tgindex
نشریه دانشجویی «ترنج»

نشریه دانشجویی «ترنج»

Статистика

نشریهٔ «ترنج»، نشریهٔ واحد فرهنگ و هنر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف 🖥 ToranjSUT@gmail.com صاحب‌امتیاز: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف @AnjomanSUT

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
96
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
795
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
555
40 постов
Вовлечённость
69,8%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 96
Упоминаний
3
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
170
1/48двое суток
194
1/72трое суток
210

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • «گرنیکا» یکی از مشهورترین آثار پابلو پیکاسو، هنرمند اسپانیایی، است که در سال ۱۹۳۷ برای نمایشگاه بین‌المللی و در واکنش به بمباران شهر گرنیکا در جریان جنگ داخلی اسپانیا خلق شد. این بمباران توسط نیروهای آلمان نازی و ایتالیای فاشیست، در حمایت از نیروهای فرانکو انجام شد و بخش زیادی از شهر را تحت تأثیر قرار داد. نقاشی با ابعاد بسیار بزرگ، حدود ۳.۵ متر ارتفاع و نزدیک به ۷.۸ متر عرض، طراحی شده و از رنگ‌های سیاه، سفید و خاکستری تشکیل شده است. در «گرنیکا» انسان‌ و حیواناتی در میان فضایی آشفته و پرتنش دیده می‌شوند و آثار ویرانی و رنج ناشی از جنگ در سراسر اثر در قالب فرم های شکسته و تحریف شده حضور دارد. این اثر در ابتدا واکنش‌های مختلفی دریافت کرد، اما به مرور زمان به مهم‌ترین آثار ضدجنگ قرن بیستم تبدیل شد. «گرنیکا» امروزه نه فقط به عنوان تصویری از یک حادثه در جنگ داخلی اسپانیا، بلکه به عنوان نمادی جهانی از رنج غیرنظامیان، خشونت جنگ و اعتراض به نابودی انسان‌شناخته می‌شود. میتوانید برداشت شخصی یکی از دانشجویان، از این اثر را در این لینک مطالعه کنید. 🎨 معرفی نقاشی «گرنیکا» #معرفی_نقاشی 🆔@ToranjSUT

  • 10 авг.2734415

    عاشق شو و شیدا شو، تا بشنوی آواز را مرغ سحر داند که چه، تعبیر کرد این خواب را دگرگون شو، ز خود بگذر، که تا اسرار جان بینی که در این خلوتِ خاموش، عیان بینی جهان را... قونیه، شهری که در قلب آناتولی ترکیه آرام گرفته، بیش از یک مقصد گردشگری ساده است. این شهر که به شهر مولانا معروف است، تلفیقی بی‌نظیر از سنت‌های اصیل شرقی و امکانات مدرن شهری به شمار می‌رود. 🕌 قونیه، شهر قلب ها 🆔@ToranjSUT

  • پوسته‌های سبوس گندم‌های طلایی در کشتزارهای ایتالیا در باد شناورند. می‌توانید فکرش را بکنید که ایتالیایی‌ها چقدر متحیر می‌شوند اگر بدانند چیزی که در سال ۱۹۷۱ صادر می‌کرده‌اند، تنهایی محض بوده است؟ «این داستان از سال اسپاگتی است، سال ۱۹۷۱ بعد از میلاد مسیح. اسپاگتی را باید تنهایی می‌پختم و می‌خوردم. این یک قانون بود. خودم را مجاب کرده بودم اسپاگتی غذایی‌ست که به تنهایی مزه می‌دهد. خودم هم نمی‌دانم چرا چنین احساسی داشتم. اما چه می‌شد کرد؟ همیشه همراه با اسپاگتی چای می‌نوشیدم و سالاد خیار و کاهو می‌خوردم. باید مطمئن می‌شدم که از هر دوی آن‌ها به مقدار کافی در خانه دارم. همه چیز را مرتب روی میز می‌چیدم و از غذای خود در فراغت لذت می‌بردم و موقع غذا خوردن نگاهی هم به روزنامه‌ها می‌انداختم. روزهای اسپاگتی از یکشنبه تا شنبه در پی هم می‌آمدند و هر یکشنبه جدید، آغاز هفته اسپاگتی کاملا تازه‌ای بود.» 📚دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل ✍ هاروکی موراکامی #برش_کتاب 🆔@ToranjSUT

  • یاران منشینید خموش ایران در سایه دار است زیر ساتور تبه کاران است منشینید خموش در کشور ما سرب سوزان است پاسخ گر بپرسی از عدالت هر ره دیگر بود مسدود جزء راه رذالت منشینید خموش یاران منشینید خموش سرخند از این غصه سپیدار و چمن خیزید رویم از پی تابوت و کفن ای وای وطن، وای ای غرقه در هزار غم بی دوا وطن ای طعمه گرگ عجل مبتلا وطن قربانیان تو همه گلگون قبا وطن عزیز وطن غریب وطن بی نوا وطن بی کس وطن غریب وطن بی نوا وطن مادرببین عروس وطن بی جهاز شد مادرببین دست اجانب دراز شد  نسیم شمال از چهره‌های شاخص ادبیات مشروطه است که با اشعار انتقادی و آگاهی‌بخش خود، نقشی کلیدی در بیداری جامعه داشت. او مدیر روزنامه طنزآمیز و سیاسی «نسیم شمال» بود که در دوران انقلاب مشروطه منتشر می‌کرد. محبوبیت این روزنامه به حدی بود که خودش نیز بعدا با همین نام شناخته شد. می‌توان او را از اولین شاعران منتقد اجتماعی نامید که مسائل مدرن و مشکلات جامعه و سیاست را با ادبیات تلفیق کرد ✍ نسیم شمال 🎶 داریوش اقبالی #نه_به_اعدام 🆔 @ToranjSUT

  • « ستارگان جاوید » - در دلم پرتو ستاره ی دور آذرخشم گهی نشانه گرفت گه تگرگم به تازیانه گرفت - ـ بر سرم آشیانه بست کلاغ آسمان تیره گشت چون پر زاغ ـ - مرغ شب خوان که با دلم می خواند رفت و این آشیانه خالی ماند - آهوان گم شدند در شب دشت آه از آن رفتگان بی برگشت ـــــ هوشنگ ابتهاج #اصفهان 🆔 @ToranjSUT

  • احکام اخراج و تعلیق باید شکسته شوند ما، جمعی‌ از نشریات دانشجویی، همراهی خود را با نامهٔ جمعی‌ از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه شریف که خواستار شکسته‌شدن احکام تعلیق و اخراج هستند، اعلام می‌کنیم. ما معتقدیم که تداوم این روند نه تنها به افزایش فشار روحی و اجتماعی به دانشجویان منجر می‌شود بلکه زیست بوم دانشگاه را فرسوده و ناامید می‌سازد. ما به‌خوبی آگاهیم که در فضای کنونی، شاید امضای یک نامه نتواند به‌ تنهایی رویهٔ مستقر را تغییر دهد و فرآیند صدور احکام را فوراً متوقف کند ؛ اما این اقدام، پیش و بیش از هر چیز، خط بطلانی بر انفعال بدنهٔ دانشجویی است. ما نمی‌توانیم دست روی دست بگذاریم، صرفاً تماشاگر باشیم و حذف و اخراج هم‌کلاسی‌هایمان را در سکوت نظاره کنیم. ثبت این امضاها، حداقل کاری است که برای ایستادن در کنار یکدیگر و ثبت موضع و مسئولیت‌پذیری‌مان در این برهه می‌توانیم انجام دهیم. در این فرصت کوتاهی که برای تغییر این احکام ناعادلانه باقی مانده، از تمامی دانشجویان و فارغ‌التحصیلان مسئولیت‌پذیر دعوت می‌کنیم با امضای این نامه و دعوت از دیگران برای همراهی با آن، صدای هم‌دانشگاهی‌های خود باشند. نشریات امضاکنندهٔ نامه (به ترتیب حروف الفبا): ▫️نشریهٔ اکسیر (انجمن علمی دانشکدهٔ شیمی) ▫️نشریهٔ بارقه (انجمن علمی دانشکدهٔ مهندسی برق) ▫️نشریه بایت (انجمن علمی دانشکدهٔ مهندسی کامپیوتر) ▫️نشریهٔ بامداد (کانون شعر و ادب) نشریهٔ ترنج (واحد فرهنگ و هنر انجمن اسلامی) ▫️نشریهٔ تکانه (انجمن علمی دانشکدهٔ فیزیک) ▫️نشریهٔ خبرنامه (انجمن اسلامی) ▫️نشریهٔ دانشجو (واحد صنفی انجمن اسلامی) ▫️نشریهٔ دردانشکده (انجمن علمی دانشکدهٔ مهندسی شیمی و مواد) ▫️نشریهٔ شباهنگ (انجمن علمی دانشکدهٔ فیزیک) ▫️نشریهٔ شورا (شورای صنفی) ▫️نشریهٔ نفوذ (انجمن علمی دانشکدهٔ مهندسی و علم و مواد)

  • بر اساس گزارش‌های منتشرشده در فضای دانشجویی، گفته می‌شود پرنیان خدابخشی، دانشجوی ورودی سال ۱۴۰۲ رشته مهندسی مواد، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. از محل نگهداری و شرایط وی خبری در دسترس نیست. 🆔 @ToranjSUT

  • سرزمین من خسته خسته از جفایی سرزمین من بی سرود و بی صدایی سرزمین من دردمند بی دوایی سرزمین من سرزمین من کی غم تو را سروده؟ سرزمین من کی رگ تو را گشوده؟ سرزمین من کی به تو وفا نموده؟ سرزمین من بی آشیانه گشته ام خانه به خانه گشته ام بی تو همیشه با غم شانه به شانه گشته ام عشق یگانه من از تو نشانه من بی تو نمک ندارد شعر و ترانه من سرزمین من خسته خسته از جفایی سرزمین من بی سرود و بی صدایی سرزمین من دردمند بی دوایی سرزمین من سرزمین من کی غم تو را سروده؟ سرزمین من کی ره تو را گشوده؟ سرزمین من کی به تو وفا نموده؟ سرزمین من ماه و ستاره من راه دوباره من در همه جا نمیشه بی تو گزاره من گنج تو را ربودند از بر عشرت خود قلب تو را شکسته هر که به نوبت خود سرزمین من خسته خسته از جفایی سرزمین من بی سرود و بی صدایی سرزمین من دردمند بی دوایی سرزمین من سرزمین من مثل چشم انتظاری سرزمین من مثل دشت پر غباره سرزمین من مثل قلب داغداره سرزمین من 🆔 @ToranjSUT

  • «وطن، پرندهٔ غرق در خون» چِهِل روز گذشت از فاجعه‌ای که حتی بازگو کردن آن دردآور است. در این چِهِل روز، قلم‌ها دیگر رمقی برای نوشتن نداشتند، تار و کمانچه‌ها دیگر گوشنواز نبودند، نگاره‌ها عبث می‌نمودند و شاعرها گویی ناظمی بیش نبودند. فراموش نخواهیم کرد. گردیده وطن غرقه اندوه و محن وای/ای وای وطن وای خیزید و روید از پی تابوت و کفن وای/ ای وای وطن وای از خون جوانان که شده کشته در این راه/رنگین طبق ماه خونین شده صحرا و تل و دشت و دمن وای/ ای وای وطن وای بلبل نبرد نام گل از واهمه هرگز/ نرگس شده قرمز سرخند ازین غصه سفیدان چمن وای /ای وای وطن وای بعضی وزرا ملک‌شان راهزنی شد/سری علنی شد گشته علما غرقه در این لای و لجن وای/ای وای وطن وای 🆔 @ToranjSUT

  • «باغ ما» لانه‌ام در باغِ صیّاد است بشنوید ای تُند‌رایانِ تن‌آسوده سینه‌ام در هر دمی آماجگاهِ تیرِ بیداد است. پند‌گویان می‌دهندم پند: ماندنت، بیهوده این‌جا ماندنت تا چند؟ بال بگشا، دل بکن از این خطر خانه آشیان بردار از شاخی که هر دم در کفِ باد است. من ولی در باغ می‌مانم که باغم پُر گلِ یاد است وَز فرازِ چشم‌اندازم فراوان پرده‌ها پیدا: برگ‌افشانِ درختانِ تبر‌خورده مرگِ شبنم‌ها سر‌کشیِ خار‌ها و جست‌وجو‌یِ ریشه‌ها در خاک عطرِ پنهانِ بهاری زندگی‌آرا. این چه فریاد است بلبلانِ خسته‌بالِ خار در پهلو؟! مرگ، در باغی که هر گلدانه‌یِ خشمی در آن رؤیاست مرگ، در باغی که من دارم در کنارِ غنچه‌هایِ تنگدل زیباست. آری، آری من به باغِ خفته می‌مانم باغ، باغِ ماست پنج روزی بیش و کم، گر پایمالِ پا‌یِ صیاد است. ✍ سیاوش کسرایی 📗 مجموعه اشعار، نشر کتاب نادر، صفحه‌ی ۲۷۲ 🆔 @ToranjSUT

  • خاموشم اما دارم به آواز غم خود می‌دهم گوش وقتی کسی آواز می‌خواند خاموش باید بود غم داستانی تازه سر کرده‌ست اینجا سراپا گوش باید بود درد از نهاد آدمیزاد است آن پیر شیرین کار تلخ‌اندیش حق گفت، آری آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست، اما این بندی آز و نیاز خویش هرگز تواند ساخت آیا عالمی دیگر؟ یا آدمی دیگر؟ ای غم! رها کن قصهٔ خون‌بار چون دشنه در دل می‌نشیند این سخن اما من دیده‌ام بسیار مردانی که خود میزان شأن ِ آدمی بودند وز کبریای روح بر میزان شأن آدمی بسیار افزودند آری چنین بودند آن زنده‌اندیشان که دست مرگ را بر گردن خود شاخ گل کردند و مرگ را از پرتگاه نیستی تا هستی جاوید پُل کردند اما چه باید گفت از انسان نمایانی که ننگ نام انسانند درنده‌خویانی که هم‌دندان گرگانند آنان که افکندند در گردن گردان‌فرازان حلقه‌های دار آنان که عشق و مهربانی را در دست‌های بغض و کین کشتند آنان که انسان بودن خود را در پای این کشتند ای غم! تو با این کاروان سوگواران تا کجا همراه می‌آیی؟ دیگر به کس نمی‌آید آغاز این راه هراس‌انگیز چونان که خواهد رفت از یاد کسان افسانهٔ ما نیز با ما و بی‌ما آن دلاویز کهن زیباست در راه بودن سرنوشت ماست روز همایون رسیدن را پیوسته باید خواست ای غم! نمی دانم روز رسیدن روزی گام که خواهد بود اما درین کابوس خون‌آلود در پیچ و تاب این شب بن بست بنگر چه جان‌های گرامی رفته‌اند از دست دردی‌ست چون خنجر یا خنجری چون درد این من که در من پیوسته می‌گرید در من کسی آهسته می‌گرید ✍ هوشنگ ابتهاج 🆔 @ToranjSUT

  • «وطن خاک نیست، وطن هموطن است» آیا می‌توان حال مادرانی که پیکر فرزندشان را در اغوش کشیدند توصیف کرد؟ یا حال پدرانی که پیکر فرزندشان را پیدا کردند اما نه از گزینه‌های اعلام شده توسط آن مجری... حال عاشقانی که دیگر معشوقشان چیزی فراتر از عکس و خاطره و حس نیست را چه؟! ایا باید تا آخر عمر با رؤیای آن‌ها زندگی کنند؟ زمان گذشت اما حالا چه میشنویم؟ سکوت؟ سکوتی است از شرمساری؟ این روزها فریادِ سکوتِ مردم تبدیل به فریادِ یأس و خلأ شده است. اما آیا همه‌اش همین است؟ آیا واقعاً همه‌اش همین است؟ به قول شاعر: « گیرم که فردا سپیده سر زند و روزگار به کام شود با غم آنها که برای ما جان داده اند چه باید کرد؟!» ✍🏻روزانا 🆔 @ToranjSUT

  • 30 янв.4662618

    درد مشترک ما، با همکاری تمام نشریاتی که نامشان خواهد آمد، به‌عنوان بخشی از جامعهٔ دانشگاهی، مسئولیت اجتماعی خود می‌دانیم در برابر حجم خشونت و کشتار عامدانهٔ مردم سکوت نکنیم. نشریات همکار (بر حسب حروف الفبا) ▪️نشریهٔ آرمان‌شهر (انجمن اسلامی آرمان دانشجویان دانشگاه علم‌وصنعت) ▪️نشریهٔ افق (انجمن علمی هوافضا شهیدبهشتی) ▪️نشریهٔ اکسیر (دانشکدهٔ شیمی، دانشگاه صنعتی شریف) ▪️نشریهٔ بارقه (دانشکدهٔ برق، دانشگاه صنعتی شریف) ▪️نشریهٔ بامداد (کانون شعر و ادب شریف) ▪️نشریهٔ پردازه (دانشگاه صنعتی شاهرود) ▪️نشریهٔ پرواز اندیشه (تشکل آزاداندیش علوم پزشکی همدان) ▪️نشریهٔ جوانهٔ امید (دانشکدهٔ جغرافیای دانشگاه تهران) ▪️نشریهٔ چکاد (انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گیلان) ▪️نشریهٔ حیات نو (انجمن اسلامی علوم پزشکی دانشگاه اصفهان) ▪️نشریهٔ خبرنامه (انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف) ▪️نشریهٔ دردانشکده (دانشکدهٔ مهندسی شیمی و نفت، دانشگاه صنعتی شریف) ▪️نشریهٔ درنگ (انجمن فلسفه دانشگاه خوارزمی) ▪️نشریهٔ دیالکتیک (انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه خوارزمی) ▪️نشریهٔ رسته (نشریۀ مستقل دانشگاه خوارزمی) ▪️نشریهٔ سحر (انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی) ▪️نشریهٔ شورا (شورای صنفی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف) ▪️نشریهٔ عقل نهفته (دانشکدهٔ دندان‌پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران) ▪️نشریهٔ فردا (خیریهٔ فردای سبز دانشگاه صنعتی شریف) ▪️نشریهٔ قلم (انجمن اسلامی رویش دانشجویان دانشگاه علم‌وصنعت) ▪️نشریهٔ لا اسپانیولیداد (انجمن علمی زبان اسپانیایی دانشگاه تهران) ▪️نشریهٔ نفوذ (دانشکدهٔ مهندسی و علم مواد، دانشگاه صنعتی شریف) ▪️نشریهٔ نورولوگ (انجمن علمی مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی) ▪️نشریهٔ وریتالیا (انجمن علمی زبان و ادبیات ایتالیایی دانشگاه تهران) ▪️نشریهٔ ویرا (انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران) سایر نشریات درصورت تمایل می‌توانند با فورواردکردن این فایل و پیام‌دادن به اکانت زیر، به لیست اضافه شوند. 🆔 @Moshtarak_admin

  • 24 янв.438282из anjomanSUT

    کیارش خسروی، ورودی ۱۴۰۲ مهندسی مکانیک و دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف، ظهر امروز از طرف نهادهای امنیتی احضار شده‌است. او از ساعت ۱۲ امروز وارد ساختمان دفتر پیگیری وزارت اطلاعات شده‌است و هم‌اکنون در بازداشت به سر می‌برد. از ساعات گذشته، با هماهنگی جناب آقای دکتر تجریشی، ریاست دانشگاه، مبنی بر تضمین آزادی دبیر انجمن و وعده ایشان جهت استعفا در صورت عدم آزادی، تحت فشار بسیار بیانیه‌ای که دیروز از سوی انجمن منتشر شد، حذف شده‌است. با این وجود، تا لحظه ارسال این پیام دبیر انجمن تحت بازداشت قرار دارد. 🆔 @AnjomanSUT

  • Channel photo updated

  • 8 янв.1 141177

    ‌‌ [PS752] بر سنگ گوری تازه نامی هست... ‌ دارنده این نام را هرگز ندیدم من اینجا میان سوگواران آشنایانند و خویشانند و مردمانی هم که چون من دارنده‌ٔ این نام را هرگز ندیدند و نمی‌دانند اما هر کس که اینجا هست با خشم و فریادی گره در مشت می‌داند که او را کشت… ‌ بر گرد گور تازه جمع سوگواران است دیگر کسی اینجا نمی‌پرسد این خفته در خاک از کجا و از کدامان است!؟… می‌دانند او «فرزند ایران» است... ✍ هوشنگ ابتهاج به یاد ۱۷۶ عزیز از دست رفته که بال برگشودند بر سیاهی شب 🕊 ‌‌ #هواپیمای_اکراینی #PS752 🆔 @ToranjSUT

  • 6 янв.6162710

    «تفنگت را زمین بگذار تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو این دیو انسان‌کش برون آید تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟ اگر جان را خدا داده است چرا باید تو بستانی؟» تفنگت را زمین بگذار که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار تفنگِ دست تو یعنی: زبان آتش و آهن من اما پیش این اهریمنی‌ابزار بنیان‌کن ندارم جز زبانِ دل دلی لبریز از مهر تو ای با دوستی دشمن زبان آتش و آهن زبان خشم و خون‌ریزی است زبان قهر چنگیزی است بیا بنشین، بگو بشنو سخن، شاید فروغ آدمیّت، راه در قلب تو بگشاید برادر! گر که می‌خوانی مرا، بنشین برادر‌ وار تفنگت را زمین بگذار تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو این دیو انسان‌کش برون آید تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟ اگر جان را خدا داده است چرا باید تو بستانی؟ چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را به خاک و خون بغلتانی؟ گرفتم در همه احوال، حق گویی و حق جویی و حق با توست ولی حق را برادر جان به زور این زبان‌نافهم آتشبار نباید جست #اعتراضات_سراسری 🆔 @ToranjSUT

  • 5 янв.688225

    «خاموشی گناه ماست» گفته بودم زندگی زيباست گفته و ناگفته‌ای بس نكته‌ها كاينجاست آسمان باز آفتاب زر باغ‌های گل دشت‌های بی‌دروپيكر سر برون آوردن گل از درون برف تاب نرم رقص ماهی در بلور آب بوی عِطر خاک باران‌خوردهٔ كهسار خواب گندمزارها در چشمهٔ مهتاب آمدن، رفتن، دويدن عشق ورزيدن در غم انسان نشستن پا به پای شادمانی‌های مردم پای كوبيدن كار كردن، كار كردن آرَميدن چشم‌انداز بيابان‌های خشک و خسته را ديدن جرعه‌هایی از سبوی تازه آب پاک نوشيدن گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن هم‌نفس با بلبلان کوهی آواره خواندن در تله افتاده آهو بچگان را شير دادن و رهانيدن نيم‌روز خستگی را در پناه دره ماندن گاه‌گاهی زير سقف اين سفالين بامهای مَه گرفته قصه‌های در هم غم را ز نم‌نم‌های بارانها شنيدن بی‌تكان گهواره رنگين‌كمان را در كنار بام ديدن يا شب برفی پيش آتش‌ها نشستن دل به رؤياهای دامنگير و گرم شعله بستن آری آری زندگی زيباست زندگی، آتشگهی ديرنده پابرجاست گر بيفروزيش، رقص شعله‌اش در هر كران پيداست ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست پیرمرد آرام و با لبخند کنده‌ای در کورهٔ افسرده جان افکند چشم‌هایش در سیاهی‌های کومه جست‌وجو می‌کرد زیر لب آهسته با خود گفتگو می‌کرد زندگی را شعله بايد برفروزنده شعله‌ها را هيمه سوزنده جنگلی هستی تو ای انسان جنگل ای روييده آزاده بی‌دريغ افكنده بر روی كوه‌ها دامان آشيان‌ها بر سرانگشتان تو جاويد چشمه‌ها در سايبان‌های تو جوشنده آفتاب و باد و باران بر سرت افشان جان تو خدمتگزار آتش سربلند و سبز باش ای جنگل انسان زندگانی شعله می خواهد صدا سر داد عمو نوروز شعله‌ها را هیمه باید روشنی‌افروز زندگی را شعله بايد بر فروزنده شعله را هيمه سوزنده آری آری زندگی زيباست زندگی، آتشگهی ديرنده پابرجاست گر بيفروزيش، رقص شعله‌اش در هر كران پيداست ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست ✍ سیاوش کسرایی 🆔 @ToranjSUT

  • 3 янв.5681913

    «خشونت علیه مردمی که برای حق خود ایستاده‌اند، نشانه ضعف است نه قدرت» به قول استاد مسعود بختیاری «مگر جنگه؟ مگر جنگه؟ خدا می‌دونه جنگ تفنگه» که ترانه ای محلی است و در وصف مردمان شجاع و دلاوراست که جان خود را نثار راه آزادی می‌کنند. یک ایران داغدار شما عزیزان است. #اعتراضات_سراسری 🆔 @ToranjSUT

  • 1 янв.652253

    فراموش کن مسلسل را مرگ را و به ماجرای زنبوری بیاندیش که در میانه ی میدان مین به جستجوی شاخه گلی‌ست ✍ گروس عبدالملکیان #بهانه 🆔 @ToranjSUT

نشریه دانشجویی «ترنج» — tgindex