tgindex
Radio Honaragah Magazine

Radio Honaragah Magazine

Статистика
@RhagahИскусствоперсидский

مجله رادیویی هنرآگه

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
16
Всего постов
34
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 657
+68 за 3 дн.
Сутки
+4
+0,24%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
390
34 постов
Вовлечённость
23,5%
к подписчикам
Постов в день
2,3
всего 34
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
247
1/48двое суток
283
1/72трое суток
305

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • فیلم سینمایی کامیل کلودل را در تلگرام هنرآگه ببینید https://t.me/honaragah/14782

  • توصیه می کنم اول پادکست اسطوره پیگمالیون در ادبیات و هنر را گوش دهید و سپس اپیزود دوم پادکست های دوستی و روابط در هنر - کامی کلودِل و آگوست رودَن

  • دوستی و روابط در هنر-اپیزود دوم- کامی کلودِل و آگوست رودِن

  • اپیزود دوم از پادکست های دوستی و روابط در هنر

  • عصر بلوغ کامی کلودل (۱۸۶۴–۱۹۴۳) به این اثر در پادکست دوستی و روابط در هنر – اپیزود دوم- روایتی از عشق و رقابت کامی کلودِل و آگوست رودَن اشاره شده است. پس از جدایی کامی کلودل و رودن، رودن کوشید به‌طور غیرمستقیم به کلودل کمک کند و از طریق مدیر هنرهای زیبا، زمینه‌ی دریافت یک سفارش دولتی برای او را فراهم کرد. «عصر بلوغ» در سال ۱۸۹۵ سفارش داده شد و در سال ۱۸۹۹ به نمایش درآمد؛ اما در نهایت سفارش ساخت نسخه‌ی برنزی آن از سوی دولت انجام نشد و کلودل نیز مدل گچی اثر را تحویل نداد. سرانجام، کاپیتان تیسیر بود که در سال ۱۹۰۲ نخستین نسخه‌ی برنزی را سفارش داد. این گروه مجسمه‌سازی، تردید رودن میان معشوقه‌ی پیشینش ــ که سرانجام پیروز می‌شود ــ و کامی کلودل را به تصویر می‌کشد؛ کلودل در حالی که دست‌هایش را به سوی رودن دراز کرده، می‌کوشد مانع رفتن او شود. با این حال، فراتر از جزئیات زندگی شخصی هنرمند، کلودل اثری نمادین و تأمل‌برانگیز درباره‌ی روابط انسانی خلق کرده است. او خود را در این گروه مجسمه‌ها، در قالب پیکره‌ای که آن را «زن ملتمس» (The Imploring Woman) نامیده بود، وارد اثر کرد؛ پیکره‌ای که سویه‌ی تراژیک سرنوشت او را برجسته می‌کند. مرد، که سال‌های پایانی دوران بلوغ و جوانی خود را پشت سر می‌گذارد، به‌گونه‌ای سرگیجه‌آور به سوی پیری کشیده می‌شود، در حالی که دستی ناتوان را به سوی جوانی دراز کرده است. پیکره‌های برهنه در پارچه‌هایی شناور و مواج پیچیده شده‌اند؛ پارچه‌هایی که بر سرعت و شدت حرکت می‌افزایند. پل کلودل، برادر کامی، درباره‌ی این اثر گفته است: «خواهرم کامی، ملتمس، تحقیرشده و بر زانو؛ آن موجود باشکوه و مغرور... و آنچه درست در برابر چشمان شما از او ربوده می‌شود، روح اوست.» نکته مهم: این توضیح موزه اورسه، خوانش زندگی‌نامه‌ای اثر را می‌پذیرد، اما تأکید می‌کند که عصر بلوغ را نباید صرفاً به رابطه‌ی رودن و کلودل تقلیل داد؛ اثر در سطحی گسترده‌تر درباره‌ی زمان، پیری، فقدان، جدایی و ناتوانی انسان در متوقف کردن حرکت زمان نیز سخن می‌گوید.   منبع عکس ها و متن از سایت موزه اورسی پاریس است.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • عصر بلوغ اثری از کامیل کلودِل

  • без подписи

  • Pygmalion and Galatea پیگمالیون و گالاتئا Jean-Léon Gérôme  ژان لئوم ژروم اثر هنری که در پادکست به آن اشاره شده است.   بین سال‌های ۱۸۹۰ تا ۱۸۹۲، ژان-لئون ژروم چندین نسخهٔ نقاشی و مجسمه از مضمون «پیگمالیون و گالاتئا» خلق کرد؛ داستانی برگرفته از دگردیسی‌های اووید. در تمامی این آثار، لحظه‌ای به تصویر کشیده شده است که ونوس، الههٔ عشق، مجسمهٔ گالاتئا را به زندگی بازمی‌گرداند؛ در پاسخ به آرزوی پیگمالیون که همسری به زیبایی پیکره‌ای که خود ساخته بود داشته باشد. این اثر یکی از سه نسخهٔ شناخته‌شدهٔ رنگ‌روغن است که ارتباط نزدیکی با یک مجسمهٔ مرمرین چندرنگ (polychrome) از همین موضوع دارد؛ مجسمه‌ای که آن نیز به دست ژروم ساخته شده و امروزه در قلعهٔ هرست در سن‌سیمئون کالیفرنیا نگهداری می‌شود. در هر یک از این نقاشی‌ها، پیکرهٔ گالاتئا از زاویه‌ای متفاوت دیده می‌شود؛ گویی نقاش در حال نمایش مجسمه‌ای سه‌بعدی است که بیننده می‌تواند آن را از زوایای مختلف مشاهده کند. این تمهید، مرز میان نقاشی، مجسمه و واقعیت را عمداً مبهم می‌کند؛ گویی خود نقاش نیز مانند پیگمالیون، در تلاش است پیکره‌ای را از سطح تصویر به جهان واقعی وارد کند.

  • без подписи

  • رویا از مجموعه زن مثالی اثر کورش ادیم

  • پادکست تحلیل اثر هنری

  • فیلم باسکیا در تلگرام هنرآگه https://t.me/honaragah/14739

  • 6 авг.745728

    اپیزود اول از مجموعه دوستی ها و روابط در هنر

  • یکی قوطی سوپ را به‌جای نمایش گذاشت، دیگری خیابان را به‌جای بوم برداشت. یکی سکوت کرد و تکرار کرد، دیگری فریاد زد و رنگ ریخت. و در نقطه‌ای از نیویورکِ دهه‌ی هشتاد، این دو زبان، برای مدتی کوتاه، یک زبان شدند. اما پشتِ آن بوم‌های مشترک، چیزی بیش از یک همکاری ساده جریان داشت — حسادتی که هیچ‌کدام آشکارش نمی‌کردند، وابستگی‌ای که مرزش با سوءظن گم می‌شد، و سایه‌ی سنگین قدرتی که هیچ‌وقت واقعاً برابر نبود. اندی وارهول و ژان‌میشل باسکیا. استاد و شاگرد؟ رقیب؟ یا دو تنهاییِ هم‌زبان؟ این‌بار در رادیو هنرآگه، به عمق این رابطه رفته‌ایم؛ از لحظه‌ی آشنایی تا لحظه‌ای که یکی رفت و دیگری دیگر هرگز همان نشد. پادکست کامل را در کانال رادیو هنرآگه گوش بدهید 🎧

  • پادکست کوتاه در ستایش کاراواجو