- Последний пост
- 11 окт. 2025 г.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
⋆ - تمام غمهایم را پشت لبخندم پنهان کردم، و فقط قلبم میدانست چقدر میتوانم دلتنگت باشم.
без подписи
⋆ - انگاری که تَمامَم را در او جا گذاشتم و او..تَمامِ من بود.
без подписи
- و در آخر من نمیتونم جلوی عاشقِ تو شدن رو بگیرم.
⋆ - هرچی بیشتر سعی کردم فراموشت کنم، بیشتر غرق شدم توی خاطراتت؛
⋆ - فکر میکردم وقتی تو بری، من دوباره خودمو پیدا میکنم ولی حالا که رفتی، فقط یه سکوت مونده و یه منِ خسته. نه تویی، نه منی که قبل تو بودم. خلاای که هیچجوره قرار نیست پر بشه، آره تهیونگِ عزیزم من این رو میدونم. و کاش برمیگشتم به اون نسخهای که لازم نبود برای دوستداشتنی بودن، خودشو عوض کنه. به اون نسخهای که هیچ تلاشی نمیکرد تا تو دوستش داشته باشی..نسخهای که خودم بودم. ⋆
«تو این باغ رو بیشتر از هرچیزی دوست داشتی.. و من هنوز همينجا منتظرتم هیونگ، جایی بین این رز های پژمرده که بوی عطرت رو میدادن.»
без подписи
៸៸ ⋆ ما نجات پیدا نکردیم، ولی قشنگ غرق شدیم. و این شاید تنها شکل زیبای مردن یه عشق باشه.៸៸
سلام عزیزان دلم؛ امیدوارم حال دلتون خوب باشه، بنا به دلایلی کاملا شخصی مجبورم چنل رو واگذار کنم و اکانت تلگرامم رو برای مدتی ببندم. توسکا رو به قشنگترین میلی دنیا میسپارم و ازتون میخوام همراهش باشید همونطور که کنار من بودین و باهام مهربون بودین، مطمئنم که قراره توسکا از این انفعال دربیاد و اوقات بهتری داشته باشه. درمورد مولتی شات دراولین فرصت مناسب اطلاعیهی ادامهاش رو براتون اماده میکنم تا بتونید به راحتی داشته باشیدش. دوستتون دارم. مراقب خودتون و خوبیهاتون باشید و میلی رو همراهی کنید🫀 https://t.me/x_lunaxx
без подписи
без подписи
без подписи
🍽️
без подписи
без подписи
-دارم حقیقت شکنندهم رو باهات در میون میذارم؛ که هنوز امیدوارم اون در باز باشه
https://archiveofourown.org/works/24840892/chapters/60089542#workskin
میخنده و میفهمم من رو به سخره گرفته. احساس میکنم برای تهیونگ یک بچهی دبستانیام که تازه خوندن و نوشتن رو یاد گرفته. خجالت زدهام. صورتم شبیه به یک گوجه سرخ شده و ساکت میمونم. اما در نهایت تهیونگ کسیه که با تنظیم کردن دوچرخهاش نزدیک به دوچرخهی من سکوتم…