tgindex
"اتاقی از آنِ خود"

"اتاقی از آنِ خود"

Статистика
@a_roomofonesownКнигиперсидский

«کتاب باید تبری باشد؛ برای شکستنِ دریایِ یخ‌زدهٔ درونِ ما.» — Franz Kafka 💌: t.me/BluChtBot?start=60afaa02bddfaa8a8542

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
7
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
55
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
62
20 постов
Вовлечённость
112,7%
к подписчикам
Постов в день
1,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
20
1/48двое суток
22
1/72трое суток
24

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • همون‌طور که احتمالا تا الان شنیدید یکی از رویدادهای مهم نجومی دیشب بارش شهابی Perseids بود. اگر دوست داشتید هم اطلاعات بیشتری در این باره کسب کنید و هم از لحظات شهاب بارون لذت ببرید، چنل یوتیوب ناسا یک ویدیوی مفصل فوق‌العاده آپلود کرده که می‌تونید از طریق این لینک ببینید اما اگر وقتش رو ندارید بیاید با هم یکم درموردش صحبت کنیم.🌟 هر سال در میانه‌ی ماه August، زمین از میان ردّ غبار به‌جا‌مانده از دنباله‌دار Swift-Tuttle عبور می‌کند. ذرات ریز این غبار با سرعتی سرسام‌آور وارد جو زمین می‌شوند و هنگام سوختن، رگه‌های نورانی زیبایی را در آسمان پدید می‌آورند؛ پدیده‌ای که آن را «بارش شهابی Perseids» می‌نامیم. حالا چرا Perseids؟ در نجوم بارش‌های شهابی را معمولا بر اساس صورت فلکی‌ای نام‌گذاری می‌کنند که شهاب‌ها ظاهراً از آن نقطه آسمان بیرون می‌آیند. به آن نقطه، کانون بارش می‌گویند. درمورد Perseids، اگر مسیر شهاب‌ها را برعکس دنبال کنیم، انگار همه‌شان از صورت فلکی Perseus سرچشمه می‌گیرند. به همین دلیل اخترشناسان این بارش را Perseids یعنی وابسته به پرسئوس نام‌گذاری کرده‌اند. پرسئوس در اساطیر یونان یکی از مشهورترین قهرمانان است؛ همان کسی که مدوسا را شکست داد و آندرومدا را نجات داد. برای یونانیان باستان، ستارگان تنها اجرام آسمانی نبودند؛ هر صورت فلکی داستانی را روایت می‌کرد و آسمان شب همچون کتابی از افسانه‌ها بود. به این ترتیب، هر سال هنگامی که شهاب‌های Perseids در آسمان ظاهر می‌شوند، علم و اسطوره برای لحظه‌ای در کنار هم قرار می‌گیرند: از یک سو می‌دانیم که این نورها حاصل سوختن ذرات یک دنباله‌دارند، و از سوی دیگر نام آن‌ها یادآور قهرمانی است که هزاران سال پیش در خیال انسان‌ها به آسمان راه یافته است.

  • без подписи

  • без подписи

  • 13 авг.237из princepsaeternus

    خورشیدگرفتگی 2026.

  • بارونِ چله‌ی تابستون☁️🌟

  • без подписи

  • 10 авг.518из peopleintheattic

    قرار کتابی.

  • نگاه کن که غم درون ديده‌ام چگونه قطره قطره آب می‌شود چگونه سایه‌ی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می‌شود نگاه کن تمام هستی‌ام خراب می‌شود شراره‌ای مرا به کام می‌کشد مرا به اوج می‌برد مرا به دام می‌کشد نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب می‌شود تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین عطرها و نورها نشانده‌ای مرا کنون به زورقی ز عاج‌ها، ز ابرها، بلورها مرا ببر امید دلنواز من ببر به شهر شعرها و شورها به راه پرستاره می‌کشانی‌ام فراتر از ستاره می‌نشانی‌ام نگاه کن من از ستاره سوختم لبالب از ستارگان تب شدم چو ماهیان سرخ‌ رنگ ساده‌ دل ستاره‌چین برکه‌های شب شدم چه دور بود پیش از این زمین ما به این کبود غرفه‌های آسمان کنون به گوش من دوباره می‌رسد صدای تو صدای بال برفی فرشتگان نگاه کن که من کجا رسیده‌ام به کهکشان، به بیکران، به جاودان کنون که آمدیم تا به اوج‌ها مرا بشوی با شراب موج‌ها مرا بپیچ در حریر بوسه‌ات مرا بخواه در شبان دیرپا مرا دگر رها مکن مرا از این ستاره‌ها جدا مکن نگاه کن که موم شب به راه ما چگونه قطره قطره آب می‌شود صراحی سیاه دیدگان من به لای لای گرم تو لبالب از شراب خواب می‌شود نگاه کن تو می‌دمی و آفتاب می‌شود –فروغ فرخزاد

  • به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل و گر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم.

  • He's back.🎊

  • •🧡

  • без подписи

  • «من در این سال‌ها احساساتی را فهمیدم و در خود حمل می‌کنم که توانِ بیانش را ندارم. ذهنیتی نسبت به پدیده‌ها و مفاهیم در من است که نمی‌توانم همه‌اش را بگویم و بنویسم. من برای بیانِ حس و درکم نسبت به پیرامون، کلمه کم می‌آورم.» –فروغ فرخزاد

  • 29 июл.915из magicalarmita

    без подписи

  • «نیاز انسان کیچ‌منش به کیچ عبارت است از نیاز به نگریستن خویشتن در آینه‌ی دروغ زیباکننده و بازشناختن خشنودانه و شادمانه‌ی خویشتن در این آینه.» –میلان کوندرا

  • 28 июл.936из emicalll

    کیچ مفهوم کیچ رو من دیشب توی لایو از زبان کوندرا خوندم و اگر وقت و حوصله ندارید ببینید خلاصه‌ی چیستیش رو از چت‌جی‌پی‌تی گرفتم چون مفهومیه که احتمال داره دربارش از این به بعد بیشتر صحبت کنم برای همین یه توضیحات کلی‌ای گفتم باشه تا سرچ کنید هروقت لازم شد: از نظر کوندرا، کیچ فقط به معنای هنر بدسلیقه یا احساساتی نیست، بلکه نوعی نگاه به جهان است که می‌کوشد هر چیز ناخوشایند، پیچیده، شرم‌آور یا متناقض را حذف کند تا تصویری زیبا، پاک و احساس‌برانگیز از زندگی بسازد. کوندرا این مفهوم را با ایده‌ی «دو قطره اشک» توضیح می‌دهد: اشک اول زمانی جاری می‌شود که می‌گوییم «چه زیباست که کودکان روی چمن می‌دوند»؛ اما اشک دوم زمانی است که می‌گوییم «چه زیباست که من، همراه با همه‌ی بشریت، از دیدن این صحنه متأثر می‌شوم». به نظر کوندرا، همین اشک دوم است که کیچ را می‌سازد، زیرا انسان نه فقط از صحنه، بلکه از تصویر خودش به‌عنوان موجودی پاک، حساس و همدل لذت می‌برد. در نگاه کوندرا، کیچ همچنین انکار هر چیزی است که نشان دهد زندگی انسانی ناپاک، جسمانی، تصادفی یا بی‌معناست. به همین دلیل، او از مدفوع به‌عنوان نمادی استفاده می‌کند که تصویر آرمانی انسان و آفرینش را برهم می‌زند؛ چیزی که کیچ ترجیح می‌دهد آن را نبیند یا وانمود کند وجود ندارد. کیچ می‌تواند عاشقانه، اخلاقی، هنری یا سیاسی باشد. در شکل سیاسی و به‌ویژه تمامیت‌خواهانه‌ی آن، همه باید از تصاویر و احساسات واحدی متأثر شوند و هرگونه پرسش، تردید، شوخی یا فردیت مزاحم کنار گذاشته شود. بنابراین، دشمن اصلی کیچ از نظر کوندرا زشتی نیست، بلکه پرسش، تردید و طنز است؛ زیرا این‌ها دروغ زیبا و آرامش‌بخشی را که کیچ می‌سازد، فرو می‌ریزند.

  • ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما ما در پیاله عکس رخِ یار دیده‌ایم ای بی‌خبر ز لَذَّتِ شُربِ مُدامِ ما هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جَریدهٔ عالم دوامِ ما چندان بُوَد کرشمه و نازِ سَهی‌قدان کآید به جلوه…

  • ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما ما در پیاله عکس رخِ یار دیده‌ایم ای بی‌خبر ز لَذَّتِ شُربِ مُدامِ ما هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جَریدهٔ عالم دوامِ ما چندان بُوَد کرشمه و نازِ سَهی‌قدان کآید به جلوه سروِ صنوبرخَرامِ ما ای باد اگر به گُلشنِ اَحباب بُگذری زِنهار، عَرضه دِه بَرِ جانان پیامِ ما گو نامِ ما زِ یاد به عمدا چه می‌بری؟ خود آید آن که یاد نیاری ز نامِ ما مستی به چشمِ شاهدِ دلبندِ ما خوش است زآن رو سپرده‌اند به مستی زمامِ ما ترسم که صَرفه‌ای نَبَرَد روزِ بازخواست نانِ حلالِ شیخ ز آبِ حرامِ ما حافظ ز دیده دانهٔ اشکی همی‌فشان باشد که مُرغِ وصل کُند قصدِ دامِ ما دریای اَخضَرِ فَلَک و کشتی هِلال هستند غرقِ نعمتِ حاجی‌قوامِ ما –حافظ

  • خبر خوشحال کننده‌ی امروز: با تلاش‌های خانم چوبک، قلعه اسماعیلی الموت به ثبت جهانی رسید.🎉