tgindex
آرشیو صوتی‌تصویری دانشگاه صنعتی شریف

آرشیو صوتی‌تصویری دانشگاه صنعتی شریف

Статистика

@SUT_Archives «اینجا ۱۹۸۴ جرج اورول نیست که بشود گذشته را نیست و نابود کرد؛ گویی از اساس نبوده و وجود نداشته. اگر آدمی از حافظه ما پاک شود، پاک‌کن را نباید بازخواست کرد؛ آن چیزی که باید جواب پس بدهد جوهریست که انسانیت را این‌قدر رقیق نگاشته.» نقطه‌سرخط ۲۵

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
26
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
861
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 722
24 постов
Вовлечённость
200,0%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 26
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
393
1/48двое суток
450
1/72трое суток
485

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 13 авг.4141910

    «دانشگاه مردمی» 🔻از شماره ۷۳ نشریه شورا، ۱۰ دی ۱۴۰۴ ورودی جعلی مهندسی کامپیوتر ۹۷ - در اوایل دوران کرونا، دانشجویان ۹۷ ای با دانشجوی جدیدی در گروه‌های دوره و درس‌هایشان مواجه شدند که به گفته خودش به شریف انتقالی گرفته بود. این دانشجوی جدید فعالیت بسیار زیادی…

  • «دانشگاه مردمی» 🔻شماره ۴۱ نشریه خبرنامه، ۴ اردیبهشت ۱۳۸۵ یک آقای اهوازی‌ای به اسم هدایت سلیمانی از ۱۸ سالگی بدون این‌که شریف قبول شده باشه (و یا احتمالا دیپلم داشته باشه) از اهواز سوار اتوبوس تهران می‌شه، همین‌طوری با بچه‌ها وارد خوابگاه شریف می‌شه و با…

  • «دانشگاه مردمی» 🔻شماره ۴۱ نشریه خبرنامه، ۴ اردیبهشت ۱۳۸۵ یک آقای اهوازی‌ای به اسم هدایت سلیمانی از ۱۸ سالگی بدون این‌که شریف قبول شده باشه (و یا احتمالا دیپلم داشته باشه) از اهواز سوار اتوبوس تهران می‌شه، همین‌طوری با بچه‌ها وارد خوابگاه شریف می‌شه و با اهوازی‌ها هم اتاق می‌شه. روز اول موقع تخصیص خوابگاه، خیلی خر تو خره. خانواده‌ها هم توی خوابگاه‌ان. به هر کسی اجازه ورود می‌دن. محسن دهنوی مسئول تخصیص اتاق اون سال بود و توی نمازخونه قرعه می‌کشید. می‌گفت «خوزستانیا کیان؟ بیاین نزدیک هم‌دیگه بندازمتون». نهایتا به این شکل هدایت سلیمانی توی خوابگاه گفته بود ورودی ۱۳۸۳‌ام و از مهر اون سال با ما توی خوابگاه بود. تا ترم ۴ -یعنی دو سال- توی خوابگاه طرشت زندگی می‌کنه، صبح‌ها با بچه‌ها به دانشگاه می‌ره، تظاهر می‌کنه که سر کلاس می‌ره، شب امتحان‌ها هم تظاهر می‌کنه که درس می‌خونه. سه تا اتاق بغل اتاق ما بود و هر روز باهاش سلام‌وعلیک می‌کردیم. به من می‌گفت «دارم نفت (یا همچین چیزی) می‌خونم». بعد اصلا شریف قبول نشده بود و ریاضی رو در حد محاسبه توان هم بلد نبود. هم‌اتاقیش مهدی منصوری، ورودی ۱۳۸۱ بود که اون هم یک بار رأی اول طرشت و مسئول ورزش شورا صنفی شد. یک تیمی از بچه‌های انجمن کشف کردن که این دانشجو نیست و توی شماره ۴۱ خبرنامه، از طریق این آگهی یک کار روزنامه‌نگاری انجام دادن. چاپ که شد، حراست تازه فهمید که این آدم بدون این‌که دانشجوی شریف باشه دو ساله داره به خوابگاه می‌آد و اتاق اسکان گرفته. یک مقدار تیتر خبرنامه رو نامشخص زدیم چون اون‌موقع معلوم نبود که قضیه چیه یا که در چه ابعادی اوضاع خرابه. فقط می‌دونستیم که یک چیزی می‌لنگه. یک چیزی درست نیست. مثلا حدس می‌زدیم که شاید یک بخشی از مدارک هویتی مشکل داره. اینو بچه‌های ما توی خبرنامه نوشتن، خودش اصلا خبر نداشت و آگهی‌ای نفرستاده بود، نوشتیم که قضیه شفاف شه. فردای انتشار این شماره از خبرنامه من رو دید. من اصلا اسمش رو نمی‌دونستم ولی زیاد باهاش سلام‌وعلیک می‌کردم. گفت «تو انجمن زیاد می‌ری نه؟» گفتم «آره» گفت «این چیه؟» و این‌ها. گفتم «چی‌چی؟». گفت «این رو نمی‌شه پاک کنی؟» گفتم «چطور مگه؟» گفت «منم دیگه» گفتم «آآآ. نه نمی‌شه» خیلی ماجرای عجیبی بود. از یک سری از بچه‌ها گواهی اشتغال به تحصیل و... هم گرفته بود. بعد یک‌هو همه بچه‌ها ترسیدن که «این دو ساله با ماست. اصلا هدفش از این قضیه چی بوده؟» از یک سری از بچه‌ها یک سری مدارک مثل کپی شناسنامه و این‌ها گرفته بود. گفته بود «براتون کلاس خصوصی جور می‌کنم» و این‌ها. بعد از این ماجرا هم همچنان به عنوان مهمان توی خوابگاه می‌اومد. دیگه با نصف خوابگاه رفیق شده بود و همه می‌شناختنش. -فرهاد فرنود 🆔 @SUT_Archive_else

  • 11 авг.3 3602041

    «بومی‌گزینی پزشکیان؟» ▪️ ۱۴ دی، در پی برگزاری تجمع، دانشگاه صنعتی شریف تعطیل شد. 🔴 در فضایی که تقریبا صدر تا ذیل دانشگاه از «در صورت بازگشایی دانشگاه، تجمعاتی رخ خواهد داد» و  «شروع جنگ نزدیک است» مطمئن بودند و در فضایی که عبارات «اگر بازگشایی شود، اتفاقاتی خواهد افتاد» «اگر بازگشایی شود، برخی دانشجویان یا بازداشت می‌شوند یا احکام سنگین می‌گیرند» «هر اتفاقی که در دانشگاه بیفتد، بهانه خوبی خواهد بود تا وقایع پس از آن(جنگ) تقصیر آن اتفاقات بیفتد» بدیهی به نظر می‌رسید، و به طور خلاصه در فضایی که مشخص بود «اگر بازگشایی شود، دانشگاه نمی‌تواند امنیت دانشجویان را تضمین کند»، هیئت رئیسه دانشگاه در اقدامی عجیب تصمیم به بازگشایی دانشگاه گرفت. عجیب‌تر آن‌که نهادهای امنیتی نیز به آن‌ها اجازه بازگشایی دادند. ▪️ نکته دیگر ماجرا آن است که این اجازه فقط به دانشگاه‌های تهران داده شد و باقی دانشگاه‌ها، بسته ماندند. ▪️دانشگاه در ۲ اسفند بازگشایی شد، اما تنها هشت روز بعد، در ۱۰ اسفند و پیرو وقوع جنگ بار دیگر تعطیل شد. 🔻 ۷ اسفند ۱۴۰۴ است. در همان چند روز محدودی که دانشگاه باز شده، مسعود تجریشی، رئیس دانشگاه شریف در نامه‌ای خطاب به حسین سیمایی‌صراف، وزیر علوم عنوان می‌کند که: (+) ۱۰۰ درصد دانشجویان مقطع کارشناسی که هفته گذشته به دلیل خشونت و هتاکی ممنوع‌الورود شدند، از طریق سهمیه (منطقه ۳، منطقه ۲ و ایثارگران) برای ورود به دانشگاه صنعتی شریف استفاده کرده‌اند. ▪️ نکته عجیب اشاره به سهمیه مناطق است. عبارتی که عمدتا در زمان انتشار نامه توسط افراد جدی گرفته نشده و بر حساب ناآگاهی مسعود تجریشی از سهمیه‌ها گذاشته شد؛ چرا که با حذف سهمیه مناطق نیز، بسیاری از این افراد همچنان می‌توانستند دانشجوی همین دانشگاه شوند. ▪️ اما اشاره به این شکل، نه نشان از حذف سهمیه‌ها، بلکه نشان از درخواست نوعی سهمیه به نفع دانشجویان بومی دارد. دانشجوی بومی: ۱. خوابگاه نمی‌خواهد ۲. حتی اگر دانشگاه غدا ندهد نیز برایش اهمیت چندانی ندارد ۳. تحت کنترل بیشتری از سوی خانواده است ۴. ارتباطات گسترده‌ای که در خوابگاه‌ها شکل می‌گیرد را ندارد پس در مجموع از نگاه دولت، بودجه کمتری مصرف می‌کند و احتمال برگزاری تجمع توسط او کمتر است. 🔺 ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ است. محمد روشن، مشاور وزیر علوم، مدعی می‌شود که: «بومی‌گزینی یکی از محورهای مهم در مدیریت جدید آموزش عالی است و آموزش عالی به سمت بومی‌گزینی حرکت می‌کند». ▪️ او در دفاع از این سیاست، اذعان دارد «جذب نیروهای بومی موجب ثبات شغلی، ماندگاری نخبگان در استان‌ها و ارتقای کیفیت خدمات آموزشی و اداری می‌شود» و همچنین «بومی‌گزینی علاوه بر کاهش دغدغه‌های رفاهی و معیشتی خانواده‌ها، به حفظ تعادل فرهنگی و اجتماعی مناطق کمک می‌کند» (+) ▪️ ادامه دارد؟ 🆔 @SUT_Archive_else

  • «بومی‌گزینی روحانی» ▪️ ۱۳۹۴ است. نسل جدیدی از دانشجویان عمدتا چپگرا وارد شوراهای صنفی دانشجویان دانشگاه‌های کشور می‌شوند. 🔘اشتباه نیست اگر بگوییم این سال‌ها تنها سال‌هایی بوده‌اند که شوراهای صنفی کشور، وظیفه «صنفی» خود را اجرا نمودند. انجام وظیفه‌ای که در نهایت موجب سرکوب گسترده شوراهای صنفی، بازداشت اعضای آن، تغییر آئین‌نامه و خواجه نمودن این شوراها شد. ▪️این شوراها که پس از سرکوب‌های گسترده در سال‌های قبل، به‌تدریج فعال‌تر شده‌اند، مسئله «کالایی‌شدن آموزش» را به یکی از محورهای اصلی فعالیت خود تبدیل می‌کنند. 🔻بومی‌گزینی نیز در کنار پولی‌سازی آموزش، خصوصی‌سازی مدارس و کنکور و تبعیض آموزشی وارد ادبیات اعتراضی این شوراها می‌شود. نقطه عطف این روند پس از ۱۶ آذر ۱۳۹۴ و در زمستان ۱۳۹۴ شکل گرفت. (+) ▪️ اسفند ۱۳۹۴ است. شوراهای صنفی بیش از ۳۰ دانشگاه کشور بیانیه‌ای مشترک درباره کالایی‌شدن آموزش منتشر می‌کنند. بومی‌گزینی یکی از محورهای بیانیه است. (++) ▪️ خرداد ۱۳۹۵ است. آیین‌نامه شوراهای صنفی دانشجویان پس از بازنگری وزارت علوم ابلاغ می‌شود. بسیاری از اختیارات این شوراها از آن‌ها گرفته شده و حتی اجازه ورود به هرگونه امور آموزشی از شوراهای صنفی سلب شده‌است. ▪️ بحث بومی‌گزینی دوباره در فضای عمومی آموزش عالی بالا می‌گیرد. در نظام پذیرش موجود، رشته‌ها به شکل استانی، ناحیه‌ای، قطبی و کشوری گزینش می‌شوند و برای بسیاری از رشته‌های روزانه، پس از کسر سهمیه ایثارگران، حدود ۶۰ درصد ظرفیت رشته‌های پرمتقاضی و حدود ۸۰ درصد ظرفیت سایر رشته‌ها به شکل بومی اختصاص می‌یابد و بقیه به صورت آزاد گزینش می‌شود. (+) ▪️ تابستان ۱۳۹۵ است. نتایج کنکور ۹۵ منتشر می‌شود و بحث تمرکز شدید رتبه‌های برتر در تهران بالا می‌گیرد. ▪️ ۱۳ تیر ۱۳۹۵ است. محمدعلی کامفیروزی، نماینده نشریات دانشجویی وزارت علوم در دیدار با سیدعلی خامنه‌ای، مستقیما از «سیاست‌های تبعیض‌آمیز بومی‌گزینی» می‌گوید و آنها را تعرض به حقوق شهروندان می‌خواند. (++) ▫️ ۲۶ مرداد ۱۳۹۵ است. حدود ۱۱۰ کدرشته با عنوان «بورسیه سپاه پاسداران» در دفترچه رشته‌های تجربی دیده می‌شوند. (+) ▪️ ۱۶ آذر ۱۳۹۵ است. اعتراض‌ها گسترده‌تر می‌شوند. دانشجویان و شوراهای صنفی دانشگاه‌های مختلف در بیانیه‌ای مشترک که به عنوان «بیانیه فراگیر دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور» یاد می‌شود، تبعیض طبقاتی، جنسیتی و جغرافیایی در آموزش عالی، پولی‌شدن آموزش و فضای امنیتی دانشگاه را به هم مرتبط می‌کنند. این بیانیه به امضای حدود ۴۰۰۰ دانشجو، شوراهای صنفی بیش از ۳۰ دانشگاه و تعدادی انجمن علمی و فرهنگی می‌رسد. (++) ▪️۱۲ بهمن ۱۳۹۵ است. پدرام پذیره در یادداشتی می‌نویسد با ادامه بومی‌گزینی، ممکن است روزی «آنقدر بومی گزینند که دیگر نیازی به خوابگاه نباشد». (+) ▪️۲۴ اسفند ۱۳۹۵ است. شوراهای صنفی دانشجویان کشور در «بیانیه مشترک به مناسبت پایان سال»، از «تشدید بومی‌گزینی» در کنار افزایش صندلی‌های پولی، کاهش ظرفیت آموزش رایگان، حذف یا محدودسازی رشته‌ها و واگذاری فضاهای دانشگاهی به بخش خصوصی نام می‌برند و آن‌ها را روندی به سوی «انحلال دانشگاه در بازار» و محروم‌سازی اقشار فرودست و تبعیض علیه زنان می‌دانند و تاکید می‌کنند که این روند، وابسته به دولت یا انتخابات خاصی نیست و در هر دولتی ادامه خواهد داشت. ▪️ آذر ۱۳۹۶ است. در بیانیه مشترک ۳۲ شورای صنفی دانشگاه‌های کشور، بومی‌گزینی دوباره در کنار مطالبات اصلی دانشجویان قرار می‌گیرد. در همان بیانیه، بازگشت دانشجویان ستاره‌دار، حذف برخوردهای امنیتی و اصلاح آیین‌نامه شوراهای صنفی نیز مطالبه شده است. (+) ▪️ دی ۱۳۹۶ است. در پی اعتراضات، شمار زیادی از دانشجویان و فعالان صنفی، هرکدام به بهانه‌ای بازداشت می‌شوند و حتی چهار عضو شورای صنفی دانشگاه تهران پس از جلسه با رئیس دانشگاه بازداشت می‌شوند. محمد شریفی مقدم، از فارغ‌التحصیلان دانشگاه شریف که در پرونده بومی‌گزینی نیز فعالیت داشت نیز بازداشت شده و تا ۵ سال بعد در زندان می‌ماند. 🔺 ردصلاحیت‌های گزینشی و گسترده در انتخابات شوراهای صنفی به همراه بازداشت‌ها و برخوردهای امنیتی با ادوار، موجب قطع ارتباط نسل جدید شوراهای صنفی با ادوار شده و این مسئله در کنار محدودیت‌های فجیع آئین‌نامه، عملا جلوی هر اقدامی را از آن‌ها می‌گیرد. ▫️اشتباه نیست اگر بگوییم که بومی‌گزینی نه تنها لغو نشد، بلکه شبکه‌ای که نقابله با آن را به‌صورت سراسری پیگیری می‌کرد خواجه شد و دیگر همان ظرفیت سازمان‌یافته و سراسری شوراهای صنفی برای پیگیری مستمر مطالبات هم وجود نداشت. 🆔 @SUT_Archive_else

  • «بومی‌گزینی رئیس‌جمهور وقت» ▪️ ۱۳۶۵ است. نخستین شکل بومی‌گزینی ج.ا اجرا می‌شود. کشور  -جز تهران- به ۸ ناحیه تقسیم می‌شود و برای برخی رشته‌ها، داوطلبان بومی همان ناحیه در پذیرش اولویت پیدا می‌کنند. استدلال اصلی، تخصیص خوابگاه، دوری از خانواده و افت تحصیلی دانشجویانی است که مجبور به تحصیل در مناطق دور از محل زندگی خود می‌شوند. این مدل تا ۱۳۶۸ ادامه پیدا می‌کند. ▪️ ۱۳۶۹ است. شورای عالی انقلاب فرهنگی مدل بومی‌گزینی را بازطراحی می‌کند. رشته‌ها به چهار دسته استانی، ناحیه‌ای، قطبی و کشوری تقسیم می‌شوند و ملاک بومی‌بودن محل تحصیل سال‌های پایانی دبیرستان قرار می‌گیرد. 🔺 این بومی‌گزینی، همان ساختاری است که پایه بومی‌گزینی احمدی‌نژادی را تشکیل می‌دهد. البته که در دهه ۷۰ و ۸۰، این سازوکار به‌تدریج به یکی از اجزای ثابت پذیرش دانشجو و درواقع به نوعی سهمیه رشته‌ای تبدیل می‌شود. در برخی رشته‌ها و دوره‌ها، سهم بومی بسیار بالا تعیین می‌شود و در برخی رشته‌ها، گزینش به صورت کشوری انجام می‌گیرد. منبع 🆔 @SUT_Archive_else

  • 7 авг.761149

    «بومی‌گزینی احمدی‌نژادی» 🔻 ۱۲ مرداد ۱۳۸۴ است. دولت احمدی‌نژاد رسما آغاز به کار می‌کند. واژه «ستاره‌داری» به آرامی بر سر زبان‌ها می‌افتد. (+) تغییر روسای دانشگاه‌ها و «انقلابی‌تر» کردن دانشگاه‌ها در اولویت‌ها قرار می‌گیرند. به آرامی تشکل‌های دانشجویی تعطیل می‌شوند، حساسیت‌ها افزایش می‌یابد. ▪️ سال ۱۳۸۶ است. شورای عالی انقلاب فرهنگی آیین‌نامه «تکریم استادان بازنشسته دانشگاه‌ها» را تصویب می‌کند. روند فشار بر استادان منتقد آغاز می‌شود. حکومت آن را «سامان‌دهی وضعیت هیئت علمی و بازنشستگی» می‌داند. (+) ▪️ ۲۶ خرداد ۱۳۸۷ است. وزارت علوم پیشنهاد «گسترش بومی‌گزینی در آزمون سراسری» را به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه می‌کند. (+) ▪️ ۱ مرداد ۱۳۸۷ است. شورای عالی انقلاب فرهنگی، «ضوابط مربوط به گسترش بومی‌گزینی در آزمون سراسری دانشگاه‌ها» را تصویب می‌کند: حداقل ۶۵٪ ظرفیت روزانه دانشگاه‌ها به شکل بومی استانی دانشگاه آزاد: حداقل ۷۰٪ ظرفیت (+) ▪️ شهریور ۱۳۸۷ است. نتایج کنکور منتشر می‌شود. برخی داوطلبان با رتبه بهتر، پذیرفته نشدند. بومی‌گزینی اجرا شده‌است. ▪️ پاییز ۱۳۸۷ است. زمزمه‌هایی از «طرح بومی‌گزینی دختران» به‌گوش می‌رسد. ▪️ خرداد ۱۳۸۸ است. دانشگاه‌ها از اصلی‌ترین محورهای اعتراضاتند. اجرای بومی‌گزینی در فضایی انجام می‌شود که دانشگاه‌ها پس از اعتراضات انتخابات ریاست‌جمهوری وارد یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های خود پس از انقلاب شده‌اند. در کنار برخوردهای امنیتی با فعالان دانشجویی، محدود یا تعطیل شدن تشکل‌ها، بازداشت‌ها و فشار بر برخی استادان، سیاست‌های جدید آموزشی و مدیریتی دانشگاه‌ها نیز توسط منتقدان در چارچوب روند کلی «کنترل بیشتر بر فضای دانشگاه» تحلیل می‌شود. ▫️ انگیزه دیگری نیز برای بومی‌گزینی گسترده ایجاد می‌شود: کاهش حضور دانشجویان مناطق مختلف در کنار یکدیگر، کم شدن شبکه‌های سراسری دانشجویی و کاهش نقش دانشگاه‌های بزرگ به عنوان محل شکل‌گیری ارتباطات اجتماعی و سیاسی. (با این حال، شواهدی وجود ندارد که نشان دهد بومی‌گزینی در ابتدا برای مقابله با جنبش سبز طراحی شده بود؛ زیرا مصوبه اصلی آن در مرداد ۱۳۸۷، یعنی پیش از انتخابات ۱۳۸۸، تصویب شده بود). ▪️ ۱۳۸۹ است. با اعلام نتایج کنکور، ستاره‌داری دانشجویان در سطح گسترده رخ می‌دهد. ▪️ ۱۳۹۱ است. بومی‌گزینی ادامه دارد. ▪️ ۱۳۹۲ است. دولت تغییر می‌کند. مجلس «قانون سنجش و پذیرش دانشجو در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کشور» را تصویب می‌کند. بومی‌گزینی همچنان باقی می‌ماند، اما شکل و ضوابط آن تغییر کرده و بازطراحی می‌شود. ▪️ قبل از این تغییر، مبنای بحث‌برانگیز همان مصوبه سال ۱۳۸۷ شورای عالی انقلاب فرهنگی بود؛ یعنی در دوره‌های روزانه، حداقل ۶۵ درصد ظرفیت دانشگاه‌ها باید به صورت بومی استانی پر می‌شد. داوطلبان یک استان برای دانشگاه‌های همان استان اولویت بیشتری داشتند و محل زندگی می‌توانست حتی با وجود رتبه بهتر یا بدتر، روی شانس قبولی اثر بگذارد. 🔺 بعد از قانون جدید، این مدل ۶۵ درصدی دیگر به همان شکل قبلی ادامه پیدا نکرد. نظام پذیرش دانشجو دوباره تنظیم شد و نقش سوابق تحصیلی، آزمون سراسری و سازوکارهای جدید سنجش بیشتر شد. اما اصل بومی‌گزینی حذف نشد، همچنان در پذیرش دانشگاه‌ها، سهمیه‌های بومی (استانی، ناحیه‌ای و قطبی) وجود داشت. ▫️بومی‌گزینی لغو نشد، صرفا مدل تغییر کرد و طرحی که در سال ۱۳۸۷ با هدف گسترش شدید اولویت‌های محلی اجرا شده بود، به چارچوب جدید پذیرش دانشجو منتقل شد. ▪️۱۳۹۵ است. بومی‌گزینی دوباره بر سر زبان‌ها افتاده است. 🆔 @SUT_Archive_else

  • 6 авг.1 29519

    видео или голосовое, без подписи

  • 6 авг.1 2531219

    «از بومی‌گزینی تا خودکشی: حمیدرضا عبدی» 🔻از آن‌جا که وزارت علوم برای سومین بار در دو دهه اخیر در حال مطرح کردن «بومی‌گزینی» است، برخی از وقایع مربوط به بومی‌گزینی را مرور خواهیم کرد. تابستون ۱۳۸۸ یک مورد خودکشی [موفق] با قرص برنج توی خوابگاه شوریده داشتیم. این مورد رو سال ۱۳۸۹ وقتی دومین خودکشی موفق توی دوره ما پیش اومد فهمیدیم. دومین مورد خودکشی موفق [۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹] با سیانور بود. قبلش هم تعدادی خودکشی ناموفق پیش اومد. این خودکشی در ارتباط با تصمیم دولت بود که طرح بومی‌سازی رو راه انداخت تا هرکسی داخل استان خودش بره و اینطوری کسی که راحت سال‌های قبلش دانشگاه شریف قبول می‌شد، امسال تبریز قبول شده بود و برا همین ترم یک داخل تبریز درس خونده بود. بعد دانشگاه شریف اعلام کرد که هرکسی که رتبه‌اش مطابق قانون سال‌های قبل توی شریف پذیرفته می‌شده رو ما می‌پذیریم و می‌تونه بیاد اینجا ادامه به تحصیل بده. -علیرضا رضواندوست، دبیر شورای صنفی دانشگاه از ۴ اسفند ۱۳۸۸ تا ۲۳ فروردین ۱۳۹۰  📅 تصاویر: ۱. یادداشتی بدون نام ۲. یادداشتی از افشین بزرگنیا هردو از شماره ۶ نشریه شورا، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ 🆔 @SUT_Archive_else

  • 5 июл.1 9214747

    هو الحکیم چندزنی؛ جدال فمنیزم و طبیعت   پدیده چندزنی (Polygyny) در سالهای اخیر محل مناقشه‌ای سنگین میان طبیعت و جنبشهای فمنیستی بوده است. برای قضاوت در این باره، باید از چند زاویه به مسأله پرداخت:   ۱- از زاویه تاریخ و انسان شناسی چندزنی یک استثنا در تاریخ…

  • 5 июл.1 1586723из hamidrezamansoubi

    هو الحکیم چندزنی؛ جدال فمنیزم و طبیعت   پدیده چندزنی (Polygyny) در سالهای اخیر محل مناقشه‌ای سنگین میان طبیعت و جنبشهای فمنیستی بوده است. برای قضاوت در این باره، باید از چند زاویه به مسأله پرداخت:   ۱- از زاویه تاریخ و انسان شناسی چندزنی یک استثنا در تاریخ بشر نیست، بلکه قاعده ای فراگیر بوده است. اطلس مردم نگار نشان می دهد که ۸۵ درصد جوامع پیشاصنعتی آن را به رسمیت شناخته‌اند. این عمومیت نشان می دهد با پدیده ای پیوندخورده با ذات بشر روبروییم، نه یک انحراف یا استثناء. ممنوعیت فراگیر آن، پدیده ای مدرن و محصول مصلحت اندیشی متأثیر از جنبشهای یکسان‌سازی نقش زن و مرد است، نه یک فرمان منطبق با طبیعت. (که فرهنگ کشورهای مصون مانده از هجوم فمنیزم مثل بسیاری از کشورهای عربی و حتی آفریقایی همچنان بر همین مدارند)   ۲- از زاویه زیست شناسی تکاملی در پستانداران هزینه تولیدمثل برای جنس ماده (بارداری و شیردهی) بالاست و این یعنی زنان «منبع کمیاب» لقاح هستند. در مقابل، مرد با کمترین سرمایه گذاری فیزیولوژیک می تواند تولیدمثل کند. همچنین در مفهوم باروری مردان دهنده و زنان گیرنده هستند. بدین معنی که یک دهنده میتواند همزمان چندین گیرنده را باردار کند ولی عکس آن در شرایط نرمال ممکن نیست. این عدم تقارن، غریزه مرد به تعدد و غریزه زن به گزینشگری را شکل داده است. حتی از منظر داروینیسم هم، رقابت مردان برای تصاحب این منابع غیر همیشگی و ناپایدار و پیروزی اقلیت توانمندتر، موتور محرکه تکامل بوده و ژن های برتر را در استخر ژنی بشر تکثیر کرده است. طبیعت کمال‌گراست. رقابت آزاد برای تولیدمثل، سهم مردان ضعیف و ناتوان را کم می‌کند تا ژنوم بشر ضعیف نشود. از این زاویه چندزنی به مثابه یک «فیلتر تکاملی» قابل تفسیر است. نقد این دیدگاه این است که تمدن مدرن نمی تواند با منطق گله گوریل ها اداره شود. مهار این غریزه، بهای برقراری «صلح اجتماعی» است؛ چرا که توده مردان بازنده مستعد ایجاد معضلات اجتماعی خواهند بود.   ۳- از زاویه فطرت و روانشناسی جنسی زن به دلیل روح سرمایه گذاری والدینی، «انحصارطلب عاطفی» است و به دنبال شریک اختصاصی برای خود و فرزندش می گردد. به همین دلیل پدیده چندشوهری (Polyandry) در تاریخ بشر استثنایی نادر و مصنوعی برای بقا در شرایط قحطی بوده، اما چندزنی نه تنها چنین تنفری در روان مرد ایجاد نمی کند، بلکه مقارن با فطرت جنگاوری و حمایتگری اوست. نقد چندزنی اغلب ریشه در فرافکنی روان یا حسادت زنانه دارد. نمونه‌هایی که مسأله حسادت بین دو یا چند زن منتفی شده باشد، روح این تفاوت فطری را به طور کامل تأیید می‌کند. اسلام با درک این تفاوت فطری، چندزنی را تجویز و چندشوهری را تحریم کرد. (به عبارت تجویز و نه ترویج دقت شود).   ۴. از زاویه عدم تقارن جمعیتی (مازاد زنان) این یک فکت آماری جهانی است: زنان (به دلایل فیزیولوژیک و محیطی) بیشتر از مردان عمر می کنند و مردان قربانیان اصلی جنگ و کارهای سخت هستند. نتیجه، یک «مازاد ساختاری» همیشگی از زنان بی سرپرست (بیوه و مجرد) است. طبق آخرین آمار در ایران حدود ۱۲ میلیون زن بدون همسر در برابر ۱۰.۶ میلیون مرد بدون همسر وجود دارد و این نسبت تقریبا در مقایس جهانی نیز ثابت است. در غیاب چندزنی، تکلیف این مازاد میلیونی چیست؟ منطق زیست شناختی و اخلاق اجتماعی می گوید راه شرافتمندانه برای حل این عدم تقارن، ازدواج با مردان متأهل توانمند است، نه تجرد اجباری که منجر به توسعه روابط خارج از چارچوب و مخفیانه یک مرد با بیش از یک زن خواهد شد.   ۵. از زاویه شریعت و عدالت در نهایت اسلام نه این غریزه طبیعی را منکوب و نه آن را بی قید رها کرد. آیه قرآن، جواز تعدد را در بستر «ترس از بی عدالتی در حق یتیمان» آورد (و ان خفتم الا تقسطوا فی الیتامی). یعنی روح قانون، حمایت از زنان بی سرپرست است، نه هوسرانی مرد. «عدالت»، ترمز اورژانسی اسلام بر سر راه داروینیسم لجام گسیخته است. این جواز مشروط، تبدیل یک غریزه طبیعی به یک «مسئولیت اجتماعی مدنی» برای کنترل و رشد اجتماعی و در راستای حفظ سلامت اخلاقی جامعه است.   چندزنی محصول کارخانه طبیعت است که نیاز به مهندسی اخلاقی دارد. مشکل از «طبیعت» نیست، مشکل همیشه جمع حل تضاد میان منفعت و عدالت است. جامعه ای که چندزنی را مطلقاً منع می کند، میلیون ها زن را به تجرد اجباری محکوم کرده و جامعه ای که آن را بی ضابطه آزاد بگذارد، میلیون ها مرد جوان را به شورش و خشونت وا می دارد. راه سوم، همان نسخه اسلام است: «جواز محدود به شرایط اجتماعی و مشروط به عدالت»؛

  • 3 июл.1 528339

    «۶۰ روز ریاست مسعود تجریشی» 🔻 اگر روزی را جا نینداخته باشیم، دانشگاه از هنگام انتصاب مسعود تجریشی تا به امروز (و عملا در یک سال گذشته)، جمعا ۶۰ روز به روی دانشجویان باز بوده است. قرمز: تعویق سه‌هفته‌ای ترم پیرو تصمیم معاون آموزشی زرد: مجازی پیرو آلودگی هوا…

  • 1 июл.3 3592870

    نامه جمعی از فعالین دانشجویی.pdf

  • 1 июл.1 505114

    «فطرت، ماموریت و اثر امضا» 📅 ۱۳ دی ۱۴۰۳ 🆔 @SUT_Archive_else

  • 27 июн.1 490234

    «صفر تغییر فاز» #یادداشت 🔻 تصور کنید بر صندلی رئیس دانشگاه نشسته‌اید و فشارهایی از دو جهت مخالف یکدیگر به شما وارد می‌شود. تعداد احکام انضباطی سه‌رقمی شده است، معاون دانشجویی شما، برخی اساتید، دانشجویان تندرو و [احتمالا] نماینده نهاد رهبری، از شما انتظار «برخورد تند، سخت و بدون ذره‌ای بخشش» دارند و متقابلا برخی اساتید و دانشجویان نیز نمی‌توانند به‌راحتی چنین رویه‌ای را هضم کنند. ▪️ از طرف دیگر مسئله اعتبار، حیثیت و تصویر عمومی خودتان مطرح است و شاید حتی نگرانید که در صورت تایید احکام، در آینده امکان کنترل فضای دانشگاه از دست برود و اثر تصمیمات امروزتان، در هر اتفاق ناگوار دیگری در آینده دانشگاه باقی بماند. ▪️ از سوی دیگر، فشار‌های امنیتی تا حد زیادی اختیار تصمیم‌گیری شما را محدود کرده است؛ هرچند که شاید ته دلتان آن‌چنان هم با جهت‌گیری کلی این فشار‌ها مخالف نباشید. ▪️ مسئله برای مسعود تجریشی، از یک نقطه ساده شروع می‌شود: آیا می‌شود تعدادی از احکام اخراج را «هزینه قابل قبول» دانست، به امید این‌که بقیه احکام اصلاح شوند؟ ▪️ در منطق اداری او، پاسخ احتمالا مثبت است. اعداد کار را ساده می‌کنند: ۲۰۰ پرونده، ۹ حکم، چند مورد قابل تایید. اما دانشگاه جایی نیست که اعداد بی‌صدا بمانند؛ هر عدد، یک زندگی است که از فرایند حذف شده تا «تصمیم‌پذیر» شود. ▪️ این‌جا یک جابه‌جایی آرام رخ می‌دهد: از «اصلاح روند» به «مدیریت پیامد». به جای این‌که خطا در سازوکار کمیته انضباطی و یا ترکیب اعضای آن دیده شود، بخشی از خطا -یا همان احکام- به‌عنوان نتیجه طبیعی و اجتناب‌ناپذیر پذیرفته می‌شود. ▪️ مشکل دقیقاً همین‌جاست. وقتی در گفت‌و‌گوی اساتید از «قربانی‌سازی تعدادی از دانشجویان جهت جلب نظر نهادهای امنیتی» سخن گفته می‌شود یا وقتی اصل بر «قابل تحمل بودن تعدادی حکم» گذاشته می‌شود، پافشاری بر اصلاح روند به تدریج جای خود را به «مدیریت فشار» می‌دهد. فشار بیرونی، فشار درونی، فشار رسانه‌ای، فشار نهادها. و در نهایت، مسئله دیگر این نیست که چه باید اصلاح شود، مسئله این است که «چه کسی» قرار است هزینه را بپردازد تا تعادل حفظ شود. ▪️ این هزینه معمولاً از پایین‌ترین نقطه جمع می‌شود: چند پرونده مشخص، چند نام مشخص، احتمالا «رضا دالمن که به‌اندازه کافی سر‌وصدا کرده و گزینه خوبی‌ست» و بعد دو استدلال کلیشه‌ای: «برای جلوگیری از گسترده‌تر شدن موضوع» یا «نمی‌شود هم خدا را خواست هم خرما». ▪️ اما دقیقا همین نقطه، نقطه‌ی خطر است. اگر یک حکم به‌عنوان «قابل قبول برای مصلحت بزرگ‌تر» پذیرفته شود، تعریف همان مصلحت در مرحله بعد گسترده‌تر خواهد شد. همین یک پذیرش، صدور حکم اخراج را به آیندگان منتقل کرده و مسعود تجریشی را به «رئیسی که اخراج را عادی‌سازی کرد» تبدیل می‌کند. در سال بعد، اگر به‌جای ۲۰۰ پرونده ۲۰ پرونده هم وجود داشته باشد، احتمالا نصف آن‌ها به اخراج منتهی شوند. آن زمان دیگر نه فشار عمومی مانند امروز خواهد بود و نه نهادهای امنیتی، مقاومت دانشگاه در برابر اجرای احکام را می‌پذیرند. ▪️ مسعود تجریشی باید به یک سوال پاسخ دهد: آیا می‌توان وارد منطقی شد که در آن، حتی «یک حکم اخراج» هم به‌عنوان ابزار تنظیم تعادل پذیرفته شود؟ ▪️ اگر پاسخ مثبت باشد، مسیر روشن است: هر بار می‌توان گفت «این بار استثناست»، «این بار ضروری است» یا «این بار شرایط خاص است». در نهایت، استثنا تبدیل به قاعده می‌شود. ▪️ مسئله‌ای که جای آن در تمام بیانیه‌ها، نامه‌ها، مکالمات و مکاتبات خالی است، دفاع صریح از «صفر بودن تعداد احکام اخراج» است. این تنها موضعی است که مرز را روشن نگه می‌دارد، به مسعود تجریشی آخرین امید برای حفظ حیثیت خود را می‌دهد و تنها موضعی که اجازه نمی‌دهد خطا به سطح «قابل مدیریت» تنزل یابد. 🆔 @SUT_Archive_else

  • 16 июн.1 5812422

    «۶۰ روز ریاست مسعود تجریشی» 🔻 اگر روزی را جا نینداخته باشیم، دانشگاه از هنگام انتصاب مسعود تجریشی تا به امروز (و عملا در یک سال گذشته)، جمعا ۶۰ روز به روی دانشجویان باز بوده است. قرمز: تعویق سه‌هفته‌ای ترم پیرو تصمیم معاون آموزشی زرد: مجازی پیرو آلودگی هوا آبی: مجازی پیرو ترس از تجمع 🆔 @SUT_Archive_else

  • 16 июн.5 191107

    видео или голосовое, без подписи

  • 16 июн.4 96970103

    «ایده‌آل‌های مسعود تجریشی» 🔻 ۱۹ مهر، سال تحصیلی آغاز شد؛ ترمی که بخش قابل توجهی از آن به دلیل تعطیلی‌های ناشی از آلودگی هوا سپری شد. ▪️ ۱۴ دی، در پی برگزاری تجمع، دانشگاه تعطیل شد. ▪️دانشگاه در ۲ اسفند بازگشایی شد، اما تنها هشت روز بعد، در ۱۰ اسفند، بار دیگر تعطیل شد. ⬛️ ۱۰۹ روز است که دانشجویان (کارشناسی) اجازه حضور در دانشگاه را نداشته‌اند؛ مگر در مواردی استثنایی، با مجوز استاد، یا برای مراجعه به معاونت دانشجویی و حضور در جلسات کمیته انضباطی. 🔺 با این حال، در تمام این مدت، دانشجویان منتسب به طیف بسیج بدون محدودیت در محیط دانشگاه تردد کرده‌اند. 📆 تصویر: دانشکده برق، حدود ۶ سال پیش توسط آرین عبداللهی 📆 ویدئو: دانشکده برق، دیروز، ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ 🆔 @SUT_Archive_else

  • 14 июн.1 700131

    «یه سوال🤓» 🔻فوروارد جهت آرشیو 🆔 @SUT_Archive_else

  • 14 июн.1 1754313из ce_edu

    видео или голосовое, без подписи

آرشیو صوتی‌تصویری دانشگاه صنعتی شریف — tgindex