𝐓𝐄𝐋𝐌𝐀
Статистикаپنـاهنده ایـم، از هجـوم غـم ها بر آغـوشِ خــدا🥀 https://t.me/TELMA_ORG
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 152
- 1/48двое суток
- 174
- 1/72трое суток
- 187
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🥀🖤
یک مادر همه چیز را به تو یاد میدهد جز اینکه، چگونه بدون او زندگی کنی🥀🖤
واسه دیواری که خودم خراب کردم شاید تا ابد غصه بخورم اما هیچوقت با یه آجر لق کنار نمیام :)
گاهی انسان چنان به رنج خود وابسته میشود که اگر فرصتی برای رهایی به او بدهند، باز هم آن را پس میزند. چون رنج، بعد از مدتی، دیگر فقط درد نیست؛ بخشی از هویت اوست. انسان به آنچه او را آزار میدهد عادت میکند، همانطور که به اتاق تاریک عادت میکند و پس از مدتی، از روشنایی میترسد. شاید عجیب باشد، اما آدمی همیشه آزادی را نمیخواهد. گاهی ترجیح میدهد در زندانی آشنا بماند تا در جهانی ناشناخته قدم بگذارد. -فئودور داستایفسکی
🥲💔
از توضیح دادن خودم به دیگران متنفرم، برام هیچ اهمیتی نداره که تو درباره من چه فکری میکنی. من حتی حاضر نیستم ذرهای تلاش کنم تا طرز تفکر تورو نسبت به خودم عوض کنم..
من گفتم عیبی نداره ولی بعدش دیگه از ته دل نخندیدم، دیگه نتونستم اعتماد کنم، یه قسمتی از من برای همیشه از دست رفت، ذوقم کور شد، برقِ چشمهام خاموش شد، من گفتم عیبی نداره ولی تا دلت بخواد عیب داشت
🖤
اینکه «ما هیچوقت نمیدونیم اخرین بارها کیه» واقعا دردناکه :)
جوری که برای آرامشم میتونم خودمو از آدما جدا کنم ترسناک ترین چیز راجب منه، به این صورت که من میتونم تا حد مرگ دوستت داشته باشم و دیگه دوباره منو نبینی..
💔
از پسرایی که رابطشونو پابلیک میکنن خوشم میاد، آفرین بهت که نمیترسی آب نمکات بپرن..
انگار که یک کــوه سفر کرده از این دشـت اینـقدر که خـالی شده بعد از تو جـهانـم
وایب خوبی داره این ریمیکس :)
🖤🕊️
تو اون حسی گیر کردم که نه دیگه دوستش دارم، نه میخوامش، نه ازش متنفرم، نه ذوق دارم اما در موردش گریه میکنم :)
اینکه اون حس خوبی که نسبت به بعضی از آدما داشتم دیگه هیچوقت قرار نیست تکرار بشه غمگینم میکنه..
مراقب دل کسی که براتون صبوری میکنه، پای نداریاتونه، کنارتون میخنده بمونین:)
وقتی حد و مرز نداشته باشی، دنیای تو به یک مکان عمومی تبدیل میشه. هر کسی به خودش اجازه میده وارد بشه، نظر بده، به هم بریزه و بره. و تو در نهایت، تو خونهی خودت احساس بیخانمانی میکنی. مرزها، دیوارهایی برای دور کردن بقیه نیستن. رهاییهایی هستن که تو تصمیم میگیری چه کسی و چه زمانی، لیاقت ورود به دنیای ارزشمند تو رو داره ..
«دستکاری روانی یعنی وقتی که تو رو برای نوع واکنشت نسبت به رفتار سمی خودشون مقصر میدونند. اما هرگز در مورد بیاحترامی خودشون که باعث این واکنش در تو شد چیزی نمیگن»