راه تعالی و توسعه
Статистикаحرف ربط میانِ «تعالی» و «توسعه» باید همین «واو عطف و وصل» باشد.
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 8
- Всего постов
- 106
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 29
- 1/48двое суток
- 33
- 1/72трое суток
- 35
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
عاشق ریشه باشیم نه شاخ و برگ! 💥@rraavvaann
برتری #خرد یا #عقل بر هوش را با مثالی گویا و به زبانی ساده بشنویم و بیندیشیم. حکمت عمیقی که استادان کهن مانند سنتزو و لائوتزو بیان کردهاند را این بار با صدا و ترجمهی عادل فردوسیپور از کتاب رولف دوبلی بشنویم، بیندیشیم و در کار گیریم.
راههای دسترسی در 👇 https://t.me/HalajMonaghesat/7315
معرفی کتاب «گفتوگو و تصمیمگیری گروهی» و شکلگیری کتاب به روایت نویسنده در وبگاه کانون گفتوگو منتشر شد. (۹۸۸ کلمه، ۵ دقیقه) در پیوند👇 https://share.google/eH3r07EfSX15FDzyf شما هم میتوانید با بازنشر این فرسته در ترویج تعالی و توسعه مشارکت کنید. .
فکر کنم بهترین جای تهران رو پیدا کردم. اینجا حیوون هایی دیدم که فکر نمیکردم هیچ وقت در ایران ببینم. تحت نظر مدیریت جدید، آکواریوم پارک شهر واقعا شکوفا شده. لینک اینستاگرام آکواریوم پارک شهر: https://www.instagram.com/cityparkaquarium?igsh=NHZ3Y3ZxcHRzNHQ= لینک تلگرام آکواریوم پارک شهر: https://t.me/cityparkaquarium https://t.me/ArashHallajNaturalism
📚 کتاب، شاید آرامترین ابزار بشر برای تغییر جهان باشد. 📖 ۹ آگوست، روز جهانی عاشقان کتاب، از شما و با شما مبارک میشود.
فیلم از طرف Omid
📆 گرچه در تقويمها ۱۷ مرداد را «روز خبرنگار» نوشتهاند، اما هر روز، روز خبرنگار است. البته كدام #خبرنگار است كه شايسته است همهی روزها را به نامش مُزيّن كنيم؟ ✅ كسی كه توانايی و امكان #بيان را به #شغل فرونكاهد، بلكه به #حرفه ارتقا و اعتلا بدهد. ✅ كسي كه درست بر خلاف ضربالمثل رايج، اولا میكوشد که #حرف_مفت نزند و ثانیا در بسياری موارد، بدونِ طمعِ مزد و بلكه #مفتی_حرفمیزند. زيرا ✅ چنین کسی گرچه برای كارش پول میگيرد، اما برای پول كار نمیكند. اين انسان، ✅ كسی است كه رسالتِ #بيانِ اخبار، گزارشها يا تحلیلها و گسترش آگاهیها، از درونِ وجدانش میجوشد و سرمیزند. ✅ اين خبرنگارِ شريف كيمياگری است كه مِسِ مهارت و امكانِ بيان را با اكسيرِ دلیری و مسئوليتپذيري به طلای اصلاحگری و توسعهجویی تبدیل میسازد. ✅ در حقیقت بيان و قلمِ چنين انسان شريفی، حتی بهتر و فراتر از طلا است و بلكه مقدسترين ابزار آدمی در همهی اعصار بودهاست؛ توتمِ راهيان آگاهی و آزادی در همهی اعصار بودهاست. ✅ این #قلم، نمادِ بارز و كهنِ مهارت و دلیریِ #بيان است كه حتی خدای محمد(ص) به آن سوگند دادهاست. ✅ معنای راستينِ پاسداری از حرمتِ #قلم، در عمل این انسان رخ میدهد؛ با حفظ #شرافت_حرفهای و ايفای #رسالت_انسان_تعالیجو. ✳️ همين معنا، در فايلهای صوتی زير، بهزيباییِ تمام بیان شدهاست. برای هرکسی که قادر باشد: آزاد از حُبّ و بُعضِ اشخاص و نامها، به عمقِ معنای «سخنها» بيانديشد👇 https://t.me/HalajMonaghesat/857 🎧 https://t.me/HalajMonaghesat/858 🎧 https://t.me/HalajMonaghesat/856 🗓 🌞 هر روز، روز چنين شیرزنان و شیرمردانی است که جامعهی بشری وامدار کیمیاگری آنان است. شیرزنانی که در بند و اسارت نیز شیر هستند. 👈 شما هم بازنشر کنید با یاد همهی آنان که قلمی يا قدمی در راه تعالي و توسعه برداشتهاند. 🇮🇷
📜 حقوق فعالان اقتصادی در معاملات بخش عمومی 📚 سند پیشنویس شرح ۲۹ حق همراه با استنادات قانونی هر حق ✅ نوشتار کامل در قالب پی.دی.اف
آسـانـگـر (مدیر جلسهی تصمیمگیری گروهی) باید پیوسته ظاهر بیطرف خود را حفظ کند. این قاعده برای آنکه تصمیمگیری بهراستی – و نه بهظاهر – گروهی بشود، و برآمده از ارادهی جمعی باشد، کاملا ضروری است. ما ایرانیان چقدر مثالهای نقض این قاعده و جانبداری آسانگر را شاهد هستیم؟ این قاعده یا بـنـدوبـسـت (Discipline) در گفتار دوم از کـتـاب گفتوگو و تصمیمگیری گروهی* بیان و معرفی شدهاست، این بندوبست بنیادی، در مواردی مانند متن کتاب اصلی رابرترولز (ویرایش دوازدهم نسخهی انگلیسی) به این صورت بیان شدهاست: The law relating to chair’s appearance of impartiality باید حواسمان باشد: هماندیشیِ سنجشگرانه و نیز تصمیمگیریِ گروهیِ سنجشگرانه نیازمند بندوبستهای اثربخش و کارآ است. در ترویح و آموزش بندوبستهای تصمیمگیری سنجشگرانه مشارکت ورزیم. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *) حلاج، ش. (۱۴۰۴). گفتوگو و تصمیمگیری گروهی. نشر دانشبنیاد 👈 راههای تهیهی کتاب در تهران، تبریز، مشهد و دیگر نقاط کشور از #کتاب_گفتوشنود ۱۱۲ 📯 در نشر و بازنشر مهارتها و قواعد آزادی و دموکراسی مشارکتکنیم. 🇮🇷 .
🔴مصطفی ملکیان: 🔹علامه طباطبایی درباره دوستی نکتهای لطیف داشتند. میگفتند دوستی مانند لقمهای غذاست؛ یکی دو بار اول، انسان با آگاهی آن را میجود، اما از جایی به بعد، بلعیدن آن ناخودآگاه میشود. ویژگیهای اخلاقی دوست نیز همینگونه است؛ ابتدا فقط خوبیها یا بدیهای او را میبینیم، اما پس از مدتی، همان ویژگیها آرامآرام در وجود ما نفوذ میکند، بیآنکه خودمان متوجه شویم. @mostafamalekian
*ایران *زبان فارسی ما دارد خفه میشود! نه با گلوله، نه با سانسور... که با واژههایی که از دهان جوانان بیرون میریزد و بوی بیریشگی میدهد.* دیگر کسی نمیگوید «زمان»، میگوید «تایم. نمیگوید «باشه»، میگوید «اوکی». «نشانی» شده «آدرس» «فشار روانی» شده «استرس» «خطر» شده «ریسک» «شگفتی» شده «سورپرایز» «نظر» شده «کامنت» «بازخورد» شده «فیدبک» «طرح» شده «پروژه» «گروه» شده «تیم »، «طراحی» شده «دیزاین» «فراگیر» شده «ترند» «هدف» شده «تارگت» «آغاز» شده «استارت» «پایان» شده «فینیش» «رایگان» شده «فری» «ویژه» شده «پریمیوم» «مکان» شده «لوکیشن» «پوشه» شده «فولدر» «پرونده» شده «فایل» «پخش» شده «پلی» «مکث» شده «پاز» «واکنش» شده «ریاکشن» «متن» شده «تکست» «رنگ» شده «کالر» «قلمنوشت» شده «فونت» «زمینه» شده «تم» «داده» شده «دیتا» «برخط» شده «آنلاین» «خارج از خط» شده «آفلاین» «فشردن» شده «کلیک» «بازدید» شده «ویو» «پاسخ» شده «ریپلای» «کاوش» شده «اکسپلور» «سبک» شده «استایل» «عملکرد» شده «پرفورمنس» «حذف» شده «دلیت» «رونویسی» شده «کپی»، «نوشته» شده «پست» «پسند» شده «لایک» «داستان» شده «استوری» «جعلی» شده «فیک» «بینقص» شده «پرفکت» و............................... و همه اینها را با افتخار میگویند. با ادای «باوقار بودن». انگار هر واژهٔ بیگانه، نشان تمدن است و هر واژهٔ فارسی، نشانهٔ عقبماندگی. اما این، عقبماندگی نیست. این، خودباختگی است. این، مرگ تدریجی عزت است. زبان، فقط ابزار حرف زدن نیست. زبان، حافظهٔ جمعی ماست. زبان، خاکریز فرهنگ است. وقتی واژههای مان را مفت میفروشیم یعنی سنگرمان را واگذار کردهایم. خطاب به جوانان، به نسل آینده تو که گوشی هوشمند داری تو که در شبکههای اجتماعی مینویسی تو که با دوستانت حرف میزنی... بدان که هر واژهای که به کار میبری، یا سنگر است، یا شکاف. اگر «شگفتی» را با «سورپرایز» عوض کنی اگر «نشانی» را با «آدرس» عوض کنی اگر «باشه» را با «اوکی» عوض کنی داری سنگر را واگذار میکنی. داری به بیگانگی خوشآمد میگویی. داری به فراموشی لبخند میزنی. و این، نه باکلاسی است، نه جهانی شدن. این، خودکشی فرهنگی است. یادآوری بزرگان ادب فارسی فردوسی، هزار سال پیش گفت: «زندهام با زبان و با سخن، مردهام بیزبان، بیوطن.» سعدی، با واژههای فارسی، انسان را به اخلاق رساند. حافظ، با زبان فارسی، عشق را جاودانه کرد. مولوی، با واژههای فارسی، عرفان را جهانی کرد. خیام، با زبان فارسی، فلسفه را به کوچهها آورد. نظامی، با واژههای فارسی، داستان را به شعر بدل کرد... و حالا ما، وارثان این زبان داریم آن را با «ریاکشن» و «فیدبک» خفه میکنیم. زبان فارسی، مجروحی است که هنوز زنده است. اگر امروز از آن دفاع نکنیم فردا دیگر چیزی برای دفاع باقی نمیماند. نه شعر نه اندیشه نه عزت. برگردیم. نه فقط به گذشته به ریشه... سیدرضاحسینی، رییس انجمن نویسندگان برتر
📝 همهی ما روی تخت پروکروست #امید_فاخر پروکروست (#پروکروستس)، راهزن اسطورهای یونان، تختی آهنی داشت. هر مسافری که از راه میرسید، باید دقیقاً هماندازهی آن تخت میشد؛ اگر بلندتر بود، پاهایش را میبرید و اگر کوتاهتر بود، بدنش را میکشید. مساله، انسان نبود؛ مساله این بود که انسان باید خود را با تخت تطبیق میداد. این اسطوره، بیش از هر زمان دیگری، روایت جهان امروز است. در سطح سیاسی، بسیاری از حکومتها، احزاب و ایدئولوژیها، هنوز رویای ساختن انسانهای هماندازه را در سر دارند. شهروند خوب، کسی است که مانند دیگران بیندیشد، همان را بگوید که مطلوب قدرت است و در چارچوب از پیش تعیینشده زندگی کند. هر صدای متفاوتی یا باید بریده شود یا آنقدر کشیده شود تا شبیه دیگران شود. تخت پروکروست، امروز نام دیگری دارد؛ یکسانسازی. اما این اسطوره فقط دربارهی سیاست نیست. در سطح فردی نیز ما خود، زندانبان یکدیگریم. شبکههای اجتماعی، فرهنگ موفقیت، مد، سبک زندگی و حتی روابط عاطفی، مدام از ما میخواهند شبیه الگویی از پیش ساخته باشیم؛ بدن، شغل، درآمد، سلیقه، عقیده و حتی احساساتمان باید مطابق استانداردی باشد که دیگران تعیین کردهاند. هر کس متفاوت باشد، یا حذف میشود یا به تمسخر گرفته میشود. تراژدی اینجاست که دیگر نیازی به پروکروست نیست؛ هر کدام از ما، تخت پروکروست خود را با خود حمل میکنیم. دیگران را با معیارهای خود اندازه میگیریم و اگر در قالب ذهنی ما جا نشوند، تلاش میکنیم آنها را ببریم یا بکشیم؛ نه با شمشیر، بلکه با قضاوت، برچسب، تحقیر و طرد. شاید بزرگترین بحران جهان امروز وسواس یکسانسازی باشد؛ این تصور که همه باید یک شکل فکر کنند، یک شکل زندگی کنند و یک شکل موفق شوند. تمدن، از جایی آغاز میشود که تخت پروکروست را بشکنیم، نه انسانها را. زیرا جامعهای که تفاوت را تحمل نکند، دیر یا زود، انسانیت را نیز از دست خواهد داد.
عنوان سخنرانی آنلاین: نگاهی تکاملی به رابطهی حقوق و اخلاق زمان: شنبه، ۱۷ مرداد، ساعت ۱۹ تا ۲۱ جلسه رایگان، اما ثبتنام لازم است.👆 خلاصه: رابطهی حقوق و اخلاق معمولاً در قالب تقابل نظریهی حقوق طبیعی و پوزیتیویسم حقوقی و با پرسش از اعتبار قانون غیرمنصفانه بررسی میشود. این سخنرانی نشان میدهد که این چارچوب، مسئله را بیش از حد ساده میکند. از منظر تکاملی، اخلاق مجموعهای از هیجانها، هنجارها، استدلالها و بنیانهای اخلاقی است که انصاف صرفاً یکی از آنها، هرچند نزدیکترین آنها به حقوق، به شمار میآید. حقوق نیز نظامی چندلایه با کارکردهای متفاوت است. (جدا از خود تنوع قوانین، قواعد سهگانهی تشخیص، تغییر، و قضاوت هارت را به یاد آوریم.) از این رو، رابطهی حقوق و اخلاق یک نسبت واحد نیست، بلکه شبکهای پیچیده از تعاملات است که بدون اتخاذ رویکردی تکاملی و درزمانی نمیتوان آن را بهدرستی تحلیل کرد. بحث با تکامل اخلاق آغاز، و در ادامه نشان داده میشود که در چه برههای از تکامل اجتماعی در اروپا و برای حل چه مسالهی پوزیتیوسم حقوقی شکل گرفت و چرا در ادامه با مشکلاتی مواجه شد. هادی صمدی @evophilosophy
ملیت با اعمال شاقّه؛ تو برای وطن چه کردهای؟ ✍️ صابر معصومی 🔹در برخی کشورها، شهروندان دائماً با این پرسش مواجهاند: «نپرس وطن برای تو چه کرده است، بپرس تو برای وطن چه کردهای.» پاسخ به این پرسش، معمولاً یکی از این دو است: ◾️گروهی با شرم به یاد میآورند که کاری برای وطن نکردهاند. بدین ترتیب می کوشند حتی به قیمت آسایش، مال یا جانشان، کاری برای وطن کنند چرا که وطن خانه ماست و بیآن، هیچیم. ◾️گروهی دیگر اما میگویند: مگر وطن برای من چه کرده است که خود را بدهکار آن بدانم؟ مگر چه چیزی در این خاک متعلق به من است؟ من رعیتی بیش نیستم که از سر تصادف اینجا به دنیا آمدهام. اینجا ملک من نیست بلکه ملک صاحبان قدرت است. اگر قرار است کسی برای وطن از خود بگذرد، همان صاحبان قدرت این کار را بکنند. این پاسخ، هرچند کمتر با صدای بلند گفته میشود، اما برای بسیاری احساسی واقعی است. ❗️از نقلقولهای مجعول منسوب به مرحوم دکتر حسابی، یکی هم این است: «تعریف جهان سوم این است که اگر بخواهی برای وطنت کاری بکنی، باید از هست و نیستت بگذری.» طنز ماجرا اینجاست که اگرچه بسیاری این جمله را ساختگی میدانند، اما تجربه زیستهشان آن را واقعی احساس میکند. اما به گمان من، مساله نه پاسخ این سوال، بلکه خودِ سوال است. 🔸 جامعهای که در آن دائماً از شهروندان پرسیده شود «تو برای وطن چه کردهای؟»، احتمالاً در وضعیتی دائمی از بحران به سر می برد. جایی که بقا و امنیت کشور، همواره محتاج فداکاریهای فوقالعاده است که خود مستهلک کننده و نابود کننده نیرو و انرژی و وجدان جامعه است. در یک جامعه توسعهیافته، شهروند برای خدمت به وطن نیازی به قهرمان بودن ندارد. او با کار کردن، سرمایهگذاری، قانونمداری، نوآوری و تربیت نسل بعد، هر روز کشور را میسازد، بیآنکه کسی چنین سوالی از او بپرسد. در چنین جامعه ای، پرسشی چنان، امری بسیار بسیار نادر و مختص مواقع بحرانی است. 🔹از همین رو، پرسش اصلی این نیست که «ما برای وطن چه کردهایم؟» بلکه این است که آیا اساساً وطنی، به معنای یک دارایی و مفهوم مشترک، برای همه شهروندان ساخته شده است؟ آیا ساختار حکمرانی، مردم را صاحبان کشور میداند یا صرفاً خدمتگزاران و رعایا و جانفدایان آن؟ 🔸این، نه صرفا یک بحث سیاسی یا اخلاقی بلکه مسالهای بنیادین در توسعه است. توسعه، بیش از آنکه به منابع طبیعی یا فناوری وابسته باشد، به میلیونها اراده کوچک شهروندان در تصمیم به ماندن، سرمایهگذاری، نوآوری، اعتماد به آینده و مشارکت در سرنوشت جمعی وابسته است. این تصمیمها را نمیتوان با اجبار یا ایجاد حس شرمساری و بدهکاری در شهروند تولید کرد بلکه محصول این هستند که انسان احساس کند آینده کشور، آینده خود اوست. 🔹انسان برای چیزی سرمایهگذاری میکند که آن را از آنِ خود بداند. از خانه خود مراقبت میکند و در روز خطر از آن دفاع میکند. اما اگر احساس کند تنها مستأجر یا رعیت است، طبیعی است که مسئولیت خود را نیز محدود ببیند. مسئولیتپذیری، زاده احساس مالکیت است. ❇️شاید بنیادیترین تفاوت دولت توسعهگرا و دولت بحرانزده نیز همین باشد. دولت توسعهگرا از شهروند نمیپرسد: «برای وطن چه کردهای؟» بلکه ساختاری میسازد که شهروند، بیآنکه چنین پرسشی از او شود، هر روز برای وطن کار کند. ✳️ فداکاری، علت وطنسازی نیست، بلکه معلول وطنسازی است.
این سازوکار دایم در کارگاههای آموزشی چالش ایجاد میکند و مانع یادگیری شرکتکنندگان میشود. https://www.instagram.com/reel/DbTR6kPN_zX/?igsh=MTRlMG9wcDB4YzluOA==
https://www.asriran.com/fa/news/1181977/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%84-%D9%BE%D9%88%D9%BE%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%B3%D9%88%D9%81-%D8%B6%D8%AF-%DB%8C%D9%82%DB%8C%D9%86
*زبان فارسی ما دارد خفه میشود! نه با گلوله، نه با سانسور... که با واژههایی که از دهان جوانان بیرون میریزد و بوی بیریشگی میدهد.* دیگر کسی نمیگوید «زمان»، میگوید «تایم. نمیگوید «باشه»، میگوید «اوکی». «نشانی» شده «آدرس» «فشار روانی» شده «استرس» «خطر» شده «ریسک» «شگفتی» شده «سورپرایز» «نظر» شده «کامنت» «بازخورد» شده «فیدبک» «طرح» شده «پروژه» «گروه» شده «تیم »، «طراحی» شده «دیزاین» «فراگیر» شده «ترند» «هدف» شده «تارگت» «آغاز» شده «استارت» «پایان» شده «فینیش» «رایگان» شده «فری» «ویژه» شده «پریمیوم» «مکان» شده «لوکیشن» «پوشه» شده «فولدر» «پرونده» شده «فایل» «پخش» شده «پلی» «مکث» شده «پاز» «واکنش» شده «ریاکشن» «متن» شده «تکست» «رنگ» شده «کالر» «قلمنوشت» شده «فونت» «زمینه» شده «تم» «داده» شده «دیتا» «برخط» شده «آنلاین» «خارج از خط» شده «آفلاین» «فشردن» شده «کلیک» «بازدید» شده «ویو» «پاسخ» شده «ریپلای» «کاوش» شده «اکسپلور» «سبک» شده «استایل» «عملکرد» شده «پرفورمنس» «حذف» شده «دلیت» «رونویسی» شده «کپی»، «نوشته» شده «پست» «پسند» شده «لایک» «داستان» شده «استوری» «جعلی» شده «فیک» «بینقص» شده «پرفکت» و............................... و همه اینها را با افتخار میگویند. با ادای «باوقار بودن». انگار هر واژهٔ بیگانه، نشان تمدن است و هر واژهٔ فارسی، نشانهٔ عقبماندگی. اما این، عقبماندگی نیست. این، خودباختگی است. این، مرگ تدریجی عزت است. زبان، فقط ابزار حرف زدن نیست. زبان، حافظهٔ جمعی ماست. زبان، خاکریز فرهنگ است. وقتی واژههای مان را مفت میفروشیم یعنی سنگرمان را واگذار کردهایم. خطاب به جوانان، به نسل آینده تو که گوشی هوشمند داری تو که در شبکههای اجتماعی مینویسی تو که با دوستانت حرف میزنی... بدان که هر واژهای که به کار میبری، یا سنگر است، یا شکاف. اگر «شگفتی» را با «سورپرایز» عوض کنی اگر «نشانی» را با «آدرس» عوض کنی اگر «باشه» را با «اوکی» عوض کنی داری سنگر را واگذار میکنی. داری به بیگانگی خوشآمد میگویی. داری به فراموشی لبخند میزنی. و این، نه باکلاسی است، نه جهانی شدن. این، خودکشی فرهنگی است. یادآوری بزرگان ادب فارسی فردوسی، هزار سال پیش گفت: «زندهام با زبان و با سخن، مردهام بیزبان، بیوطن.» سعدی، با واژههای فارسی، انسان را به اخلاق رساند. حافظ، با زبان فارسی، عشق را جاودانه کرد. مولوی، با واژههای فارسی، عرفان را جهانی کرد. خیام، با زبان فارسی، فلسفه را به کوچهها آورد. نظامی، با واژههای فارسی، داستان را به شعر بدل کرد... و حالا ما، وارثان این زبان داریم آن را با «ریاکشن» و «فیدبک» خفه میکنیم. زبان فارسی، مجروحی است که هنوز زنده است. اگر امروز از آن دفاع نکنیم فردا دیگر چیزی برای دفاع باقی نمیماند. نه شعر نه اندیشه نه عزت. برگردیم. نه فقط به گذشته به ریشه...
видео или голосовое, без подписи