𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌&𝑾𝒉𝒊𝒕𝒆
Статистика𝓢𝓮𝓱𝓾𝓷: '𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒔𝒕𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒐𝒈𝒆𝒕𝒉𝒆𝒓, 𝒑𝒆𝒂𝒑𝒍𝒆 𝒄𝒂𝒍𝒍 𝒖𝒔 ᵇˡᴬᶜᵏ ᴬᶰᵈ ʷʰᶤᵗᵉ' ‣My Chaotic World ‣ @shr_ksL
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 14
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 52
- 1/48двое суток
- 59
- 1/72трое суток
- 64
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
کالچراک شاکککک
دوکیوم سونتین واقعا بی مزه است ببخشیدا و واقعا attention seeker عه .. داداش دیگه خیلی زیادی هستی.. همش فکر میکردم کی با این جوکای شوهرعمه ایش میخنده که دوست اندونزیاییم رو دیدم 🙄
از خونه میری بیرون یه گرمای چسبناک می شینه روت و بوی مرغ میاد. دو قدم میری اونورتر بوی ماهی. کثافتی که تو هستی شرجی
من به عنوان مدل بودم تو تنم ببینن برای دوستمون میخواستیم بخریم خدا هیچکسو اینطوری ضایه نکنه😭😂
رفته بودیم خرید خیلی با اعتماد بنفس گفتم من همیشه s میخرم لباسارو اس برداشتیم، تنگم بووودن 😭😭😭😂😂
حوصله ندارم توضیح بدم فقط میدونم زیادی عجیبه و ازش خوشم نمیاد
دنیا خیلی عجیبه
جلوی فوش خار مادر دادن بهشون رو گرفتم و فقط سین زدم جواب ندادم
من بهت سرنخ دادم خودت برو سرچ کن ته و توشو درار ادمو منصرف میکنن از کمک کردن
روان ادمو میگان این ایرانیای مقیم خارج کشور چقدررر خوشحالم که از کامینیتی ایرانی کلا کشیدم بیرون
ایرانیا عالین یه راه برای بیمه که خارجیا استفاده میکنن بهشون پیشنهاد دادم صرفا چون خیلی انسان خوبی هستم هیچ دلیلی نداشت بیام به دختری که پرسیده جواب بدم و راهکار بدم بعد اومدن یطوری سوال جواب میکنن انگار بهشون بدهکارم!! خب بیشعور اگه نمیخوای برو ۲۵۰ یورو بده اضافه چرا گوه میخوری؟ مگه من گفتم حتما اینکارو کنین؟ صرفا گفتم این راه هست من رفتم
تلاش هام برای برگردوندن اکانتممممم
بین هیاهوی بچه ها پیام داد "بیا سیگار بکشیم" سریع اتاق شلوغ رو رها کردم و توی بالکن کوچیک خونه دیدمش که نشسته روی صندلی داره سیگار رول میکنه تا منو دید لبخند زد: اومدی؟ هوا شبها کمی خنک تر از قبل شده و همین بالکن رو بهتر از اتاقهای خونه میکنه همین که داشت…
بین هیاهوی بچه ها پیام داد "بیا سیگار بکشیم" سریع اتاق شلوغ رو رها کردم و توی بالکن کوچیک خونه دیدمش که نشسته روی صندلی داره سیگار رول میکنه تا منو دید لبخند زد: اومدی؟ هوا شبها کمی خنک تر از قبل شده و همین بالکن رو بهتر از اتاقهای خونه میکنه همین که داشت برای منم رول میکرد از دعوای بین هم خونه هاش گفت و بحث رسید به جنگ و سیاست و غیره لهجه غلیظ فرانسویش فهمیدن بعضی کلماتو سخت میکنه اما عاشق این مدل تلفظ ر به شکل فرانسویشم. از این میگه که میتونه هرکسی رو با هرباوری بپذیره چون به اون ربطی نداره بقیه به چی باور دارن حتی اگه بنظرش احمقانه باشه باورشون میگه و میگه و من یه لحظه حسرت میخورم که چرا پسرای ما اینطوری فکرنمیکنن؟ چرا سیاست مدارای ما اینطوری نیستن؟ جوابش واضحه : دین! لیلیان با شک و تردید از واکنش من میگه با همه دین ها اوکیه اما حس میکنه همه مشکلات جهان بخاطر دین بوجود اومده میخندم میگه ناراحت نشدی که؟ ـ نه کاملا برعکس.. باهات خیلی موافقم! باز از سیاست های کشورش میگه، از پول میگه ادامه میده که از پول خوشش نمیاد، چون دارتش ولی میبینه بقیه ندارن و نمیتونه تغییری ایجاد کنه. اعصابشو خورد میکنه این مسئله.. بهش میگم کاش همه مثل تو فکر میکردن میگه کم نیستیم.. دیاز میاد پشت در - هی نمایید برای ادامه بازی؟ سیگارم خیلی وقته تموم شده، پامیشم ـ الان میاییم..
یادمه بهم گفت « سحر فرقی نمیکنه، بعد از مهاجرت هیچ وقت دیگه آرامش روانی وجود نداره که از من میخوای وقت بدم بهت که به آرامش برسی، از الان به بعد هر ۳ ماه یکبار باید تصمیم سرنوشت ساز بگیری» اون موقع فکر کردم چقدر درک دیگران براش سخته و خیلی عصبانی بودم الان میفهمم بنده خدا راست میگفت یوقتایی چقدر دیر به جواب میرسم..!