tgindex
سرخط

سرخط اخبار کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان، اقوام و محیط زیست را پوشش می‌دهد. سرخط، صدای جنبش حق تعیین سرنوشت است، آوای انسان دی ماه، فریاد مردم آبان. ارتباط با ادمین : @Sarkhatist اینستاگرامِ سرخط: Sarkhatism آدرس ایمیل: sarkhatism@gmail.com

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
117
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
8 011
−13 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 367
40 постов
Вовлечённость
17,1%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 117
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
344
1/48двое суток
394
1/72трое суток
425

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🔴 «پرتره‌ی بورژوازی»، اثر دیوید آلفارو سیکئیروس | #هنر_برای_رهایی 🖊 اسلحه، این بار در دست ما جنگ در این نقاشی از میدان نبرد شروع نمی‌شود. پیش از گلوله و سرباز، پول، سرمایه و تبلیغات را می‌بینیم؛ و در پایین، کارگرانی که زیر ماشین عظیمی گرفتارند. اما در انتهای این مسیر، همان کارگری که نیروی کارش این ماشین را به حرکت درمی‌آورد، اسلحه‌ای در دست گرفته است. 📜 درباره‌ی خالق اثر امروز کافی است هنرمندی یک موضع سیاسی تند در اینستاگرام منتشر کند تا «مبارز» و «هنرمند متعهد» نام بگیرد. سیکئیروس اما در زمانی زندگی می‌کرد که موضع سیاسی گرفتن، فقط حرف زدن نبود؛ هزینه داشت، سازمان می‌خواست و گاهی به معنای به خطر انداختن جان بود. خوزه دیوید آلفارو سیکئیروس نقاشی ماهر بود و هنرمندی به معنای واقعی متعهد. او معتقد بود هنر باید عمومی، سیاسی و قابل فهم برای مردم باشد. موزه‌ی هنر مدرن نیویورک، سیکئیروس را رادیکال‌ترین و سیاسی‌ترین چهره در میان نقاشان بزرگ دیوارنگارِ مکزیک معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد که فعالیت سیاسی‌اش بارها باعث زندانی شدن یا وقفه در کار هنری‌اش شده بوده‌است. سیکئیروس در سال ۱۸۹۶ در مکزیک به دنیا آمد و خیلی زود وارد فعالیت سیاسی و اجتماعی شد. در انقلاب مکزیک در ارتش جنگید، در دهه‌ی ۱۹۲۰ در سازمان‌دهی کارگران معدن نقش داشت، عضو حزب کمونیست مکزیک بود و در رهبری حزب و فعالیت‌های کارگری حضور داشت. سیکئیروس از بنیان‌گذاران و گردانندگان اصلی «ال ماچته» نیز بود؛ نشریه‌ای که از دل اتحادیه‌ی کارگران فنی، نقاشان و مجسمه‌سازان مکزیک بیرون آمده بود و بعداً به ارگان رسمی حزب کمونیست مکزیک تبدیل شد. در سال ۱۹۳۶، وقتی جنگ داخلی اسپانیا آغاز شد، سیکئیروس در نیویورک بود. دوستان اسپانیایی‌اش اخبار جنگ و مبارزه علیه نیروهای فرانکو را به او رساندند. او خیلی زود تصمیم گرفت به اسپانیا برود. ابتدا قصد داشت برای جمهوری‌خواهان کار هنری و تبلیغاتی انجام دهد، اما خیلی زود وارد ارتش جمهوری‌خواه شد و عملاً جنگید. او به هنگ پنجم پیوست؛ واحدی که با کمونیست‌ها و انترناسیونال کمونیستی ارتباط نزدیک داشت و فرماندهی آن با ویتوریو ویدالی، معروف به «کارلوس کونترراس»، بود. سیکئیروس که خودش پیش‌تر در انقلاب مکزیک سابقهٔ نظامی داشت، خیلی زود در ساختار نظامی جمهوری‌خواهان بالا رفت و نهایتاً به درجهٔ سرهنگ دوم رسید. در نامه‌ای که از جبهه برای همسرش نوشته بود، دربارهٔ نخستین درگیری مسلحانه‌اش گفته بود که جنگ از فاصلهٔ نزدیک، دیگر آن تصویر رمانتیک و قهرمانانه‌ای نیست که آدم از دور تصور می‌کند؛ جنگ برای او تجربه‌ای کاملاً انسانی و عریان بود. 🖋 متن کامل را اینجا بخوانید: https://shorturl.at/NYQCD #هنر_متعهد #جنگ #امپریالیسم #طبقه‌_کارگر #مبارزه_طبقاتی @SarKhatism

  • видео или голосовое, без подписи

  • 🔴 «"سرودهایی برای سرزمین مادری" پیشکشی است به تمام آنان که مهر میهن را در سینه دارند و در راه آزادی و آبادی آن جسم و جان می‌فرسایند. هدف این مجموعه که با حداقل ابزارهای مربوطه و به صورت خانگی ضبط و ثبت گشته است تنها افکندن نوری است هرچند خُرد بر ظلمات زمانه غم‌انگیز ما؛ باشد که در پرتو آن یافتنِ چهره های رنجور اما امیدوارِ یکدیگر دوباره ممکن شود». ارسالی از یاران #همراه_سرخط @sarkhatism

  • 7 авг.1 86140

    🔴 مترو که رایگان شد، چه چیزی لو رفت؟ چندین ماه است که هر روز صبح، سوار مترو شدیم بدون اینکه دست به جیب ببریم. نه کارتی کشیدیم، نه بلیتی خریدیم، نه نگرانِ شارژِ اعتبار بودیم. فقط رفتیم ایستگاه، سوار شدیم و رسیدیم. قطار همان قطار بود. شلوغی همان شلوغی. راننده‌ها همان راننده‌ها بودند و سیستم همان سیستم. نه ریل‌ها از کار افتادند، نه شهر متوقف شد، نه حمل‌ونقل فروپاشید. فقط یک چیز تغییر کرده بود: برای رفتن به سرکار، دیگر مجبور نبودیم هر روز پول پرداخت کنیم. همین تجربه‌ی ساده، یک سؤال مهم را پیش کشید: آیا هر چیزی که برای زندگی ضروری است، باید به یک کالا تبدیل شود؟ متن کامل را اینجا بخوایند: https://shorturl.at/qDnWL #متروی_رایگان #خدمات_عمومی #حق_به_شهر @sarkhatism

  • 7 авг.1 51110

    видео или голосовое, без подписи

  • 5 авг.1 62810

    🔴 نامه‌ای از سیامک امینی در نهمین سال حبس سیامک امینی، زندانی سیاسی ۶۴ ساله‌ی محبوس در زندان اوین، هم‌اکنون نهمین سال زندان خود را سپری می‌کند. او در حال حاضر در حال سپری کردن حکم چهار سال و سه ماه حبس خود است که از مرداد ۱۴۰۳ به اجرا درآمده. وی در دی‌ماه…

  • 5 авг.1 60718

    🔴 نامه‌ای از سیامک امینی در نهمین سال حبس سیامک امینی، زندانی سیاسی ۶۴ ساله‌ی محبوس در زندان اوین، هم‌اکنون نهمین سال زندان خود را سپری می‌کند. او در حال حاضر در حال سپری کردن حکم چهار سال و سه ماه حبس خود است که از مرداد ۱۴۰۳ به اجرا درآمده. وی در دی‌ماه ۱۴۰۲ با هجوم ماموران به منزلش بازداشت و بعدتر به اتهامات «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت داخلی/خارجی» و «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به حبس و مجازات‌های تکمیلی محکوم شد. این زندانی سیاسی پیش از این نیز بارها سابقه‌ی بازداشت و حبس داشته است و در دهه‌ی شصت نیز حدود پنج سال از زندگی خود را در زندان سپری کرده بود. لازم به ذکر است که سیامک امینی مبتلا به بیماری خودایمنی است و در زندان از خدمات درمانی مورد نیازش محروم است.   متن نامه: ستمگر از هوسِ پنداشتِ کشتن است، درمانش؛ ولی تاریخِ فردایی فروگیر است گریبانش اینک که نهمین سال زندان را سپری می‌کنم، گرچه فاصله‌ی چهل سال قبل با امروز به‌اندازه‌ی یک عمر است، آن چیزی که همواره وجود دارد، سرکوب، فشار، کشتار و بی‌توجهی به حقوق اولیه‌ی زندانیان سیاسی است؛ حقیقتی با این تفاوت که فقط شکلش تغییر کرده است. در هر دوره از زندان، شاهد جنگ بودم؛ جنگی که همیشه بهانه‌ی خوبی بود برای سرکوب هر صدای اعتراضی به بی‌عدالتی، فقر و فساد، و البته مخالفت با جنگ. چرا؟ چون جنگ جیبِ بزرگِ سرمایه‌داران را هر روز پرتر می‌کند و سفره‌ی خالی زحمت‌کشان را خالی‌تر. اینجاست که جمله‌ی معروفِ «جنگ نعمت است» را لحظه‌به‌لحظه در زندان به نظاره می‌نشینم. هنوز لحظاتی از بمباران اوین توسط صهیونیست‌ها نگذشته بود که در جواب کمک زندانیان به پزشک‌ها و افراد آسیب‌دیده، ما را با پابند و دستبند و تهدید، به زندان دیگری منتقل کردند. فشارها در مواردی چون بهداشت و درمان، عدم اعزام به بیمارستان حتی برای بیماران لاعلاج و تحت شیمی‌درمانی، اجباری‌تر شدنِ پوشیدن لباس فرم زندان و بستن پابند و دست‌بند هنگام اعزام، افزایش احکام اعدام و حکم‌های زنجیره‌ای با بالاترین حد قابل‌تصور، بازرسی‌های بدنی بی‌مورد، ورود پی‌درپیِ گارد به بندها، قطع ملاقات، نبود کتابخانه و کارگاه‌های کار، محدود کردن افراد در سالن‌های دربسته، پایین آمدن کیفیت و کمیت غذای جیره‌ی دولتی، کاهش اجناس فروشگاه، نبود لوازم ورزشی، و موارد زیاد دیگری را شاهدم. با ایجاد همه‌ی این محدودیت‌ها، زندانیان سیاسی-عقیدتی همواره در دفاع از حقوق صنفی و سیاسی خود پافشاری کرده‌اند و موجی از فریادند؛ موجی که همه‌ی پلیدی‌ها و آلودگی‌ها را به ته دریا خواهد برد و به نابودی خواهد کشاند. ما زندانیان، وام‌دارِ قهرمانانی هستیم که جان شیرین خود را در مبارزه با امپریالیسم، صهیونیسم و ارتجاع فدا کردند و نزدیک به چهل سال از عمرشان را در همین سیاه‌چاله‌ها سپری کردند. بیش از یک قرن است که این پرچم با شهامت و مقاومتِ آن‌ها برافراشته است و هرگز به زمین نخواهد افتاد، تا فتحِ قله‌ی آرزوها و آزادیِ انسان‌ها از تمامِ بندها. مرداد ۱۴۰۵ #سیامک_امینی #زندانی_سیاسی @sarkhatism

  • 5 авг.1 0363

    видео или голосовое, без подписи

  • 3 авг.1 3248

    🔴 دریا، بندر و جنگ ویرانگر ردِ جنگ در زندگی بندرنشینان فلسطین، ایران و ایتالیا از متن: محمود فلسطینی؛ عبدالله ایرانی؛ کارگر غربی اعتصاب‌کننده در بندری دور از میدان جنگ؛ زبان‌هایشان متفاوت است؛ مرز از هم جدایشان می‌کند؛، دولت‌ها و پرچم‌هایشان بر هم تیر و آتش میکشند؛ اما جایگاهشان در این جهان یکسان است: آنها کسانی نیستند که جنگ را طراحی می‌کنند؛ کسانی‌اند که هزینه‌ی آن را با کار، معاش و جان خود می‌پردازند. برای محمود، جنگ یعنی قایقی که ابزار زنده ماندن خانواده‌اش بود و دیگر وجود ندارد. برای عبدالله و صیادان جاسک، یعنی سال‌ها کار و سرمایه‌ای که در چند ساعت به خاکستر تبدیل شد. برای کارگر بندر جنوا، یعنی قرار گرفتن در برابر تناقضی بنیادین: نیروی کاری که هر روز صرف حرکت دادن جهان می‌شود، ممکن است در خدمت چرخه‌ای قرار گیرد که زندگی دیگر کارگران را نابود می‌کند. متن کامل را اینجا بخوانید: https://shorturl.at/t3wJj #جنگ #تهاجم_امپریالیستی #کارگران_بندر

  • 3 авг.1 1812

    видео или голосовое, без подписи

  • 2 авг.1 50417

    🔴 سرمایه نه فقط از مرزهای اخلاقی، بلکه از مرزهای صرفاً جسمانی روز کار نیز فراتر می‌رود. زمان لازم برای رشد، تکامل و حفظ سلامت بدن را غصب می‌کند. | عکس‌نوشته ۸ چراغ قرمز تازه سبز شده، اما راننده نا ندارد پایش را از روی کلاچ بردارد؛ سال‌ها فشار دادن پدال و کلاچ و ترمز کردن، استخوان‌ها و بافت را در خود کشیده و پای راننده را دچار چنین ورمی کرده‌است. این تصویر که برایمان ارسال شده، متعلق به راننده اتوبوسی در تهران است و رنج چندین‌ساله‌ی رانندگان ماشین سنگین را بازگو می‌کند؛ رانندگانی که شاید سال‌ها از سن بازنشستگی‌شان گذشته، رانندگانی که شاید ساعت‌ها بیشتر از محدوده‌ی قانونی هشت‌ساعته‌ی کار پشت فرمان بنشینند و رانندگانی که شاید با دیسک کمر و مفصل‌درد و توصیه‌های پزشک که «باید استراحت کنی»، باز سر کار می‌آیند؛ نه از سرِ میل، که برای پر کردن فاصله‌ی دستمزدِ حداقلی با هزینه‌های سرسام‌آور زندگی. نظم سرمایه‌داری ادعای قانونمندی دارد؛ کار را هشت ساعت تعریف می‌کند، برای دستمزد حد و حدود و استاندارد تعریف می‌کند و هزار جور ماده و تبصره در خصوص رفاه و حقوق کارگر به بندهای قانون اضافه می‌کند. اما در این نظم، قوانینِ روی کاغذ، تنها دیواری کوتاه‌تر از حقوق نیروی کارند تا نرخ انباشت سرمایه هیچ‌گاه ترک برندارد. وقتی دستمزد کارگر به آخر ماه نمی‌رسد و تورم هر روز بالاتر می‌رود، مگر راهی باقی می‌ماند جز بیشتر پشت فرمان نشستن و اضافه‌کاریِ اجباری، تا جایی که دیگر بدن «هشدار» ندهد، بلکه به‌یکباره زمینت بزند؟ آن هم در وضعیتی که بیمه قابل اتکایی برای درمان مناسب وجود ندارد. داده‌ها نشان می‌دهند که ۶۹ درصد رانندگان اتوبوس در ایران، دست‌کم در یکی از اندام‌های بدنشان دچار اختلالات اسکلتی-عضلانی هستند؛ ۴۵ درصدشان از ناحیه‌ی کمر آسیب دیده‌اند، ۴۲ درصدشان دچار آسیب در گردن هستند، و شانه و مچ دستِ ۱۵ درصدشان درگیر فرسودگی مزمن است. فراتر از استخوان‌ها، ساییدگی به درون جانِ انسان نفوذ می‌کند: ۴۶ درصد این کارگران از خوابِ کافی محرومند و ارتعاشِ مداومِ جاده، آنها را دچار فشار خون و افزایش ضربان قلب کرده‌است. فرسودگی بدن کارگر در نظمی که برای «کسب سود» چیده شده، طبیعی و ناگزیر انگاشته می‌شود و کسی آن را ایراد نمی‌داند. سود شرکت‌ها و فرمول‌های حمل‌ونقل شهری با فرسوده شدنِ تنِ انسان‌ها تنظیم شده است. در این نظم، انسان به ابزاری برای مصرف تقلیل می‌یابد؛ مثل چرخ‌دنده، مثل پیچ و مهره. برای کارفرمای سرمایه‌دار، تنِ کارگر فرقی با ماشین‌آلات ندارد؛ تا زمانی که کارایی دارد از آن کار کشیده می‌شود، و هنگامی که زیر فشارِ کار فرسوده شد، گویی باید کنار گذاشته شود تا قطعه‌ای تازه جایگزینش گردد. چراغ سبز می‌شود و پایی که دیگر حس ندارد، به هر ضرب و زوری که هست روی کلاچ فشار می‌آورد. سیستم تا آخرین قطره‌ی شیره‌ی جانِ این تن را مکیده است. فردا که بدن این راننده خالی کند و زمین‌گیر شود، سیستم ده‌ها جویای کار دیگر را پشت در ذخیره دارد تا دندان‌های خون‌آشامی‌اش را بر تنشان فرو کند. تا کی قرار است چرخِ این شهر روی استخوانِ آدم‌ها بچرخد و چه کسی این ماشینِ فرسوده‌کننده را از حرکت بازمی‌دارد؟ #مبارزه_طبقاتی #کارگر #فرسودگی_بدن #سرمایه‌داری @SarKhatism

  • 2 авг.1 23610

    видео или голосовое, без подписи

  • 31 июл.1 6307

    🔴 جنگ علیه زیرساخت‌های ارتباطی از هدف گرفتن امکان‌های زیستی تا تضعیف امکان انقلاب بر اساس گزارش‌های منتشرشده، در جریان حملات اخیر، دست‌کم ۱۱۶ دکل مخابراتی در جنوب ایران آسیب دید یا از مدار خارج شد؛ رخدادی که به اختلال در خدمات ارتباطی در بخش‌هایی از هرمزگان و مناطق پیرامونی انجامید. این عدد، تنها یک شاخص مهندسی نیست؛ معیاری از گستره اختلال در زیست روزمره مردمی است که ارتباط برای آنان نه یک کالای لوکس‌بلکه شرط دسترسی به خدمات عمومی، درمان، آموزش و معاش است. متن کامل را اینجا بخوانید: https://shorturl.at/uhM1q #جنگ #تهاجم_امپریالیستی #دکل_مخابراتی #زیرساخت_مخابراتی @sarkhatism

  • 31 июл.1 3483

    видео или голосовое, без подписи

  • 30 июл.1 88813

    🔴 جنگ به روایت کارگران بندرعباسی گزارش ارسالی از یاران #همراه_سرخط بندرعباس روزهای دشواری را پشت سر می‌گذارد. آنچه در بندرعباس در جریان است را نمی توان به خسارت های عمرانی و آمارهای رسمی محدود کرد. برای درک ابعاد این بحران، لازم است نگاهی دقیق‌تر به تأثیر آن بر زندگی روزمره کارگران، صیادان، رانندگان و خانواده‌هایی انداخت که بیشترین بار این شرایط را بر دوش می‌کشند. متن کامل را اینجا بخوانید: https://shorturl.at/v6OLD #جنگ #تهاجم_امپریالیستی #بندرعباس #طبقه_کارگر @sarkhatism

  • 30 июл.1 3744

    видео или голосовое, без подписи

  • 27 июл.2 18116

    🔴 رهبری از پشت اینباکس وقتی دایرکت جای شورای عمومی را می‌گیرد چند روز پیش ویدئویی از مصاحبه‌ی رضا پهلوی با رویترز دست‌به‌دست می‌شد. خبرنگار پرسیده بود این ارتباطات با نیروهای نظامی چگونه آغاز شده است. پهلوی گفته بود: افرادی در شبکه‌های اجتماعی به من پیام می‌دادند. می‌گفتند من عضو سپاه هستم، من در بسیج مشهد هستم، من در فلان منطقه عضو ارتش هستم. بعد از آن، بحث عادی سیاسی آغاز شد. طرفداران گفتند ویدئو بریده شده است. مخالفان گفتند ادعا نادرست است. رویترز ویدئو را حذف کرد و توضیح داد که انتشار پیش از ویراستاری انجام شده بود. اما در میان این بحث‌ها، نکته‌ای کمتر دیده شد؛ نکته‌ای که نه به درست یا غلط بودن ادعا مربوط بود، نه به اعتبار شخصی رضا پهلوی. مسئله، شکلِ دریافت واقعیت سیاسی بود. اینکه یک رهبر سیاسی از چه مسیرهایی جامعه، نیروهای اجتماعی و وضعیت قدرت را می‌شناسد. متن کامل را اینجا بخوانید: https://shorturl.at/wwKgb #سازمان #سازمانیابی #دی_۱۴۰۴ #به_سوی_سازمان_انقلابی @sarkhatism

  • 27 июл.1 4168

    видео или голосовое, без подписи

  • 26 июл.1 87018

    🔴 طناب دار، آخرین حلقه زنجیر فقر است در روزهایی که جمهوری اسلامی از «دفاع از میهن» و «مقابله با دشمن خارجی» سخن می‌گوید، در قزل‌حصار بیش از هزار و پانصد زندانی، عمدتاً محکومان پرونده‌های مواد مخدر، چهارده روز است که جان خود را کف دست گرفته‌اند تا ماشین اعدام را متوقف کنند. این فقط یک تناقض نیست؛ تصویری است از حکومتی که بیرون از مرزها از جنگ می‌گوید و در درون مرزها، جنگی بی‌وقفه را علیه فرودستان پیش می‌برد. این تحصن درست در زمانی ادامه دارد که جمهوری اسلامی پس از جنگ و همزمان با تشدید فضای امنیتی، اجرای احکام اعدام را به شکلی بی‌سابقه افزایش داده است. تنها در سال ۲۰۲۵ دست‌کم ۱۶۳۹ نفر اعدام شده‌اند؛ بالاترین رقم ثبت‌شده در چند دهه گذشته. یعنی به طور متوسط هر روز بیش از چهار انسان به دار آویخته شده‌اند. هم‌زمان، شمار اعدام زندانیان سیاسی، بازداشت‌شدگان اعتراضات، محکومان پرونده‌های مواد مخدر و شهروندان کُرد و بلوچ نیز به شکل چشمگیری افزایش یافته است. این فقط آمار نیست؛ نقشه حکومتی است که برای حفظ خود، مرگ را به سیاست روزمره تبدیل کرده است. جمهوری اسلامی جنگ را فقط در مرزها پیش نمی‌برد. جنگ اصلی آن سال‌هاست در داخل کشور جریان دارد؛ جنگی علیه طبقه کارگر، علیه فقرا، علیه معترضان و علیه هر انسانی که حاضر نیست تسلیم شود. همان حکومتی که از «امنیت ملی» سخن می‌گوید، در داخل کشور با طناب دار امنیت خود را می‌خرد و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی را با اعدام پاسخ می‌دهد. کافی است به چهره اعتصاب‌کنندگان نگاه کنیم. نه صاحبان شبکه‌های بزرگ قاچاق، نه کسانی که میلیاردها از اقتصاد مواد مخدر سود می‌برند؛ بلکه رانندگان، کارگران، بیکاران، حاشیه‌نشینان، سوخت‌بران، کولبران و جوانانی که سهمشان از این نظم چیزی جز فقر، بی‌آیندگی و زندان نبوده است. سود برای صاحبان قدرت و سرمایه می‌ماند؛ طناب دار برای فقرا. امروز بزرگ‌ترین اعتراض علیه اعدام نه در میدان‌های شهر، که پشت دیوارهای قزل‌حصار جریان دارد. جایی که زندانیان با اعتصاب غذا، اعتصاب خشک و دوختن لب‌هایشان فریاد می‌زنند حق حیات را نمی‌توان با طناب دار خاموش کرد. وقتی انسان، گرسنگی و تشنگی را به جان می‌خرد تا شاید مرگ دیگری متوقف شود، یعنی حکومت آخرین روزنه‌های دادخواهی را نیز بسته است. بیش از هزار و پانصد نفر روزهاست از غذا گذشته‌اند. شماری لب‌های خود را دوخته‌اند. شش زندانی در سلول‌های انفرادی، هر لحظه در انتظار اجرای حکم‌اند. خانواده‌ها پشت درهای زندان ایستاده‌اند و پاسخشان تهدید، خشونت و سرکوب است. این تصویر امروز قزل‌حصار است. یک سال پیش، همین زندانیان اعتصاب کردند. وعده دادند اعدام‌های مرتبط با مواد مخدر متوقف شود. وعده دادند قانون اصلاح شود. وعده دادند. اما طناب دار از کار نیفتاد؛ تنها سکوت سنگین‌تر شد و چوبه‌های دار بلندتر. همزمان با گسترش فضای امنیتی و بحران‌های اقتصادی، شمار اعدام‌ها نیز افزایش یافته است. نخست فقر را بر مردم تحمیل می‌کنند، سپس همان قربانیان را به نام قانون مجازات می‌کنند. این چرخه‌ ادامه دارد؛ چرخه‌ای که در آن محروم‌ترین اقشار جامعه بیش از دیگران در معرض شدیدترین مجازات قرار می‌گیرند. پشت هر حکم اعدام، تنها یک شماره پرونده نیست؛ یک زندگی است، یک مادر، یک کودک، یک خانواده و آینده‌ای که هرگز فرصت ساخته شدن پیدا نمی‌کند. جامعه‌ای که هر روز با خبر اعدام بیدار می‌شود، آرام‌آرام به دیدن مرگ عادت داده می‌شود؛ و این شاید هولناک‌تر از خود طناب دار باشد. قزل‌حصار امروز فقط نام یک زندان نیست. قزل‌حصار آینه جامعه‌ای است که در آن فقر جرم می‌شود، محرومیت مجازات می‌شود و مرگ، جای عدالت را می‌گیرد. اعتصاب این زندانیان تنها تلاشی برای نجات چند نفر نیست؛ فریادی است علیه عادی شدن اعدام، علیه عادی شدن مرگ و علیه خاموش ماندن صدای کسانی که چیزی برای از دست دادن جز جانشان ندارند.   #اعدام #نه_به_اعدام #زندان_قزلحصار @sarkhatism

  • 26 июл.1 3715

    видео или голосовое, без подписи