tgindex
دل نوشته ها و اشعار شیدا_التیام

دل نوشته ها و اشعار شیدا_التیام

Статистика
@SheidaaEltiyamперсидский

فغان بيهوده سر دادن هزاران عيب مى سازد درخت علم گشتم تا خميدن را بياموزم #شيدا_التيام ارتباط با ادمین : t.me/SheidaEltiyam

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
20
Всего постов
90
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
347
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
170
40 постов
Вовлечённость
49,0%
к подписчикам
Постов в день
2,9
всего 90
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
30
1/48двое суток
34
1/72трое суток
37

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 14 авг.171из nedaaye_aramesh

    ‍ همیشه درسکوت ِ من،صدای تار و تنبوری شروع ِجُمعه ای‌غمگین،نوای سردِ ماهوری کویری تشنه ام اما ، سراب ِ ظهر ِ گرمایی شبیه ِ طعم ِ دریاها ، اگر آبی ، ولی شوری بجای بوسه، ازداغت، لبم صدها ترَک دارد چنان‌میخواهمت،گویی،شراب ِنابِ‌انگوری برای شب نشینی ها، همیشه راوی ِ عشقم کجای‌قصه خوابیدی،که ازچشمان‌من‌دوری توَهّـُم میـزنم شاید ، که ماه ِ آسمان هایی دلم تاصبح میرقصد،گمانم قرص ِ ناجوری تمرکزکن دراین‌عاشق،ببین اصلاًچه‌میبینی دلیلی هم مگرداری که ازاین عشق‌منفوری تنم صحرای شنزار و نگاهت تلخ و طوفانی چه بی تابانه آشوبم،چه بیرحمانه مغروری #شیدا_التيام #شاهین شاهدوست

  • : دختر   قشقایی ام  در   دلربایی چشمگیر زادگاهم  کوه ودشت وجایگاهم گرمسیر دخترم قشقائیم دارم نشانِ صولتی باوقارم ، شیرزن ، مانندِ مردانِ دلیر دختر قشقایی ام  برنو به دست و تکسوار در شجاعت بی رقیب و در نجابت بی نظیر دشت و هامون ، کوه و صحرا در ید فرمان من باد باشد سخت در زُلفِ پریشانم اسیر دختر  قشقایی ام از کس  ندارم  واهمه گشته ام در ملک ایران بهر اجدادم سفیر #شیدا_التیام

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • ‍ همیشه درسکوت ِ من،صدای تار و تنبوری شروع ِجُمعه ای‌غمگین،نوای سردِ ماهوری کویری تشنه ام اما ، سراب ِ ظهر ِ گرمایی شبیه ِ طعم ِ دریاها ، اگر آبی ، ولی شوری بجای بوسه، ازداغت، لبم صدها ترَک دارد چنان‌میخواهمت،گویی،شراب ِنابِ‌انگوری برای شب نشینی ها، همیشه راوی ِ عشقم کجای‌قصه خوابیدی،که ازچشمان‌من‌دوری توَهّـُم میـزنم شاید ، که ماه ِ آسمان هایی دلم تاصبح میرقصد،گمانم قرص ِ ناجوری تمرکزکن دراین‌عاشق،ببین اصلاًچه‌میبینی دلیلی هم مگرداری که ازاین عشق‌منفوری تنم صحرای شنزار و نگاهت تلخ و طوفانی چه بی تابانه آشوبم،چه بیرحمانه مغروری #شیدا_التيام

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • در دلم غیر از تو و عشق تو دیگرهیچ نیست جز حضور سایه‌ی عشق تو بر سر هیچ نیست آن قَدَر آرام می‌گیرم ز هر لبخند تو که قسمها برتو ،یک ذره از آن در هیچ نیست با تو دنیا از برایم لب به لب سرسبز گشت بی تو عشقی در بَرِ باغِ صنوبرهیچ نیست در دلم گلهای مهر و آشتی می کاشتی بی تو در قلبم بجز گلهای پرپر هیچ نیست در نگاهم آسمانی روشن از خورشید هست برلبم جز حرف‌های مهرپرور هیچ نیست التیامی من نمی بینم در این داراشِفاء دردِ شیدا را به جز سودای دلبر هیچ نیست #شیدا_التیام

  • 12 авг.413из Shahin

    هرجا که تو باشی دل من کار ندارد یعنی که نفس‌های تو جز خار ندارد لطفا برو از جمع ادیبان سخن‌ساز این جمع کنارت، سخن انگار ندارد کاشانی قمصر نشناسی که تو باشی از بهر گل و آینه جز دار ندارد مانند تو دیوانهٔ بدمست در این شهر کاری به می و ساغر و سیگار ندارد ان قدر زیاد است جفایت به دل من تخمین بدی، های تو، آمار ندارد بد میکند و می شکند شیشهٔ دل را این آدم بی عاطفه که عار ندارد شیدا که پراز زخم جگرسوز تو مانده در سمت تو جز سایهٔ دیوار ندارد #شیدا_التیام #ارزو حبیبی🌺

  • بر خلاف اختیار اینجا رها افتاده‌ام اتفاقی  در  خلال  ماجرا  افتاده‌ام هیچ از پستان خوشبختی مرا سهمی نبود کودکی هستم که از مادر جدا افتاده‌ام دوره‌ی بی اعتباری هاست، هر کس قد کشید من یکی از اعتبار خود چرا افتاده‌ام؟ فکر می‌کردم جهان باغی است مالامالِ عشق اینچنین آسوده در دام خطا افتاده‌ام ! از ازل تقدیر من با اشک و آه آغاز شد قطره‌‌ای هستم که از چشم خدا افتاده‌ام گَرد دلتنگی منم! یک عمر در بازار عمر روی دست خسته‌ی آیینه ها افتاده‌ام سخت پاشیده است از بی همدمی شیرازه‌ام دل جدا، جسمم جدا، من هم جدا افتاده‌ام بس‌که هر شب ماه را روی تو می‌پنداشتم دیگر از بالا پریدن ها ز  پا  افتاده‌ام من ابوذرزاده‌ی این قصه بودم، آه آه کاروان عاشقان رفتند و جا افتاده‌ام #شيدا_التيام آوا ستاره ۱۴۰۵/۵/۲۰

  • "از سخن‌چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم" من برای تو به جنگ با همه آماده ام روبروی این همه حتی خدا می ایستم گاه بارانی ام و گاهی شدیدا ابری ام آدمیزادم نمی دانم اصولا چیستم تا جهان بینی من در انتهایش نام توست بر مدار هیچ می گردد همیشه زیستم کاش بر بالین من تا زنده ام حاضر شوی ترسم این باشد بیایی آن زمان که نیستم ✍ :بانوشیداالتیام