tgindex
•ضِمآد•

•ضِمآد•

Статистика
@ZemadRavanперсидский

‌‌     ོ        ོ                       ོ   ارتباط با مدیر داخلی: @ZemadRavan0 -ضِمآد: مَرهم، بِریزه، پُماد

Последний пост
30 янв.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 955
−4 за 3 дн.
Сутки
−2
−0,10%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
836
20 постов
Вовлечённость
42,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 30 янв.58566из Nemati_Godar

    زنده نگه داشتن امید چیزی بیش از امیدوار بودن است نوعی احترام عمیق به جان‌هایی‌ست که در راه یک امید بزرگ، از دست رفته‌اند... از پیج مسعود سجادی @nemati_godar

  • 27 янв.66796из abrakaneh

    اگر به من باشد می‌گویم هرکاری که به زنده ماندن روح و جسم‌تان کمک می‌کند انجام بدهید. یکی کتاب می‌خواند یکی فیلم می‌بیند یکی کار می‌کند نمی‌دانم! منظورم همین کارهاست دیگر! دکتر مقدسی در کانالش نوشته از مصرف دارو خجالت نکشید و تحت نظر پزشک دارو مصرف کنید، یک نفر ریپلای کرده من مصرف تریاک را شروع کردم... بقیه هم لایک کرده‌اند! کاری ندارم که شوخی‌ست یا جدی، بهرحال من فکر می‌کنم مسکن‌های دیگری می‌توان پیدا کرد، مثل همین خواندن، نوشتن یا حتی خوابیدن! وقتی بابت این کارها به آدم‌های اطرافتان حس شرم می‌دهید دیگر بعید نیست که بروند سراغ دارو و مواد یا به خودکشی به‌ چشم یک امکان نگاه کند! مثلا برمی‌گردید می‌گویید ملت مرده‌اند تو نشسته‌ای داری کتاب می‌خوانی... این همه کشت و کشتار شده چه‌طور نشسته‌ای داری کار می‌کنی... چرا با دوستت قرار گذاشتی... و هزار و یک چیز دیگر! ممکن است چیزی نگویید اما با رفتارتان به او نشان بدهید که باید از کارش خجالت بکشد، می‌دانید که چه می‌گویم؟ انگار نه انگار که این‌ها روش‌هایی است برای جان سالم به در بردن، روش‌هایی است برای تاب‌آوری! نمی‌شود که راه برویم و بابت زنده ماندن و زندگی کردن به آدم‌ها احساس شرم بدهیم! آدم‌ها خودشان به اندازه‌ی کافی حس شرم دارند، لازم نیست این را بکوبید توی صورت‌شان! کمی عقب بایستید عقب عقب‌تر بله! حالا خوب شد! بگذارید آدم‌ها نفس بکشن، بالش می‌گذارید روی صورت آدم‌ها و فشار می‌دهید که چه؟ صدیقه‌نوشته‌ها https://t.me/abrakaneh

  • 26 янв.60788из ham_agah

    در جریان جنبش‌های اجتماعی، روان ما به‌شدت تحت تأثیر خشونت، ناامیدی، امید و احساسات متناقض قرار می‌گیرد. یکی از ابزارهای اصلی حکومت‌های سرکوبگر، حمله به همین روان است؛ تلاش برای گرفتن امید، فرسوده کردن ما و از هم پاشیدن درونی‌مان. آن‌ها به بدن‌ها شلیک می‌کنند، بازداشت و زندان را به کار می‌گیرند و ما را خسته، بیمار، افسرده و خاموش می‌خواهند. در چنین شرایطی، مراقبت از خود یک کار فردی یا لوکس نیست؛ یک کنش انقلابی و یک اَکت سیاسی است. مراقبت از روان و بدن، ایستادن در برابر پروژه‌ی فرسایش و نابودی است. مقاومت زندگی‌ست ✌🏼🌱

  • @ZemadRavan #سراج

  • بعد از مدتی برگشتیم با یه پیشنهاد احتمالاً جذاب😎 خیال داریم از این به بعد علاوه بر فیلم که قبلنم برنامه‌شو داشتیم، سریال هم ببینیم و درموردش گپ بزنیم. البته مینی‌سریال که بشه در چند جلسه جمعش کرد و از حوصله‌ی افراد هم خارج نباشه😉 این یه مینی‌سریال هشت قسمتی خیلی خوش‌ساخته، بر اساس داستانی واقعی، که هم امتیاز بالایی داره و هم در خلال ماجراهاش میشه کلی صحبت کرد. ✅قرار نیست فقط یه نفر حرف بزنه😉قراره همه باهم تماشا کنیم و صحبت کنیم. برای سریال‌های بعدی و برنامه‌های فیلم هم می‌تونین عضو باشگاه فیلم آینه‌ی روان بشین و در ایده و برگزاری برنامه‌های بعدی هم مشارکت کنین💚 . #آینه_دیدار_دوست #موسسه_فرهنگی_هنری #آینه_روان #ریحانه_جباری #ریحانه_جباری_روانشناس #دکتر_ریحانه_جباری

  • عاشق شدم، اگرچه شنیدم از او که گفت ای وای بر کسی که گرفتارِ من شود... @ZemadRavan | یقینی لاهیجی |

  • #مرضیه #دستگاه_چهارگاه @ZemadRavan

  • بی غبار غم نخیزد آه سرد از سینه‌ها در سفال خشک ریحان می‌شود بی خاک سبز... @ZemadRavan | صائب |

  • از وصال رخ او کامروا شد صائب انتقام خود از ایام کشید آخر کار @ZemadRavan | صائب |

  • از بس که خورده‌ام به خمِ زلفِ یار پیچ طومارِ ناله‌ام همه‌جا رفته مارپیچ.‌‌.‌. @ZemadRavan | بیدل |

  • مرضیه، بیات اصفهان @ZemadRavan

  • یادِ لب و دندانش بر خاطرِ من بگذشت چشمم گهرافشان شد، طبعم شکرستانی جان خواستم افشاندن پیشِ رخِ او دل گفت: خاری چه محل دارد در پیشِ گلستانی؟ @ZemadRavan | عراقی |

  • بکنند رخ به ناخن بگزند لب به دندان همه ساحران بابل ز دو چشم شوخ و شنگش @ZemadRavan | خاقانی |

  • صبحی که بوسه‌ام ندهی، بی‌طلوع باد روزی که عاشقت نشوم، بی‌شروع باد... @ZemadRavan | فرامرز عرب‌عامری |

  • @ZemadRavan #طاهر_قریشی هان چه حاصل از آشنایی‌ها گر پس از آن بود جدایی‌ها...

  • قیامتی‌ست در آن دم که بهرِ زنده‌شدن ز خاکِ کوی تو خاک مرا جدا سازند... @ZemadRavan | وحید قزوینی |

  • بر سبیلِ امتحان رفتم دو روزی از درش خویشتن را آزمودم، من کجا هجران کجا؟ @ZemadRavan | علی‌نقی کمره‌ای |

  • گرچه هر گوشه‌ای از کنجِ دهانش گیراست بوسه را چشم به جایی است که من می‌دانم... @ZemadRavan | صائب |

  • #شجریان #ساز_و_آواز_دشتی @ZemadRavan

  • زین پیش‌تر حلاوتِ شهد این‌قدر نبود زنبور دانم آن لبِ شیرین مزیده است... @ZemadRavan | غنی کشمیری |

•ضِمآد• — tgindex