روزگار یتیمی 🥀 حمیدرضا منصوبی
Статистикаو رضا علیه السلام فرمود: یتیم واقعی آن نیست که پدر از دست داده. جایی برای بیان دل مشغولی های روزهای غیبت
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 246
- 1/48двое суток
- 281
- 1/72трое суток
- 304
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
علی، نوزاد هفتروزهی یک خانوادهی پنج نفره، به خاطر زردی شدید نیاز به تعویض خون دارد. پدر و مادر ساکن جنوب تهران توان پرداخت هزینههای درمان را ندارند. هر کسی میخواهد صدقهی اول ماه مبارک ربیع را به نیت این نورسیده هزینه کند، بسمالله: ۶۲۷۴۸۸۱۲۰۰۶۸۵۴۹۲ فخری ساداتی
♻️ سؤال امیلی گرتویت، عکاس و مستندساز انگلیسی، از مردم دنیا درباره سانسور اربعین! چطور میشه ۲۵ میلیون نفر در صلح و عشق کنار هم باشن و جهان ازش بیخبر باشه؟!
🔹نظریه حماقت کتاب یا دقیقتر بگوییم «نظریه حماقت» دیتریش بونهوفر، در اصل یک کتاب مستقل بلند نیست؛ بلکه بخشی از نامهها و نوشتههای او در دوران زندان نازیهاست که بعداً در مجموعههایی مثل Letters and Papers from Prison منتشر شد. شهرت این متن به خاطر یک ایده بسیار تکاندهنده است: «مشکل اصلی جامعه بیش از شرارت؛ حماقت است.» ایده مرکزی کتاب: «آدم احمق» لزوماً کمهوش نیست این مهمترین نکتهای است که اگر بفهمی، کل حرف بونهوفر را فهمیدهای. او میگوید: • حماقت = کمبود IQ نیست. • افراد بسیار باهوش هم میتوانند «احمق» شوند. • حماقت بیشتر یک وضعیت روانی-اجتماعی است تا ضعف ذهنی. از نظر او، آدم احمق کسی است که: • توانایی تفکر مستقل را از دست داده، • شعارها را جای فکر کردن گذاشته، • و هویت جمعی را جای حقیقت نشانده است. یعنی فرد دیگر «خودش فکر نمیکند»؛ بلکه تبدیل به بلندگوی جمع، ایدئولوژی یا قدرت میشود. چرا مردم احمق میشوند؟ 1. قدرت، تفکر مستقل را نابود میکند! بونهوفر مشاهده کرد که وقتی یک حکومت، حزب، جنبش یا فضای اجتماعی خیلی قدرتمند میشود، افراد کمکم توانایی قضاوت شخصیشان را از دست میدهند. او میگوید: • انسانها در جمع، راحتتر تسلیم میشوند. • وقتی همه یک چیز را تکرار میکنند، مقاومت ذهنی کاهش مییابد. • فرد ترجیح میدهد «متعلق» باشد تا «درست». این نکته خیلی مهم است: از نظر او، بیشتر مردم حقیقت را قربانی امنیت روانی و تعلق اجتماعی میکنند. 2. احمقها خطرناکتر از آدمهای شرورند. این معروفترین بخش نظریه اوست. چرا؟ چون آدم شرور معمولاً میداند دارد کار بد میکند. پس: • میتوان با او مذاکره کرد، • جلویش ایستاد، • یا رسوایش کرد. اما آدم احمق فکر میکند «درست» است. او با اعتمادبهنفس کامل: • دروغ را پخش میکند، • خشونت را توجیه میکند، • و حتی خودش را اخلاقی میداند. به همین دلیل بونهوفر میگوید: مقابله با حماقت سختتر از مقابله با شرارت است. چرا استدلال منطقی روی آدم احمق اثر نمیکند؟ این بخش، قلب روانشناسی کتاب است. بونهوفر میگوید: وقتی کسی به «حماقت جمعی» دچار شد: • واقعیت اهمیتی ندارد، • تناقضها را نمیبیند، • و اگر هم ببیند، توجیه میکند. برای همین: بحث منطقی معمولاً بیفایده میشود. تو اگر مدرک بیاوری، او: • موضوع را عوض میکند، • شعار تکرار میکند، • یا خشمگین میشود. چون مسئله او «دانستن» نیست؛ مسئلهاش «وابستگی هویتی» است. او نمیخواهد حقیقت را پیدا کند؛ میخواهد احساس کند در سمت درست گروه خودش ایستاده. حماقت چگونه گسترش پیدا میکند؟ بونهوفر چند عامل کلیدی را غیرمستقیم مطرح میکند؛ ترس: وقتی مردم میترسند، • امنیت را به آزادی ترجیح میدهند و تفکر انتقادی کاهش پیدا میکند. تبلیغات: تکرار مداوم یک ایده، حتی ایده احمقانه، آن را عادی میکند. جمعگرایی افراطی: وقتی هویت فرد در گروه حل میشود، مسئولیت شخصی از بین میرود. قدرت و اقتدار: عموم آدمها دوست دارند کسی برایشان تصمیم بگیرد. نکته مهم: بونهوفر نخبهگرا نیست او نمیگوید: «من باهوشم و مردم احمقاند.» برعکس، حرفش هشدار به همه انسانهاست. از نظر او: هر کسی ممکن است احمق شود، اگر: • تفکر مستقل را کنار بگذارد، • مسئولیت اخلاقی را واگذار کند، • یا بیش از حد جذب قدرت و جمع شود. یعنی حماقت یک «ریسک انسانی» است، نه یک ویژگی ژنتیکی. مهمترین جملههای فکری کتاب به زبان ساده: اگر بخواهیم کل اثر را در چند جمله فشرده کنیم: • انسانها بیشتر از آنکه دنبال حقیقت باشند، دنبال تعلقاند. • قدرت، توانایی فکر مستقل را از مردم میگیرد. • آدم احمق از آدم شرور خطرناکتر است. • تحصیلات بالا، تضمینکننده خِرَد نیست. • جمع میتواند انسانهای عادی را به ابزار شر تبدیل کند. • کسی که فکر کردن را واگذار کند، کمکم انسانیت اخلاقیاش را هم واگذار میکند. بطور خلاصه، نظریه حماقت دیتریش بونهوفر بیان میکند که حماقت یک نقص هوشی نیست، بلکه یک ضعف اخلاقی و اجتماعی است که از شرارت خطرناکتر است، به راحتی با قدرت هماهنگ میشود و تنها با آزادی درونی درمان میگردد. ✍️دکتر ابراهیمی مقدم
زهرا، کودک سهسالهای که اوایل محرم امسال، هنگام عبور از خیابان در آغوش مادرش تصادف کردند. مادرش خوشبختانه بهبود پیدا کرده و ترخیص شده، اما زهرا همچنان در بیمارستان بستریه و به دو نوبت جراحی در ناحیهٔ کمر نیاز داره. متأسفانه خانواده از نظر مالی بسیار ضعیف هستند و توان پرداخت هزینههای درمانی او رو ندارند. در آستانهٔ اربعین حسینی، اگر تمایل به کمک به زهرا و خانوادهٔ پنجنفرهاش دارید، بسمالله. شماره کارت: 6274881200685492 به نام فخری ساداتی
معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه صنعتی شریف برگزار می کند: «سلسله گفتگوهای آزاد: این روزهای ما» 🔸موضوع این جلسه: فرجام جنگ 👤مهمانان: ● دکتر کوروش احمدی (دیپلمات پیشین و کارشناس روابط بینالملل) ● دکتر فواد ایزدی (استاد مطالعات جهان دانشگاه تهران) • به میزبانی آقای سیدحسن موسوینژاد (دانشآموخته مهندسی صنایع دانشگاه شریف) ⏰ زمان: دوشنبه ۵ مرداد، ساعت ۱۶ 🔹 لینک جلسه 🔸 لطفا سوالات خود از مهمانان برنامه را در این فرم وارد کنید. @FarhangiSharif
شما صدای شهید آوینی را میشنوید: ♦️قدرتهای بزرگ همیشه اهل حق را «برهمزننده آرامش جهان» میخوانند.
فقط اوناش که به آقا میگه: فتنه شاید آنکه دارد شعر میخواند برایت...
قصد داریم به نیت پنج تن آل عبا، پنج نفر از عزیزانی رو که در جنگ رمضان پدرشون رو از دست دادن و هنوز توفیق زیارت کربلا نصیبشون نشده، با اینکه آرزوی این سفر رو دارن ولی از نظر مالی تواناییاش رو ندارن، برای اربعین راهی کربلا کنیم. هرکسی که تمایل داره، با شروع ماه صفر صدقهاش رو با این نیت خیر هزینه کنه، بسمالله. شماره کارت: 6274881200685492 فخری ساداتی
خطاب به منفعتگرایان بیوطن: تا وقتی نفهمید در این عالم قواعد و قوانین دیگری هم وجود دارد که دیگرانی آنها را شناختهاند و از آن بهره میگیرند، باز هم در محاسبات و پیشبینیهای خود شکست میخورید.
تصور کنید این روایت راجع به داخل ایران نقل شده بود. #حریم_خصوصی #شنود
شش ماه گذشت...
🔹بیمانند ترین غزل تاریخ ادبیات فارسی...
هو الحکیم چندزنی؛ جدال فمنیزم و طبیعت پدیده چندزنی (Polygyny) در سالهای اخیر محل مناقشهای سنگین میان طبیعت و جنبشهای فمنیستی بوده است. برای قضاوت در این باره، باید از چند زاویه به مسأله پرداخت: ۱- از زاویه تاریخ و انسان شناسی چندزنی یک استثنا در تاریخ…
هو الحکیم چندزنی؛ جدال فمنیزم و طبیعت پدیده چندزنی (Polygyny) در سالهای اخیر محل مناقشهای سنگین میان طبیعت و جنبشهای فمنیستی بوده است. برای قضاوت در این باره، باید از چند زاویه به مسأله پرداخت: ۱- از زاویه تاریخ و انسان شناسی چندزنی یک استثنا در تاریخ بشر نیست، بلکه قاعده ای فراگیر بوده است. اطلس مردم نگار نشان می دهد که ۸۵ درصد جوامع پیشاصنعتی آن را به رسمیت شناختهاند. این عمومیت نشان می دهد با پدیده ای پیوندخورده با ذات بشر روبروییم، نه یک انحراف یا استثناء. ممنوعیت فراگیر آن، پدیده ای مدرن و محصول مصلحت اندیشی متأثیر از جنبشهای یکسانسازی نقش زن و مرد است، نه یک فرمان منطبق با طبیعت. (که فرهنگ کشورهای مصون مانده از هجوم فمنیزم مثل بسیاری از کشورهای عربی و حتی آفریقایی همچنان بر همین مدارند) ۲- از زاویه زیست شناسی تکاملی در پستانداران هزینه تولیدمثل برای جنس ماده (بارداری و شیردهی) بالاست و این یعنی زنان «منبع کمیاب» لقاح هستند. در مقابل، مرد با کمترین سرمایه گذاری فیزیولوژیک می تواند تولیدمثل کند. همچنین در مفهوم باروری مردان دهنده و زنان گیرنده هستند. بدین معنی که یک دهنده میتواند همزمان چندین گیرنده را باردار کند ولی عکس آن در شرایط نرمال ممکن نیست. این عدم تقارن، غریزه مرد به تعدد و غریزه زن به گزینشگری را شکل داده است. حتی از منظر داروینیسم هم، رقابت مردان برای تصاحب این منابع غیر همیشگی و ناپایدار و پیروزی اقلیت توانمندتر، موتور محرکه تکامل بوده و ژن های برتر را در استخر ژنی بشر تکثیر کرده است. طبیعت کمالگراست. رقابت آزاد برای تولیدمثل، سهم مردان ضعیف و ناتوان را کم میکند تا ژنوم بشر ضعیف نشود. از این زاویه چندزنی به مثابه یک «فیلتر تکاملی» قابل تفسیر است. نقد این دیدگاه این است که تمدن مدرن نمی تواند با منطق گله گوریل ها اداره شود. مهار این غریزه، بهای برقراری «صلح اجتماعی» است؛ چرا که توده مردان بازنده مستعد ایجاد معضلات اجتماعی خواهند بود. ۳- از زاویه فطرت و روانشناسی جنسی زن به دلیل روح سرمایه گذاری والدینی، «انحصارطلب عاطفی» است و به دنبال شریک اختصاصی برای خود و فرزندش می گردد. به همین دلیل پدیده چندشوهری (Polyandry) در تاریخ بشر استثنایی نادر و مصنوعی برای بقا در شرایط قحطی بوده، اما چندزنی نه تنها چنین تنفری در روان مرد ایجاد نمی کند، بلکه مقارن با فطرت جنگاوری و حمایتگری اوست. نقد چندزنی اغلب ریشه در فرافکنی روان یا حسادت زنانه دارد. نمونههایی که مسأله حسادت بین دو یا چند زن منتفی شده باشد، روح این تفاوت فطری را به طور کامل تأیید میکند. اسلام با درک این تفاوت فطری، چندزنی را تجویز و چندشوهری را تحریم کرد. (به عبارت تجویز و نه ترویج دقت شود). ۴. از زاویه عدم تقارن جمعیتی (مازاد زنان) این یک فکت آماری جهانی است: زنان (به دلایل فیزیولوژیک و محیطی) بیشتر از مردان عمر می کنند و مردان قربانیان اصلی جنگ و کارهای سخت هستند. نتیجه، یک «مازاد ساختاری» همیشگی از زنان بی سرپرست (بیوه و مجرد) است. طبق آخرین آمار در ایران حدود ۱۲ میلیون زن بدون همسر در برابر ۱۰.۶ میلیون مرد بدون همسر وجود دارد و این نسبت تقریبا در مقایس جهانی نیز ثابت است. در غیاب چندزنی، تکلیف این مازاد میلیونی چیست؟ منطق زیست شناختی و اخلاق اجتماعی می گوید راه شرافتمندانه برای حل این عدم تقارن، ازدواج با مردان متأهل توانمند است، نه تجرد اجباری که منجر به توسعه روابط خارج از چارچوب و مخفیانه یک مرد با بیش از یک زن خواهد شد. ۵. از زاویه شریعت و عدالت در نهایت اسلام نه این غریزه طبیعی را منکوب و نه آن را بی قید رها کرد. آیه قرآن، جواز تعدد را در بستر «ترس از بی عدالتی در حق یتیمان» آورد (و ان خفتم الا تقسطوا فی الیتامی). یعنی روح قانون، حمایت از زنان بی سرپرست است، نه هوسرانی مرد. «عدالت»، ترمز اورژانسی اسلام بر سر راه داروینیسم لجام گسیخته است. این جواز مشروط، تبدیل یک غریزه طبیعی به یک «مسئولیت اجتماعی مدنی» برای کنترل و رشد اجتماعی و در راستای حفظ سلامت اخلاقی جامعه است. چندزنی محصول کارخانه طبیعت است که نیاز به مهندسی اخلاقی دارد. مشکل از «طبیعت» نیست، مشکل همیشه جمع حل تضاد میان منفعت و عدالت است. جامعه ای که چندزنی را مطلقاً منع می کند، میلیون ها زن را به تجرد اجباری محکوم کرده و جامعه ای که آن را بی ضابطه آزاد بگذارد، میلیون ها مرد جوان را به شورش و خشونت وا می دارد. راه سوم، همان نسخه اسلام است: «جواز محدود به شرایط اجتماعی و مشروط به عدالت»؛
«فطرت، ماموریت و اثر امضا» 🔻 حدود یک سال و نیم پیش، حمیدرضا منصوبی، مدیر وقت «توسعه تعاملات اجتماعی» دانشگاه، محتوایاتی (+ +) را در کانال شخصی خود و سپس در یک گروه ۳۴۰ نفره دانشجویی منتشر کرد. ▪️ این مسئله، در کنار ماهیت فعالیتهای ایشان -برای مثال، به ابتذال…
«فطرت، ماموریت و اثر امضا» 🔻 حدود یک سال و نیم پیش، حمیدرضا منصوبی، مدیر وقت «توسعه تعاملات اجتماعی» دانشگاه، محتوایاتی (+ +) را در کانال شخصی خود و سپس در یک گروه ۳۴۰ نفره دانشجویی منتشر کرد. ▪️ این مسئله، در کنار ماهیت فعالیتهای ایشان -برای مثال، به ابتذال کشاندن اردوی ورودی و طرح همیار و موارد مشابه-، منجر به ارسال نامهای از سوی فعالان دانشجویی (اعضای وقت و سال گذشته شوراهای مرکزی گروههای دانشجویی) شد. ▪️ در همان زمان، سیدعباس موسوی، رئیس وقت دانشگاه، و مصطفی تقوی، معاون فرهنگی وقت، به دانشجویان قول برکناری حمیدرضا منصوبی را دادند. با این حال، او تا حدود شش ماه بعد، با این توجیه که «جایگزین مناسبی نداریم»، همچنان در سمت خود باقی ماند. ▪️ با تغییر ریاست و معاونت فرهنگی دانشگاه و روی کار آمدن مسعود تجریشی و محمد فخارزاده، این موضوع دوباره پیگیری شد. نتیجه این پیگیریها اما ارتقای حمیدرضا منصوبی به سمت «مدیر اجتماعی» بود. ▪️ ماجرا آنجا جالبتر میشود که حمیدرضا منصوبی از حدود چهار ماه پیش، به تدریس در مرکز معارف دانشگاه مشغول شده است. ▪️ برخی از «نکات» مطرحشده در کلاسها، به گفته تعدادی از دانشجویان حاضر: «فطرت مرد این است که ناخودآگاه به هر زنی تمایل جنسی دارد؛ پس پوشش اسلامی چیز خوبی است.» «فروید با نوشتههایش باعث شد همجنسگرایی و تمایلات جنسی غیرمعمول وارد جامعه شود.» «یهود اساساً از ریشه مشکل دارد و به واسطه تاریخ، پیشینه و ذاتش، به دنبال تمامیتخواهی است.» «بعد از اتفاقات سال ۱۴۰۲ در دانشگاه، به من مأموریت دادند به دانشگاه شریف بیایم؛ چون فضا تند شده بود و شکاف زیادی وجود داشت، تا زمینه گفتوگو را فراهم کنم یا فضا را تعدیل کنم.» ▫️ پ.ن ۱: شاید کمی نامربوط باشد، اما بد نیست بدانید که در حالی که «نداشتن جایگزین مناسب» موجب ارتقای مدیر اجتماعی شده، حدود یک ماه پیش مدیر فرهنگی دانشگاه تغییر کرد. ▫️ پ.ن ۲: از آنجا که تنها یک روز پس از ارسال آن نامه، نسخهای از آن به همراه اسامی امضاکنندگان به دست حراست، بسیج و نقی و تقی رسیده بود، متن نامه را همراه با اسامی منتشر کردیم. 🆔 @SUT_Archive_else
▪️زخم آفتاب... فدای تن نیمهجونت حسین(ع) جوونم فدای جوونت حسین(ع)🖤
حسین (ع) زبان مشترک ما با همه آزادگان عالم است. چه کردی که روزت و عزایت اینقدر عزیز و شورانگیز شد؟... صلی الله علیک یا ابا عبدالله...
در هیچ برههای از تاریخ پس از انقلاب، نقش مردم و خیابان تا این اندازه پررنگ نبوده است. وقتی خیابان به وحدت نیاز دارد، زدن برچسب «انقلابی نبودن» به کسانی مانند قالیباف، هم غیرمنصفانه است و هم غیرحکیمانه. آیا از مذاکره خوشحالیم؟ نه. آیا به تفاهم امیدوار بودیم؟ نه. اما وقتی رهبری، حتی برخلاف نظر شخصی خود، نهایتاً اجازه میدهد، یعنی اکنون مصلحت عمومی کشور چنین اقتضا میکند. بفهمیم که او رهبر است، نه حاکم. بفهمیم جمهوری اسلامی یعنی چه. بفهمیم این دولت با رأی مردم سر کار آمده و باید پشت آن ایستاد و نقدها نیز نباید تفرقهافکنانه باشد؛ درست همان رویهای که امامان انقلاب همواره در پیش داشتند. بفهمیم ضعف فرهنگی جامعه یعنی چه. بفهمیم بازار و بخش قابل توجهی از مردم، متأسفانه تابآوری چندانی ندارند و لازم است دوباره بدعهدی آمریکا را لمس کنند تا بشود قدم بعدی را برداشت. چرا رهبری اجازه داد؟ آیا تحت فشار کم آورد؟ زبانم لال، ترسید؟ یا مصلحت جامعه را اکنون در این دیده است؟ ما به جای تسویه حساب روی نظرات گذشته، باید بر تکلیف فعلی خود تمرکز کنیم. اکنون تمرکز ما باید بر دو محور اصلی باشد: ۱. ترک نکردن خیابان مگر با پیام مستقیم آقا مجتبی. تحرکاتی وجود دارد که پس از تشییع «رهبر شهید» مردم را به خانهها بفرستند و این نباید محقق شود، مگر با پیام مستقیم رهبری. ۲. برنامهریزی و خلاقیت در پیگیری مطالبهٔ ۶۰ روز؛ برای نمونه، استفاده از پلاکاردهای روزشمار و طرح مطالباتی نظیر خروج آمریکا و محقق شدن ۳۰۰ میلیارد. تمرکز روی خروج آمریکا از منطقه خیلی مهم است. ما باید در گام بعد با اسرائیل تنها شویم. خیابان، خار چشم دشمن و جریان غربگراست و تنها مانع آنان برای وادادن به آمریکا خیابان را هدفمندتر و منسجمتر کنیم.
محسن پسر ۹ سالهای با سندروم دان هست که از همون بدو تولد، توسط والدینش رها شده. یه خانوادهی بدون فرزند، با وجود ضعف مالی، سرپرستیشو قبول کردن. چند روز پیش محسن با مادرش تصادف کرد و از ناحیهی سر و گردن آسیب شدید دید و الان برای درمان نیاز به کمک دارن. هر کی میخواد صدقه اول ماهش رو در این ماه عزیز محرم، به نیت این بچه هزینه کنه، بسمالله: شماره کارت: 6274881200685492 فخری ساداتی