tgindex
نشریۀ دردانشکده

نشریۀ دردانشکده

Статистика

نشریۀ دانشکدۀ مهندسی شیمی و نفت دانشگاه صنعتی شریف صاحب امتیاز: انجمن علمی-دانشجویی کیمیا مدیرمسئول: ستایش حنفی سردبیر: فاطمه مارانی هر چه می‌خواهد دل تنگت، بگو: ✉️ - @DarDaneshkadeh_Admin 🏷 - DarDaneshkadeh.kimia@gmail.com

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
47
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
1 201
+2 за 5 дн.
Сутки
+1
+0,08%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
745
40 постов
Вовлечённость
62,0%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 47
Упоминаний
42
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
157
1/48двое суток
179
1/72трое суток
194

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • نقاشی متحرک #پشت_درهای_شریف #تماشاخانه #مانی_شیروانی سرنوشت چنین مقدر کرده بود که او هیچ وارثی از خون و نسل خود به جا نگذارد و زندگی‌اش را فقیر، تنها و بدون فرزند به پایان برساند. 🗞 نشریهٔ دردانشکده

  • نقاشی متحرک #پشت_درهای_شریف #تماشاخانه #مانی_شیروانی سرنوشت چنین مقدر کرده بود که او هیچ وارثی از خون و نسل خود به جا نگذارد و زندگی‌اش را فقیر، تنها و بدون فرزند به پایان برساند. 🗞 نشریهٔ دردانشکده

  • سلسله‌جلسات‌ کتاب‌خوانی #فراغتی_و_کتابی 📚 لاشهٔ لطیف | به‌قلم آگوسیتنا باستریکا 👥 با تسهیلگری فاطمه‌زهرا موسوی و زهرا درزی ✍ فرم ثبت‌نام ⏱ سه‌شنبه‌ها، ساعت ۱۷ | از ۲۰ مردادماه 📌 جلسه به‌صورت مجازی برگزار می‌شود. 🗞 نشریهٔ دردانشکده

  • 7 авг.1 36615

    تجربهٔ شما #نظرسنجی 🔎 با توجه به برگزاری ترم و امتحانات به‌صورت مجازی و چالش‌های پیرامون آن، تصمیم گرفتیم با هدف بررسی و مستندسازی این شرایط، داده‌های تجربی را از دانشجویان مختلف جمع‌آوری و تحلیل کنیم. 🗒 لطفاً با تکمیل این پرسشنامه، ما را در بررسی بهتر شرایط یاری فرمایید. صرف زمان کوتاه شما برای پاسخ به این سؤالات، نقش مهمی در کیفیت تحلیل نتایج نهایی خواهد داشت. 🗞 نشریهٔ دردانشکده

  • نشریۀ دردانشکده pinned «بفرمایید داخل، دم در بده! #فراخوان 🏘 هر خانه‌ای برای زنده‌ماندن، به آدم‌هایی نیاز دارد که چراغش را روشن نگه دارند. «دردانشکده» هم خانه‌ای است با چند اتاق: اتاقی برای نوشتن، اتاقی برای ویراستاری، اتاقی برای صفحه‌آرایی و اتاقی که در آن گفت‌وگو و نشست شکل می‌گیرد.…»

  • راهنمای پروژه #یادداشت #تز_بده 📖 پروژهٔ کارشناسی مسیری است که دیر یا زود همه از آن گذر خواهیم کرد؛ اما درست سر بزنگاه برای بسیاری از ما این مسئله شفاف نیست که از کجا باید شروع کرد؟ چطور باید آن را اخذ کرد؟ چگونه به نتیجه می‌رسد و دفاع از آن به چه صورت است؟ 🔍 برای یافتن پاسخ سؤالات موجود و شفاف‌ترشدن ماجرا، شنیدن تجربهٔ کسانی که این مسیر را پشت سر گذاشته‌اند، میان‌بری برای فرار از سردرگمی‌ها است‌. در ادامه، متون مرتبط با پروژهٔ کارشناسی که در شماره‌های پیشین نشریه منتشر شده‌اند و به همین دغدغه‌ها پاسخ می‌دهند را برایتان جمع‌آوری کرده‌ایم تا این مسیر را آگاهانه‌تر و هموار‌تر آغاز کنید. 🔗 بیا تز بده! | نگاهی به پروژهٔ کارشناسی 🔗 ماحصل کارشناسی | تجربهٔ پروژهٔ آزمایشگاهی 🔗 کارشناس بی‌پروژه | گله‌مندی از سیر تخصیص پروژهٔ کارشناسی 🗞 نشریهٔ دردانشکده

  • 4 авг.1 35122

    بفرمایید داخل، دم در بده! #فراخوان 🏘 هر خانه‌ای برای زنده‌ماندن، به آدم‌هایی نیاز دارد که چراغش را روشن نگه دارند. «دردانشکده» هم خانه‌ای است با چند اتاق: اتاقی برای نوشتن، اتاقی برای ویراستاری، اتاقی برای صفحه‌آرایی و اتاقی که در آن گفت‌وگو و نشست شکل می‌گیرد. هرکس در این خانه، ردی از خودش را روی دیوارها به‌جا می‌گذارد؛ ردی که تا سال‌ها بعد ماندگار می‌ماند. 🖋 حال اگر دنبال یک اتاق در این خانه برای خودت می‌گردی، از تو دعوت می‌کنیم یکی از نقش‌ها را در این خانه بر عهده بگیری: ▪️ نویسندگی ▪️ ویراستاری ▪️ صفحه‌آرایی ▪️ طراحی‌ گرافیکی ▪️ تسهیلگری ▪️ روابط‌عمومی برای آشنایی بیشتر با وظایف این نقش‌ها پیشنهاد می‌کنیم پست دهکدهٔ دردانشکده را بخوانید. 📇 شرایط حضور در این خانه: ▪️اهل صبر و سازش با جمع باشید. ▪️ فارغ از میزان تجربه و مهارت آمادهٔ یادگرفتن باشید. ▪️ به آرمان‌های این خانه احترام بگذارید. 📌 تا تاریخ ۲۸ مردادماه فرصت دارید📍فرم فراخوان📍 را پر کنید و چراغ این خانه را با حضور خود روشن‌تر کنید. 🗞 نشریهٔ دردانشکده

  • 3 авг.1 0096

    دهکدهٔ دردانشکده نگاهی به نقش‌های پشت پردهٔ نشریه #طرح_و_شرح نویسنده: #کوروش_م‌عبدی طراحی‌شده به‌کمک هوش مصنوعی ✏️ این شما و این دانشکدهٔ مهندسی شیمی و نفت شریف! اینجا درست مثل یک کارخانه است که هرکس مسئولیت خاص خودش را بر عهده دارد؛ تا بوده، همین بوده‌. باوجود این ساختار منسجم و باثبات، پس از مدتی، جای خالی مقداری خلاقیت و دهکده‌ای برای دوام‌آوردن، حس می‌شد. آنجا که رؤیاپردازی و خیال‌بافی محدودیتی نداشت و در میان خشکی و کرختی محیط آکادمیک و صنعت، منطقه‌ای سرعت آزاد برای هم‌فکری و تلاش‌کردن برای بهترکردن دنیای اطراف باشد. به‌این‌ترتیب، دهکدۀ «دردانشکده» متولد شد. 🌱 اینجا در این دهکده، ما ممکن است اهداف مختلفی در سر داشته باشیم؛ اما با هم هم‌مسیر و هم‌سفر می‌شویم تا کنار هم مهارت‌هایی را یاد بگیریم که جایشان در بین درس‌هایمان خالی‌ است. پایدار و زنده ‌نگه‌داشتن دردانشکده در روز‌های سخت و طی گذر زمان اصلاً ساده نبود. کم نبودند روز‌هایی که هرچیزی غیرممکن به‌ نظر می‌رسید. نسل‌های مختلفی از دانشجویان به این دهکده آمدند و رفتند؛ ولی دهکدۀ دردانشکده یادگاری مشترک همۀ ماست؛ میراثی زیبا و آفرینش‌گرانه. اکنون بهتر است با بخش‌های این دهکده بیشتر آشنا شویم... ⏯ ادامهٔ این یادداشت را می‌توانید در تلگراف یا امیگوی نشریهٔ دردانشکده بخوانید. 🤍 نشریهٔ دردانشکده

  • 👋🏻😎 بیا بریم دردانشکده! 🕗 جلسهٔ تعیین محتوای شمارهٔ ۱۱۳، شنبه ۱۰ مردادماه ساعت ۱۸ به‌صورت مجازی در اتاق دردانشکده برگزار خواهد شد. ✍🏻♥️ پیشاپیش قدردان همکاری شما عزیزان و منتظر حضور پرمهرتان هستیم. 🤍 نشریۀ دردانشکده

  • فصل جدید 🖊 نشریه نیز مانند زندگی فصل‌های مختلفی دارد که می‌آیند و می‌روند؛ اما تمام‌شدن یک فصل به معنای اتمام کار نیست، بلکه نوید‌دهندهٔ ثبت اتفاقاتی نو است. ❤️ حال‌ زمان آن رسیده که از مدیرمسئول سابق نشریه، #سپهر_جوان‌مجرد، بابت زحمات و تلاش‌های گران‌قدرش در یک سال گذشته که ازقضا سالی سرشار از چالش‌های متعدد بود، تشکر کنیم. باوجود تمام اتفاقات پیش‌آمده که شرایطی پیش‌بینی‌نشده را رقم زد، او توانست با دغدغه‌مندی و تلاش‌هایش، فعالیت‌های نشریه را ادامه دهد. امیدواریم در باقی مراحل زندگی نیز سربلند و پیروز باشد. 🎉 همچنین با تأیید شورای‌ عمومی انجمن علمی کیمیا، در تاریخ ۷مردادماه، روایت داستان جدید نشریه با مدیرمسئولی #ستایش_حنفی رقم خواهد خورد. ما در نشریهٔ دردانشکده برای ایشان آرزوی موفقیت می‌کنیم و امیدواریم در کنار هم فصلی پربار و ماندگارتر بسازیم. 🤍 🤍 نشریهٔ دردانشکده

  • کارنامهٔ اعمال #گزارش ✏️ در یک سال گذشته، همهٔ ما از روزهای سختی گذر کرده‌ایم که تبعاتش خواه‌ناخواه گریبان‌گیر نشریهٔ دردانشکده هم بود. در میان داغداری برای عزیزان ازدست‌رفته، تجربهٔ جنگ‌ و دست‌‌وپنجه نرم‌کردن با شرایط تورم و قطعی‌ اینترنت‌، یک سال دیگر از فعالیت نشریه با همراهی شما سپری شد. «کارنامهٔ اعمال» روایتی است از آنچه در این مسیر پر فرازونشیب بر دردانشکده گذشت. 📖 در این مدت تلاش کردیم با وجود وقفه‌های پیش‌آمده، بهانه‌ای بسازیم تا دغدغه‌هایمان و ریزودرشت اتفاقات را در شماره‌های ۱۰۸ تا ۱۱۲ مکتوب کنیم. از آسیب به پتروشیمی‌ها در جنگ اخیر که سبب انتشار نخستین پروندهٔ علمی نشریه شد، تا داستان صوتی یلدا و دیگر فعالیت‌هایی که در این مسیر ادامه پیدا کردند؛ از جلسات شعرخوانی و کتاب‌خوانی که با امید آغاز شدند، اما با مجازی‌شدن دانشگاه نیمه‌تمام ماندند. 📣 در این مسیر بزرگ‌ترین چالش ادامه‌دادن بود؛ اما با حضور همراهان و همکارانمان که بنیان استوار این خانه‌اند، پیمودن این راه ممکن شد. امیدواریم در ادامه نیز همراهی دلگرم‌کنندهٔ شما را داشته باشیم. همچون همیشه پذیرای پیشنهادات و انتقادات شما در کامنت‌های همین پست هستیم. 📷 اینفوگرافیک فعالیت‌های نشریه طی یک سال اخیر 🤍 نشریهٔ دردانشکده

  • دشت مسافران #بالبداهه #سپهر_جوان‌مجرد ⛰ روزی قصد کردم به‌هوای دشت دل‌انگیزی که تعریفش را از دوستانم شنیدم، به راه بیفتم. کوله‌بار را جمع کرده و پیاده به‌سمت آن دشت زیبا قدم برداشتم. هوا گرم بود؛ اما نسیم آرامی می‌وزید. هر زمان جرعه‌ای آب، قوتم را برای ادامۀ راه دوچندان می‌کرد. در میانۀ راه، چند نفر مثل خود دیدم که ازقضا در همان مسیر قدم برمی‌داشتند. ▫️ عده‌ای بار سنگین‌تری داشتند و سخت‌تر راه می‌رفتند؛ عده‌ای دیگر با بار کمتر، مسیر را راحت‌تر می‌پیمودند. عده‌ای از سختی مسیر نالان بودند و عده‌ای از بوی گل‌ها در مسیر سبز، تعریف می‌کردند. همچنان که قدم می‌زدم، پایم پیچ خورد و مجبور شدم مدتی را بدون حرکت در سایه‌ای سپری کنم؛ البته به‌جایش با چند نفری آشنا شدم... ⏸ متن کامل این یادداشت را می‌توانید در تلگراف و امیگوی نشریهٔ دردانشکده مطالعه کنید. 🗞 نشریهٔ دردانشکده

  • دیدار دوباره #پشت_درهای_شریف #بشنو_از_نی #فاطمه‌زهرا_موسوی 🎶 گاهی پایان یک داستان، باشکوه‌ترین بخش آن است. «Would You Fall in Love with Me Again» اثر «Jorge Rivera-Herrans»، آخرین قطعه از مجموعهٔ موزیکال EPIC است؛ اثری که در ٩ آلبوم و ۴٠ قطعه، داستان حماسهٔ «اودیسه» اثر «هومر» را در قالب موسیقی بازگو می‌کند. 🎼 این موسیقی، پایان سفر بیست‌سالهٔ اودیسئوس و دیدار دوبارهٔ او با پنلوپه را روایت می‌کند. برخلاف بسیاری از قطعات Epic The Musical که فضایی حماسی و پرتنش دارند، Would You Fall in Love with Me Again با ملودی آرام و گفت‌وگوی دو شخصیت اصلی، بر احساساتی مثل انتظار، تغییر و عشق تمرکز می‌کند و پایانی ماندگار برای این موزیکال خلق می‌کند. 🗞 نشریهٔ دردانشکده

  • پشت دریاها #فاطمه_مارانی #دو_خط_شعر 🛳️ در روزگار رنج، روزهایی که در دام سردرگمی می‌گذرد، در سایهٔ سنگین استرس‌ و همراه با احساسات گم‌شده توأم با ناامیدی، میان کتاب‌های شعر صفحه‌به‌صفحه می‌گردم؛ می‌گردم به دنبال توصیفی امیدبخش از زندگی، می‌خواهم دنیایی رنگی را ببینم، رنگ سبز درختان، رنگ نور خورشید، رنگ آبی آسمان. 🔹 زندگی با شتاب می‌گذرد. من هم به‌اجبار در سرعت بالایش غرق شده‌ام. نیاز دارم کسی ترمز زندگی را بکشد و اجازه دهد با آن همگام شوم. گه‌گاهی به اشعاری برخورد می‌کنم که مانند تلنگری است؛ همان ترمز معروف زندگی، شایدم محرک من برای رسیدن به گرد پای آن. 🔹 شعر «پشت دریاها» از «سهراب سپهری» داستان سفری است که سهراب شروع می‌کند تا با قایقی که ساخته از این شهر برود؛ شهری که خاکش غریب است و مردمانش دل‌مرده و بدون عشق. جایی که قهرمانی ندارد. از این سرزمین نادلخواه می‌خواهد برود. قایقی ساخته است تا دور شود، فقط دور. توری برای ماهیگیری ندارد و در آرزوی مروارید نیست. فقط دور می‌شود از شهری که مردمانش ناخوش‌اند. آيینهٔ تالارها تصویری از سرخوشی و عیش را منعکس نمی‌کنند. مشعل آگاهی در دست هیچ‌کس نبود تا انعکاس شعله در آب بدرخشد. 🔹 پشت دریاها به شهری می‌رسد که پنجره‌هایش رو به درخشندگی باز است. مردمانش اهل معرفت‌اند و کبوترها آگاهی‌ بشری را که عَلَم شده می‌نگرند. رؤیایی لطیف و زیبانگرانه که از شهری با عشق و نگرش بالای بشری تصویر کرده است. قایقی خواهم ساخت، خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ‌کسی نیست که در بیشهٔ عشق قهرمانان را بیدار کند. قایق از تور تهی و دل از آرزوی مروارید، همچنان خواهم راند. نه به آبی‌ها دل خواهم بست نه به دریاپریانی که سر از خاک به در می‌آرند و در آن تابش تنهایی ماهی‌گیران می‌فشانند فسون از سر گیسوهاشان. همچنان خواهم راند. همچنان خواهم خواند: «دور باید شد، دور.» «مرد آن شهر اساطیر نداشت. زن آن شهر به سرشاری یک خوشهٔ انگور نبود. هیچ آیینهٔ تالاری، سرخوشی‌ها را تکرار نکرد. چالهٔ آبی حتی، مشعلی را ننمود. دور باید شد، دور. شب سرودش را خواند، نوبت پنجره‌هاست.» همچنان خواهم خواند. همچنان خواهم راند. پشت دریاها شهری است که در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است. بام‌ها جای کبوترهایی است که به فوارهٔ هوش بشری می‌نگرند. دست هر کودک ده‌سالهٔ شهر، خانهٔ معرفتی است. مردم شهر به یک چینه چنان می‌نگرند که به یک شعله، به یک خواب لطیف خاک، موسیقی احساس تو را می‌شنود و صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد. پشت دریاها شهری است که در آن وسعت خورشید به اندازهٔ چشمان سحرخیزان است. شاعران وارث آب و خرد و روشنی‌اند. پشت دریاها شهری است! قایقی باید ساخت.  🤍 نشریهٔ دردانشکده

  • سقوط تیسپون #زمان‌گویه‌ها #قسمت_چهارم #محمدحسین_هاشمی ▫️ در قسمت سوم از زمان‌گویه‌ها، روزها و اتفاقات نبرد قادسیه را روایت کردیم. در این قسمت به اتفاقات، غارت‌‌ها و تاراج‌هایی که اعراب پس از پیروزی‌شان انجام دادند می‌پردازیم؛ اما شوربختانه از این قسمت…

  • 6 июл.2 27937

    راز بقا در معاونت فرهنگی #از_تو_چه_پنهان #دانشگاه_همون‌وری 🔸 به حیات‌وحش دانشگاه همون‌وری خوش آمدید. امروز لنز دوربین‌های خود را به‌سمت تاریک‌ترین و کشف‌نشده‌ترین نقطهٔ این زیست‌بوم، یعنی اتاق مدیر تعاملات اجتماعی در ساختمان معاونت فرهنگی دانشگاه همون‌وری می‌بریم. جایی که برخلاف نامش، نشانه‌های کمی از فرهنگ و تعامل در آن یافت می‌شود. در این بخش، یک نظام هم‌زیستی شگفت‌انگیز به سرکردگی مدیر تعاملات اجتماعی، آقای منشوری، تشکیل شده که هر از چند گاهی فیلش یاد هندوستان می‌کند و درراستای احقاق حقوق از دست‌رفته‌اش فریاد «چند‌زنی» سر می‌دهد. ⚡️ اگر به رفتارهای این گونه دقت کنیم، می‌بینیم که اخیراً این سرکرده، بیانیه‌ای حماسی برای اعضای قبیله صادر کرده است. او با نگاهی خیره به افق، گویا تمدن انسانی را با گلهٔ گوریل‌ها قیاس کرده و مدعی شده که نرها باید برای بقای ژن‌هایشان بجنگند و اصل تکاملی چندزنی را به‌وفور اجرا کنند. احتمالاً طبق قانون بقای مدنظر جناب منشوری، پسرهایی که تمایل سوسول‌مآبانه‌ای به تک‌همسری دارند، توسط بقیه از قلمرو اخراج می‌شوند تا مبادا ژنوم قبیله تضعیف شود! ⚡️ دوربین ما در ادامهٔ جست‌وجو، یکی از پیچیده‌ترین رفتارهای این‌گونه را ثبت می‌کند. او برای اثبات فرضیه‌های خود در مورد «مازاد ساختاری زنان»، آمار دختران جوان مجرد و زنان بالاتر از سن ازدواج را با هم ترکیب می‌کند تا تصویری بحرانی خلق کند. راوی مستند هنوز در حیرت است که چطور مدیر تعاملات اجتماعی(!)، متوجه بدیهیات آمارهای جمعیتی نمی‌شود؛ مگر اینکه فرض کنیم این گونهٔ باهوش، این بحران خیالی را برای توجیه بیاناتش طراحی کرده باشد! ⚡️ یکی دیگر از ویژگی‌های اصلی این موجود، مهارت بی‌نظیر او در استتار است. این سرکرده چنان به آزادی بیان معتقد است که به خودش اجازه می‌دهد ترویج [از دیدگاه آقای منشوری تجویز] حرم‌سرایی مدرن را انجام دهد و برای لاپوشانی استدلال‌های خود از‌طریق بازی با کلمات و دستکاری‌های آماری و علمی، پشت نقاب قلابی‌اش پنهان شود. غافل از اینکه نیت او نه گشودن باب گفت‌وگو (که بارها راه گفت‌وگوهای خلاف میل خود را بسته)، بلکه بافتن یک کلاه شرعی و علمی برای تئوریزه‌کردن حرم‌سراست. ⚡️ کارشناس‌های راز بقا برای تکمیل تحقیقات، سری هم به دیگر ساکنان طبیعت می‌زنند. اسب دریایی نر که مشغول زایمان است، از حذف‌شدنش از منابع پژوهشی گلایه دارد. عنکبوت بیوهٔ سیاه ماده نیز با تأسف می‌گوید اگر قرار باشد هر رفتار طبیعی‌ای نسخه‌ای برای جامعه باشد، احتمالاً او هم به‌زودی الهام‌بخش نظریه‌ای تازه خواهد شد. راوی مستند هنوز نفهمیده چرا از میان این‌همه شگفتی طبیعت، همیشه همان چند صحنه‌ای انتخاب می‌شود که از قبل به نتیجهٔ دلخواه می‌رسد. ⚡️ در اواخر این بخش از مستند، این سرکرده [جناب منشوری] را می‌بینیم که وقتی با اعتراض‌های گوناگون روبه‌رو می‌شود، خیلی راحت همه‌چیز را به «حسادت غریزی» تقلیل می‌دهد تا اقتدار پوشالی‌اش زیر سؤال نرود. تماشای این هم‌زیستی‌ای که در این بخش از معاونت فرهنگی دانشگاه همون‌وری شکل گرفته، واقعاً برای دانشمندان علوم اجتماعی تکان‌دهنده است و آن‌ها را با این پرسش بنیادین روبه‌رو می‌کند که آیا این گونهٔ منحصربه‌فرد و روبه‌انقراض، می‌تواند در دنیای مدرن دوام بیاورد؟ آیندهٔ قبیله، مبهم و تاریک به نظر می‌رسد. ⚡️ اما جالب اینجاست که این چندمین باری است که دوربین‌های راز بقا رفتارهای نابه‌هنجار این گونهٔ «ول‌نکنِ کرسی مدیریت تعاملات اجتماعی» را رصد می‌کند. از معاون فرهنگی دانشگاه همون‌وری گرفته تا مدیر فرهنگی‌اش کرسی‌شان را به نفرات بعدی سپرده‌اند؛ اما گویا به‌راستی پافشاری این گونه بر اصول قبیلهٔ خود، «راز بقایش» در این زیست‌بوم شگفت‌انگیز است. این برنامۀ راز بقا به مسئولان دانشگاه همون‌وری و به‌ویژه معاونت فرهنگی آن توصیه می‌کند هرچه زودتر این زیست‌گاه را منحل کنند؛ چراکه دانشگاه، محل بازتولید منطق‌های عصرحجری و قبیله‌ای نیست. 🤍 نشریهٔ دردانشکده

  • رقص سماع قلم #تقویم‌ها_گفتند | روز قلم #کوروش_م‌عبدی 🖊 این‌طور نبینش که یک‌ جا، بی‌جان در بدن می‌افتد و سقوط می‌کند. جوهرهٔ وجودش روایتگر داستان تاریخ است. در تاریکی شب، به جز آن دیگر هیچ‌کسی نیست؛ رقص سماع قلم بر روی صحنهٔ کاغذ. ▫️ انسان خلق شد، روحی در وی دمیده شد، می‌چرخد و می‌گردد دور خود یا دور چیز‌های دیگر، داستان‌ها می‌سازد و راوی ماجرایی حقیقی می‌شود؛ مثل یک سیاره، شب و روزش مملو از شیدایی درون، مثل یک ستاره، آغاز آتش درون. تولدش از لحظه‌ا‌ی است که برای اولین‌ بار به احترام اندیشهٔ اربابش کلاه از سر بر می‌دارد و مغزش به صحنه می‌رسد. مرگش ثانیه‌ای است که در برابر قافیهٔ اندیشه‌ها، جوهر وجودش رنگ می‌بازد و پیکر بی‌جانش احتمالاً لباسی نو بر تن هم‌نوعش خواهد شد که بتواند مثل واژگان مسافر، جامه‌ای فاخر به تن کند؛ مفتخر به تجربهٔ نیاکان. ▫️ به عقیدهٔ برخی، بزرگ‌ترین اختراع بشر کتاب بوده؛ اما افسوس که کمتر اشاره شده که کتاب‌هایمان را مدیون جسمی دیگر هستیم. پیش از آنکه به کتاب‌ها سخن‌گفتن بیاموزد، سخن‌ها با بی‌زبانی‌اش می‌گفت. شاید هیچ‌گاه، هیچ ابزاری این‌قدر به خود ما شبیه نبوده که قلم بوده است؛ شخصیت‌های مختلف، داستان‌های متفاوت، ظواهر گوناگون و... . ▫️ امروز مناسبتی‌ است برای نکوداشت امپراتوری دیوانگان. آن‌هایی که چوب جادوی خود را در قلم و نمود سحرآمیزش را در لغات دریافته‌اند. پس از هر نوشتن، وقتی که کاغذ‌ها سیاه شدند، آن دیگر کاغذ نیست؛ آینه‌ است که خودت را در آن می‌بینی. آری. برای اولین‌ بار، آینه‌های مرکبی. پیش از اجرا، کاغذ برای قلم صحنه است و پس از اجرا، کاغذ آینه. تو قلم خودت هستی. از صمیم قلب، این روز و مناسبتش را به همهٔ دوستداران و هواداران تواناترین اختراع بشر خجسته و شادباش می‌گویم. 🤍 نشریهٔ دردانشکده

  • لا اله الا ال... #بالبداهه #ازدردانشکده در خانه‌های نزدیک قهوه‌خانه یکی مرده است. از صبح ذکر می‌گویند. مادر می‌گوید که این ذکر‌ها باعث آرامش روح متوفی می‌شوند. از سمتی آرامش من را گرفته‌اند، اینکه مرگ به کل وجود دارد خیلی می‌ترساندم. - «حاج محمد! شما از…

  • حیثیت #پشت_درهای_شریف #تماشاخانه #کیوان_مؤمنی اسم مرحلهٔ دوم «دگرگونی» است، جایی که شعبده‌باز آن چیز معمولی را برمی‌دارد و با آن کاری شگفت‌انگیز انجام می‌دهد. حالا شما می‌خواهید راز قضیه را بفهمید؛ اما نمی‌توانید، چون درست به ماجرا نگاه نمی‌کنید. چون شما…

  • حیثیت #پشت_درهای_شریف #تماشاخانه #کیوان_مؤمنی اسم مرحلهٔ دوم «دگرگونی» است، جایی که شعبده‌باز آن چیز معمولی را برمی‌دارد و با آن کاری شگفت‌انگیز انجام می‌دهد. حالا شما می‌خواهید راز قضیه را بفهمید؛ اما نمی‌توانید، چون درست به ماجرا نگاه نمی‌کنید. چون شما واقعاً نمی‌خواهید بدانید. 🤍 نشریهٔ دردانشکده