tgindex
سینا به‌منش

سینا به‌منش

Статистика
@SinaBehmanesh_30naперсидский

شعرها، داستان‌ها و نوشته‌های سینا به‌منش

Последний пост
3 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
63
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
169
20 постов
Вовлечённость
268,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
46
1/48двое суток
52
1/72трое суток
56

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • دنیا یه شهر بازیه، می‌چرخیم و می‌چرخونیم یکی یکی یا دسته‌ای ما از دارا آویزونیم فقیر و دارا نداره، همه سوار یه قطار تو تونلای وحشتش جیغ می‌زنیم، هراسونیم دنیا یه چرخ و فلکه، بالا و پایین می‌بره یه دور باطله همش، آخر کار پشیمونیم اگر که گشنمون بشه، تنقلات فراوونه پشمک رنگی می‌گیریم یا چس فیل می‌لمبونیم توی اتاق آینه‌ها مدام به بن‌بست می‌خوریم آجراشو نگا بکن، خودامونیم ، خودامونیم دنیا یه شهر بازیه پر از صدا، نور نئون تو مجلس ختممونم می‌رقصیم و می‌رقصونیم دنیا یه شهر بازیه ما دلقکای گریونیم جوک می‌گیم و می‌خندونیم قر می‌دیم و می‌لرزونیم شعر: #سینابه‌منش کارتون: #مانا_نیستانی

  • ما چیز زیادی نمی‌خواهیم ما چیزی زیادتر از حقمان نمی‌خواهیم ما حقمان را می‌خواهیم ما چیز زیادی نمی‌خواهیم اما ما چیزهای زیادی را نمی‌خواهیم ما به جای لبخند گاز اشک‌آور نمی‌خواهیم ما می‌خواهیم بدانند چیزی جز گلوله از لوله‌ی تفنگ در نمی‌آید ما می‌خواهیم بدانیم برای یک لحظه لبخند چند باران باید گریست؟ ما می‌خواهیم بدانیم برای یک دم زندگی چند گورستان باید مُرد؟ ما از زندگی چیز زیادی نمی‌خواهیم ما فقط می‌خواهیم فقط به اندازه‌ی یکبار زندگی کردن زندگی کنیم ما نمی‌خواهیم با بخشنامه‌ای ساعتی برای طلوع و غروب تعریف کنیم ما فقط می‌خواهیم بگذارند خورشید طلوع کند ما می‌خواهیم بدانند زندگی فقط زنده ماندن نیست و آزادی یعنی دلیل لبخندم را خودم انتخاب کنم و آزادی یعنی رنگ میله‌های سلولم را خودم انتخاب کنم و آزادی یعنی ابعاد قفسم را خودم انتخاب کنم یک میلیون و ششصد و چهل و هشت هزار و صد و نود و پنج کیلومتر مربع، آزادی، عشق بزرگی ست که در یک قلب جا می‌شود و آزادی یعنی حق داشته‌باشم بگویم: «من آزاد نیستم» شعر: #سینابهمنش دکلمه: #بابک_شرافتی

  • 23 июн.5121из MajalToronto

    #مجال_شعر_و_داستان_تورنتو برگزار می‌کند نشست شاعران و نویسندگان تورنتو بهانه‌ای است برای گپ و گفت و از هم آموختن این جلسه: #شعر مجریان: #علی‌صفاریان و #سینابهمنش زمان: جمعه ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶ ساعت۶:۳۰ تا۹:۳۰ شب Friday, June 26th , 6:30 to 9:30 pm مکان: Thornhill Community Centre 7755 Bayview Avenue, Thornhill , On, L3T4P1 Room B6 ------------------------------- - هزینه‌های برگزاری این جلسه با همیاری حاضران تأمین می‌گردد ------------------------------- - چراغ جمعمان به لطف حضور شما روشن می‌شود. ------------------------------- لینک کانال تلگرام #مجال_شعر_و_داستان_تورنتو https://t.me/MajalToronto

  • 🔴 لینکهای انجمن مبارزه با نشر جعلیات در فضای مجازی برای بررسی اشعار و متون جعلی: ۱.اینستاگرام: https://www.instagram.com/jaliat.farhangi/ ۲.کانال تلگرام: https://t.me/jaliyat ۳.فیس بوک: https://www.facebook.com/Jaliyat/ ۴.سایت : http://jaliyat.ir/ ۵.وبلاگ: http://jaliat.blogfa.com

  • سینا به‌منش مبارزه با نشر جعلیات انجمن فرهنگی مهر ایرانیان تورنتو جون 2026 لینک یوتیوب 👇 https://youtu.be/o1aPFh989Ww?si=QqZeLetQuZyR1-y4

  • انجمن فرهنگی مهر ایرانیان تورنتو برگزار می‌کند: - مبارزه با نشر جعلیات ادبی - حفاظت از ارزشمندترین میراث فرهنگی ایرانیان سخنران: #سینابه‌منش ـ پخش فیلم کوتاه " عکس لیلی " - برنده‌ی جایزه بهترین فیلم کوتاه کانادا کارگردان: #مارال_مصطفوی - اجرای موسیقی آذربایجانی #یوسف_تقی‌پور : تار آذربایجانی #صمد_پورموسوی: ناقاره و قوپوز #نسرین_سامعی: آواز زمان: جمعه - ۱۹ جون ۲۰۲۶ ساعت ۶ تا ۸ونیم عصر مکان: Globallink-88 Doncaster Ave, Thornhill, L3T 1L3

  • 16 июн.544из bayatkaveh

    без подписи

  • یادواره‌ی #پرویز_قلیچ‌خانی زمان: یکشنبه ۷ جون ساعت ۶ تا ۸:۳۰ عصر مکان: North York Memorial Community Center 5110 Yonge St. Toronto

  • 📚  امسال در دهمین نمایشگاه کتاب تهران بدون سانسور تورنتو به لطف خانه‌ی کتاب پرستوک امکان دیدار و گپ و گفت با شما عزیزان برایمان فراهم شده‌است 📚 در غرفه‌ی پرستوک می‌توانید: 📖 کتاب‌ها را ورق بزنید ✍🏻 کتاب‌های امضاشده تهیه کنید 🫶 با نویسندگان گفتگو کنید 🌃 از برنامه‌ها و رویدادهای آینده‌ی پرستوک باخبر شوید 💌 نوشت‌افزار و کارت‌پستال‌های پرستوک را ببینید 📍 Richmond Hill Public Library 🗓️ ۳۰ و ۳۱ می امید به دیدار 🌹🌹

  • دستانم بوی گل می‌داد به جرم چیدن گل به کویر تبعیدم کردند و یک نفر نگفت شاید گلی کاشته باشد . #سینابهمنش از کتاب #آهوی_ناتمام از کتاب #در_این_سال_۳۰

  • 8 мая735из FarhangKhaneMedia

    دَم‌های سینا به‌منش در این سال سی گفت‌وشنود مصطفا عزیزی با سینا به‌منش شاعر و نویسنده منتقد ادبی که کتاب‌های «دَم‌ها» (داستان کوتاه) و «در این سال سی» در نمایش‌گاه «کتاب تهران بدون سانسور» در میز پرستوک عرضه می‌شود. https://www.youtube.com/watch?v=jEOqkyVSehY سینا به‌منش شاعر و نویسنده‌ی ایرانی، متولد ۱۳۴۸ است و از سال ۲۰۲۰ در کانادا سکونت دارد. در ایران او دبیر انجمن غزل و مجری جلسات اندیشکده‌ی مجال بود و در چندین جشنواره‌ی مستقل شعر به عنوان داور انتخاب شده‌بود. از سال ۲۰۲۲ او به همراه چند شاعر دیگر جلسات هفتگی مجال شعر و داستان فارسی در تورنتو را راه‌اندازی کرد. اشعار و داستانهای او اکثراً جنبه‌های اجتماعی و انتقادی دارند و به همین دلیل طی سی سال بسیاری از کتابهای او در ایران توسط دولت اجازه‌ی چاپ نگرفتند و یا بعد از چند بار تجدید چاپ توقیف شدند. کتابهای منتشر شده: - علاج ۱۳۷۲ - آهوی ناتمام ۱۳۸۶ - همه‌ی آنچه که نگفتی ۱۳۹۲ - آن‌ها ( داستان کوتاه) ۱۳۹۳ - دَم‌ها ( داستان کوتاه)۱۴۰۰ - در این سال سی ۱۴۰۰ درباره‌ی خانه‌ی کتاب پرستوک پرستوک کتاب‌فروشی برخط در کاناداست که با تمرکز بر ادبیات و فرهنگ فارسی شکل گرفته است. این مجموعه ابتدا با هدف دسترسی آسانتر جامعه‌ی فارسی‌زبان خارج از کشور به کتاب‌های فارسی آغاز شد؛ کتاب‌هایی که بسیاری از آن‌ها در خارج از ایران و افغانستان به‌سختی پیدا می‌شوند. امروز پرستوک علاوه بر آثار فارسی، مجموعه‌یی از کتاب‌‌های انگلیسی درباره‌ی ایران، تاریخ، سیاست، مهاجرت، هویت و خاورمیانه را نیز ارائه می‌دهد. ما باور داریم کتاب فقط یک کالا نیست؛ کتاب پلی است میان زبان‌ها، نسل‌ها و جغرافیاها. پرستوک به سراسر کانادا و آمریکا ارسال دارد و تلاش می‌کند دسترسی به ادبیات، اندیشه و حافظه فرهنگی فارسی را فراتر از مرزها ممکن کند. نشانی وب‌گاه https://www.parastook.com/ 🎬@FarhangKhaneMedia

  • سپاس از لطف بابک شرافتی عزیز برای اجرای هنرمندانه‌ی شعرم

  • #آتش‌بس آجر را کنار می‌زنم آتش را کنار می‌زنم آوارم را برمی‌دارم تا از سلولم بیرون بزنم یک ساعت هواخوری در قیدِ حیاتِ زندانی بزرگ در شهری به رنگ سرب به آهنگ سوگ گام برمی‌دارم از میان آوارِ دیگر آوارگان از میان کیسه‌های سیاه مشغولِ مرگ از میان کیس‌های قطور مشمولِ اعدام من که گورم را گم کرده‌ام من که به I,ran گریخته‌ام من که هنوز جایی در همان سطر اول زیر آوار جامانده‌ام قدم زنان خودم را تا دکه‌ای تشییع می‌کنم روزنامه می‌خرم سیگارم را با شعله‌ی خبری از آتش‌بس روشن می‌کنم نگاهم گیر می‌کند به تیتر بزرگ « سینا آنقدر سوخت که تمام شد!» در قطعه‌ی چندم در میان دو قطعنامه ایستاده‌ام در سوز آتشی سرد می‌سوزم در میان آتشِ پیش از آتش‌بس در میان آتشِ پس از آتش‌بس در میان آتشِ میان دو آتش‌بس در میان آتشِ آتش‌بس در کنارم شعله‌هایی به سوختن ایستاده‌اند هر کدام تیتر خود را می‌خوانند: آرش آنقدر سوخت که تمام شد! مریم آنقدر سوخت که تمام شد! بابک آنقدر سوخت که تمام شد! سارا آنقدر سوخت که... سیگار در دستم تمام شد ومن خاکستر شدم. #سینابه‌منش 2026-04-22 Toronto

  • الان وقتش نیست که بگی الان وقتش نیست

  • برای دختران مدرسه‌ی میناب فرقی نمی‌کند کدام سپاه آنها را کشته‌است... فرقی نمی‌کند برنده‌ی جنگ چه کسی باشد یا این جنگ اصلا برنده‌ای داشته‌باشد یا نه... کودکان اولین و بیگناه‌ترین تلفات هر جنگی بوده‌اند غنیمت جنگی ------- [] گلی برايت آورده‌ام نه به رنگ گلی که بر سينه برادرت روئيد دستانت کو ؟ [] می‌خواهم برايت قصه‌ای بخوانم تا بخوابی اگر اين صداها بگذارند [] اينجا که آسمان اين همه ابری‌ست زير اين همه رگبار تو چرا می باری ؟ [] اينجا که تو نمی‌توانی ميان مردن و کشته شدن انتخاب کنی کفتارها حق انتخاب دارند [] امروز کدام روبان را به موهايت می‌بندی؟ #سینابهمنش از کتاب #در_این_سال_۳۰

  • : هر روز، زادروز بیش از صد کشته‌ی دی ماه ۱۴۰۴ است بعد از ۴۷ سال کشتار، ما هنوز هستیم... خسته... اما امیدوار ـــــــــــــــ گفتند یک آرزو کن و بعد شمع ها را فوت کن ... آرزو کرد شمع ها خاموش نشوند... از کتاب #دَم‌ها #سینابه‌منش

  • تاب‌آوری در ترومای جمعی- هشتم فوریه 2026-به دعوت پزشکان ایرانی کانادایی ... https://youtube.com/watch?v=5BWP_pxiMcI&feature=shared

  • " به صرف اشک " ... واژه می‌آید می‌چرخد نمی‌رقصد تسلیت می‌گوید نمی‌نشیند می‌رود شعر نمی‌شود اشک می‌آید می‌آید بند نمی‌آید نمی‌آید گفتی " همه چیز تمام شد " و یاد اشک نبودی ؟ .... افشین جان، گلایول جان، ساینا جانم بغض امانم نمی‌دهد تا چیزی بگویم. اشک امانم نمی‌دهد تا بنویسم. می‌دانم غمتان چقدر بزرگ است و برای این غم بزرگ واژه‌ای ندارم تا تسلایتان باشد. دنیا دنیای عزیز و مهربان دنیای قشنگمون ای وای و ای وای... الان بیش از آنکه غمگین باشم، خشمگین هستم از آنانی که باعث شدند هر کدام از ما یک جایی پشت مرزهای دور تنها باشیم. الان همان لحظه‌ای است که باید کنارنتان بودم و در آغوشتان می‌گرفتم و بخشی از این کوه درد را بر شانه‌ام می‌گذاشتم. ولی حالا فقط می‌توانم برای دنیا جانم روانی شاد و آرام آرزو کنم. دنیا جانم هشتِ دل‌ات♥️ هنوز پیش من است.... تا ابد

  • وقتی که فقط زخم دهان باز می‌کند فرقی نمی‌کند به چه زبانی حرف بزنی سالهاست اخبار ما را به زبان خاورمیانه‌ای می‌گویند هر روز تعداد مرده‌های ما به چند زبان زنده‌ی دنیا ترجمه می‌شود اینجا ما واژه‌های مشترکی داریم جنگ خون مرگ ما زخمهای مشترکی داریم اینجا مهم نیست به چه زبانی حرف بزنی ما به اندازه‌ی تمام زبانهای دنیا سکوت می‌کنیم #سينابهمنش از کتاب #در_این_سال_۳۰ #نشر_شالگردن

  • : 12,000 lives. 12,000 souls. 12,000 dreams. 12,000 hopes 12,000 people protesting for their freedom. #iranRevolution2026 #DigitalBlackoutIran #IranMassacr 120 Hours Black out, 12000 Death one of the largest and most lethal massacre since World War Il. #blackoutinlran #IranMassacre حکومت آخوندی بیش از ۱۲۰ ساعت است که اینترنت را قطع کرده‌است، تلفن‌ها را قطع کرده‌است و درهای ارتباط و اطلاع رسانی را بسته‌است تا در سکوت خبری نسلی معترض را قتل عام کند. شعر و شعار دیگر تسکینم نمی‌دهد، در آخرین خبری که داریم طی سه روز بیش از ۱۲۰۰۰ جان عزیز را از ما گرفته‌اند. حالا دشنام به دشمنی که ایران را اشغال کرده و در مجامع بین المللی صاف در چشمان ما نگاه می‌کنم و دروغ می‌گوید، شاید جوابگوی خشمم باشد. این شعر را هم سالها پیش در کشتاری دیگر نوشته‌ام: گمان می‌کردم آنان که حرف می‌زنند آنان که فقط حرف می‌زنند و به زبانی حرف می‌زنند که ما نمی‌فهمیم و به زبانی که نمی‌فهمند حرف می‌زنند فقط حرف می‌زنند و هیچ صدایی غیر از صدای خود را نمی‌شنوند اما دیدم صدای ما را هم می‌شنوند و همه‌ی صداها را می‌کشند تا فقط خودشان حرف بزنند گمان می‌کردم آنان که زشتند و فقط زشتی‌ها را می بینند و جز مرگ، هیچ نمی‌بینند معنی زندگی را نمی‌دانند معنای زیبایی را نمی‌دانند اما دیدم زیبایی را می‌بینند و زیبارویان را می‌کشند زندگی را می‌بینند و زیبایی را می‌کشند تا جهان را شبیه خود کنند مُردارخوارانِ زشت  آنان که از صدا در هراسند آنان که از زیبایی در هراسند آنان که از نور در هراسند آنان که از ترسِ زنده بودنِ ما می‌میرند گمان می‌کردند ظلم در ظلمت می‌ماند حامیان ظلم حمالان ظلمت روز را تاریک می‌خواستند تا از خورشید اعتراف بگیرند « شب است » و شب را تاریک‌تر می‌خواستند تا رد خون را گم کنند در سیاهی تا خون بریزند در ظلمت تا خون بریزند در سکوت تا خون بریزند از زیبایان تا خون بریزند بر زیبایی آنان گمان می‌کردند بی راهنما راهمان را گم می‌کنیم رد خون را گم می‌کنیم در سیاهی ابلهان ندیدند هر قطره خون "خونشیدی" می‌شود روشن تا راه را ببینیم راه را ببین گذاری روشن همان سو که تویی . #سينابهمنش