tgindex
تکه‌ی گمشده‌ی ماشین‌ توریـنگ

تکه‌ی گمشده‌ی ماشین‌ توریـنگ

Статистика
@Themissing_pieceКнигиперсидский

خطر ادمین دیوانه با احتیاط وارد شوید He/they نامه رسانی: @TuringsAnon_bot اگر شناس هستید اینجا نیاید پیوی مگه چشه پلی‌لیست تورینگ: @beyondDnoise

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
15
Всего постов
28
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
303
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
130
25 постов
Вовлечённость
42,9%
к подписчикам
Постов в день
2,1
всего 28
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
99
1/48двое суток
113
1/72трое суток
122

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • اوا اسپویلر باهاش اومد.

  • یک‌روز بود و روز دیگر نبود. جای خالی اش ماند و من ماندم با چیزهایی که دیگر به درد هیچ‌کس نمیخورد: چند خاطره، چند کلمه

  • 12 авг.931из hyreiy

    [ ما یه قطار کوچیک پیدا کردیم که اسمش رو گذاشتیم «قطار شماره‌ی صفر» قطاری که هیچ‌وقت توی برنامه‌ی حرکت قطارها ثبت نشده و هیچ‌کس دقیقا نمیدونه از کجا میاد یا به کجا می‌ره. فقط می‌دونیم هر نیمه‌شب، از بین درختا و نور ستاره‌ها پیداش میشه و شب برای چند دقیقه یه خط ریل مخفی روی زمین براش میکشه. میگن این قطار مقصد مشخصی نداره و بهتره بگم مقصد هر مسافر رو خودش انتخاب می‌کنه و هرکس رو به جایی که قلب‌ِ بی‌تابش گیر کرده می‌رسونه. ما هم تصمیم گرفتیم این‌بار چندتا از بلیت‌های این قطار رو به شما بدیم و همسفر بشیم. حالا اگر دوست داشتین این پیام رو توی دیلی‌تون فوروارد کنید تا ما براساس وایب دیلی‌تون بهتون بگیم کدوم واگن و کدوم صندلیِ قطار برای شماست، کسی که کنارتون می‌شینه کیه، مقصدتون کجاست و توی چمدون دلتنگی‌هاتون چه چیزایی حمل می‌کنید. اگر دوست داشتین همسفرمون بشین، این پیام رو توی دیلی‌تون فوروارد کنید. همه‌ی بلیت‌ها و مقصدها و جزئیاتِ مخصوص به شمارو اول همین‌جا منتشر می‌کنیم. 🚃⭐️]

  • نمی‌دانم چرا انقدر طول کشید. دریا که کاری با من نکرده بود. موج‌ها و شن‌ها که تقصیری نداشتند‌. صدف‌ها که تو را از من نگرفتند. اما من‌... من بودم که نمی‌توانستم برگردم. هربار که قصد رفتن می‌کردم تصویر تو آمیخته با رایحه‌ی نمک و شن خیس، با خنده‌ای که از صدای موج‌ها واضح تر است متوقفم می‌کرد. تو آنقدر زنده بودی که هربار بعد از این تصویر باور نمی‌کنم آن میزان از زندگی هم ممکن است روزی به اتمام برسد. امروز فهمیدم دریای لعنتی هنوز بلد است تو را برگرداند. آن‌قدر خوب که مغزم را به اشتباه بیندازد اما نه آن‌قدر که درد پیچیده در سر تا سر بدنم را تسکین دهد. چقدر مطمئن بودیم. چقدر احمقانه مطمئن بودیم. فکر می‌کردم زندگی بالاخره تصمیم گرفته تو را تا همیشه به من برگرداند. می‌خواستم فریاد بزنم. می‌خواستم بدانم چرا موج‌ها هنوز حرکت می‌کنند؟ چرا شن‌ها ناپدید نمی‌شوند‌. چرا هوا وجود دارد. چرا نفس می‌کشم؟ چرا نفس کشیدن انقدر درد دارد؟ چرا همه طوری رفتار می‌کنند انگار نه انگار اینجا قبرستانی بدون سنگ قبر است؟ و من روی شن‌ها سقوط کردم. شوری اشک‌هایم از آب دریا بیشتر بود. فکر کنم دریا نمی‌‌داند که تو دیگر نمی‌خندی‌. وگرنه آنقدر هم آرام نمی‌ماند. مگر نه؟ دریا نمی‌داند. دریا نمی‌داند آن چشم‌هایی که روزی همین‌جا از شوق تصویر آینده می‌درخشید مدت‌هاست که باز نشده. دریا نمی‌داند. ممکن نیست بداند و هنوز همانی باشد که بود. دریا نمی‌داند همیشه‌ها گاهی به اندازه‌ی یک خاطره کوتاه می‌شوند. اطرافم را که نگاه کردم فهمیدم. چیزی که تمام این مدت طول کشیده بود متوجه‌اش شوم جلوی چشمانم بود. فهمیدم نباید دریا را از تو پس بگیرم. قرار نیست پس بگیرم. باید یاد بگیرم هر دو را باهم داشته باشم. تو را در آن صبح و دریا را در تمام صبح‌های بعد از آن. مدت‌ها از دریا دوری کردم، مدت‌ها از دریا ترسیدم. اما امروز فهمیدم دریا نیست که از دیدنش می‌ترسم. از این می‌ترسم که برگردم و دیگر تو را اینجا پیدا نکنم. از اینکه روزی بوی نمک را حس کنم و دیگر تو را نبینم. صدای موج را بشنوم و صدای خنده‌ی تو پس آن نباشد. از اینکه دریا یک روز فقط دریا باشد. بدون تو. فهمیدم اگر فرار نکنم آن لحظه زنده می‌ماند. صدای خنده‌ات از بین باد شنیده می‌شود. نور روی مو‌های کوتاهت می‌تابد. و تویی که برای چند ثانیه کنار منی. و شاید همین کافی باشد. همین که برای لحظه‌ای کوتاه فکر کنم هنوز وقت داریم.

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • یه گِلَم در زندگی چیه پدر ما نشد؟

  • خوشحالم چون دوست دخترم رو راضی کردم متال فمیلی ببینه.

  • اگه کسی می‌خواست ببینه پیدا نمی‌کرد هم می‌تونه به خودم پیام بده.

  • می‌خوام متال فمیلی ریواچ کنم. به نظرم شماهم بیاید ببینیم.

  • می‌خوام متال فمیلی ریواچ کنم. به نظرم شماهم بیاید ببینیم.

  • “Why are numbers beautiful? It's like asking why is Beethoven’s Ninth Symphony beautiful. If you don't see why, someone can't tell you. I know numbers are beautiful. If they aren't beautiful, nothing is.” - Paul Erdős

  • واقعا هم حوصله ندارم بیشتر درگیر شم چون واقعا از نظر اجتماعی توانایی‌اش رو ندارم. همه‌اتون رو به اودین می‌سپرم.

  • واقعا چیز عجیبی نمی‌گم. صرفا می‌گم آقا درمورد چیزی که خودمون جزوش نیستیم و اطلاعی نداریم نظر ندیم.

  • یه روز دیگه و یه ریج بیت دیگه. هی من می‌خوام خودم رو وارد نکنم هی آدم‌ها حرف‌های عجیب تر می‌زنن. چرا اصلا انقدر اصرار داریم درباره‌ی چیز‌های رندمی که اصلا به ما ربطی نداره حرف بزنیم؟

  • پازل دارم و این حرفا

  • 9 авг.234123

    راستش گشتن بین کتاب‌ها واقعا زنده کننده‌ست. مرسی از کتاب‌ها که وجود دارن.

  • بروز دادن شخصیت واقعیت ممکنه تورو تنها کنه اما چه فایده داره اگه دوستای زیادی داشته باشی وقتی هیچوقت نمی‌تونی خودت باشی؟ t.me/Themissing_piece

  • 8 авг.156121

    پازل دارم و این حرفا

  • بروز دادن شخصیت واقعیت ممکنه تورو تنها کنه اما چه فایده داره اگه دوستای زیادی داشته باشی وقتی هیچوقت نمی‌تونی خودت باشی؟ t.me/Themissing_piece

تکه‌ی گمشده‌ی ماشین‌ توریـنگ — tgindex