- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 37
- Всего постов
- 37
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 164
- 1/48двое суток
- 187
- 1/72трое суток
- 202
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
وای این خروسه رو خفه کنینننن
تا میام بخوابم صدا میده
وای
بچه ها یکی خروس داره بخدا
ساعت 5 صبه، فردا امتحان دارم، هیچی نخوندم، نشستم دارم یوتوب میبینم مرسی
без подписи
00:00+⁶
قبولش کردم که مال من نیستی اما نمیتونم تمومت کنم
اگه بهت گفتم با یکی دیگه میخوابم ، بدون همش دروغه من با فکر تو بیدارم .
پایان از همان اول معلوم بود، اما من با اینکه میدانستم آخرش به کجا میرسد، باز هم ایستادم… باز هم ادامه دادم… دیوانهوار، بیوقفه، تا آخرین صفحهی این قصهای که شاید فقط من باورش کرده بودم. به امید یک معجزه که هیچوقت نیامد، عاشقت ماندم؛ نه یک روز، نه دو…
اگه چنل یا دیلی داری ( مهم نیست چقدر ممبر داره ) این پیام رو فور کنید تا چکش کنم و ازمحتوا چنلتون خوشم اومد جوین بدم ، یه پست ازش فور کنم اینجا ویو بگیرید . حتما یه پست مشخص کنید تا همون فور کنم . این چنلا 1 . 2 جوین باشید بزارمتون. لیمیت نداره همه میتونن شرکت کنن .
از ادمایی که وقتی ناراحتم ابراز دلسوزی میکنن بیشتر از کسایی که پشت سرم گوه دروغ میخورن بدم میاد
گاسیپ با مهرسا توی ی لول دیگهس واقعا
من و با کیانا تنها بزارین دارم حال میکنم با حرفاش
فکر میکنم عجیبترین چیزی که بعد از تو توی من موند، عادت به تو بود. اینکه هر آدمی که وارد زندگیم میشه، یه جایی از رفتارش منو پرت میکنه سمت تو. یکی یه جمله میگه و یادم میفته تو چطور همون حرف رو میزدی، یکی یه کاری میکنه و ناخودآگاه با خودم مقایسهش میکنم با تو. حتی وقتی نمیخوام بهت فکر کنم، یه جوری وسط چیزهای کوچیک پیدات میکنم. انگار ذهنم هنوز برای شناختن آدمها، تو رو تبدیل کرده به معیار خودش؛ گاهی دلم برای خودت تنگ میشه، گاهی برای روزهایی که باهم حرف میزدیم و گاهی حتی برای چیزهایی که الان میدونم نباید دلم براشون تنگ بشه. و شاید همین قسمت بیشتر از همه گیجم میکنه. اینکه من همهچیز رو دربارهت میدونستم. میدونستم چه اخلاقهایی داری، میدونستم کجاها میتونی آدم رو خسته کنی، میدونستم بعضی رفتارات چقدر میتونه اذیتم کنه، ولی بازم دوستت داشتم. فکر نمیکردم بینقصی، دقیقاً برعکس؛ من تمام اون نقصها رو میدیدم و با این حال تورو انتخاب کردم. بعد از تو فهمیدم دوست داشتن همیشه از ندیدنِ بدیهای یه آدم نمیاد. بعضی وقتا آدم همهچیز رو میبینه، همهی چیزهایی که باید باعث بشه فاصله بگیره رو میفهمه، ولی احساسش به این راحتیها با منطق هماهنگ نمیشه. من هنوز نمیدونم دقیقاً دلتنگ توام یا دلتنگ اون آدمی که کنار تو بودم. شاید هر دو. شاید برای همینه که هر بار یکی شبیه یه تیکه از تو میشه، یه چیزی توی من،منو یاد تو میندازه؛ شاید به خاطر اینکه میخوام گذشته رو تکرار کنم، نمیدونم،شاید بعضی آدمها بعد از رفتنشون، یه قسمتی از نگاه آدم به بقیه رو هم با خودشون عوض میکنن. ممکنه سختترین قسمت همین باشه؛ اینکه آدم میتونه از یه نفر فاصله بگیره، ولی هنوز مدتها طول بکشه تا ذهنش بفهمه دیگه تموم شده، اما من مطمئنم فقط منم که هنوز نتونستم فراموش کنم.
زمان درستش که نه ولی باعث میشه عادت کنی.
без подписи
یکاری کردی اصلا یادم بره بودنو.
без подписи
00:00