tgindex
آسمان
@AsemanRoomперсидский

وَفِي ٱلسَّمَآءِ رِزۡقُكُمۡ وَمَا تُوعَدُونَ

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
73
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
412
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
126
40 постов
Вовлечённость
30,6%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 73
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
25
1/48двое суток
28
1/72трое суток
30

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • صلّی الله علیک یا اباعبدالله گفتی که غمت مدام باشد؛ باشد جز وصل توام حرام باشد؛ باشد خواهم به تو رخ به رخ سلامی بدهم گر مرگ در آن سلام باشد؛ باشد #محمد_سهرابی | آسمان

  • 6 авг.982из mim_alef133

    پدر دست علی را هر کجا رفتم به دستم داد بجز این دست در عمرم نگه‌داری نمیبینم #عمران_بهروج @mim_alef133

  • هنوز هم به کسی جز تو احتیاج ندارم هزار شکر دلِ دمدمی مزاج ندارم من آن روایت محجوب از زنانگی‌ام که میانِ مردم این روزها رواج ندارم هزار عاشقِ دیوانه در من است؛ دریغا که من برای غزل گفتن ابتهاج ندارم مرا ببخش دلِ سر به زیر، مثل همیشه به غیر گریه برایِ غمت علاج ندارم چراغ‌ها همه خاموش مانده‌اند که بی‌ تو به هیچ چیز در این خانه احتیاج ندارم #فاطمه_زاهد‌مقدم | آسمان #شعر_بلند #غزل

  • 6 авг.93из bemanba_man

    «بعد از تو جهان، همان جهان است آرام؛ تکیده؛ بی‌صدا؛ سرد جای تو و دست‌های گرمت آغوش گشوده یک جهان درد...» #به_من_بگو_سپیده

  • تقوی ملول کرد تو را، یک هوس بخند بر خلعت مبارکت ای مندرس بخند تعظیم غم عزیز کند شادی تو را اول به گریه عرض ادب کن سپس بخند من هم شبی به ناله دهان باز می کنم امروز روز توست بخند ای قفس بخند #محمد_سهرابی | آسمان

  • لبریزم از تجاهل و پر از تغافلم سالی دو روز بلبلم و مابقی گلم لب تر نمی کنم به عیان، در خفا چرا یزدم ز روی کار و پس کار آملم #محمد_سهرابی | آسمان

  • کتاب عمر ورق خورد و ختم شد به اجل ولی هنوز سرک می‌کشم به باب وصال #محمد_سهرابی | آسمان

  • روی بنما به ما مکن مستور ای به هفت آسمان چو مه مشهور ما یکی جمع عاشقان ز هوس آمدیم از سفر ز راهی دور ای که در عین جان خود داری صد هزاران بهشت و حور و قصور سر فروکن ز بام و خوش بنگر جانب جمع عاشقی رنجور ساقی صوفیان شرابی ده کان نه از خم بود نه از انگور ز آن شرابی که بوی جوشش او مردگان را برون کشد از گور #جلال‌الدین_بلخی | آسمان #شعر_بلند #غزل

  • در غَمت، گر جان به دُشواری دهم، مَعذور دار زانکه دل تَنگ است و آسان بر نمی‌آيد نَفس... #هلالی_جغتایی | آسمان

  • تشابه ره به سنخیت بَرَد آخر، مشو نومید! به مویش راه خواهی برد ای روی سیاه آنجا همین شبها امید روشنایی دارم از چشمش به مژگان سیاهش بسته‌ام بخت سیاه آنجا #محمد_سهرابی | آسمان

  • تو كیستی، كه من این‌گونه بی تو بی‌تابم؟ شب از هجوم خیالت نمی‌برد خوابم تو چیستی، كه من از موج هر تبسم تو بسان قایقِ سرگشته، روی گردابم؟! تو در كدام سحر، بر كدام اسب سپید؟ تو را كدام خدا؟ تو از كدام جهان؟ تو در كدام كرانه، تو از كدام صدف؟ تو در كدام چمن، همره كدام نسیم؟ تو از كدام سبو؟ من از كجا سر راه تو آمدم ناگاه؟ چه كرد با دل من آن نگاه شیرین، آه... مدام پیشِ نگاهی، مدام پیشِ نگاه... كدام نشئه دویده است از تو در تن من؟ كه ذره‌های وجودم تو را كه می‌بینند به رقص می‌آیند سرود می‌خوانند چه آرزوی محالی است زیستن با تو مرا همین بگذارند یك سخن با تو به من بگو كه مرا از دهان شیر بگیر! به من بگو كه برو در دهان شیر بمیر! بگو برو جگر كوه قاف را بشكاف! ستاره‌ها را از آسمان بیار به زیر! تو را به هر چه تو گویی؛ به دوستی سوگند هر آن‌چه خواهی از من بخواه، صبر مخواه كه صبر، راه درازی به مرگ پیوسته‌ست تو آرزوی بلندی و، دست من كوتاه تو دوردست امیدی و پای من خسته‌ست همه وجود تو مهر است و جان من محروم چراغ چشم تو سبزست و راه من بسته‌ست #فریدون_مشیری | آسمان #شعر_بلند

  • غم نیست در دل، از غمِ تو بی‌حساب‌تر از رنج لحظه‌هایِ تو پُراضطراب‌تر من بارها به سمت شما آمدم، ولی هربار از گذشته‌ی خود، بی‌نقاب‌تر دستم به دامنت نرسیده است در خیال اما شدم به شوقِ شما، از سراب، تر بنواز خستگان خودت را به یک نگاه در عشق نیست، هرگز از این لحظه، ناب‌تر عالم به عطر نام شما مست می‌شود گاهی لبی به مهر بکن از جواب، تر... #سپیده_صدرایی | آسمان #شعر_بلند #غزل

  • حُسن‌طبعم در غرورافکنده وَرنه بهر چیست با حریفان این تکبّرهای معشوقانه‌ام #طالب_آملی | آسمان

  • رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا را تا کی کنیم بی تو صبری که نیست ما را #سیف_فرغانی | آسمان

  • من و تنهایی و دلتنگی و چشمی که تر می‌شد به رویت چشم می‌بستم؛ نگاهم باز تر می‌شد شنیدی حال من را، خم به ابرویت نیاوردی همان لحظه جهان از گریه‌هایم داشت کر می‌شد حواسم پرت بود و استکان‌ها را دوتا چیدم تمام لحظههای بی تو، با یاد تو سر می‌شد همه عمرم به خواهش رفت؛ آیا حاصلی هم داشت؟ اگر از سرو خواهش کرده بودم بارور می‌شد ولی این بار وقتی دل شکستی دل برید از تو همان دیوانه که با حرف‌هایت زود خر می‌شد همان دیدار اول؛ کاش می‌گفتی که بی رحمی همان دیدار اول؛ کاش جای خیر، شر می‌شد #امیرحسین_پاسبان | آسمان #شعر_بلند #غزل

  • همیشه گریه های زیر باران ماجرا دارد که یک سر در پشیمانی، سری هم در وفا دارد میان خاطراتت آنچنان بر سینه می کوبم که ثابت می کند یک دست هم، گاهی صدا دارد نبودت روزهایم را به قدری بی هویت کرد که در تقویم من تنها غروب جمعه جا دارد تصور می کنم عاشق شدن یک درد موروثیست ازآنجا که پدر عمریست در دستش عصا دارد یقین دارم کسی ظرف دعا را جابه جا کرده تو را من آرزو کردم کسی دیگر تو را دارد #علی_صفری | آسمان #شعر_بلند #غزل

  • ‏امشب که در هوای تو پَر می‌زند دلم ای مهربانِ من، تو کجایی و من کجا؟ #حسین_منزوی | آسمان

  • ‏امشب که در هوای تو پَر می‌زند دلم ای مهربانِ من، تو کجایی و من کجا؟ #حسین_منزوی | آسمان

آسمان — tgindex