- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 12 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 193
- 1/48двое суток
- 221
- 1/72трое суток
- 238
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
اگر همه ازت خوششون میاد شاید چون هیچ معیار و نظری واسه خودت نداری.
این پرونده و قاتلش واقعا وایب عجیبی میدادن. از اوناست که یه گوشهی ذهنم میمونه.
این نت کیری رسماً داره با اعصابم کشتی میگیره و متأسفانه برنده هم اونه.
:)))
видео или голосовое, без подписи
This is for me… an og yoonkook yearner😭
یاد کشور خودمون افتادم :(
هرچی بیشتر دربارهی پروندههای جنایی میخونم، بیشتر به یه سوال عجیب برمیخورم: واقعاً مرز بین یه انسان معمولی و کسی که میتونه دست به یه کار غیرقابل تصور بزنه کجاست؟ ما همیشه دنبال دلیل میگردیم. دوست داریم باور کنیم هر اتفاق وحشتناکی حتماً از یک جای مشخص شروع شده؛ از یه کودکی پر از درد، یه خانوادهی خراب، یه تروما، یه زندگی سخت. و خیلی وقتا واقعاً همینا نقش دارن. خیلی از آدمایی که تبدیل به مجرمای خطرناک شدن، خودشون سالها قبل قربانی شرایطی بودن که انتخابش نکرده بودن. اما چیزی که بیشتر از همه آدم رو میترسونه، اون پروندههاییه که جواب سادهای براشون پیدا نمیکنی. جایی که میبینی طرف نه یه هیولای عجیب با یه ظاهر ترسناک بوده، نه کسی که از اول همه ازش فاصله میگرفتن. شاید یه همسایهی معمولی بوده، یک همکار معمولی، کسی که آدما هر روز از کنارش رد میشدن بدون اینکه فکر کنن چه چیزی ممکنه پشت اون چهره پنهان شده باشه. و شاید ترسناکترین حقیقت همین باشه؛ اینکه همیشه شرارت با یک ظاهر مشخص وارد زندگی آدم نمیشه. بعضی وقتا با یه لبخند میاد، با یه گفتوگوی معمولی، با کسی که تو نگاه اول هیچ فرقی با بقیه نداره. چیزی که واقعاً ذهنم رو درگیر میکنه اینه که بعضی آدما چطور میتونن انسان مقابلشون رو از انسان بودن جدا کنن. چطور میتونن به یکی نگاه کنن و دیگه یک زندگی کامل نبینن؛ یک نفر که صبح بیدار شده، برنامه داشته، آدمهایی دوستش داشتن، رویاهایی داشته که هنوز بهشون نرسیده. مثلاً یه دختر جوون که شاید فقط خواسته یک کار خوب انجام بده، شاید فقط خواسته کمک کنه، شاید حتی فکر نکرده که ممکنه آخرین لحظهی زندگیش باشه... و برای یک نفر دیگه، تموم ارزش اون زندگی در چند ثانیه نادیده گرفته میشه. شاید چیزی که بیشتر از خود جنایت دردناکه، اینه که بعضی وقتا هیچ توضیحی وجود نداره که برای ذهن ما قابل قبول باشه. هیچ گذشتهای، هیچ بهانهای، هیچ دلیلی. پروندههای جنایی فقط دربارهی جرم نیستن؛ دربارهی شناخت انسانن. دربارهی این واقعیت ناراحتکننده که انسان میتونه هم زیباترین رفتارها رو داشته باشه و هم تاریکترین تصمیمها رو بگیره. و شاید ترسناکترین سوالی که بعد از خوندن این پروندهها توی ذهن آدم میمونه این نباشه که «چرا اونها این کار رو کردن؟» بلکه این باشه: «چطور ممکنه یه انسان، انسان دیگهای رو ببینه و بازم تصمیم بگیره که زندگیش هیچ ارزشی نداره؟»
𝖺𝗅𝗅 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗌𝗁𝗂𝗍 𝗍𝖺𝗅𝗄 𝗄𝖾𝖾𝗉𝗌 𝗆𝖾 𝗐𝖾𝗅𝗅-𝖿𝖾𝖽
𝖿𝗈𝗋𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗐𝖾𝖺𝗄 𝖿𝗈𝗋 𝖠𝗋𝗂𝗄𝗈𝗈𝗄'𝗌 𝗍𝖺𝗍𝗍𝗈𝗈𝗌.
𝖡𝗎𝗍 𝖨'𝗆 𝗌𝗍𝗂𝗅𝗅 𝖦𝗋𝖺𝗇𝖽𝖾 🫦
Ariana Grande – like i do
видео или голосовое, без подписи
“آیا مفهوم زندگی این بود که آدم شاهد رجاله بازی یک دسته مادرقحبه بشود؟” صادق هدایت
видео или голосовое, без подписи