، معمولا نوسان خُلق کمتری در طول هفته تجربه می‌کنند. به همین دلیل، پژوهشگران امروز معتقدند مشکل اصلی شنبه یا هر روز دیگری نیست؛ بلکه میزان آزادی، کیفیت محیط کار، روابط اجتماعی و احساس کنترل ما بر زندگی است. ➕راه‌کارهای عملی برای کاهش استرس جمعه‌ها - تا عصر جمعه، ذهنتان را از فکر کردن به هفته آینده دور نگه دارید. نگرانی را به یک زمان مشخص (مثلا نیم ساعت عصر) موکول کنید. - شنبه را از قبل برنامه‌ریزی کنید. پنجشنبه یا نهایتا صبح جمعه، لباس، وسایل، برنامه و اولویت‌های شنبه را آماده کنید. - برای عصر جمعه یک برنامه لذت‌بخش ثابت داشته باشید. مثلا پیاده‌روی، دیدن یک فیلم، بازی با فرزندان، دیدار دوستان یا مطالعه یک رمان. مغز به داشتن "پاداش" در پایان تعطیلی نیاز دارد. - ساعت خواب را خیلی به هم نزنید. - شنبه را سبک شروع کنید. اگر اختیار دارید، سخت‌ترین جلسه یا دشوارترین کار را برای اولین ساعات شنبه نگذارید. آغاز آسان‌تر، ذهن را آرام‌تر می‌کند. - کمی فعالیت بدنی داشته باشید. حتی ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پیاده‌روی یا ورزش سبک می‌تواند اضطراب و نشخوار ذهنی را کاهش دهد. - شنبه را با یک لذت کوچک آغاز کنید. مثلا صبحانه محبوب، قهوه یا چای مورد علاقه، موسیقی دلخواه یا دیدار کوتاه با یک همکار صمیمی. - در روزهای کاری نیز زمانی برای استراحت، ارتباط با عزیزان، فعالیت‌های لذت‌بخش و اختیار بیشتر بر برنامه روزانه خود ایجاد کنیم، فاصله احساسی میان شنبه و جمعه نیز کمتر خواهد شد. جامعه‌ای بهتر بسازیم