tgindex
|چه فراقی|

|چه فراقی|

Статистика
@FeraghiehКнигиперсидский

| #یا_لهذا_الفراق | ليسَ أمامنا سِوى الصبر الجميل حتى ينطوى دهرُ الفِراق ويتصِل حبلُ اللقاء 💚دم من زندگی و بازدمم زندگی است تا که روی لب من ذکر حسین و حسن است... اینجا؛ |شعر است و کتاب است و آشفتگی| بگوی: https://t.me/SendHarfBot?start=956ed5bb7067

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
30
Всего постов
124
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
900
+3 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
55
40 постов
Вовлечённость
6,1%
к подписчикам
Постов в день
4,3
всего 124
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
58
1/48двое суток
66
1/72трое суток
71

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • سه روز بعد از پیغمبر...

  • ما زالَت بَعْدَ اَبيها...

  • "یا محسن بن علی(ع)"

  • Channel photo updated

  • |زهر جگرسوز| اباصلت فرمود: خدمت حضرت علی بن موسی‌الرضا علیه‌السلام بودم. حضرت به من فرمود: "ای اباصلت! منتظر من بمان. اگر وقتی آمدم دیدی عبا بر سر افکنده‌ام دیگری با من سخن مگو و بدان که مرا مسموم کرده‌اند و به هدف‌شان رسیده‌اند!" اباصلت می‌گوید؛ پس از رفتن حضرت من هم چشم به در، در انتظار ماندم. خدا خدا می‌کردم عبا بر سر نیفکنده باشند اما یک‌وقت دیدم در باز شد، امام عبا بر سر افکنده از خانه‌ی مأمون خارج شدند. نمی‌دانستم چه شده بود؟ اما بعد از هر چند قدم یک لحظه می‌نشستند، یک لحظه بلند می‌شدند... در کوچه عبایش بر روی سر بود، گاهی دست به دیوار، گاهی دست به کمر...

  • "جز با دعای تو یقین باران نمی‌آمد ای آسمان! تصمیم باران را عوض کردی"

  • ارباً ارباتر از این قامتِ تو قلبِ من است...

  • پدر همیشه امیدش به یاری پسر است جواد کوچکش ای‌کاش زودتر برسد...

  • یابن‌الشبیب! جد مرا بی‌هوا زدند‌...

  • آه ریان...

  • امام رضا خیلی دوستت دارم...

  • "وَ رَمَوا بِالنِّبَالِ جَنَازَتَهُ حَتَّی سَلَّ مِنهَا سَبعُونَ نَبلا!"

  • |غریبانه‌ترین تشییع| هنگام تشییع پیکر مبارک حضرت حسن المجتبی علیه‌السلام، مروان لعین زمینه را برای عقده‌گشایی مناسب دید، گفت: "أَ یُدْفَنُ عُثْمَانُ فِی أَقْصَى الْمَدِینَة وَ یُدْفَنُ الْحَسَنُ مَعَ النَّبِیِّ؟!" آیا عثمان [لعین] در دورترین نقطه‌ی مدینه دفن شود و حسن [علیه‌السلام] در کنار پیامبر؟! چنین چیزی نخواهد شد! و بعد با جمله‌ی "وَ أَنَا أَحْمِلُ السَّیْفَ" تشییع‌کنندگان را تهدید به جنگ کرد! ابن شهرآشوب می‌نویسد؛ "وَ رَمَوا بِالنِّبَالِ جَنَازَتَهُ حَتَّی سَلَّ مِنهَا سَبعُونَ نَبلا!" پس از تهدید جلوگیری از دفن حضرت کریم در جوار مزار پیامبر رحمت، تابوت حضرت تیرباران شد، تا جایی که هفتاد تیر به تابوت آویخته شد... #بهشتم_حسن

  • |چه‌فراقی| "حبيبی یا حسن" [محمدباقر الخاقانی] #شنیدنی #بهشتم_حسن _| @Feraghieh |_

  • "همیشه آسمان بارانیِ چشم تَرَش بوده کسی که داغ و غربت ارث زهرا مادرش بوده" #بهشتم_حسن

  • اشک‌هایش به مادرش رفته سینه‌ی پر شراره‌ای دارد نه! به یک تشت اکتفا نکنید! جگرِ پاره پاره‌ای دارد...

  • به برادرش حسین نگریست و به او فرمود؛ "وَ قَدْ سُقِیتُ السَّمَّ وَ رَمَیْتُ بِکَبِدِی فِی الطَّسْت" جگرم پاره پاره شد آخر... #بهشتم_حسن

  • ای آقای غریب...

  • "کاش مانند برادر حرمی داشت حسن..." #بهشتم_حسن

  • أُصِبْنَا بِک یا حَبِیبَ قُلُوبِنَا فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِیبَةَ بِک؟ حَیثُ انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْی وَ حَیثُ فَقَدناک، فإِنَّا لله وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون...

|چه فراقی| — tgindex