tgindex
ᴛᴏsᴋᴀ
@TForToskaперсидский

http://t.me/HidenChat_Bot?start=1850185417

Последний пост
11 окт. 2025 г.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
731
мало замеров
Замеров пока мало
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
589
20 постов
Вовлечённость
80,6%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ⋆ - تمام غم‌هایم را پشت لبخندم پنهان کردم، و فقط قلبم میدانست چقدر میتوانم دلتنگت باشم.

  • без подписи

  • ⋆ - انگاری که تَمامَم را در او جا گذاشتم و او..تَمامِ من بود.

  • без подписи

  • - و در آخر من نمیتونم جلوی عاشقِ تو شدن رو بگیرم.

  • ⋆ - هرچی بیشتر سعی کردم فراموشت کنم، بیشتر غرق شدم توی خاطراتت؛

  • ⋆ - فکر می‌کردم وقتی تو بری، من دوباره خودمو پیدا می‌کنم ولی حالا که رفتی، فقط یه سکوت مونده و یه منِ خسته. نه تویی، نه منی که قبل تو بودم. خلا‌ای که هیچ‌جوره قرار نیست پر بشه، آره تهیونگِ عزیزم من این رو میدونم. و کاش برمی‌گشتم به اون نسخه‌ای که لازم نبود برای دوست‌داشتنی بودن، خودشو عوض کنه. به اون نسخه‌ای که هیچ تلاشی نمیکرد تا تو دوستش داشته باشی..نسخه‌ای که خودم بودم. ⋆

  • «تو این باغ رو بیشتر از هرچیزی دوست داشتی.. و من هنوز همين‌جا منتظرتم هیونگ، جایی بین این رز های پژمرده که بوی عطرت رو میدادن.»

  • без подписи

  • ៸៸ ⋆ ما نجات پیدا نکردیم، ولی قشنگ غرق شدیم. و این شاید تنها شکل زیبای مردن یه عشق باشه.៸៸

  • سلام عزیزان دلم؛ امیدوارم حال دلتون خوب باشه، بنا به دلایلی کاملا شخصی مجبورم چنل رو واگذار کنم و اکانت تلگرامم رو برای مدتی ببندم. توسکا رو به قشنگ‌ترین میلی دنیا میسپارم و ازتون می‌خوام همراهش باشید همونطور که کنار من بودین و باهام مهربون بودین، مطمئنم که قراره توسکا از این انفعال دربیاد و اوقات بهتری داشته باشه. درمورد مولتی شات دراولین فرصت مناسب اطلاعیه‌ی ادامه‌اش رو براتون اماده می‌کنم تا بتونید به راحتی داشته باشیدش. دوستتون دارم. مراقب خودتون و خوبی‌هاتون باشید و میلی رو همراهی کنید🫀 https://t.me/x_lunaxx

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • -دارم حقیقت شکننده‌م رو باهات در میون می‌ذارم؛ که هنوز امیدوارم اون در باز باشه

  • https://archiveofourown.org/works/24840892/chapters/60089542#workskin

  • می‌خنده و می‌فهمم من رو به سخره گرفته. احساس می‌کنم برای تهیونگ یک بچه‌ی دبستانی‌ام که تازه خوندن و نوشتن رو یاد گرفته. خجالت زده‌ام. صورتم شبیه به یک گوجه سرخ شده و ساکت می‌مونم. اما در نهایت تهیونگ کسیه که با تنظیم کردن دوچرخه‌اش نزدیک به دوچرخه‌ی من سکوتم…