TRNATS 𐌔𐌔
СтатистикаHi Dear @Durov This channel doesn't violate the rules of Telegram please note. ⚠️ This channel is a scientific core platform focused on research and academic contents. We do not claim any for of bigotry , hate speech, racism or abusive language.
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 22
- Всего постов
- 92
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 040
- 1/48двое суток
- 1 191
- 1/72трое суток
- 1 285
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ریشهشناسی اعداد شمارشی در پروتو-تورکیک قسمت سوم 5. ریشهشناسی *bēĺk و ẹti*/*utu : به صورت رایج در زبان تورکی از اصطلاح اول برای شمارش ۵، استفاده میشود. مورد دوم تنها در تورکی بلغاری باستان و در قرغیزی باقی مانده است. در تورکی بلغاری باستان برای…
کولت باروری فرهنگ هونگشان Hongshan. قسمت دوم اشیاء یشمی بیرونکشیده شده از فرهنگ هونگشان اشیاء یشمی بیرون کشیده شده از مقبره های فرهنگ هونگشان و مراکز آیینی از آن به عنوان تزئینات ، التصاق یا آویزان استفاده میکردند. هر کدام یک یا چند حفره در خود داشتند،…
🔹 — از اناتولی تا سیبری: نگاهی به گستره وسیع جهان زبان ترکی 🔷 — زبان ترکی یک خانوادۀ تبارشناختیِ مشخص و یکی از بزرگترین خانوادههای زبانی جهان از نظر گسترهٔ جغرافیایی به شمار میرود. جهان زبان ترکی از جنوبغرب—ترکیه و کشورهای همسایهاش—تا جنوبشرق، آسیای مرکزی و فراتر از چین امتداد دارد. از آنجا این گستره به سوی شمالشرق، از راه سیبری جنوبی و شمالی تا اقیانوس منجمد شمالی کشیده میشود و سرانجام به سوی شمالغرب، از سیبری غربی و اروپای شرقی تا شمالغرب اروپا ادامه مییابد. مناطقی که زبانهای تُرکی در آنها صحبت میشود شامل آناتولی، بالکان، جمهوری آذربایجان، ایران، عراق، افغانستان، آسیای مرکزی (سرزمینهای پهناوری که پیشتر ترکستان غربی و شرقی نامیده میشد)، چین—بهویژه سینکیانگ—و فدراسیون روسیه، یعنی سیبری جنوبی، شمالی و غربی، منطقهٔ ولگا-اورال، استپهای جنوب روسیه، و قفقاز است. طی چند دههٔ اخیر، اروپای شمالغربی، بهویژه آلمان، نیز به مناطق فشردهٔ پراکندگی این زبانها افزوده شده است. در گذشته، جهان تُرکیزبان شامل مناطق فشردهای همچون کریمه و بالکان نیز میشد. 📚| The Oxford Guide to the Transeurasian Languages-p105 📄| Lars Johanson-The classification of the Turkic languages @TRNATS |
видео или голосовое, без подписи
🔹 — از اناتولی تا سیبری: نگاهی به گستره وسیع جهان زبان ترکی 📚| The Oxford Guide to the Transeurasian Languages-p105 📄| Lars Johanson-The classification of the Turkic languages @TRNATS |
ریشهشناسی اعداد شمارشی در پروتو-تورکیک قسمت دوم ۳. ریشهشناسی üʰć* : ریشهشناسی این مورد نیز با ابهامات زیادی مواجه است، رامشتد آنرا نخستین بار با واژه üčüken در مغولی مقایسه میکند به معنای مقدار کم، همچنین با پروتو–تونقوزیک *ŋüčikūn مرتبط است. استاروستین…
🔹 — شکلگیری آگاهی سیاسی و ملی ترکان در دورهٔ سلطهٔ تانگ از سال ۶۳۰ میلادی، زمانی که آخرین خاقان امپراتوری نخست ترک به دست امپراتور تایزونگِ دودمان تانگ اسیر شد، مردم ترک تقریباً پنجاه سال تحت حاکمیت حکومت تانگ زندگی کردند. اگر سی سال را یک نسل در نظر بگیریم، تقریباً دو نسل از مردم ترک در دوران فرمانروایی تانگ به سر بردند. با این حال، تانگ نتوانست فرهنگ و هویت خود را بر اتباع ترک تحمیل کند؛ زیرا بیشتر قبایل ترک برای سکونت به مناطق مرزی امپراتوری تانگ فرستاده شده بودند؛ مناطقی که بستر بسیار مناسبی برای شکلگیری و گسترش آگاهی سیاسی به شمار میرفت. پس از پنجاه سال، میل شدیدی برای احیای حکومت ترک در میان مقامات ترک که در این نواحی نیمهخودمختارِ مرزیِ تانگ خدمت میکردند، بهطور گسترده پدید آمد. در منابع چینی، گزارشی نمییابیم که بتواند توضیح دهد چرا و از چه زمانی مردم ترک به اندیشهٔ مبارزه برای برپایی حکومت مستقل خود روی آوردند. تونیوکوک (Toñukuk)، سیاستمدار ارشد ترکها، دلیل جدایی ترکها از تانگ را خواست آنان برای داشتن خاقانی از خودشان دانسته است.¹ بیان بَیلگه خاقان دربارهٔ انگیزهٔ شورش ترکها علیه تانگ، بسیار رساتر و قانعکنندهتر بود و بهروشنی نشاندهندهٔ آگاهی ملی نیرومندی بود که در میان مردم ترک شکل گرفته بود. ترکها شکایت داشتند که خاقان خود را ندارند؛ خاقانی که باید برای برپایی قلمرو و حکومت او تلاش میکردند. آنان همچنین خاطرهٔ روزگار گذشته را که در آن خاقان خود را داشتند و وظایف و تعهداتشان را در برابر او انجام میدادند، گرامی میداشتند.² چنین سخنان تهاجمیای که آشکارا امپراتور تانگ را آزرده میکرد، در واقع به معنای آغاز یک قیام بود. در ماه دهم سال نخست دورهٔ تیائولو (از ۹ نوامبر تا ۸ دسامبر ۶۷۹)، دو مقام ترک به نامهای آشیده وِنفو و آشیده فِنگژی علیه حکومت تانگ در ناحیهٔ تحتالحمایهٔ چانیو شورش کردند و از آشینا نیشوفو بهعنوان خاقان حمایت کردند. رؤسای ترکِ بیستوچهار ناحیه در مناطق مرزی تانگ نیز همگی به این حرکت پیوستند. در مدت کوتاهی شمار شورشیان به صدها هزار نفر رسید. 📚 — Chen Hao(2021).A History of the Second Türk Empire (ca. 682–745 AD).BRIIL.p16 @TRNATS |
видео или голосовое, без подписи
🔹 — شکلگیری آگاهی سیاسی و ملی ترکان در دورهٔ سلطهٔ تانگ 📚 — Chen Hao(2021).A History of the Second Türk Empire (ca. 682–745 AD).BRIIL.p16 @TRNATS |
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
اخیراً یک مقاله جدید از دو محقق چینی منتشر شده و با سیگنال فیلوژنتیکی که از مدل بیزی به و دادن یه سری دیتا سعی کرده بیاد وجود ارتباط ژنتیکی بین خانواده زبانهای فرااوراسیایی رو زیر سوال ببره. در حالیکه این مدل های بیزی برای سیگنالدهی زبان بالای عمق ۲،۵۰۰ سال به مشکل میخورن. دلایل مختلفی داره. ۱. واریانس بالای داخلی : دیتاست شخیصه زبانشناسی که واریانس داخلی بالایی با واریانت های متعدد رقیب و طبقهبندی هایی که حساس به کانتکست هستند نشون میدن، احتمال خیلی کمی داره تا سیگنال واضح بدن. ای وضعیت وقتی دیتاست ها واریانت های غالب مشخصه های انفرادی با استثناهای زیاد و موارد خاص بدون رو نشون بدن بدون اینکه این وژگی هارو مستقل در نظر بگیرن، میتونه ظاهر بشه. ۲. ناپایداری در گذر زمان. اگر شخیصههای انفرادی موضوعیت دارند به تغییرات مکرر، نرخ دگرگونی میتونن نسبتاً بزرگ باشن به طور که در وقفه زمانی کوتاه ، الگوهای ایجاد شده با واریانت های جدید تغییر پیدا کنن. مخصوصاً توی بخش مصوت ها ناپایداری بیشتری به صامت ها نشون میدن و در نتیجه داده در مورفوسینتکس اعداد شمار واژه از لحاظ گذر زمان ناپایدار نشون بده. @TRNATS |
ریشهشناسی اعداد شمارشی در پروتو-تورکیک قسمت اول بازسازي شمارشها در پروتو-تورکیک با توجه به پروتو–فونمهای آن به شکل زیر است. 1. *bĬr 2. *ẹkki/ *dubɨŕ 3. *üʰć 4. *törtă 5. *beĺk(ĕ)/ *ẹtĕ 6. *Altɨ 7. *ńetti / *ʒetti 8. *sekkiŕ 9. *tokkuŕ 10. *pobon…
از نظر شمایل فیزیکی ، خزر ها گوناگونی و هتروژنی بسیار زیادی داشتند. خزر های نخبه از لحاظ ظاهری با توجه به تأیید ژنتیک و منابع تاریخی معاصر شمایل بیشتر متمایل به اوراسیای شرقی ، پوست تیره ، چشمان قهوه ای تیره و گیسو سیاه داشتند. دبه طور کلی ، گوناگوني زیادی با یکدیگر داشتند ولی تیپ غالب بدین شکل بود. @TRNATS |
چهره خزرها در منابع تاريخي چگونه توصیف شده است و کدام قابل استناد کردن است؟ در مورد چهره خزرها توصیفات متناقضی وجود دارد، اگر منابع را تفکیک کنیم و تاریخ و جغرافیا را در نظر بگیریم ؛ هر منابع را میتوان با درصد اطمینانی در نظر گرفت. بیشترین درصد اطمینان در این مورد برای کدام مورخ است؟ – براساس قرابت تاریخی و جغرافیایی باید بیشترین درصد اطمینان را به توصیف موسس داسخورانتسی مورخ ارمنی داد. موسس داسخورانتسی در تاریخ آلبان های قفقاز Aughans در مورد چهره خزرها با نگاه متخاصمانه گوشزد می کند که آنها چهره بسیار زشت ، تیره و پهن ، به همراه چشمانی عجیب و غیر معمول داشتند. ( چون چشمان تنگ و کوچک در جغرافیایی که داسخورانتسی زندگی میکرد اصلا رایج نبود به همین دلیل آنرا عجیب میخواند. ) باید توجه داشت داسخورانتسی در عصر خزرها و حتي زمانی در کنفدراسیون آنها و یا حداقل در قرابت جغرافیایی با آنها زندگي میکرده است. و از طرفی دیگر ، داسخورانتسی یک نویسنده ساده نیز نبوده بلکه مورخ بوده ، از این جهت احتمال اینکه از لحاظ تاریخی کلاً زیر سوال برده شود وجود ندارد. چه احتمال هایی را میتوان در نظر گرفت؟ نمیتوان به طور قطع بیان کرد تمامي آنها با ظاهر فیزیکی یکدست بودند. اما ، حداقل قسمت کثیری از آنها یا طبقه حاکم که اختلاط ژنتيکي کمتری معمولاً داشتند از لحاظ ظاهري بدین شکل بودند. شاید خصوصیت های آنها نیز از نگاه داسخورانتسی اغراق شده باشد. جایگاه مکانی و زمانی داسخورانتسی ، فاصله زیادی با یک شخص امروزی دارد. او ممکن است ویژگی های ظاهري آنهارا بیشتر با نگاه اغراقآمیز تر نگاه کند. زیرا حتی شمایل فیزیکی اختلاطی از طیف مربوط به قفقازیوارانه و مغولوارانه نیز برای آنها عجیب انگاشته میشده و آنرا با شگفتی توصیف میکنند. نمیتوان ادعا کرد صددرصد توصیف داسخورانتسی درست است. چونکه با توجه به فاصله تاریخی و زماني خزرها امکان این وجود ندارد که از نظر شمایل فیزیکی با توجه به تاریخ اختلاط هاي ژنومی یکدست باشد. باید بین این مرز قائل شد، ولی حداقل میتوان در نظر گرفت از لحاظ شمایل فیزیکی با دیگر مردم قفقاز تا حد زیادی تفاوت داشتند که داسخورانتسی در آن مورد تمایز شديدي قائل می شود. در ادامه برخی از نویسندگان عرب که حدود ۵ قرن بعد از حیات سياسي و اجتماعي خزرها مثل سعید المغربی ، آنها را چشمان آبی ، گیسو روشن و سرخ، پوستی روشن و رنگ پریده توصیف میکند. سعید المغربی نه از لحاظ تاریخی نه مکانی ارتباطی با خزر ها نداشته است. این توصیف ها بیشتر از اینکه جنبه تاريخي داشته باشند، جنبه روایتی و داستانسرایی دارند. از سوی دیگر گفته های او با نویسندهگان عربی که در دوره خزر ها زندگی میکردند متفاوت است. الاستخری نویسنده عرب که در قرن ۱۰ میلادی زیست میکرده است و در دوران حیات سياسي–اجتماعی خزر ها وجود داشته ، می گوید: خزر ها از لحاظ ظاهری به دو دسته خزرهای سفید و خزرهای سیاه تفکیک میشوند. آنهایی که بعداً آمدند به خزر های سفید زیبا مشهورند. آنهایی که سابقاً آمدند به خزر های سیاه مشهور هستند. همانطور به خوبی میدانیم خزر ها پیشتر از اینکه هویت اتنیکی باشند، کنفدراسیون بودند. پس از شکست روس ها به این کنفدراسیون اضافه میشدند. یعنی خود نویسنده عرب بین خزر اصیلتر و سابق نیز تمایز قائل شده و آنهارا خزر سیاه می نامد، که توصیفات او بسیار نزدیک به داسخورانتسی است. از طرفی دیگر روس هایی که به کنفدراسیون اضافی میشوند را خزر سفید مینامد. تحقیقات ژنتيکي–باستانشناسی در این مورد چه میگوید؟ دولت خزر از آنجایی که قبلأ میشناسیم، از لحاظ بافت قومی بسیار متنوع بوده است. در جغرافیای آنها مردمان تورکتبار ، ایرانیتبار ( آلانی) ، قفقازی شمالي، اسلاوتبار (مشخصاً روس) ، گروه های فینو اوگری و حتی اقوام بسیار متنوع و پراکنده زندگی میکردند. از دوران باستان تا کنون بافت جمعیتی قفقاز بسیار پیچیده بوده است. مثلاً در منطقه داغستان که محدودهٔ جغرافیایی وسیعی نیز ندارد، چندین قوم متفاوت زندگی می کنند. در گذشته نیز بدین شکل بوده ، و ادغام فرهنگ ها کلاً امری ممکنی نبوده است. بازمانده های جمجمه متعلق به خزر های نخبه نشان میدهد که گوناگونی قابلتوجهی در شمایل فیزیکی با یکدیگر داشتند. تحقیقات اخیر در بقایای خزرها در رودخانه دون پایینی ، و بازسازی ریختشناسی جمجمه نشان میدهد که ترکیبی از ویژگی های اروپایی و اوراسیای شرقی بوده است. ولی از نظر ژنتیک ، نمونه با ژنوم توالی شده و تفکیک مارکر های متعلق به فنوتیپ مشخص شده است نمونه خزر پوستی تیره ، گیسو سیاه ، و چشمانی قهوهای رنگ داشته است. با توجه به ترکیب شواهد گوناگون چه نظری را میتوان در مورد شمایل فیزیکی خزر ها مطرح کرد؟
ریشهشناسی اعداد شمارشی در پروتو-تورکیک قسمت اول بازسازي شمارشها در پروتو-تورکیک با توجه به پروتو–فونمهای آن به شکل زیر است. 1. *bĬr 2. *ẹkki/ *dubɨŕ 3. *üʰć 4. *törtă 5. *beĺk(ĕ)/ *ẹtĕ 6. *Altɨ 7. *ńetti / *ʒetti 8. *sekkiŕ 9. *tokkuŕ 10. *pobon > *ōn 20. *ʒẹgirbi 30. *poltuŕ 40. *Kʰɨrʰk 50. *etlig 60. *altbɨĺ 70. *ńetbiĺ / *ʒetbiĺ 80. *sekkiŕbon 90. *tokkuŕbon 100. *ʒüŕ 1000. *biŋ ۱. ریشهشناسی *bīr : اغلب با büri مغولی مقایسه میشود به معنی هریکی، واژگان ژاپنی کهن piotu < *pitə و کرهای میانه pĭrɨsó یا pĭrɨs به معنی در ابتدا یا شروع مقایسه میشود. گلاس ها مرتبط با همدیگر هستند. در پروتو–ژاپنی نیز *pitə به منظور شمارش ۱ به کار میرود و با پروتو-تورکیک ایزوگلاس است. این گلاس مستقیماً از شمارش بوجود نیامده بلکه به آن تغییر پیدا کرده است. همچنین ، گلاس مغولی محتملاً وام واژه است. دلیل تغییر گلاس bīrbīr* : هر یک / هر > *bīr ~ هر یک. از جهت دیگر ، فعل birgü– به معنی نزدیکشدن ( مشتق از سمانتیک اولیه) فع : نزدیکی > در نزدیکی زمان > شروع ، آغاز ، ابتدا . > در آغاز ، ابتدا / اول. > تبدیل به شمارش کاردینال ۱. ترکی باستان berü به معنی اینجا، اشاره به نزدیک شدن. یعنی یک در ابتدا از شمارش مشتق نشده (با توجه به کاگنیت های تورکی). ریشه دیگری که در پروتو–آلتاییک وجود دارد ŋönge* شمارش های یک در پروتو–منغولیک *Nigen و کرهای *hadan از آن مشتق میشوند. ۲. ریشهشناسی *ẹkki و *dubɨŕ : برخلاف *ẹkki در شمارش ۲ ، مشتقات *tubɨŕ رایج نیست. از لحاظ زبانی *Tubɨŕ تنها در شاخه بلغاری یا چوواش باقی مانده است. در شمارش ترتیبی برای نمایش دوم از tepĕr استفاده می شود. در شمارش ترتیبی بلغاری باستان در ولگا، tvirem به نمایش در آمده است. پسوند m- در بلغاری برای نمایش ترتیبی اعداد به کارگرفته می شود، بنابراین میتوانیم آنرا حذف کنیم، شکل اصلی کلمه در شمارش کاردینالی بنابراین tvir اگر با فونولوژی پروتو-تورکیک تطبیق دهیم، میتوان *dubiŕ را بازسازی کرد که آن نیز به معنای ۲ است. *dubiŕ با پروتو–منغولی *ʒirin و پروتو–تونقوزیک *ʒöwer همخانواده است. در پروتو–کریانیک tuwir* > tuhl به معنی ۲ همخانواده است. در ژاپنی باستان ture به معنی جفت ، باهمدیگر میتوان کاگنیت در نظر گرفت. یعنی اساساً با پروتو–کریانیک ایزوگلاس محسوب میشود. در رابطه با ẹkki* همچنان در مورد ریشهشناسی توضیح قانع کننده ای وجود ندارد، بیشتر برمبنای فرضهای ذهنی میتوان پیش رفت. رامشتد آنرا با *pəkím پروتو–کریانیک با گلاس «بعدی ، به دنبال ، در کنار و ...» مرتبط میکند. اگر چنین چیزی درست باشد ، در پروتو-تورکیک نیز باید *p آغازین را در نظر بگیریم ، در بازسازی فونولوژی پروتو-تورکیک مارتینه رابیتس آنرا در نظر میگیرد. استاروستین، کاگنیت دیگری از واژه در زبان ژاپنی کهن p(w)oka مشاهده میکند با گلاس در کنارِ، دیگری ؛ گلاس های ژاپنی و کره ای نزدیک بهم هستند. استاروستین کاگنیت را در فونولوژی پروتو–آلتاییک به شکل *pʰekʰV بازسازی میکند. طبق استدلال استاروستین pʰ* های آغازین از پروتو–آلتاییک در زبان خلجی به شکل *h- آغازین یعنی گلاید دمی حفظ میمانند. ولی واژه در خلجی به شکل äkki گواهی میشود. البته شمارش خود در زبان خلجی بهشدت تحت تاثیر زبان فارسی قرار گرفته ، یعنی ممکن است آسمیلهشدن فونمهای خلجی در قسمت شمارش بسیار شدید تر باشد، نمیتوان به صورت قطعی بیان کرد که *p آغازین وجود داشته یا نه. پسوند ki-* در شمارش ترتیبی بهکار میروند، در ترکی باستان baštïŋkï به معنی اول. در زبان تووایی birgi اول ، ijigi دوم ، üškü سوم ، و ... احتمالاً واژه از ریشه اولیه فعل eg*– < peg* در پروتو-تورکیک مشتق شده است به معنی دنبالکردن مشتقات این فعل در زیرشاخه های متأخر مثل ترکی باستان به شکل iv– به معنی دنبالکردن که ایزوگلاس است، حفظ شده است. در کنار پسوند ki-* ، واژه در اعداد ترتیبی ساخته می شود. در هنگام شمارش که با انگشتان دست از لحاظ سمانتیکی مرتبط است. پس از اول که همیشه در آغاز می آید، ۲ به دنبال آن است ؛ یعنی انگشت به دنبال آغازین > دوم. بدین ترتیب گلاس شیفت پیدا میکند. pẹgki* > *ẹkki. در کاگنیت های مرتبط با شمارش برای بازسازی شمارش مشترک، چون *dubɨŕ در زیر شاخههای آلتایی یا فرااوراسیایی رایج تر است، گلاس اصلی در نظر گرفته می شود. استاروستین آنرا در پروتو–آلتایی به شکل *tiubu بازسازی میکند. @TRNATS |
видео или голосовое, без подписи
بازسازی فورسنیک چهره مرد هونگشان Hongshan. با استفاده از فناوری ۳ بُعدی لبه-تیز، باستانشناسان چینی دانشگاه جیلین ؛ مردی که ۵،۰۰۰ سال پیش در فرهنگ هونگشان زندگی میکرد، بازسازی شد. جمجمه متعلق به مردی ۲۵–۳۰ ساله، در شهر چائویانگ Chaoyang استان لیائونینک Liaoning پیدا شده است. باستانشناسان بر این باور هستند ، تکنیک به کار گرفته شده در بازسازی فورسنیک چهره چنان دقیق بوده است که این چهره را میتوان دقیق ترین بازسازی که تا به حال حیطه باستانشناسی انجام شده عنوان کرد. نسبت به متد های قدیمی بازسازی مجسمه ای، فناوری ۳ بُعدی از لحاظ علمی نتایج دقیق تر و حتی بهرهوری را افزایش میدهد. https://english.news.cn/20241108/c0a2dd53eb4e46d49f0274920aac664b/c.html @TRNATS |
کولت باروری فرهنگ هونگشان Hongshan. قسمت اول هویت تاریخی فرهنگ هونگشان Hongshan هنر استفاده از یشم در چین ، برای اولین بار در فرهنگ هونگشان Hongshan به اوج خود می رسد. مرزهای سکونتگاه این حوزه فرهنگی نئولیتیک از جنوبشرق مغولستان داخلی – شمالشرق هئبی…
🔹 — سنگ های جاودان: حافظه تاریخی و برداشت های تاریخی میان ترکان(5) • استفاده از تقویم و محاسبه زمان میان ترکان: شواهد کتیبه ای 📄 — این نظام(نظام گاهشماری دوازدهسالهٔ حیوانی) برای کاشغری کاملاً شناختهشده بود؛ او حتی تاریخ تألیف دیوان خود را هم بر اساس…