Turkic dictionary
Статистика༻ Turkic Dictionary | دیکشنری تورکی ༻ مردمی که خودآگاهی ملی ندارند مانند کودی هستند که مردمان دیگر روی آن رشد میکنند.
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 370
- 1/48двое суток
- 424
- 1/72трое суток
- 457
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آبایف در تحلیل نام خدای سکایی "گویتوسیر" مینویسد: "چاره ای نیست جز اینکه احتمال خطا در نام این خدا را بپذیریم زیرا در شکل(گویتوسیر) این نام، تفسیر ایرانی رضایت بخشی ندارد. اما اگر فرض کنیم که به جای "گ" (G) اشتباها "ت" (T) نوشته شده، به (اویگوسیروس) میرسیم که میشود به زبان ایرانی ریشه یابی کرد. در اینجا به وضوح واقعیات دستکاری میشوند تا با یک مفهوم از پیش تعیین شده هماهنگ گردند. آبایف اساسا امکان تفسیر این نام را بر پایه زبانی غیر از ایرانی کنار میگذارد. اگر علم جهان بخواهد بدون استدلال جدی و صرفا به بهانه اینکه "نام، تفسیر ایرانی قانع کننده ای ندارد"، و دستکاری های عمدی در منابع کهن را بپذیرد در واقع دارد تفسیری از سر ناچاری و به زور را جایگزین واقعیت میکند و این جز گرفتار شدن در دام جاه طلبی های علمی و جعل برخی پژوهشگران جهت تحریف، نتیجه ای دیگر در پی نخواهد داشت. @TURK_LN
– یک مانع فکری آموزش به زبان مادری در به اصطلاح ایران در ایران سخن گفتن درباره زبان مادری دهه هاست که با یک کج فهمی؟ یا شاید بهتر بگم گرایش سلطه گرانه مواجه است. ▪️ آموزش به زبان مادری تضعیف کننده وحدت ملی است. این گزاره به هیچ وجه واضح نیست. نخستین مشکل این گزاره تعریف وحدت ملی است. اگر وحدت ملی را به معنای سلطه یک گروه یا یک قوم بر دیگر گروهها و اقوام در نظر بگیریم این گزاره درست است. آموزش به زبان مادری به چالش کشیدن وحدت سلطه گرانه است. وحدت ملی سلطه گرانه ای که هم اکنون بر ایران حکم می راند و زبان فارسی را به اجبار زبان ملی جلوه می دهد. اما تعریف از وحدت ملی می تواند شکل دیگری هم پیدا کند و آن وحدت ملی بر مبنای شهروندی است. بدین معنا که تنها چیزی که بین یک مردمی وحدت ایجاد می کند برابری حقوق شهروندی و به رسمیت شناختن حقوق گروههای اجتماعی است. به این معنا آموزش به زبان مادری نه تنها تضعیف کننده وحدت ملی نیست بلکه محور اصلی وحدت ملی دموکراتیک در یک کشور چند ملیتی یا چند قومیتی مانند ایران است. دموکرات شدن یکی از پایه های اصلی اش از به رسمیت شناختن کلیت های اجتماعی از جمله اقوام می گذرد و هر برنامه سیاسی ایی که این موضوع را محور برنامه خودش قرار ندهد از پیش محکوم به شکست است. دیگر نه ایدئولوژی باستانگرایانه آریایی و نه ایدئولوژی مذهبی شیعه گرایانه هیچکدام نخواهند توانست مبنای برنامه ای آینده نگرانه برای کشوری چند فرهنگی و دموکراتیک باشند. آینده دموکراتیک بر مبنای برابری حقوقی استوار خواهد شد که در آن مذهبی و غیر مذهبی در برابر قانون مساوی باشند. @TURK_LN
زبان ملی چطور پیدا شد؟(پارت سه) به باور رایت، گسترش زبان فرانسه فقط نتیجه سیاست گذاری های رسمی و برنامه ریزی از بالا به پایین نبود، بلکه پدیده های سیاسی و اقتصادی همچون صنعتی شدن اروپا هم در روند آن تاثیرگذار بودند. یکی از شرط های استخدام در کارخانه ها برای کارگران روستایی دانستن زبان فرانسه بود. بنابراین، تسلط به زبان ملی امکان به دست آوردن شغل، نقش آفرینی در تحرکات اجتماعی و اثرگذاری را فراهم میکرد. در مرحله بعد، انقلاب فرانسه ایده "جمهوری واحد و تجزیه ناپذیر" (one and indivisible republic) را به جهانیان معرفی کرد؛ ایده ای که در آن همگنی "مردم مستقل"، "قلمروی تجزیه ناپذیر" و"زبان ملی واحد" ضروری بود. پس تسلط به زبان ملی دیگر صرفا ارزش ابزاری نداشت، بلکه نشان دهنده وفاداری و تعهد فرد به "ملت" نیز بود. به باور رایت، اصل زیر بنایی ناسیونالیسم فراگیر فرانسوی این بود که همه میتوانند به ملت ملحق شوند، اما در این الحاق اجبار هم بود. @TURK_LN
زبان ملی چطور پیدا شد؟(پارت دو) از دید انقلابیون، نظام های سلطنتی مظهر برج بابل بودن جایی که تکثر زبانی به عنوان حربه ای برای حفظ تفرقه و جلوگیری از اتحاد مردم به کار میرفت. در مقابل، آنها وحدت زبانی را شرط تحقق حاکمیت ملی میدانستند. اولین تناقض اما همینجاست که آنها برای برقراری دموکراسی، از تحمیل یکدستی استفاده کردند انگار آزادی تنها در سایه نابودی تنوع معنا پیدا میکند. گام بعدی، خطرناکتر بود: کسانی که فرانسه نمیدانستند، نه صرفا بیسواد، بلکه خیانتکار به ملت خطاب شدند. اینجا هم نقد اساسی وارده البته چرا که ندانستن یک زبان را به راحتی با ضد انقلاب بودن برابر دانستند و بدین ترتیب، مشارکت سیاسی را مشروط به همسان سازی زبانی کردند، نه مشروط به آزادی بیان. برای تحقق این هدف، کمیته آموزش عمومی تاسیس شد و سوادآموزی در لفافه "مشارکت دموکراتیک" تبلیغ گردید. نکته قابل تامل اینکه این سیاست در ظاهر ابزاری برای توانمند سازی بود اما در باطن، مکانیزمی برای حذف هویتهای محلی به شمار میرفت. از حدود سال ۱۸۸۰، با آموزش اجباری و رایگان، فرانسه به زبان غالب در تمام طبقات تبدیل شد. اقلیت های منطقهای و مهاجران در تنگنا قرار گرفتند و پذیرش اجتماعی آنها مشروط به طرد زبان مادریشان شد. در این نقطه، جمهوری فرانسه عملا جایی برای تنوع باقی نگذاشت و نقد دوم به اینجا میرسد که چگونه یک ایدئولوژی انقلابی آزادیبخش به ابزاری برای یکسانسازی اجباری بدل شد و میراث آن تا دو قرن بعد ادامه یافت. حتی وقتی شورای اروپا در اواخر قرن بیستم پیشنهاد احیای زبانهای به حاشیه رفته را مطرح کرد، فرانسه به بهانه مغایرت با قانون اساسی از اجرای آن سرباز زد. @TURK_LN
– ما در چنل تورک ادیت سعی داریم در بازخوانی تاریخ پرافتخار ملت تورک و زنده نگه داشتن هویت تاریخی و فرهنگی تورکان گامی مؤثر برداریم و در جهت تقویت روحیه ملیگرایی میان تورکها تلاش کنیم. همچنین، در کانال آنتی پانفارسیسم میکوشیم تا شما را با هویت واقعی ایرانشهریها، پانکردها و حقایقی که کمتر در رسانهها به آنها پرداخته شده است آشنا کنیم. ▪️ تورک ادیت: ¤ بازسازی رویدادهای تاریخی تورکان در قالب ادیت و ویدیو ¤ معرفی فرهنگ تمدن و جغرافیای تورکان ¤ بازنمایی تاریخ تورکان با نقشهها و اسناد تاریخی ▪️ آنتی پانفارسیسم: ¤ مقابله با جریانات ضد حرکت ملی ¤ مبارزه با جعلیات کُردی و آریایی ¤ افشای تحریفهای تاریخی – با پیوستن به هر یک از این کانالها ما را در ادامه این مسیر پرزحمت یاری دهید. ✅ 🆔 https://t.me/TURKIC_EDITS 🆔 https://t.me/Anti_Pars_Kurd
زبان ملی چطور پیدا شد؟(پارت یک) با وقوع انقلاب فرانسه و روی کار اومدن طبقه سیاسی جدید، سیاست گذاری زبانی به یه اصل کلیدی تبدیل شد. سو رایت با اشاره به سرشماری (۱۷۹۰–۱۷۹۲) مینویسه که در اون زمان، حدود نیمی از مردم فرانسه یا اصلا زبان فرانسه رو نمیدونستن یا خیلی سطحی بلد بودن. انقلابیون به خوبی از این تنوع زبانی آگاه بودن، در گام اول بیانیه ها و فرمان هاشون رو به چندین زبان منتشر کردن تا پیامشون به گوش همه اقشار و مناطق برسه اما این رویه چندان دووم نیاورد و این انقلاب روی سیاه دیگشو هم نشون داد. از سال ۱۷۹۳ به بعد، قانونی تصویب شد که تمام متن ها و قراردادهای رسمی باید منحصرا به فرانسه منتشر بشن. در این مسیر، شهروندانی که با زبان فرانسه آشنایی نداشتن، ابتدا مورد سرزنش قرار گرفتن و بعدها سیاستمداران اونها رو "دشمنان بالقوه انقلاب" خطاب کردن. شعار محوری هم این بود: "ملت آزاد، باید زبان یکسانی داشته باشه." @TURK_LN
در سیستمهای آموزشی همگون گرا، که در آن کودکان بومی و اقلیتها مجبور به پذیرش تدریس اجباری زبانهای مسلط میشوند سبب آسیب های روانی بسیاری میشود و اغلب دانش آموزان را بعدا به استفاده از زبان غالب با فرزندان خود سوق میدهد. در طی یک یا دو نسل، کودکان از نظر زبانی و به روش های دیگر به اجبار مجبور به صحبت به زبان گروه مسلط می شوند. این اتفاق برای میلیونها گویشور زبانهای در معرض تهدید در سراسر جهان رخ میدهد. هیچ مدرسه یا کلاسی وجود ندارد که از طریق آن بشود زبان های بومی و یا زبانهای اقلیت های در معرض تهدید را به کودکان آموزش دهد. بنابراین پذیرش زبان گروه مسلط تر داوطلبانه نیست: هیچ گزینه ای برای مقابله وجود ندارد و والدین اطلاعات قابل اعتماد کافی در مورد پیامدهای بلندمدت انتخاب های مختلف در دسترس ندارند. در نتیجه، این موضوع "خودکشی زبان" نیست، حتی اگر در ابتدا به نظر برسد که گویشوران خودشان زبانشان را رها میکنند. @TURK_LN
بررسی اسامی بخشی از اعضای امپراطوری هون اسامی اعضای خاندان(پارت یک) 1.basiğ نام دارای پسوند اسمی مشتق /sig/ هست که در تورکی (در تورکی باستان) به معنای "مانند چیزی" به کار میرود. در زبانهای هون-بلغاری،/ر/ در درون خوشه همخوانی تمایل به حذف دارد،مثل: ärdi>ärti>ïdă همچنین گرایش به اجتناب از همخوانهای دوقلو (مضاعف) وجود دارد، یعنی؛ Basiğ>*bars+sig در معنی به مانند پلنگ. 2.kürsig به گفته منگس kür ~ kür + ä معنای "دلیر، نجیب، قدرتمند، جهانی" است. همچنین نام فرمانروای پچنگ( ۹۷۲ میلادی) küra بود. به دلیل قانون بانگ (حذف هجای میانی) به شکل فرمی که پایین توضیح داده شده تبدیل شد. Kür+ä+sig(>kurəsig)>kürsig این نام به معنای "دلیروار، نجیب وار" است. @TURK_LN
این یه لحظه از علم به ظاهر بی طرفانه غربه! بله، خیال میکنن که شیونگنوها و هونها به یه زبان دیرین سیبریایی حرف میزدن. به همین دلیل هم هست که بیشتر نامهای هونی ریشه تورکی واضح دارن، اما حتما باید هونها کِت شوند ! یا اینا واقعا یه مشت بیسوادن، یا اینکه…
این یه لحظه از علم به ظاهر بی طرفانه غربه! بله، خیال میکنن که شیونگنوها و هونها به یه زبان دیرین سیبریایی حرف میزدن. به همین دلیل هم هست که بیشتر نامهای هونی ریشه تورکی واضح دارن، اما حتما باید هونها کِت شوند ! یا اینا واقعا یه مشت بیسوادن، یا اینکه این لعنتی ها به عمد و برنامه دارن ردپای تورکها رو از سراسر اوراسیا پاک میکنن. @TURK_LN
کمی نقد و ترول. بر اساس فرضیه موهوم آلتایی یا ترانس اوراسیایی، زبان نیاآلتایی حدود ۷۰۰۰ سال پیش به دو شاخه نیا تورکی و نیا تونگوز/مغولی منشعب شده. از ۷۰۰۰ سال پیش تا سده ششم میلادی، ظاهرا هیچ نشانه ای از حضور زبانهای تورکی در هیچ کجا نمیبینیم.تمیبینیم، چون معلوم میشه که هونها یا قوم کت بودند یا ایرانی (هنوز اساتید به توافق نرسیدن که به کدوم بدن بره). در سده ۶ میلادی، قبایل تورک نخستین "دولت" خود را میسازند و به طرز عجیبی، سُنن حکومت داری، شیوه زندگی و آداب و رسومشون دقیقا شبیه به آداب ساکاهاست یعنی تورکها همه چیز رو از "اُستیهای کوچرو😂(زندگی کوچرویی نداشتن اینا)" وام گرفتن. بعدا قبایل تورک اون "چادرنشینان تاجیک نژادِ ساکایی" رو که قرنها در سیبری و آلتای زندگی میکردن رو شکست داده و در خود حل میکنن اما به طرزی معجزه آسا زبانهای مردمان بومی از این ماجرا بیخبرند! به طرزی غیرقابل توضیح مردمان تورک دوباره موفق شدند تنوع زیرشاخه های مرتبط با استپ را بیش از هندو ایرانی ها داشته باشند. و اینگونه است که در نهایت گروههای ایرانی شرقی در حقیقت قوم تورک را پدید آوردند. سوالی هست،خانمها و آقایان؟ @TURK_LN
کانالهای تحریفات تاریخ ایران و کُردریفت؛ هر کدام از بهترین چنلهای فعال در زمینه افشای حقایق تاریخی ایران و قومیت کُرد. 🔻هر کانال آرشیو کاملی از افشای روایتهای ساختگی پیرامون پانایرانیسم و پانکردیسم میباشند که زحمت زیادی در این زمینه کشیدهاند. - اگر علاقهمند بودید، در کانالها عضو شوید تا در صورت نیاز از اسناد و مدارک استفاده کنید. @KURDrift1 | @paniranism_review @KURDrift1 | @paniranism_review @KURDrift1 | @paniranism_review
❁ 𝘜𝘳𝘮𝘶 𝘛𝘦𝘰𝘳𝘪𝘴𝘪 ❁ ائل تاریخی و تورکولوژی از معدود چنلهای تماما تاریخی حرکت ملی آزربایجان بوده که در زمینه تئوری اورمو، پیدایش تاریخ تورک، مسیرهای حرکتی پروتو-تورکان و جوابیه و نقد بر تئوریهایی چون آلتای و آذری فعالیت دارند. 🔸تـورکـولـوژی، مطـالعه بـر روی مبـاحـث تـورک شـناسی : ▪️تـئوری اورمـو ▪️مـوطن اصـلی ▪️مهـاجرت تـورکان ▪️تـورکان قـوتی ▪️تـورکان سـاکـا ▪️زبـان تـورکـی ▪️پـروتـو تـورکها ▪️کـمـالـیـسـم 🔸کانال ائل تاریخی بیش از ۸ سال است که مستقیما از طرف اساتید باسواد تورکولوژی در حوزهٔ تاریخ حقیقی و باستانی ملت تورک و حضور قدیمی تورکها در جغرافیای آزربایجان و آناتولی و قفقاز فعالیت داشته و جعلیات ایرانشهری ها را همیشه افشا کرده است. مصطفی کمال آتـاتـورک: آنادولی سرزمین 7 هزار ساله تورکها بوده است. https://t.me/AZ_SESI | @Turcologie https://t.me/AZ_SESI | @Turcologie https://t.me/AZ_SESI | @Turcologie
باغی هست، بوری هست"(پارت پنج) دو نمونه وامواژه از تورکی به زبانهای ایرانی ✍نوشته:عثمان کاراتای الف) باغ (Bağ) نزدیک ترین کلمه از نظر معنا، bū به معنای "کشور، زمین" است. همریشه این کلمه با تقریبا همان صورت در سانسکریت نیز وجود دارد (bhū به معنای "زمین، جهان") و با شواهدی از مناطق ژرمنی و اسلاوی، صورت نیا هندواروپایی bhōgh به معنای "زمین پست، باتلاق" بازسازی میشود. در فارسی میانه که بیشترین اهمیت را برای ما دارد، به صورت bwm به معنای "زمین، خاک، کشور" دیده میشود. اگر چنین انتقالی رخ داده باشد، با در نظر گرفتن زمان ورود به تورکی، باید به طور فرضی از ایرانی باستان bū یا فارسی میانه bum ابتدا "باغ، بوستان" ساخته میشد و سپس به تورکی داده میشد. درحالیکه چنین نیست یعنی ایجاد ارتباط میان این دو کلمه تقریبا ناممکن است. از کلمه bwdysen در فارسی میانه به معنای "بوستان" میتوان به "بوستان" در فارسی نو رسید، اما یافتن صورت "باغ" که در واپسین روزهای فارسی میانه به تورکی داده شده باشد، دشوار است. از اینرو، در چنین ارتباطی باید فارسی را کنار گذاشت و بر سغدی متمرکز شد. ما باید میان این دو گزینه یکی را انتخاب کنیم: یا کلمه ای را که فقط در یک شاخه از خانواده ایرانی دیده میشود، منبع کلمه ای بدانیم که در تمام سرزمینهای تورکی استفاده میشود، یا این فرض را بپذیریم که سغدی که تورکی آن را حل کرده و نابود ساخته، در اصل این کلمه را از تورکی گرفته است. @TURK_LN
حکایت ایران،این روزا😂؛ #Fun @TURK_LN
"باغی هست، بوری هست"(پارت چهار) دو نمونه وامواژه از تورکی به زبانهای ایرانی ✍نوشته:عثمان کاراتای الف) باغ (Bağ) کلمه "باغ" (bağ) از اسناد اویغوری به بعد، بدون تغییر یا گسترش معنایی چندانی در تورکی دیده میشود و تقریبا در همه گویشهای امروزی تورکی وجود دارد. به نظر کلاوسون (Clauson)، این کلمه وام گیری بسیار کهنی از فارسی است، و ریشه سغدی دارد. در واقع، در زبان سغدی نیز βγ به معنای "باغ" (garden) یافت میشود. در فارسی، این کلمه به معنای عام در همین معنی است، اما بر "تاکستان" نیز تاکید دارد. این اشاره کلاوسون که تورکی برای این مفهوم کلمه ای نداشته و از اینرو آن را وام گرفته است، تامل برانگیز است. درست است که محیط زندگی در منطقه استپ، مفهوم باغ و بوستان را بی معنا میسازد. اما این گزاره، مبتنی بر پیش فرضی است که تورکان باستان فقط و فقط در چنین مناطقی زندگی میکرده اند. در ادامه، در مورد "بور" (شراب) نیز احتمالا با همین منطق همین را میگوید. او با استناد به دورفر، این کلمه را وام گیری از فارسی میانه (پهلوی) میداند. با این حال، وضعیت کلمه "باغ" مطابق با بند ۲ (و نکات مطرح شده) مورد بررسی قرار نگرفته است. برای این کلمه، هیچ همریشه نزدیک یا دوری در زبانهای هندواروپایی دیده نمیشود. افزون بر این، در منطقه هند نیز کلمه ای مشابه با این معنا وجود ندارد. این امر البته احتمال اینکه کلمه در تمام زبانهای دیگر فراموش شده و فقط در منطقه ایرانی زنده مانده باشد، از میان نمیبرد، اما حتی در همین گستره محدود، یعنی منطقه ایرانی نیز مشکل وجود دارد؛ به گونه ای که در فرهنگ ریشه شناسی زبانهای ایرانی راستورگویوا و ادلمن (Rastorgueva & Edelman) چنین کلمه ای یافت نمیشود. @TURK_LN
"باغی هست، بوری هست"(پارت سه) دو نمونه وامواژه از تورکی به زبانهای ایرانی ✍نوشته:عثمان کاراتای برخلاف تورکی، زبانهای ایرانی برای اثبات اینکه کلمه ای واقعا متعلق به خودشان است، با دشواری مواجه هستند. برای چنین تشخیصی، ابتدا انتظار میرود که همریشه آن در شاخه دیگر خانواده آریایی، یعنی زبانهای هندی نیز یافت شود. این نیز کافی نیست، زیرا از آنجا که زبان نیا هندوایرانی یا نیا آریایی از نیا هندواروپایی منشعب شده است، ما حق داریم حداقل یک همریشه در یکی از زبانهای هندواروپایی اروپا داشته باشیم. کلمه ای که فقط در جامعه آریایی یافت میشود، ممکن است به طور جداگانه یا به صورت زنجیره ای در زبانهای هندی و ایرانی از یک منبع وام گیری شده باشد، یا در دوران آریایی، هنگامی که هر دو یک زبان بودند، به عاریت گرفته شده باشد. از اینرو، همانگونه که در این پژوهش خاص نیز چنین است، اگر ساختار واژگانی بسیار آشکاری که در نگاه اول راهنما باشد وجود نداشته باشد (مثلا کلمه ای سه هجایی یا حتی دو هجایی که نتوان آن را به ریشه ای تورکی رساند)، طرفی که باید به طور دقیق مورد بررسی قرار گیرد، زبانهای ایرانی هستند. ۳- در ارتباط با بند بالا، لازم است از این اندیشه که زبانهای آریایی یا ایرانی نسبت به تورکی برتر بوده اند و از اینرو فرهنگ و کلمه صادر کرده اند، دست بکشیم و حتی آن را معکوس کنیم. در وهله اول، رویکردهای تاریخی افرادی که به نژاد برتر آریایی اعتقاد دارند، ما را ملزم به ارائه این پیشنهاد میکند. اگر آنچنان که ادعا(واهی) میشود، فرهنگ های اوراسیایی عصر برنز متعلق به اقوام هندواروپایی بوده باشد (آفاناسوو متعلق به تخارها، و آندرونوو با پیشینیان و جانشینانش متعلق به جمعیت ایرانی) و تورکی که به وضوح از فراسوی آلتای آمده، بدون جنبش جمعیتی مشخصی جای آنها را گرفته است، پس تورکی به عنوان طرف برتر، زبانهای ایرانی و تخاری را حل کرده است. مسلما زبانی که حل میشود، میتواند کلماتی به زبان حل کننده بدهد؛ تورکی کلماتی از سغدی که نابود کرده است، وام گرفته است. اما عکس این قضیه رواج بیشتری دارد. "حل شدن" یعنی ابتدا بهطور مستمر کلمه، تکواژ (مورفِم) و صورت (قالب) از طرف مقابل گرفته شود، و در نهایت، با تسلیم کامل، به همه چیز زبان مقابل تن دردهیم، به جز حفظ یک زیرلایه (سابسترا) از زبان اصلی خود. @TURK_LN
"باغی هست، بوری هست"(پارت دو) دو نمونه وامواژه از تورکی به زبانهای ایرانی ✍نوشته:عثمان کاراتای ۱- اگر کلمه ای در تورکی ریشه های آلتایی نداشته باشد، این امر به عنوان یک ضعف تلقی میشود و ازاین رو، ریشه آن خارج از خانواده زبانی جستجو میشود. برای نمونه، اگر کلمه bey هم ریشه هایی در مغولی یا تونگوزی نداشته باشد، اما در مقابل، کلمه ای ایرانی مانند baga به معنای "خدا" یافت شود، پیشنهاد آن به عنوان منبع وام گیری، بی اشکال تلقی میشود. این بیتردید روشی علمی است، اما بحثها درباره خانواده زبانی آلتایی همچنان ادامه دارد و رد شدن اون پذیرفته شده است. ضعف این نظریه از نارسایی اساسی اشتراکات واژگانی ناشی میشود. اشتراکات زبانهای آلتایی در واژگان پایه (مفاهیم بنیادین) کم و دشوار است در چنین وضعیتی، که از پیش مواد (کلمات) مشترک چندانی میان آنها وجود ندارد، اینکه کلمه ای فقط در تورکی باشد و در دیگر زبانهای فرضی و کذایی آلتایی نباشد، و آن را به عنوان ضعف تورکی تلقی کرده و به دنبال منبعی بیگانه بگردیم، نه تنها منطقی به نظر نمیرسد بلکه احمقانست. در این گونه بررسی ها، تورکی را نباید عضو یک خانواده، بلکه زبانی مستقل در نظر گرفت. ۲- حضور یک کلمه در منبعی ایرانی، به معنای ایرانی بودن نهایی آن نیست. این زبانها نیز کلمات بسیاری را وام گرفته اند. اشکالی ندارد که فضای حاکم بر پژوهش عظیم دورفر (Doerfer) که به روابط در دوره تاریخی مشهود پرداخته است را به اعصار کهن تر نیز تعمیم دهیم. یعنی، چگونه میتوانیم جز با پیش داوری "جامعه برتر"، این را توجیه کنیم که فارسی ای که در قرون وسطی این همه کلمه از تورکی وام گرفته، در اعصار کهن تر چنین نکرده است؟ @TURK_LN
"باغی هست، بوری هست"(پارت یک) دو نمونه وامواژه از تورکی به زبانهای ایرانی ✍نوشته:عثمان کاراتای روابط تورکی با زبانهای ایرانی در کهن ترین دوره ها معمولا به گونه ای یک سویه بررسی میشود و کلماتی که در هر دو طرف یافت میشوند، بدون توجه به ماهیتشان، در تورکی وامواژه (قرضی) تلقی میگردند. این رویکرد، پیشو پیش با ادعای اینکه تورکی، زبانهای ایرانی منطقه استپ اوراسیا را حل کرده و جای آنها را گرفته است، در تناقض است؛ چراکه چنین ادعایی به طور ضمنی بر برتری طرف تورکی دلالت دارد. در این پست، دو کلمه که اصل ایرانی برایشان نشان داده شده است، یعنی "باغ" (bağ) و "بور" (bor / شراب)، مورد بررسی و ریشه شناسی قرار خواهند گرفت. در رویکرد رایج، چنین انگاره ای حاکم است که زبانهای هندواروپایی و به تبع آن، زبانهای هندوایرانی و به ویژه زبانهای ایرانی، به دلیل تعلق به قومی برتر، بر جوامع در تماس با خود تاثیر گذاشتهاند. بر پایه این پیش داوری، برخی واژگان تورکی که در زبانهای ایرانی هم ارز دارند، از این منبع وام گرفته شده نشان داده میشوند. ما در اینجا، پس از اشاره به سه نکته اساسی (در پست بعد) کم توجهی در نقطه آغاز، دیدگاه خود را با دو کلمه نمونه سازی میکنیم. @TURK_LN
«بیرلیک، دیریلیکدیر» – ما جمعی از جوانان ملّیگرا و تورکچو در کنار یکدیگر بستری جهت ایجاد اتحاد، هماهنگی و رشد مدیاهای تورکی ایجاد کردهایم. در این زمان که تحت شدیدترین فشارهای سیاسی قرار گرفتهایم از شما که خود را تورکچو میدانید این انتظار را داریم ما را در این راه دشوار همراهی کرده و با حمایتهایتان ناامیدی و یاس را تبدیل به امیدواری کنید.🙏🏻 - لینک پیوست به ما👇🏻 https://t.me/addlist/9G6udDOyjaszN2Nk Sessiz yürekleri neyle aydınlatmalıyız? Gerçekçiliğin önündeki perdeleri neyle kaldırmalıyız? Kayıtsızlık çölünde kaybolmuş zihinleri neyle uyandırmalıyız? ... Gaspıralı İsmail - Tonguç Mecmuası Biz genç Türkler, bilginin kılıcıyla perdeleri yırtıp, sessiz yürekleri farkındalığın ışığıyla aydınlatacağız. Bize katılın! Kayıp milleti kayıtsızlık çölünden kurtaralım. 🪷🪷