tgindex
خــرآبــاتــ

خــرآبــاتــ

Статистика
@margismперсидский

در سرم دردی سر زا می رود با جیغ تند... #محسن_حمزه

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
8
Всего постов
76
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
996
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
206
40 постов
Вовлечённость
20,7%
к подписчикам
Постов в день
1,1
всего 76
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
38
1/48двое суток
43
1/72трое суток
46

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • گوه سگ به بستن و ترتیبات تنگه هرمزتون... به مدیریت قاچاق سوخت تو استانای جنوبیتون به شارژ محدود کارت سوختتون به خودکفایی بنزینتون به قدرت و قلدریتون به وزارت خونه هاتون به تلاش دسگاه هاتون به بخشنامه ها و دستورالعملاتون به کنترل تورمتون به جمله ی تکراری "خط قرمز ما معیشت مردمه" تون به شعارهاتون به نمایشاتون به تنبیه متجاوزتون به مبارزه با فسادتون به برنامه هاتون به پیش بینی هاتون به گام های بلندتون به خط تولیدتون به .... به .... خلاصه گوه سگ به همه چیزتون بی همه چیزا ....

  • #دلداده #ایرج_بسطامی ای دوستان ای دوستان من بر یکی دل داده ام.... ❤️

  • گفتی: «بوَد چه مقدار، اندازهٔ شبِ غم؟» «از ابتدای عالم، تا انتهای عالم» #رضایی_کاشی 🥀

  • «آقا یک زمانی این مملکت پر از آدم حسابی بود. حالا دیگر کسی نمانده است. تعدادی را کشتیم. تعدادی را کرونا کشت. تعدادی هم خفقان گرفتند. سرمایه‌گذاری نکردیم که برداشت کنیم. هر چه سرمایه‌گذاری کنی برداشت می‌کنی. الان مداح‌های خوبی داریم.» #محمدعلی_موحد

  • #آورده_اند_که فردی زاهد و پارسا را که از ابتدای زندگی خود گوشه یِ عزلت اختیار کرده و دیدن دنیا را به گوشه ای نهاده گفتند درخت انجیر بزرگتر است یا خربزه؟ او در پاسخ گفت طبیعتا چون خربزه از انجیر بزرگتر است ، پس درخت خربزه بزرگتر است ! پس او را گفتند در اشتباهی که درخت انجیر از درخت خربزه بزرگتر است زاهد لحظه ای اندیشید و گفت دنیایی که کوچکش بزرگ و بزرگش کوچک است را همان بهتر که نبینی ....

  • видео или голосовое, без подписи

  • جدا ز ما دلِ ما را به زیرِ خاک کنید... به این ستم‌زده در یک مزار نتوان خفت #نسبتی_تهانیسری

  • تا سر زلف پریشان تو محبوبِ من‌ست روزگارم به سر زلف پریشان ماند... #سعدی ❤️

  • شبیه دانه ی گندم شکسته دل شده ام خدا کند که این غم مرا آسیاب کند #شهریار_بصیری

  • بوعلی سینا هم که باشی اگه جهت وزش باد رو ندونی علف خشکم گیرت نمیاد میفهمی چی میگم که ! #سالاریها #بزرگ_علوی

  • 4 авг.262201

    بابام... رفیقم همدلم هم صحبتم راز دارم هم پیکم همه چیم رفت ....

  • #یکی_هست #پاشایی

  • به هنگامِ وداعش می‌کنم نو عهدِ دیرین را چو بیماری که وقتِ مرگ ایمان تازه می‌سازد.. #نقی_کمره‌ای

  • «یادت جهان را پر غم می‌کند ‏و فراموشی کیمیاست» #سهراب_سپهری

  • کاش میشد .... *sigh*

  • شما اگه همین الان به قیمت بنزین با کارت جایگا که شده 10/000 تومان و سهمیه ای که نصف شده ، معترض باشی، میشی پیاده سرباز دشمن، تروریست، دشمن صهیونی_امریکایی، معاند نظام ... و حکمت چیه ؟ با رأفت نظام بازداشت، توقیف اموال،انسداد حساب و ....

  • بعد از سلام، عرض شود خدمت شما ما نیز آدمیم بلانسبت شما بانوی من! زیاد مزاحم نمی‌شوم یک عمر داده است دلم زحمت شما باور کنید باز همین چند لحظه پیش با عشق، باز بود سر صحبت شما اما! هنوز هم به دلم -این دل غریب- سر می‌زند زنی به قد و قامت شما انگار سال‌هاست که کوچیده‌ای و ما بر دوش می‌کشیم غم غربت شما ما درد خویش را به خدا هم نگفته‌ایم تا نشکنیم پیش کسی حرمت شما من بیش از این مزاحم وقتت نمی‌شوم بانو! خدا زیاد کند عزّت شما #جلیل_صفربیگی

  • تو این مملکت چیز "باشکوه" میخوای، فقط مراسم تشیع ... #میمـ

  • #آورده_اند_که در زمان‌های‌ دور، مرد خسیسی زندگی می‌کرد. او تعدادی شیشه برای پنجره‌های خانه‌اش سفارش داده بود. شیشه‌بر، شیشه‌ها را درون صندوقی گذاشت و به مرد گفت: باربری را صداکن تا این صندوق را به خانه‌ات ببرد من هم عصر برای نصب شیشه‌ها می‌آیم. از آنجا که مرد خسیس بود، چند باربر را صدا کرد... ولی سر قیمت با آنها به توافق نرسید.! چشمش به مرد جوانی افتاد، به او گفت: اگر این صندوق را برایم به خانه ببری، سه نصیحت به تو خواهم کرد که در زندگی بدردت خواهد خورد. باربر جوان که تازه به شهر آمده بود، سخنان مرد خسیس را قبول کرد. باربر صندوق را بر روی دوشش گذاشت و به طرف منزل مرد راه افتاد. کمی که راه رفتند، باربر گفت: بهتر است در راه یکی‌یکی سخنانت را بگوئی.! مرد خسیس کمی فکر کرد. نزدیک ظهر بود و او خیلی گرسنه بود. به باربر گفت: اول آنکه سیری بهتر از گرسنگی است و اگر کسی به تو گفت گرسنگی بهتر از سیری است، بشنو و باور مکن!! باربر از شنیدن این سخن ناراحت شد زیرا هر بچه‌ای این مطلب را می‌دانست، ولی فکر کرد شاید بقیه نصیحتها بهتر از این باشد.! همینطور به راه ادامه دادند تا اینکه بیشتر از نصف راه را سپری کردند... باربر پرسید: خوب نصیحت دومت چیست؟! مرد که چیزی به ذهنش نمی رسید پیش خود فکر کرد کاش چهارپایی داشتم و بدون دردسر بارم را بمنزل می‌بردم. یکباره چیزی به ذهنش رسید و گفت: بله پسرم نصیحت دوم این است، اگر گفتند پیاده رفتن از سواره رفتن بهتر است، بشنو و باور مکن.!! باربر خیلی ناراحت شد و فکر کرد، نکند این مرد مرا سر کار گذاشته ولی باز هم چیزی نگفت. دیگر نزدیک منزل رسیده بودند که باربر گفت: نصیحت سومت را بگو، امیدوارم این یکی بهتر از بقیه باشد... مرد خسیس از اینکه بارهایش را مجانی به خانه رسانده بود خوشحال بود و به مرد گفت: اگر کسی گفت باربری بهتر از تو وجود دارد، بشنو و باورمکن!! مرد باربر خیلی عصبانی شد و فکر کرد باید این مرد را ادب کند بنابراین هنگامی که می‌خواست صندوق را روی زمین بگذارد آنرا ول کرد و صندوق با شدت به زمین خورد... بعد رو کرد به مرد خسیس و گفت: اگر کسی گفت که شیشه‌های این صندوق سالم است بشنو و باور مکن.!!

  • ای سر و قدت بدلربائی مخصوص پنداشتمت به آشنائی مخصوص دل بردی و ترک آشنائی کردی هستی بخدا به بی‌وفائی مخصوص... #صغیر_اصفهانی

خــرآبــاتــ — tgindex