𝐁𝐞 𝐑𝐢𝐠𝐡𝐭 𝐍𝐨𝐰
Статистика𝐍𝐨𝐭𝐡𝐢𝐧𝐠 𝐞𝐥𝐬𝐞 𝐦𝐚𝐭𝐭𝐞𝐫𝐬 🍷 𝐉𝐮𝐬𝐭 𝐬𝐭𝐚𝐲 𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐁𝐞 𝐑𝐢𝐠𝐡𝐭 𝐍𝐨𝐰⛱ 𝐋𝐢𝐬𝐭𝐞𝐧🎵: https://open.spotify.com/user/x4do66cjg4rh1lxwpc2l0zbt5?si=d5fbb460a375431f
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 9
- 1/48двое суток
- 10
- 1/72трое суток
- 11
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تلگرام در کیفیت زندگی ما ایرانیها خیلی اثر داشت. جدا از اینکه سطح ارتباطات و دسترسی ما به اطلاعات رو فوقالعاده بالا برد، به ما رسانهای شخصی برای بیان نظراتمون بخشید. انحصار رسانههای دولتی و رسانههای کلاسیک وابسته رو شکست. هر کس دیگه این امکان رو داره که رسانه شخصی خودش رو داشته باشه. پیشتر هم چنین امکانی به وجود اومده بود، اما تلگرام این امکان رو به حدی ارتقا داد که دیگه میشد بر رسانههای رسمی غلبه کرد. تلگرام دژی برای ما ساخت و به بیصدایان رسانه داد. جدا از خدمات گستردهتر دیگهای که رایگان به ما بخشید. بله، تولدت مبارک تلگرام.
без подписи
Turn me on to phantoms I follow to the edge of the Earth And fall off
Your eyes They turn me
I'd be crazy not to follow Follow where you lead
عاشقتم عرق
کیرم تو عرق
تاینی تاینی
شاهکاری که باهاش مواجه میشم وقتی ساعت خوابم گذشته
The Shining: 6.5 #MyMovieRate
без подписи
خب ما هم بزاریم از اینا 🕷
این ری اکشنا از یه طرف نا امیدم میکنه که چه پسرای اسکل زیبایی نشناسی پیدا میشن. از یه طرف امیدوارم میکنه که چه پسرای اسکل زیبایی نشناسی پیدا میشن.
без подписи
نظامهای توتالیتر یه چیزی رو خیلی زود میفهمن: بدترین سلبریتی برای اونا، سلبریتیِ ساکته، چون سکوت یهجایی لو میره، یهجایی زیر سؤال میره، یهجایی مردم میپرسن: «چرا هیچی نگفت؟» پس راهحل سکوت نیست، راهحل حرفزدنیه که هیچی نگه. اینجاست که اون موجود عجیب ساخته میشه: سلبریتیای که همیشه داره حرف میزنه، ولی هیچوقت چیزی نمیگه. نه کاملاً خفهست، نه کاملاً معترض؛ یه چیزی وسط، یه لبخند مبهم، یه جملهٔ کلی دربارهٔ «امید» و «صبر» و «با هم بودن»، بدون اینکه اسم مقصر رو بیاره. این آدم بلده دقیقاً روی همون خط باریک راه بره که نه بهش برچسب «دستنشونده» بخوره، نه برچسب «خطرناک». یه پست میذاره برای یه فاجعه، پر از قلب و شمع و «دلم براشون میسوزه»، ولی هیچوقت نمیگه این فاجعه رو کی رقم زد. یه جمله میگه دربارهٔ «امید به فردا»، بدون اینکه بگه فردا قراره کی عوض بشه. میگه «باید کنار هم بمونیم»، انگار مشکل این بوده که مردم کنار هم نبودن، نه اینکه یکی داشته دستش رو تو جیب همه میکرده. مردم دنبال یه صدا میگردن که بلندگوشون باشه. سلبریتی مبهم دقیقاً همون بلندگو رو بهشون قرض میده، ولی بیسیمش رو از قبل قطع کرده. تو داد میزنی «آزادی نیست»، اون میگه «آره، سخته». تو میگی «باید یکی جواب پس بده»، اون میگه «همه باید به هم کمک کنیم». خشم تو یه جایی وارد میشه، ولی از یه جای دیگه، بیآزار، بیآدرس، بیمقصر، بیرون میاد. و این جانور بلده وقتش رو هم درست انتخاب کنه. درست همون لحظهای که یه اتفاق مهم داره میافته، درست همون لحظهای که سکوتش دیگه قابل توجیه نیست، سر میرسه؛ با یه پست، با یه اشک روی صحنه، با یه صدای لرزون تو یه کنسرت، و میگه: «من با شماهام.» همین جملهٔ کوچیک کافیه که پرسشی که داشت شکل میگرفت، پرسشِ «چرا؟» و «مقصر کیه؟» و «باید چیکار کرد؟»، بپیچه سمت یه حس دیگه؛ سمت اینکه حداقل یکی از اونایی که بالان، مثل ما فکر میکنه. سؤالی که باید میرفت سمت قدرت، تبدیل میشه به دلبستگی به یه چهره. این دقیقاً همون لحظهایه که نیروی بیدار شدن دزدیده میشه، بیسروصدا. هر کلمهای که برای مبارزه ساخته شده، یه بار داره. کلماتی مثل «امید»، «صبر»، «با هم بودن»، «روزهای بهتر»؛ اینها زمانی وزن داشتن، زمانی یه آدم واقعی، یه مبارز واقعی، تو تاریکترین لحظهها این کلمات رو میگفت و پشتش خون بود، زندان بود، هزینه بود. اما وقتی همین کلمات، هر روز، از دهن یه سلبریتی که هیچ هزینهای نداده بیرون میاد، بار اون کلمات کمکم آب میره. «امید» دیگه یعنی هیچی؛ فقط یه کپشن قشنگ زیر یه عکس غروب آفتابه. «با هم بودن» دیگه یعنی هیچی؛ فقط هشتگ زیر یه پست. و مردم، نسل به نسل، عاشق همین سوپاپ میمونن، بیخبر از اینکه هر بار که بهش دل بستن، هر بار که با اشکش گریه کردن، هر بار که با جملهٔ مبهمش آروم شدن، یه فرصت دیگه از دستشون رفته؛ یه لحظهٔ دیگه که میتونست به یه پرسش جدی تبدیل بشه، و نشد، چون یکی، با یه لبخند غمگین و یه جملهٔ زیبا، دوباره اومد و بهشون گفت: «صبر کنید، همهچیز درست میشه».
I have two sides
با تو به حرق هم سنگ صبورم بی تو شکسته تاج غرورم با تو یه چشمه، چشمهی روشن بی تو یه جادهم که سوت و کورم
رفتی و بی تو دلم پر درده پاییز قلبم ساکت و سرده دل که میگفتم محرمه با من کاشکی میدیدی بی تو چه کرده
без подписи
без подписи