֪֪ 𝗏𝖾𝗅𝗏𝖾𝗍𝗒 🍉
Статистика𝖺 𝗌𝗉𝖺𝖼𝖾 𝖽𝖾𝖽𝗂𝖼𝖺𝗍𝖾𝖽 𝗍𝗈 𝗍𝗁𝖾 𝗆𝖺𝗇 𝗈𝖿 𝗆𝗒 𝖽𝗋𝖾𝖺𝗆𝗌, 𝗎𝗌𝖾𝗋﹫𝗍𝗁𝗏. 𝗍𝖺𝗅𝗄 𝖺𝗇𝖽 𝗍𝖾𝖺 @kthvgirlbot 🫖 ? 🎧 ᯧ @ilmiosalvatore
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 55
- Всего постов
- 55
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 36
- 1/48двое суток
- 41
- 1/72трое суток
- 44
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اگه به همینطور ریاکت ندادن ادامه بدید بهنظرم رو همون تصميم هفتهی قبلم بمونم و کلوزد بزنم چون با وجود اینکه نمیتونستم بیام اومدم آپدیتها رو گذاشتم خانما.
без подписи
اونجا که پسرها داشتن عسل میخوردن یونگی که رو مبل نشسته بود میخواست بلند شه، اما یهو دید که یه نمای خوشگل از پشت جونگکوک جلوی صورتشه بعد که شوکه شد دستشو گذاشت پشتش و تکونش داد تا بره اونور و این صحنه من رو یاد یکی از لحظههای تهگی تو چند سال پیش انداخت موقعی که ته دقیقا همینطوری ناخواسته باسنش رو سمت صورت میو میو برده بود :) یادآوریش برام خیلی بامزه و خندهدار بهنظر اومد. 😭
без подписи
اینقدر خوشمزه غذا میخوره که دلم میخواد خودشو بخورم، یعنی کامل همهشو یه جا درسته قورت بدم اولم از کلهی گردش شروع میکنم.
без подписи
مودش عالیه فقط مودش 💅🏼 واقعا حالش حالم.
без подписи
مونی : شبیه تهیونگِ دوران hyyh نیست؟ کوکو : آره. جوونتر به نظر میاد. مینی : واقعاً برعکس جوونتر شدی.
وُپ ناز بلای خوشمزه در حال یویویویو 🤏🏻
جونگکوک تیزینگ تهیونگی هیونگی هیونگ که میسش بود. ته : میدونید اون قسمتی که این کارو انجام میدیم؟ بیایید یه کم زودتر بریم اونجا. مینی : باشه. هوبی : باشه گرفتم ~ کوکو : گرفتم، ولی اگه من نخوام چی؟ ( وزه رو 🤣 )
میو : هوای بوسان عالیه. هوبی : آره، واقعاً. ته : آره. مونی : چون اینجا شهر جونگکوک و جیمینه. ته : اگه شهر جونگکوکی و جیمینیه، پس شهر منم هست. [ لوسِ لوسِ لوس ]
@هوبی خب من الان میخوام نازت کنم که اینقدر خوشگل همهش در حال ناز کردن تهیونگی دیگه :( 💋 ته : هی هی اون عسل کوهی میره تو اینایرت! هوبی : اون عسل کوهی میره توی اینایرت؟! [ همه میخندن ] کوکو : منظورت اینه که اینایر میره توی عسل کوهی؟ هوبی : من بیشتر از همه، لحن صحبت کردنت رو دوست دارم. ته: همم [ سرش رو تکون میده ] میو : این چیه دیگه 😧 [ رو به باسن جونگکوک که جلوی صورتش بود میگه ]
فکر کنید بعد از این همه سال پسرا فیس تهیونگی رو که مخصوصا این روزها همهش کنار همدیگه هستن رو نتونستن هندل کنن و اینطوری ازش تعریف میکنن بعد خب ما معلومه حق داریم ریاکشنهای شوکه کننده از خودمون بهخاطرش نشون بدیم. مونی : چرا تهیونگ اینقدر جوونتر به نظر میاد؟ هوبی : آره، واقعاً. هی، تو انگار بر عکس جوونتر شدی. جین : مگه به نظر نمیاد هفت، هشت سال به عقب برگشته؟ کوکو : آره. تهیونگی هیونگ آخرین بار کی این رنگ مو رو داشت؟ ته : نمیدونم. کوکو : شبیه دانشآموزای دبیرستانی شده. جین : حتی وزن هم کم کرده. مونی : انگار واقعاً برگشته به گذشته. کوکو : دقیقاً، هم وزن کم کرده و هم موهاشو کوتاه کرده. مونی : حتی فرم صورتش هم کوچیکتر به نظر میاد. کوکو : موهاشو کوتاه کرده. فقط موهاشو رنگ نکرده دلیلش کوتاهی موهاشه. مونی : شبیه تهیونگِ دوران hyyh نیست؟ کوکو : آره. جوونتر به نظر میاد. مینی : واقعاً برعکس جوونتر شدی. ته : من؟ واقعاً؟ مینی : جدی میگم. واقعاً جوونتر به نظر میای. برگشتی به سال ۲۰۱۶ به دوران hyyh. هوبی و مینی : واو، خیلی خوب به نظر میای.
ته از نظر جین اونقدر شیک و جذابه که موقع اجرای سویم وقتی یه حشره روی بازوش میبینه فکر میکنه اکسسوریه که به بازوش زده 😭 جین : تهیونگ دیروز قبل از اجرای swim یه چیزی روی بازوت بود.. ته : همونی که برام تمیزش کردی؟ جین : انگار یه اکسسوری براق به بازوت چسبیده بود، برای همین با خودم گفتم؛ واو این دیگه حتی روی بازوش هم اکسسوریهای شیک میزنه 😭 ولی وقتی دقیقتر نگاه کردم- مینی : حرکت کرد؟ جین : آره حرکت کرد. مینی : حشره بود؟ جین : آره. داشتم نگاهش میکردم که یهو حرکت کرد. منم سریع گفتم؛ اِه! این دیگه چیه؟ بعد زدم روی بازوی تهیونگ. مینی : پرواز کرد؟ جین : آره، پرواز کرد. مینی : چقدر بزرگ بود؟ جین : اینقدر. [ با دست اندازهش رو نشون میده ] مینی : آها، کوچیک بود؟ جین : خیلی کوچیک بود و اینطوری به بازوی تهیونگ چسبیده بود. برای همین اولش حتی فکر کردم که واو، چه باحال اون همچین اکسسوریای هم زده.
تهیونگ ایده داد که موقع اجرای One More Night همه دور هم جمع بشن و جلوی دوربین یه کار بامزه انجام بدن و این اصلا تعجبی نداره که این کار تهیونگه چون آخرش به یه صحنهی خیلی خفن تو اجراهاشون تبدیل شده. ته : قسمتهای زیادی هست که ما از هم فاصله داریم. پس شاید بتونیم همه دور هم جمع بشیم، بیایم جلوی اون دوربین و یه کاری انجام بدیم. مثلاً همه با هم کیوت بازی در بیاریم یا یه کار دیگه انجام بدیم. فکر نمیکنم ایدهی بدی باشه. ( تو مگه ایدهی بد هم میدی آخه مرد؟ صحنهای که از ایدهات در اومد رو ببین. )
بابای جیمین اومد براشون خوردنی آورد تهیونگی ناز مؤدب اول رفت سلام کرد و بعد شروع کرد به یامیام کردن حین خوردن هم از جیمین پرسید که چطوری آبوجی پارک اینقدر لاغر شده مثلا نکنه دنبال یه راهکار برای آپا کیمه؟ هوبی : اوه آبوجی! خیلی لاغر شدی آبوجی. آبوجی پارک : گفتم لاغر میکنم. ته : سلام آبوجی ~ جین : باید همه چیزهایی که آبوجی برامون خریده رو بخوریم. آبوجی پارک : اینها چیزهاییه که از خونه آوردم. جین : آبوجی خودت درستشون کردی؟ آبوجی پارک : آره، همهشون رو خودم درستشون کردم. هوبی : توک واقعاً خوشمزهست. آبوجی پارک : خوبه؟ ته : واه، خیلی خوشمزهست. ته : به آبوجی چی گفتی که اینقدر لاغر شده؟ [ به جیمین میگه ] آبوجی پارک : اینجا نمیتونم بگم، ولی قول دادم که زیر ٧۰ کیلو برسم.
تا من بیام مومنتهای عسلعسلی اینو بذارم از اینجا ریاکتهای خوجل میدید به چیزهایی که گذاشتم؟
⭒💜ᩚ ◟𝘉𝘢𝘯𝘨𝘵𝘢𝘯 𝘵𝘷'𝘴 𝘺𝘰𝘶𝘵𝘶𝘣𝘦 𝘤𝘩𝘢𝘯𝘯𝘦𝘭 𝘶𝘱𝘥𝘢𝘵𝘦 ‹ 𝘞𝘰𝘳𝘭𝘥 𝘛𝘰𝘶𝘳 ' 𝘈𝘳𝘪𝘳𝘢𝘯𝘨 ' 𝘪𝘯 𝘉𝘶𝘴𝘢𝘯 ›
без подписи