Scientometrics
описание
🔴محمدسعیدرضائی زواره ✅بازنشر مهمترین مقالات پزشکی ✅ترویج پزشکی مبتنی بر گواه و مبارزه با شبه علم! ✅بررسی وضعیت علمی و پژوهشی ایران ✅مقابله با بداخلاقی پژوهشی! X: https://x.com/dr_rezaee @ScientometricsAdmin Scientometrics.Iran@Gmail.com
997
подписчиков
Охват к подписчикам
158,9%
ERR
Реакции к просмотрам
0,71%
1 081 на 33 постов
Пересылки к просмотрам
1,19%
1 810
Постов в день
0,0
всего 34
Где отзываются чаще
доля реакций к просмотрам- 10 авг.▫️اصول نگارش علمی و انتشار آثار زیستپزشکی: راهنمای سردبیران JAMA برای نویسندگان عنوان انگلیسی: Principles of Scientific Writing and Biomedical Publication: A JAMA Editors Guide for Authors راستش یه کم عجیب است که کتابی به این خوبی در سال ۲۰۲۴ منتشر شده و من تازه دارم باهاش آشنا میشوم! کافیست چند پاراگراف اول فصل اول را بخوانید تا کیفیت بالای کار دستتان بیاید. این کتاب یک راهنمای کاملاً کاربردی برای تقریباً تمام مسیر تبدیل یک پژوهش به مقاله چاپشده است؛ از شکلدادن به استدلال علمی و نوشتن مقاله گرفته تا انتخاب مجله، ارسال مقاله، فرآیند داوری، پاسخدادن به داوران و در نهایت انتشار. هدفش هم فقط آموزش انگلیسی آکادمیک نیست، بلکه میخواهد نشان بدهد یک مقاله علمیِ قابلچاپ از نگاه سردبیرها دقیقاً چه شکلی باید باشد. چیزی که این کتاب را متفاوت میکند همین نگاه سردبیری آن است. نویسندگانش سردبیران فعلی یا سابق مجلات مهم زیستپزشکی هستند، از جمله JAMA و مجلات شبکه JAMA، یا افرادی با تجربهی طولانی در حوزه نشر زیستپزشکی. کتاب ۴۱ فصل دارد و رویهمرفته نویسندگانش سابقه خیلی زیادی در چاپ مقاله و سردبیری مجلات علمی دارند. به نظر من ارزش اصلی کتاب این است که سه موضوعی را که معمولاً جدا از هم آموزش داده میشوند، یکجا کنار هم گذاشته: نگارش علمی (Scientific Writing)، فرآیند انتشار (Publication Process)، و اخلاق نشر (Publication Ethics). یعنی خواننده فقط یاد نمیگیرد چطور جملهها یا بخش Discussion را بهتر بنویسد، بلکه میفهمد سردبیر و داور وقتی دارند مقاله را داوری میکنند دقیقاً دنبال چه چیزهایی هستند. یک نکته خوب دیگر این است که کتاب فقط روی "چطور بنویسیم" تمرکز نکرده. مثلاً فصلهای مجزایی دارد درباره انتخاب مجله، پرهیز از اغراق در بیان نتایج، استفاده از جدول و شکل، پاسخدادن به داوران، مشکلاتی که سردبیرها ازشان بیزارند، معیارهای نویسندگی، سرقت علمی، تعارض منافع، و پریپرینت. تازه نگم برایتان که بصورت اوپن اکسس و رایگان توسط انتشارات آکسفورد منتشر شده است. این یعنی نور علی نور! 🔗 برای دانلود به این لینک مراجعه کنید: https://academic.oup.com/book/58841 #book #academic_writing #publishing 🆔 @irevidence3,16%
- 4 авг.▫️توئیکینگ: خطرناکترین نوعِ تقلب علمی دانشگاه MIT به تازگی کتابی را منتشر کرده که نگاه جدیدی دارد به مقوله تقلب در پژوهش و بحران اعتبار علم. این کتاب را Thomas Plümper و Eric Neumayer نوشتهاند: The Credibility Crisis in Science: Tweakers, Fraudsters, and the Manipulation of Empirical Results دو نوع تقلب در پژوهش وجود دارد که خیلی آشکار و واضح هستند و در غیراخلاقی بودن آنها شکی نیست. یکی دادهسازی (Data Fabrication) است؛ یعنی ساختن دادههایی که اصلاً وجود ندارند و دیگری دستکاری دادهها (Data Manipulation)؛ یعنی داده وافعی وجود دارد ولی پژوهشگر آنها را تغییر میدهد تا نتیجه دلخواهش حاصل شود. اما نویسندگان، Tweaking را نوع سوم و البته خطرناکترین نوع تقلب می دانند. یک پژوهشگر در Tweaking، بدون اینکه که دادهها را بطور مستقیم تغییر دهد، میآید طراحی پژوهش یا مدل آماری را طوری تغییر میدهد که نتیجه دلخواهش بدست آید. حذف دادههای نامناسب، تغییر تعریف متغیرها، انتخاب زیرنمونه خاص، اضافه یا حذف متغیرهای کنترل، آزمودن مدلهای متعدد و انتشار فقط نتایج معنادار، همگی میتوانند نتیجه را تغییر دهند. همچنین پژوهشگر ممکن است پس از مشاهده دادهها، فرضیهای بسازد، اما در مقاله وانمود کند که فرضیه از ابتدا وجود داشته است؛ رفتاری که HARKing نام دارد (Hypothesizing After Results are Known). هدف اصلی معمولاً افزایش معنیداری آماری، بزرگتر شدن اندازه اثر و تأیید فرضیه پژوهشگر است پژوهشگران ممکن است برای کسب منافع شخصی مانند چاپ مقاله بیشتر، چاپ در مجلات معتبرتر، افزایش استناد، گرفتن گرنت، ارتقای شغلی، افزایش حقوق و شهرت علمی دست به توئیک بزنند. چرا توئیک خطرناکتر است؟ چون بسیار رایجتر است، کشف آن بسیار دشوار است، معمولاً مجازاتی ندارد و ظاهر آن کاملاً علمی است. به همین دلیل نویسندگان معتقدند: بزرگترین تهدید برای اعتبار علم، توئیک است؛ نه دادهسازی. تعریف تقلب علمی از نگاهی دیگر نویسندگان تعریف دیگری از تقلب علمی ارائه میدهند که متفاوت از تعاریف موجود است: تقلب علمی یعنی هر گونه دستکاری عمدی نتایج آماری برای کسب منفعت پژوهشگر. بنابراین معیار اصلی قصد است، نه نوع روش. عناوین بخشها و فصول کامل کتاب در ادامه آمده است. بخش سوم کتاب، در خصوص مقابله با تقلب است که راهکارهای مفیدی را ارائه کرده است. راهحل محوری نویسندگان، شفافیت است: انتشار داده خام، کد تحلیل، روشها و تمام تصمیمهای پژوهشی. هر پژوهش باید از سه جهت ارزیابی شود: بازتولیدپذیری با همان داده و کد (Reproducibility)، تکرارپذیری با دادههای جدید (Replicability)، و استحکام (Robustness Test) در برابر تغییرات منطقی مدل. بخش اول: آیا علم دچار بحران شده است؟ ۱. سلامت پژوهش (Scientific Integrity) و نارضایتیهای پیرامون آن ۲. انگیزههای متقلبان ۳. نوکِ نوکِ کوه یخ ۴. عوامل کشف تخلف بخش دوم: درجات آزادی پژوهشگر (Researcher Degrees of Freedom) ۵. توئیکینگ در تحلیل دادههای مشاهدهای ۶. توئیکینگ در طرحهای پژوهش تجربی ۷. توئیکینگ در مدلهای علّی بخش سوم: مقابله با تقلب ۸. سیاستهای بازدارندگی ۹. برنامههای پیشگیری ۱۰. راهبردهای کشف ۱۱. دو گام به پیش ۱۲. و یک گام به عقب #research_ethics #research_misconduct #book 🆔 @irevidence2,62%
- 16 июл.متوجه شدم امروز، روز ملی طب ایرانی است! متاسفانه وزارت بهداشت، مروج نظریات منسوخی مثل مزاج و اخلاط است و چقدر برای این موضوع که بازی با جان و سلامت مردم است، هزینه میشود. یادآوری صحبتهای دکتر آرامش و محمدپور در این رابطه خالی از لطف نیست! (لینک 👇🏻) https://t.me/Scientometric/62771,97%
- 16 июл.به مناسبت روز ملی طب ایرانی! همیشه وقتی صحبت از طب سنتی (ایرانی، چینی و …) میشود، یکی از موارد مطرح شده برای دفاع از آن این است که این روشها مورد تایید سازمان جهانی بهداشت (WHO) هستند. سرمقاله اخیر مجله BMJ با عنوان: تلاش گمراهکننده سازمان جهانی بهداشت برای ترویج طب مکمل و جایگزین (Complementary and Alternative Medicine) به این موضوع مهم پرداخته است (لینک). من در اینجا بیشتر قسمت های این مقاله را قرار میدهم. اما جان کلام این است که منشا یک دارو، واکسن یا هر مداخله درمانی، معیار قضاوت درباره ارزش آن نیست. آنچه اهمیت دارد، اثبات ایمنی و اثربخشی آن با استفاده از بهترین و کامل ترین ابزار علمی موجود یعنی کارآزماییهای بالینی است. در دسامبر ۲۰۲۵، یک بیانیه چندجانبه، استراتژی طب سنتی سازمان جهانی بهداشت برای سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۴، را با هدف دسترسی همگانی به طب سنتی ایمن و اثربخش تاییدد کرد. این طرح، ادغام طب مکمل و جایگزین در سیستمهای بهداشتی ملی و پوشش همگانی سلامت از طریق تقویت شواهد و مستندات علمی، سختگیرانهتر کردن مقررات مربوط به ایمن بودن، گسترش نیروی کار و ایجاد یک کتابخانه جهانی از دانش طب سنتی را پیشنهاد میکند. با وجود این ادعا که شواهد علمی باید پیش از ادغام (در سیستم درمانی) وجود داشته باشند، این استراتژی به کشورهای عضو اجازه میدهد تا طب مکمل و جایگزین را پیش از وجود دادههای استاندارد درباره اثربخشی و ایمنی عمومی، تامین مالی و ادغام کنند. امری که از نظر اخلاقی و روششناختی غیرقابل دفاع است. پذیرش برخی مداخلههای طب مکمل و جایگزین در بسیاری از نقاط، از جمله در برخی کشورهای آفریقایی، چین و هند، بیشتر ناشی از ملاحظات و انگیزه های سیاسی، ملیگرایی یا جنبشهای استعمارزدایی (بعنی مثلا کاهش سلطه الگوهای غربی و تقویت دانش بومی) است تا شواهد علمی. علاوه بر این، استراتژی سازمان جهانی بهداشت با فلسفههای غیرعلمی رودلف اشتاینر درباره طب آنتروپوزوفیک شکل گرفته و توسط هند و چین، که منافع اقتصادی و سیاسی در ترویج طب مکمل و جایگزین دارند، تامین مالیی شده است ادغام طب مکمل و جایگزین در مراقبتهای بهداشتی استاندارد در حال حاضر از سرعت تولید شواهد علمی پیشی گرفته است تعاریف سازمان جهانی بهداشت خطر مشروعیت بخشیدن به اقدامات اثباتنشده از دوران پیش از علم را به همراه دارد. این استراتژی، طب تلفیقی یا integrative medicine را به عنوان ترکیبی مبتنی بر شواهد، از اقدامات زیستپزشکی و سنتی یا مکمل تعریف میکند، بدون اینکه استاندارد شواهد مورد نیاز را مشخص کند. این استراتژی ادعا میکند که پایگاه پژوهشیِ رو به رشد (مثل تعداد مقالات)، نویدبخش بودن طب مکمل و جایگزین را نشان میدهد، بدون اینکه کیفیت این شواهد را مشخص کند. زبان مبهم، خطر بهرهبرداری تجاری از طب مکمل و جایگزین را به همراه دارد. اعتماد عمومی به طب مکمل و جایگزین به طور مداوم با آسیبپذیری در برابر اطلاعات نادرست و تردید در مورد واکسن مرتبط بوده است. این ادبیات و زبانِ تایید شده توسط سازمان جهانی بهداشت میتواند توسط پزشکان طب مکمل و جایگزین و اینفلوئنسرهای حوزه سلامت برای سوءاستفاده از اعتبار علمی و تبلیغ مداخلههای اثباتنشده با ظاهری علمی (scienceploitation) به کار گرفته شود، اقدامی که بیاعتمادی به علم را تشدید میکند. کارآزماییهای تصادفیسازیشده و کنترلشده، مصداق ظلم استعماری نیستند. بلکه ابزاری برای تمایز مداخلات موثر از مداخلات غیر موثر هستند. برای مثال، آرتمیسینین که در ابتدا بهعنوان یک درمان سنتی مورد استفاده قرار میگرفت، نه صرفا به دلیل سابقه سنتی آن، بلکه پس از ارزیابی علمی به درمان استاندارد مالاریا تبدیل شد. استراتژی سازمان جهانی بهداشت تفاوت کافی میان طب مکمل و جایگزین به عنوان دانش سنتی برای ایجاد فرضیه با دانش تایید شدهای که آماده ادغام در سیستم درمانی است، قائل نمیشود پیامرسانی سازمان جهانی بهداشت باید بدون ابهام باشد و با اجماع علمی همسو بماند. استراتژی ایدهآل برای طب مکمل و جایگزین باید اثربخشی و پایش دارویی برای سنجش عوارض دارویی، را الزامی کند. طب مکمل و جایگزین گزینه درمانی غالب برای میلیاردها انسان بومی، روستایی و محروم است، که این امر احتمالا نشاندهنده دسترسی محدود به مراقبتهای مبتنی بر شواهد است تا یک انتخاب آگاهانه. پاسخ اخلاقی، تایید بیچونوچرای طب مکمل و جایگزین نیست، بلکه گسترش دسترسی صرفا به مداخلههایی است که یا موشکافی علمی استاندارد به عنوان روشهای موثر و ایمن شناخته میشوند. بیماران در هر کجای دنیا شایسته چیزی کمتر از این نیستند @Scientometric1,95%
- 14 сент. 2025 г.без подписи1,90%
- 21 июл.❖ انتخاب گزینشی (Cherry-picking) گاهی وقتها یک نفر برای دفاع از یک ادعا فقط یک یا دو مقاله میفرستد. مقاله را که باز میکنید ظاهرا همه چیز هم درست به نظر میرسد. نتیجه همان است که نقل شده، ژورنال هم معتبر است، نویسندگان هم شناخته شدهاند. همینجا معمولا بحث تمام میشود. درصورتی که از نگاه پژوهشی، تازه اولین سوال شکل میگیرد. خود آن مقاله چطور انتخاب شده است؟ اگر به جای آن، پنجاه مقالهی دیگر هم دربارهی همان موضوع وجود داشته باشد چه؟ اگر از میان همهی آنها فقط همان مطالعهای انتخاب شده باشد که با ادعای مورد نظر سازگار است دیگر مسئله کیفیت آن مقاله نیست. مسئله نحوهی انتخاب آن است. به همین علت هم اصطلاح Cherry-picking سالهاست وارد ادبیات روششناسی پژوهش شده است. این کار هم ممکن است اغلب ناخودآگاه انجام شود و فرد واقعا فکر میکند بررسی کرده است. یک مورد دیگر هم این است که خود مقاله هم همیشه یکدست نیست. بخش Results دادهها را نشان میدهد اما Discussion محل تفسیر همان دادههاست. این دو همیشه هموزن نیستند. خیلی وقتها دادهها محتاطاند ولی تفسیر گستردهتر نوشته شده است. اگر فقط چند جمله از Discussion جدا شوند ممکن است خواننده تصور کند خود دادهها همان نتیجه را تایید کردهاند. موارد دیگر هم وجود دارد. گزارشهای موردی(Case Report) گاهی به عنوان شواهد قطعی مطرح میشوند درحالی که که اساسا برای چنین کاری نوشته نشدهاند. یا مطالعهای با حجم نمونهی محدود، بدون اشاره به محدودیتهایش نقل میشود. یا هشت مطالعهای که نتیجهی دیگری داشتهاند کنار گذاشته میشوند و فقط همان مطالعهی نهم دیده میشود. هیچکدام از اینها الزاما به معنای خطای علمی نیستند ولی کنار هم میتوانند تصویری بسازند که با مجموعهی واقعی شواهد فاصلهی قابل توجهی دارد. به همین علت در پژوهش معمولا سوال اصلی این نیست که آیا برای این ادعا مقالهای وجود دارد؟ چون تقریبا برای هر ادعایی میشود مقالهای پیدا کرد. سوال اصلی این است که مجموعهی شواهد چه میگوید؟ به همین دلیل هم مرورهای نظاممند (Systematic Review) و متاآنالیزها معمولا ارزش استنادی بیشتری از یک مطالعهی منفرد دارند. آنها قرار نیست یک مقاله را انتخاب کنند؛ قرار است تقریبا همهی مقالههای مرتبط را کنار هم ببینند. هرچند همینها هم مصون از خطا نیستند. احتمالا مهمترین تفاوت میان خواندن یک مقاله و خواندن ادبیات یک موضوع همین باشد. مقاله، واحد تولید دانش است. و قضاوت علمی معمولا بر اساس یکی از آنها شکل نمیگیرد، بر پایهی کنار هم قرار گرفتن تعداد زیادی از همین واحدها شکل میگیرد. -A.RANJBAR1,72%
- 18 июл.آیا بیمارانی که بیماری عروق کرونر چندرگی (Multivessel CAD) دارند و بعد از استنتگذاری ۱۲ ماه بدون مشکل بودهاند، باید داروی ضدپلاکتی دوگانه را ادامه دهند یا فقط آسپرین مصرف کنند؟ بعد از گذاشتن استنت معمولا بیماران به مدت ۱۲ ماه دو دارو مصرف میکنند: آسپرین و کلوپیدوگرل که به این درمان Dual Antiplatelet Therapy (DAPT) گفته میشود. پس از ۱۲ ماه، معمولا کلوپیدوگرل قطع میشود و فقط آسپرین ادامه پیدا میکند. اما آیا در بیماران پرخطر که چندین رگ کرونر درگیر دارند، ادامه DAPT مفید است یا نه؟ مطالعه جدید مجله NEJM (لینک) به این پرسش پاسخ داده و مشخص شده است که ادامه درمان ضدپلاکتی دوگانه (آسپرین + کلوپیدوگرل) برای ۱۲ ماه دیگر، در مقایسه با ادامه مصرف اسپرین به تنهایی، منجر به کاهش خطر مرگ قلبی عروقی، سکته قلبی یا سکته مغزی میشود بدون آن که باعث افزایش معنیداری در خونریزی شود. @Scientometric1,71%
- 21 июл.▫️آیا هوش مصنوعی انتشار مقالات علمی را کندتر، بدتر و گرانتر کرده است؟ جواب پروفسور Herbert Holden Thorp- سردبیر ارشد کل مجلات گروه Science- به سوال فوق، مثبت است. وی در قالب یک سرمقاله در شماره جدید مجله ساینس (Vol 393, Issue 6808) سعی کرده به این موضوع بپردازد که خلاصهای از آن را در ادامه میخوانید: دنیل گولدین (Daniel Goldin) مدیر ناسا در دهه 1990 گفته بود: هدف پیشرفت فناوری این است که محصولات را "سریعتر، بهتر و ارزانتر" (Faster, Better, Cheaper) کند. طرفداران AI نیز همین وعده را میدهند؛ اینکه AI، کار پژوهش و انتشار علم را سریعتر، بهتر و ارزانتر خواهد کرد و انسانها را از بخش زیادی از کارهای تکراری و زمانبر رها میکند. اما در حوزه انتشار مقالات علمی، واقعیت فعلی تقریباً عکس این وعده است. AI میتواند مقاله بنویسد، دادهها را تحلیل کند و حتی در طراحی پژوهش کمک کند، ولی اشتباهات زیادی هم تولید میکند؛ مثل: ساختن رفرنسهای جعلی، نتیجهگیریهای نادرست، استدلال ضعیف و حتی رفتارهایی شبیه تخلف پژوهشی، مثل انتخاب گزینشی دادهها یا دستکاری تحلیلها برای رسیدن به نتیجه دلخواه. چون این خطاها زیاد شدهاند، ناشران و داوران باید زمان بیشتری صرف بررسی مقالهها کنند. یعنی: مقالههای بیشتری ارسال میشود، اما بررسی هر مقاله سختتر و طولانیتر شده است و بنابراین هزینه انتشار علمی بالا میرود و فرآیند کندتر میشود. حتی ابزارهای AI برای تشخیص خطا هم کافی نیستند. ممکن است رفرنسهای جعلی را پیدا کنند یا سرقت علمی و دستکاری تصویر را تشخیص دهند، اما خودشان هم اشتباه میکنند و گاهی مقاله سالم را به اشتباه مشکوک اعلام میکنند. بنابراین در نهایت باز هم یک انسان مجبور است همهچیز را بررسی کند. اگر جامعه علمی این وضعیت را مدیریت نکند: پژوهشهای معتبر دیرتر منتشر میشوند، اطلاعات جعلی و بیکیفیت بیشتر وارد متون علمی میشود و در نتیجه اعتماد به علم کاهش پیدا میکند. در این فرایند، شرکتهای سازنده AI سود میبرند، اما هزینه اضافی بر دوش پژوهشگران، داوران و ناشران میافتد. البته که AI دستاوردهای بزرگی داشته است؛ مثلاً در پیشبینی ساختار پروتئینها و کشف مواد جدید تحول ایجاد کرده است و حرف این نیست که AI بیفایده است، بلکه این است که در فرآیند انتشار مقالات علمی، استفاده گسترده از AI در وضعیت فعلی، بار کاری انسانها را نه تنها کاهش نداده، بلکه حتی آن را افزایش هم داده است. خلاصه اینکه هوش مصنوعی در پژوهش میتواند بسیار مفید باشد، اما در نگارش و انتشار مقالات علمی هنوز هزینه نظارت انسانی آنقدر بالاست که وعده سریعتر، بهتر و ارزانتر را محقق نکرده است. #AI #publishing #Science 🆔 @irevidence1,30%
- 29 июл.چرا امسال هیچ دانشگاهی از ایران در رتبهبندی مربوط به بخش تاثیرگذاری موسسه تایمز نیست؟ به صورت خلاصه، موسسه تایمز طبق قوانین بینالمللیِ رعایت تحریمها مجاز به ارائه خدمات پولی به کشورهای تحت تحریم نیست. از آنجا که حضور در رتبهبندی تاثیرگذاری امسال مشروط به پرداخت حق عضویت شده، دانشگاههای ایران امکان پرداخت مالی و عضویت در این شبکه را ندارند و به همین دلیل نام آنها در این فهرست نیامده با انتشار رتبهبندی جدید THE Sustainability Impact Ratings ۲۰۲۶ و نبود نام دانشگاههای ایران، مستقیما به تایمز ایمیل زدم و علتش را پرسیدم: مؤسساتی که در کشورها یا شرایطی هستند که ممکن است مشمول تحریمهای بینالمللی باشند، به دلیل الزامات رعایت قوانین تحریمها (compliance) تا زمانی که تحریمها برقرار است، نمیتوانند در Sustainability Impact Ratings شرکت کنند. بر اساس ایمیل مشخص است که شرکت در این رتبهبندی مستلزم عضویت در Sustainability Impact Network و پرداخت هزینه است. اما به دلیل تحریمهای بینالمللی و الزامات مربوط به رعایت قوانین تحریمها (compliance requirements)، امکان دریافت این پرداختها از ایران وجود ندارد. از آنجا که عضویت در این شبکه پیشنیاز حضور در Sustainability Impact Ratings است، دانشگاههای ایرانی تا زمانی که این محدودیتها برقرار باشند، امکان شرکت در این رتبهبندی را ندارند. بر اساس ایمیل، این موضوع به همه دانشگاههای ایرانی متقاضی نیز اطلاع داده شده است. دانشگاههای ایران اما همچنان میتوانند در سایر رتبهبندیهای موسسه، از جمله World University Rankings، که همگی رایگان هستند، شرکت کنند. به نظر میرسد حالا این هم یکی از پیامدهای غیرمستقیم تحریمها باشد. محدودیتهایی که هرچند مستقیما علم و پژوهش را هدف قرار ندادهاند، اما در عمل بر همکاریهای علمی و حضور بینالمللی دانشگاههای ایران نیز اثر گذاشتهاند. @Scientometric1,22%
- 26 февр. 2025 г.без подписи1,08%
- 3 авг.آیا فرزند چندم خانواده بودن با خطر ابتلا به بیماریها ارتباط دارد؟ پژوهشگران در یک مطالعه بزرگ که در مجله Nature Health منتشر شده (لینک)، با بهرهگیری از دو طراحی مکمل شامل یک کوهورت بینخانوادگی (روی ۱/۶ میلیون نمونه همتاسازی شده) و یک مقایسه درونخانوادگی (روی ۵/۱ میلیون خانواده) به بررسی ۵۶۹ بیماری مختلف پرداختهاند تا تاثیر ترتیب تولد (Birth Order) را بر الگوی بروز بیماریها ارریابی کنند. بر اساس یافتههای این پژوهش، فرزندان اول (First-borns) بیشتر در معرض خطر ابتلا به اختلالات تکاملی-عصبی، بیماریهای روانی و اختلالات ایمنی و آلرژیک قرار دارند. در این گروه، بیماریهایی مانند اوتیسم، اختلال نقص توجه و بیشفعالی (ADHD)، اختلال وسواس فکری-عملی (OCD)، سندروم تورِت (Tourette syndrome)، اضطراب، افسردگی، اختلالات خوردن (Eating disorders) و همچنین آلرژیهای غذایی و التهاب بینی آلرژیک، شیوع بیشتری نشان میدهند. در مقابل، فرزندان دوم (Second-borns) ریسک بالاتری را برای ابتلا به اختلالات رفتاری، گوارشی، عفونی و عضلانی-اسکلتی تجربه میکنند. سوءمصرف مواد، بیماریهای گوارشی (Gastritis / Duodenitis)، میگرن، سردردهای عودکننده، عفونتهایی نظیر زونا و بیماریهای منتقلشونده از راه جنسی، مشکلات عضلانی-اسکلتی مانند تنگی کانال نخاعی و همچنین آریتمیهای قلبی از جمله مواردی هستند که در فرزندان دوم غلبه دارند. تطابق ۷۴/۲ درصدی یافتهها در مفایسههای درونخانوادگی نشان میدهد که ترتیب تولد یک فاکتور ساختاری در الگوی بروز بیماریها در انسان است که احتمالا تحت تاثیر فاکتورهای محیطی اولیه و ایمونولوژیک در دوران کودکی شکل میگیرد. @Scientometric1,07%
- 4 авг.۷۵ دانشگاه ایرانی در نسخه جدید Times Higher Education World University Rankings که در ۳۰ سپتامبر منتشر میشود، حضور خواهند داشت و ایران از نظر تعداد دانشگاههای حاضر، یکی از کشورهای دارای بیشترین نماینده در این رتبهبندی خواهد بود. در مورد علت عدم حضور ایران در رتبهبندی مربوط به بخش تاثیرگذاری موسسه تایمز اینجا نوشتم. وقتی در پاسخ به تایمز اشاره کردم که محدودیتهای ناشی از تحریمها، هرچند در درجه اول بخشهای بانکی و مالی را هدف قرار میدهند، اما میتوانند بهعنوان یک خسارت جانبی بر دانشگاهها، پژوهش و شفافیت علمی نیز اثر بگذارند، آنها در ایمیل بعدی مجددا تاکید کردند که این موضوع فقط به Sustainability Impact Ratings مربوط است و شامل سایر رتبهبندیهای این مؤسسه نمیشود. تایمز اعلام کرد که دانشگاههای ایران همچنان در World University Rankings، Asia University Rankings و Interdisciplinary Science Rankings حضور خواهند داشت. همچنین اعلام کرد که ۷۵ دانشگاه ایرانی در نسخه جدید Times Higher Education World University Rankings که در ۳۰ سپتامبر منتشر میشود، حضور خواهند داشت و ایران از نظر تعداد دانشگاههای حاضر، یکی از کشورهای دارای بیشترین نماینده در این رتبهبندی خواهد بود. @Scientometric1,04%