tgindex
شعر و ادب پارسی

شعر و ادب پارسی

Статистика

کانال اشعار و متون ادبی شعرای قدیم و معاصر. مناسب برای خانواده های اهل ادب لطفا نظرات و پیشنهادات و اشعار خود را به ادمین بفرستید. بنام خودتان درج می شود: ادمین: @shereparsi_admin

Последний пост
8 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
57
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
375
−2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
38
40 постов
Вовлечённость
10,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 57
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
31
1/48двое суток
35
1/72трое суток
38

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • باز آی، که از جان اثری نیست مرا مدهوشم و از خود خبری نیست مرا خواهم که به جانب تو پرواز کنم اما چه کنم بال و پری نیست مرا #هلالی_جغتایی @shereparsi 🌿 🍃🌺 💐🍀🌼🌷

  • видео или голосовое, без подписи

  • من آن فریب که در نرگس تو می‌بینم بس آب روی که با خاک ره برآمیزد فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد #حافظ @shereparsi 🌿 🍃🌺 💐🌾🍀🌷

  • видео или голосовое, без подписи

  • با تو ایمنم و با تو سرشارم از هرچه زیبایی است پناهم باش تا سنگینی غربت از شانه هایم فرو ریزد و ملال تنهایی، از چشم هایم... #محمدرضا‌ـ‌عبدالملکیان #خسرو_شکیبایی @shereparsi 🌿 🍃🌺 💐🌾🍀🌷

  • видео или голосовое, без подписи

  • ‍ ‍ 💐🌾🍀🌼🌷 🍃🌺🍂  🌾🍂 🌿 داستان یک عشق                          رابعه بنت کعب دختر حاکم بلخ از دوران کودکی و‌ نوجوانی رابعه اطلاعات زیادی موجود نیست. آنچه از روایات برمی‌آید آنست که؛ وی هم دوره با سامانیان و رودکی بوده. خانواده رابعه از عرب های کوچ کرده به خراسان بودند. پدر رابعه بنام کعب، فرمانروای بلخ و سیستان، قندهار بود. بلخ از شهرهای مهم خراسان بزرگ و از قدیمی‌ترین شهرهای افغانستان است. امروزه رابعه بلخی یکی از مشهورترین شاعران زن افغانستان نیز خوانده می شود. کعب علاقه خاصی به رابعه داشته و در پرورش و تعلیم او کوشا بوده و به جهت توانایی‌های بی‌نظیر او در هنر و فنون، او را با لقب زین‌العرب (زینت قوم عرب) خطاب می‌کرد. رابعه به استناد گفتار عطار، در سرودن شعر و هنر نقاشی به‌غایت توانمند و در شمشیرزنی و سوارکاری بسیار ماهر بوده‌است. پس از کعب، پسرش حارث، برادر رابعه امیر بلخ می شود و سرپرستی رابعه را بر عهده می گیرد. رابعه که با برادرش زندگی می کرد، دلباخته یکی از غلامان زیبا روی برادرش به نام “بکتاش” می‌شود. اما از ترس و شرم عشق خود را پنهان میدارد و رنجور و بیمار می‌شود . پیرزن دنیا دیده ای دلیل رنجوری او را می پرسد ؛ رابعه پس از کمی انکار، بالاخره راز خود را برایش آشکار مینماید. از آن پس رابعه، اشعار عاشقانه خود را توسط همان پیرزن برای بکتاش میفرستد . بکتاش نیز بعد از دیدن رابعه به عشق او مبتلا می‌شود . بر اساس روایت عطار، روزی لشکر دشمن به حوالی بلخ می‌رسد و بکتاش به همراه سپاه بلخ به نبرد می‌رود. رابعه که تاب بی‌خبری از وضعیت بکتاش را ندارد، با لباس مبدل و روی پوشیده، پنهانی در پس سپاه بلخ به میدان جنگ می‌رود. بکتاش در گیرودار نبرد زخمی می‌شود و رابعه که جان بکتاش را در خطر می‌بیند، شمشیر کشیده و به میانه میدان می‌رود و پس از کشتن تعدادی از سپاهیان دشمن پیکر نیمه جان بکتاش را بر اسب کشیده از مهلکه نجات می‌دهد . عطار در الهی نامه می‌گوید ؛، رابعه روزی در راه با رودکی که عازم بخارا بوده دیدار می‌کند. رودکی شیفته توانایی رابعه در سرودن شعر می‌شود و او را تحسین می‌کند و با او به صحبت و مشاعره می‌نشیند. رودکی پس از دیدار با رابعه و شنیدن اشعار او راهی بخارا می‌شود و در بزمی در دربار امیر سامانی شعری که از رابعه به یاد  داشت  را  بازگو می‌کند که بسیار مورد پسند امیر می‌افتد و چون از آن سؤال می‌کنند، رودکی داستان آشنایی‌اش با رابعه و عشق او به بکتاش را برای شاه بازگو می‌کند، غافل از اینکه حارث نیز در آن بزم حاضر است و از آن داستان باخبر می‌شود. حارث بسیار خشمگین می‌شود، به بلخ بازمی‌گردد و پس از یافتن صندوقی حاوی اشعار رابعه در اتاق بکتاش، به گمان ارتباط نامشروع آنان، فرمان می‌دهد بکتاش را در زندان افکنده و رابعه را به گرمابه برده و رگِ دستان او را بگشاید و درِ گرمابه را به سنگ و گچ مسدود کنند. روز بعد چون در گرمابه را می‌گشایند، پیکر بیجان رابعه را مشاهده می‌کنند که با خون خویش اشعاری را خطاب به بکتاش با انگشت بر دیوارهٔ گرمابه نگاشته‌است. بکتاش پس از آن، به نحوی از زندان می‌گریزد و شبانه سر از تن حارث جدا می‌کند، سپس بر مزار رابعه رفته و جان خویش را می‌گیرد. مردم نیز او را در قبر رابعه دفن می‌کنند. ———————- شعری که رابعه با خون خود بر دیوار گرمابه نوشته بود: سه ره دارد جهان عشق اکنون یکی آتش  یکی اشک  و یکی خون به آتش خواستم جانم که سوزد چو  جای توست نتوانم که سوزد به اشکم پای جانان می بشویم به خونم دست  از جان بشویم کنون در آتش و در اشک و در خون برفتم زین جهان  جیفه بیرون #فیلم_عباس_تاجیک_بلخ منابع #الهی_نامه_عطار_نیشابوری #حکایت_رابعه - دکتر رضا اشرف زاده #مجمع_الفصحا - رضا قلی خان هدایت #نفحات_الانس- عبدالرحمن جامی @shereparsi 🌿 🌾🍂 🍃🌺🍂 💐🌾🍀🌼🌷

  • видео или голосовое, без подписи

  • در ستایش زبان مادری... زبان، فقط واژه نیست؛ هویت، خاطره و پلی میان نسل‌هاست. فارسی، دری و تاجیکی، شاخه‌های یک درخت کهن‌اند؛ زبانی که قرن‌ها شعر، عشق، عرفان و فرهنگ را از سمرقند و بخارا تا تهران و دوشنبه زنده نگه داشته است. #گزارش_فاطمه_شیرازی @shereparsi 🌿 🍃🌺 💐🌾🍀🌷

  • видео или голосовое, без подписи

  • 💐🌾🍀🌼🌷 🍃🌺🍂 🌾🍂 🌿 نظری کردی و من هم نظرم سوی تو شد شب منت‌کش من، طالب گیسوی تو شد تو گذشتی و چو دیدم رخ چون ماه تو را دل وامانده دمی، عاشق آن روی تو شد به لبم  جز تو و اسم تو نیاید سخنی تو چه کردی به دلم تا که ثناگوی تو شد آتش عشق تو در سینه به پا کرده شرر دل من در گرو هر گره‌ی موی تو شد بار عشقت چه گران است و کمر می‌شکند قامتم  را بنگر، چون خم ابروی تو  شد جز به سوی تو و عشقت نرود پای دلم بشکند پای اگر، کج ز ره و کوی تو شد #ارس_آرامی @shereparsi 🌿 🌾🍂 🍃🌺🍂 💐🌾🍀🌼🌷

  • видео или голосовое, без подписи

  • اینکه تمام عشقت را به کسی بدهی، تضمینی بر این نیست که او هم همین کار را بکند ...! عشق سالهای وبا #گابریل_گارسیا_مارکز @shereparsi 🌿 🍃🌺 💐🌾🍀🌷

  • видео или голосовое, без подписи

  • گفتارت فرش ایرانی‌ست و چشمانت گنجشککان دمشقی که می‌پرند از دیواری به دیواری و دلم در سفر است، چون کبوتری بر فراز آب‌های دستانت و خستگی در می‌کند در سایه‌ی دیوارها… و من دوستت دارم‌ می‌ترسم، اما که با تو باشم‌ می‌ترسم که با تو یکی شوم‌ می‌ترسم که در تو مسخ شوم تجربه یادم داده که از عشق زنان دوری کنم و از موج‌های دریا اما با عشقت نمی‌جنگم که عشق تو روز من است با خورشید روز نمی‌جنگم با عشقت نمی‌جنگم هر روز که بخواهد می‌آید و هر وقت بخواهد می‌رود و نشان می‌دهد که گفتگو کی باشد و چگونه باشد #نزار_قبانی @shereparsi 🌿 🍃🌺 💐🌾🍀🌷

  • видео или голосовое, без подписи

  • ای روزهای خوب که در راهید ای جاده های گم شده در مه ای روزهای سخت ادامه از پشت لحظه ها به در آیید #قیصر_‌امین_پور @shereparsi 🌿 🍃🌺 💐🌾🍀🌷

  • видео или голосовое, без подписи

  • 💐🌾🍀🌼🌷 🍃🌺🍂 🌾🍂 🌿 خرامان از درم بازآ کت از جان آرزومندم به دیدار تو خوشنودم به گفتار تو خرسندم اگر چه خاطرت با هر کسی پیوندها دارد مباد آن روز و آن خاطر که من با جز تو پیوندم کسی مانند من جستی زهی بدعهد سنگین دل مکن کاندر وفاداری نخواهی یافت مانندم اگر خود نعمت قارون کسی در پایت اندازد کجا همتای من باشد که جان در پایت افکندم به جانت کز میان جان ز جانت دوستتر دارم به حق دوستی جانا که باور دار سوگندم مکن رغبت به هر سویی به یاران پراکنده که من مهر دگر یاران ز هر سویی پراکندم شراب وصلت اندرده که جام هجر نوشیدم درخت دوستی بنشان که بیخ صبر برکندم چو پای از جاده بیرون شد چه نفع از رفتن راهم چو کار از دست بیرون شد چه سود از دادن پندم معلم گو ادب کم کن که من ناجنس شاگردم پدر گو پند کمتر ده که من نااهل فرزندم به خواری در پیت سعدی چو گرد افتاده می‌گوید پسندی بر دلم گردی که بر دامانت نپسندم #سعدی @shereparsi 🌿 🌾🍂 🍃🌺🍂 💐🌾🍀🌼🌷

  • видео или голосовое, без подписи