ریشهها
Статистикаتلاشی کوچک برای نزدیک شدن به رگ و ریشههای روان؛ جاییکه بسیاری از دردها و رنجها پنهان شدهاند.
- Последний пост
- 12 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
شوخ طبعی یا Humour افکار و عواطف دردناک را سرسری میگیرد. مثال: سازگارانه- آقای 《ث》، در زمان اوج فروش شرکت اشتباهی ناراحتکننده مرتکب شد و بعد در مورد آن با ارباب رجوهایش به شوخی و مسخره صحبت میکرد. کمتر سازگارانه- خانم 《خ》 شکایت میکند که نامزدش هرگز نمیتواند در مورد مسئله مربوط به رابطهشان به صورت جدی حرف بزند و از هر چیزی جوک میسازد. 📚رواندرمانی تحلیلی ✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
تصعید یا Sublimation در علم فیزیک زمانی روی میدهد که یک عنصر، بدون تبدیل به حالت مایع، مستقیماً از حالت جامد به گاز تبدیل میشود. در روانتحلیلی تصعید زمانی اتفاق میافتد که یک فکر یا احساس ناراحتکننده به شکلی مفید و بدون نیاز به تغییر شکل، مستقیماً از ناخودآگاه به خودآگاه میرود؛ بنابراین، وقتی فرد میتواند احساس غضب را با نوشتن شعری در مورد خشم یا با رفتن به باشگاه ورزشی و مشت زدن به کیسهٔ بوکس تخلیه کند، عاطفه بدون نیاز به راهاندازی یک 《دفاع》 آشکار به طور کامل تخلیه شده است. تصعید اغلب متضمن نتیجهٔ مثبت و مفید است. مثال: خانم زاد برای خود این شرایط را فراهم کرده است که هر وقت در شغلش دچار دلسردی و کلافگی شد هنگام رسیدن به خانه وقت کافی برای دویدن داشته باشد. 📚رواندرمانی تحلیلی ✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
نوعدوستی یا Altruism عبارت است از خدمت کردن به دیگران بهعنوان روشی برای پرداختن به عواطف دردناک. مثال: سازگارانه- آقای 《ذ》 بعد از فوت پدرش به دلیل سرطان، بنیادی برای تامین مالی تحقیق در مورد سرطان تاسیس کرد. کمتر سازگارانه- خانم 《ض》 به جای مراقبت از خود، همهٔ وقتش را صرف مراقبت از حیوانات زخمی میکند. 📚رواندرمانی تحلیلی ✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
عملزدایی یا Undoing 《انجام دوبارهٔ》 ذهن است -احساسی غیرقابل قبول یا ناراحتکننده را معکوس میکند: مثال: خانم 《س》 در طول روز در مرحله کارش، سر همه را کلاه گذاشت و سپس به گدایی هزار تومان داد. 📚رواندرمانی تحلیلی ✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
سرکوب یا Suppression برخلاف واپسرانی، یک تصمیم خودآگاهانه برای بیرون کردن یک فکر یا عاطفه از ذهن است. اسکارلت اُهارا در رمان بر باد رفته میگوید:《 الان راجع بهش فکر نمیکنم، اگه الان بهش فکر کنم، ناراحتم میکنه》. این یک مثال کلاسیک سرکوب است. سرکوب نیز میتواند سازگارانه یا ناسازگارانه باشد. اگر فرد قبضهایش را برای ماههای متمادی از ذهنش بیرون کند، بدهیش بیشتر میشود؛ اما، توانایی به کناری گذاشتن نگرانیها، برای سلامت ذهن ضروری است. مثال: آقای 《الف، الف》 نگران مادرش است که بیماری آلزایمر پیشرونده دارد، اما وقتی که با دوستانش اوقات خوبی را میگذراند، میتواند این فکر را از ذهنش بیرون کند. 📚رواندرمانی تحلیلی ✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
واکنش وارونه یا Reaction Formation احساسات غیرقابل قبول را به شکل متضادش در میآورد. مثال: خانم 《ع》 در تلاش برای محافظت از خود در برابر خشمش از اینکه نوزاد پسرش شبها نمیخوابد، بیش از اندازه از او مراقبت میکرد. 📚رواندرمانی تحلیلی ✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
جنسی سازی یا Sexualization برای اجتناب از احساسات عمیق ناراحت کننده مسائل غیرجنسی را به مسائل جنسی تبدیل میکند. مثال: مونای۱۴ ساله، سردرگم از افسردگی مادرش، شروع به عشوهگری برای مربی ورزشش میکند. 📚رواندرمانی تحلیلی ✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
دلیلتراشی یا Rationalization با آوردن دلایل یا توجیهات خوب برای احساسات/ و یا موقعیتهای مشکلساز با احساسات غیرقابل قبول مواجهه میشود. مثال: آقای 《م》 از کارش اخراج شده است اما به زنش میگوید که این اتفاق خوبی بود زیرا او سالهاست که از کارش راضی نیست. 📚رواندرمانی تحلیلی ✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
جداسازی عاطفه یا Isolation of affect وقتی روی میدهد که ذهن عاطفه را واپس میراند اما فکر خودآگاه باقی میماند. این دفاع موجب میشود فرد عاری از احساسات به نظر برسد. مثال: آقای 《ک》 گفت، در مورد اینکه زنش به تازگی او را ترک کرده است هیچ احساسی ندارد. 📚رواندرمانی تحلیلی ✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
عقلانیسازی یا intellectualization از جانشین سازی تفکر بیش از حد با احساسات دردناک یا ناراحت کننده بهره میبرد. مثال: آقای 《ل》 که در پردازش احساس اضطراب به خاطر شروع درمان ناتوان است، ده کتاب در مورد روان درمانی میخواند و درمان را با درگیر کردن درمانگرش در بحثی در مورد نوروبیولوژی انتقال شروع میکند. 📚رواندرمانی تحلیلی ✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
جابهجایی یا Displacement ابژه یک آرزو یا احساساتی را با ابژه دیگری که احساسات قابل قبولتری دارد، عوض میکند. مثال: 《رامین》 از پدرش میترسد اما به جای آن، احساس میکند که از ناظم مدرسه میترسد. 📚رواندرمانی تحلیلی ✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
همانندسازی یا Identification همان دفاع 《راهش نبردی، به راهش برو》 است. در این دفاع به درونی کردن جنبههایی از فرد دیگر به احساساتی مثل حسادت و رقابت پرداخته میشود. در بسیاری از موارد، همانندسازی میتواند کاملاً سازگارانه باشد برای مثال هنگامی که یک فرد به شکلی ثمربخش با یک استاد کار میکند. همانندسازی بخش مهم و طبیعی از رشد در دوران نوجوانی است. مثال: 《آذین》 میگفت که دلش برای خواهرش که به دانشگاه رفته تنگ نشده است، اما شروع کرده بود به پوشیدن لباسهایی که خواهرش با خود نبرده بود دکتر 《ف》 متوجه شد که بیمارش موهایش را مدل او کوتاه کرده است. 📚رواندرمانی تحلیلی ✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
درود دوباره🤍 سختیهایی که این مدت متحمل شدیم، خارج از حد توان بودهاند و حتی نمیتوانیم آنها را بهراحتی در قالب کلمات بگنجانیم. این سختیها همچنان ادامه دارند و حتی مشخص نیست چه زمانی به پایان میرسند. در این مدت، اغلب درحال دوام آوردن بودهایم ؛ با خستگی، بیحوصلگی و حجم بسیاری از افکار و نگرانیهای مداوم که بهنوعی به ساکنان دائمی ذهن ما تبدیل شدهاند. آخرین بار اینجا از مکانیسمهای دفاعی صحبت کردیم. این مکانیسمها در این برهه، بیسروصدا به جلوگیری از فروپاشی ما کمک کردند و یکی از مهمترین چیزهایی بودند که برای دوام آوردن به آنها نیاز داشتیم؛ گاهی با بیحسی، گاهی با فاصله گرفتن و گاهی با ندیدن یا نشنیدن… فراموش نکنیم که نباید خودمان را سرزنش کنیم؛ اینکه خستهایم، آن آدمِ قبل نیستیم و برای مدتی طولانی در یک نقطه متوقف شدهایم، همه قابل فهماند. لازم نیست برای برگشتن به حالت قبل عجله کنیم. شاید همین که همچنان در این نقطه حضور داریم، خودش نوعی ادامهدادن باشد. امیدوارم روزهای روشنتری در انتظار همهٔ ما باشد. ✨️🌱
جسمانیسازی یا Somatization جسمانی سازی موجب میشود که افکار یا احساسات به صورت حسهای بدنی تجربه شوند. مثال: ماه مهر دردهای معده آقای 《ن》 شروع شد. وقتی درمانگرش از او پرسید که آیا این دردها میتواند به سالگرد مرگ زنش مربوط باشند، او متوجه شد که نزدیک شدن این سالگرد را کاملاً فراموش کرده بود. 📚رواندرمانی تحلیلی ✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
واپسروی یا Regression واپسروی وقتی روی میدهد که فرد به شیوههای قدیمی کارکرد برمیگردد تا از احساسات برانگیزاننده اضطراب اجتناب کند. افرادی که معمولاً کارکرد سطح بالا دارند ممکن است در دوران استرس از این دفاع استفاده کنند. مثال: خانم 《ط》 در رویارویی…
واپسروی یا Regression واپسروی وقتی روی میدهد که فرد به شیوههای قدیمی کارکرد برمیگردد تا از احساسات برانگیزاننده اضطراب اجتناب کند. افرادی که معمولاً کارکرد سطح بالا دارند ممکن است در دوران استرس از این دفاع استفاده کنند. مثال: خانم 《ط》 در رویارویی با چهار امتحان دانشکده پزشکی به خانه پدر و مادرش پناه میبرد؛ جایی که برایش غذا درست میکنند و لباسهایش را میشویند. 📚رواندرمانی تحلیلی ✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
آرمانیسازی یا Idealization آرمانیسازی و بیارزشسازی بیمارگونه نتایج طبیعی دونیمهسازی هستند. به یاد داشته باشید فردی که امروز آرمانیسازی میشود ممکن است فردا به راحتی بیارزش گردد. مثال: در خلال هفته ای در درمان، خانم 《د》 فکر میکرد که درمانگرش کاملاً او را میفهمد، در حالیکه شوهرش احمق است؛ هفته بعد وضعیت کاملاً برعکس شد. 📚رواندرمانی تحلیلی ✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
مکانیسم کنشنمایی این مکانیسم با به عمل درآوردن احساسات بدون آگاهی خودآگاهانه از آنها از احساسات دردناک و ناراحت کننده اجتناب میکند. مثال: اگرچه خانم 《ح》 میگوید که هیچ احساسی در مورد مرخصی زایمان درمانگرش ندارد، ولی در همین زمان در چندین کلاس یوگا ثبت نام میکند که امکان بازگشتش به جلسات معمول درمان را از او میگیرند. 📚رواندرمانی تحلیلی ✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
مکانیسم گسست این مکانیسم از طریق قطع کردن ارتباط خویشتن با جنبههایی از واقعیت موجود، از افکار و عواطف غیرقابل قبول اجتناب میکند. این امر میتواند شامل از دست دادن حس منسجمی از هویت، حافظه و توانایی درک حواس یا درک واقعیت موجود باشد. این نوع از دفاع نمونه بارزی از یک دفاع 《پربها》 است؛ زیرا برای اجتناب از تجربه یا خاطره آسیب سنگین، کارکردهای اصلی شناختی فدا میشوند. مثال: وقتی خانم 《و》 از مادرش کتک میخورد، وارد حالتی میشد که درد را احساس نمیکرد. بعدها در زندگی هر وقت شوهرش سر او داد میزد این حالت برای او اتفاق میافتاد. 📚رواندرمانی تحلیلی ✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
مکانیسم انکار انکار با رد کردن وجود احساسات غیرقابل قبول از فرد محافظت میکند. توجه داشته باشید که انکار میتواند بسته به میزان امتناع از واقعیت، دفاعی کمتر یا بیشتر سازگارانه باشد. مثال:آقای《ه》 با شکایت از آکنه نزد متخصص پوست رفت ولی معلوم شد که یک غده…