آچار فرانسه🔧
Статистикаاز روابط زیبای فیزیک تا دنیای جذاب اعداد؛معلم و حسابدار صندوق پیشنهادات و انتقاداتمان 📬 @WernchBot بات ناشناس https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-wrenchbot
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 18
- Всего постов
- 42
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 39
- 1/48двое суток
- 44
- 1/72трое суток
- 48
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
قسمت جذاب ماجرا، ستارهای که میبینید مربوط به صورت فلکی دجاجه در مثلث تابستونی!
از دیشب و گشت رصدی
گر هزاران دام باشد در قدم چون تو با مایی نباشد هیچ غم #مولانا
چرا کتابخوانها بهترین آدمهایی هستند که میتوان عاشقشان شد؟ چندی پیش، مقالهای در مجله تایم منتشر شد که نویسندهاش ادعا میکرد، آنچه «مطالعه عمیق» نامیده میشود بهزودی از بین خواهد رفت؛ چرا که میزان مطالعه عمیق میان آدمها کمتر شده و این روزها دیگر آدمها سرسری کتاب میخوانند و با وجود مطالب خلاصه شده اینترنتی تعداد خوانندههای کتابها روز به روز تقلیل پیدا میکند. نکته وحشتناک ماجرا این جاست که مطالعات ثابت کرده، کتابخوانها در قیاس با افراد عادی آدمهای خوبتر و باهوشتری هستند و شاید تنها آدمهایی روی این کره خاکی باشند که ارزش عاشق شدن را داشته باشند. بر اساس مطالعاتی که روانشناسان در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ انجام دادهاند، کسانی که رمان میخوانند میان انسانها بیشترین قدرت همدلی با دیگران را دارند و قابلیتی دارند با عنوان «تئوری ذهن» که در کنار آنچه خود به آن اعتقاد دارند، میتوانند عقاید، نظر و علائق دیگری دیگری را مدنظر قرار دهند و درباره آن قضاوت کنند. آنها میتوانند بدون این که عقاید دیگران را رد کنند یا از عقیده خودشان دست بردارند، از شنیدن عقاید دیگران لذت ببرند. تعجبی هم ندارد که کتابخوانها آدمهای بهتری باشند. کتاب خواندن تجربه کردن زندگی دیگران با چشم غیرواقعی است. یاد گرفتن این نکته که چه طور بدون این که خودت در ماجرایی دخیل باشی، بتوانی دنیا را در چارچوب دیگری ببینی. کتابخوانها به روح هزاران آدم و خرد جمعی همه این آدمها دسترسی دارند. آنها چیزهایی دیدهاند که غیر کتابخوانها امکان ندارد از آن سر دربیاورند و مرگ انسانهایی را تجربه کردهاند که شما هرگز آنها را نمیشناسید. آنها یاد گرفتهاند که زن بودن چیست و مرد بودن یعنی چه. فهمیدهاند که تماشای رنج دیگران یعنی چه. کتابخوانها بسیار از سنشان عاقلترند. تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۰ ثابت کرده که هر چهقدر بیشتر برای کودکان کتاب بخوانیم، «تئوری ذهن» در آنها قویتر میشود و در نهایت باعث میشود این بچهها واقعا عاقلتر شوند، با محیطشان بیشتر انطباق پیدا کنند و قدرت درکشان بالاتر برود. تجربههای قهرمانهای داستانها تبدیل به تجربههای خود خوانندهها میشود. هر درد و رنجی که شخصیت داستان میکشد، تبدیل به باری میشود که خواننده باید تحمل کند. خوانندههای کتابها هزاران بار زندگی میکنند و از هر کدام از این تجربهها چیزی یاد میگیرند. اگر دنبال کسی هستید که شما را تکمیل کند و فضای خالی قلبتان را پر کند، میتوانید این کتابخوانها را در کافیشاپها، پارکها و متروها پیدا کنید. چند دقیقه که صحبت کنید، آنها را به جا خواهید آورد. کتابخوانها با شما حرف نمیزنند، با شما رابطه برقرار میکنند. آنها در نامهها یا مسجهایشان انگار برایتان شعر مینویسند. صرفا به سوالاتتان جواب نمیدهند یا بیانیه صادر نمیکنند، بلکه با عمیقترین فکرها و تئوریها پاسخ شما را میدهند. شما را با دانش بالای کلمات و ایدههایشان مسحور خواهند کرد. منبع: نشر نوگام
به به...
لباس شستن ماشین لباسشویی✅ ماشین✅ بردن زباله خشک✅ آشپزی✅ جارو و گردگیری مرتب کردن میز✅ مرتب کردن لباسها
در مورد این نوشته الی کلی حرف دارم، از چیزایی ک به خودم گفتن تا چیزایی که دیدم، فقط همین قدر بگم که دختره تو باشگاه رفته زیربغلش رو عمل کرده! فک کردم برای عرق و اینا، میگه نههه چربی اضافه داشته!! زیر بغل😌😵💫 چربی اضافه🤨 من😐🧐
دیشب یه پیام نوشتم اما نصفه مونده و خوابم برده! صبح بخیر زیباها
اگر زن در بیرون از خانه به تنهایی بماند یخ میزند و اگر در خانه به تنهایی بماند میگندد... #جوزف_کمبل
«میگردی.... بین فلسفه میگردی لابهلای ادبیات میگردی، درون سينما میگردی، ميان موسيقى میگردی، بلكه فيلسوفى تو را يافته باشد، اديبی تو را نوشته باشد، فيلمسازى تو را ساخته باشد و موسیقیدانی تو را نواخته باشد. آدمی تشنه جرعهای درک شدن است؛ میخواهد خودش را بخواند و ببیند و بشنود.» وحید عیسوی
امروز پادکست جافکری رو گوش میدادم، از تروما و اثرش روی رفتار ما میگفت با خودم فکر میکردم اینکه من واقعاً از بچگی هر وقت یادم میاد مامانم حوصله نداشت و میگفت سرم درد میکنه از صبح تو مدرسه انقدر ک حرف زدم و همین حرف مامانم باعث شده من برخلاف همهی دخترها هیچ وقت هیچ چیزی و هیچ اتفاقی رو برای مامانم تعریف نکنم! و از طرفی همین تعریف نکردن و صحبت نکردن باعث شده بود تو این ۴سال مشاوره رفتن من در جلسه مشاوره تماماً حرفها و اتفاقات روزم رو تعریف میکردم، مثل صحبت از روزمرگی با دوستت، با خواهرت، با مامانت و هر کسی که تو این دایره قرار بگیره! خیلی رنجآور و دردناکه... و این رنج وقتی بیشتر میشه که من همیشه از اینکه همکارام میگن اره رفتیم خونه همهی اتفاقات سرکار رو برای مامانمون تعریف کردیم، تعجب میکنم! با خودم میگم واا مگه میشه؟
امروزم باشگاه تمرین پا داشتیم، تمام ساق هر دو پام پر خراش و زخمه! نمیدونم چکار میکردم؟ یکی ک عملاً باید چسب زخم بزنم انقدر ک میسوزه...
امروزم باشگاه تمرین پا داشتیم، تمام ساق هر دو پام پر خراش و زخمه! نمیدونم چکار میکردم؟ یکی ک عملاً باید چسب زخم بزنم انقدر ک میسوزه...
یه چیزی ک چند وقته گرفتارش شدم اینکه ک چشام خود ب خود کلمهها و جملات رو یه چیز دیگه میبینن و میخونن! نه تو فارسی حتی تو دلینگو هم همینم بعضی اوقات!فعل یه چی دیگه ضمیر ها جمع و مفرد میشن حتی... نمیدونم باید تمرکز کنم به اون اوقاتش یا به خبری ک جمله داره تا بتونم مشکل رو حل کنم! شایدم از علائم بالا رفتنه سنه☹️🤷🏻♀
مامانم بعد یکماه از پیشم رفته و اصلاً حال و حوصله خودمم ندارم فعلاً...
صبح بخیر
هدف فقط شاد بودن نیست...