tgindex
عملی تئوری9

عملی تئوری9

Статистика
@aammaallii2Медицинаперсидский

بسم الله الرحمن الرحيم علوم پزشکی تبریز و دوستان⚔️ کانال علمی، پرسونال از پزشکی و دانشجو هاش @joseph_tomcat : اونر : ج.ک لینک پیام ناشناس اونر : https://t.me/IncogNoteBot?start=fnqwlxpkfn

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
63
Всего постов
469
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Медицина
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
602
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
139
40 постов
Вовлечённость
23,1%
к подписчикам
Постов в день
9,0
всего 469
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
149
1/48двое суток
170
1/72трое суток
184

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • وقتی به برادر میگم دوستت دارم واکنشش:😔😂💔

  • اگر هرچی ارائه کردید کافی نبود، نبودتان را ارائه کنید... بندتی✍️ دوستان مطالب با عنوان #دیس برخیش از روی محبت و شوخیه منطور جدی نگیرید و فکر نکنید من نارسیسیت یا سایکوزم‌😂 کاملا عادی و نرمالم‌ ، مطالب بسیار دوستانه و نازه شب خوش🖤

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • #بالینی #کاربردی داروهای ضد افسردگی ، معده و ضد درد و سرم ها سیو کنید و داشته بخوانید ک بس عالیست و گوارا

  • اگه قفل روی در قلب داشته باشه و ما هربار که کلیدو وارد میکنیم بره تو قلبش چی؟😔😔😔😔

  • اگه قفل روی در قلب داشته باشه و ما هربار که کلیدو وارد میکنیم بره تو قلبش چی؟😔😔😔😔

  • اون روز رفته بودم دفتر کانون ها کار داشتم ، یه چیزی هستش خیلی ناراحتم کرد دانشگاه های مملکت پر شده از کانون ها و انجمن ۵ ، ۱۰ و ۱۵ نفره بی هویت که معلوم نیست از کجا میان هیچ کاربردی ندارن و کاملا الکی هستن و فقط دارن بودجه و انرژی میسوزونن‌ به اسم انجمن های فرهنگی ، مذهبی ، علمی و ... میان دو ماه کار میکنن یه کار ریزه میزه ، بعدش کلا اوت میشن دانشجو ها شدیدا اختلال grandiosity دارن و خودبرتر بینی دارن و فقط دنبال رئیس بازی ان ، میخوان فقط شماره یک باشن ، اصلا نمیدونن کار تیمی یعنی چی ، بالا پایین شدن یعنی چی حتی اگر هم افراد مستعد و باهوشی باشن ولی چون عقلشون کمه و سسخلن هیج کسی حاضر به از خودگذشتگی در راه هدف درست نیست ، کار تیمی اصلا انجام نمیدن نمیتونن بپذیرن یکی بهشون اردر میده یا مثلا در یک قالب یا سازمان کار کنن ، بعد یه مدت دچار کلپس و فروپاشی میشن یعنی هدف ، خدمت فی سبیللله یا ارائه انرژی مناسب نیست فقط کافیه با یکی همکار یا در جایی قرار بگیرن که یه ذره بهم بریزن ، بعدش کلا میزنن زیر میز و همه چیو از بین می‌برن انتقادپذیری که در حد صفر ، کار تیمی هم صفر هنرشون شده فقط هیت و #دیس دادن به بزرگان و بقیه همینا فکر کنین دور هم جمع شن باهم ببرن جلو کارو ، خیلی اثرش مثبت میشه قوی میشه ولی نمیکنن دیگ از خودم هم تعریف نمیکنم یا از دوستان و یارانم ولی ! ما حداقل مرکز خودمونو خوب رشد دادیم و واقعا فداکاری کردیم تا گسترش پیدا کرد ولی درد داشت واقعا توهین شنیدیم و آسیب هم دیدیدم ولی خب شد ولی بدتر اینه ک اینجا دانشگاهه و مثلا نوک پیکان فرهنگی جامعه 😂 و این نادان ها ، فردا قراره وارد جامعه بشن البته یادم اومد ک سر مسائل جزوه نویسی و لین مسائل هم این بود ، یه مشت گنده‌گوی بی‌خاصیت که فقط عیب و ایراد میگیرن و هیچ کاری نمیکنن !

  • 14 авг.14741из SaberinFa

    ‏✅ تصویری ناراحت‌کننده از آلودکی سواحل قسم که توسط یک غواص ثبت شده است ‎✅ @Saberinfa

  • видео или голосовое, без подписи

  • ‏کاش فردا صبح به جای بیمارستان ‏هنر،ادبیات،ورزش،ورزش ‏داشتم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭

  • شخصيت مجازی خیلی مهم هست ، در حد شخصيت حقیقی شما اگر حتی یک شخصيت بسیار ثقیل و سنگین باشید ولی در فضای مجازی ، این رو رعایت نکنید دیدگاه ها به شما منفی خواهد بود و شما اون قدرت حضور رو از دست خواهید داد برای همین در فضای مجازی خیلی مواظبت کنید که از خودتون چه رفتاری نشان می‌دهید ، چه حرفایی می‌زنید و چه اعمالی انجام میدید و چه کسانی رو دنبال می‌کنید چون همگی رصد می‌شوند

  • видео или голосовое, без подписи

  • #بالینی درمان ادم سربرال‌ در اثر استروک با دگزامتازون تاثیر بی فایده آنتی بیوتیک بر روی ویروس ها اینجوری نگاه کنید تو ذهنتون میشینه ...

  • ولی برخلاف ارز ، اینو اول به صورت چند مرحله ای خواهند کرد مثل بنزین ۸۰ تومنی برای اقشار مرفه ، بنزین ۵ تومنی برای ماشین خارجی ها ، بنزین ۳ تومنی برای ایرانی ها و همینجوری پله کانی ، در طی چند

  • نهایت برنامه اون دوست خسیسم که میگه هفته بعد یه برنامه چیدم فقط بریم عشق و حال و صفا سیتی همشم به حساب من.🤡🤡🤡🤡🤡🤡🤡

  • وسعت شخصیت هر فرد ، توسط بزرگی مشکلی که می تواند او را از حالت منطقی بیرون آورد ، تعریف می شود ... فروید✍️ شب خوش🖤...

  • مردها به مردها احتیاج دارند... چندی پیش یکی از اقوام با من تماس گرفت و گفت: «بیا همدیگر را ببینیم.» در یک رستوران قرار گذاشتیم. او در ذهن من همیشه مردی مقتدر بود. تکیه‌گاه خانواده. خانه، ماشین، شغل، اعتبار... تقریباً همه نشانه‌هایی را داشت که ما معمولاً از یک مرد موفق در ذهنمان می‌سازیم. هنوز چند دقیقه از دیدارمان نگذشته بود که شروع کرد از خودش گفتن. از کتک‌های گاه‌وبیگاه پدرش. از این‌که هیچ‌وقت نزد مادر جدی گرفته نشد. از احساس حقارتی که سال‌ها به خاطر پیشینه خانوادگی با خودش حمل کرده بود. بعد آرام‌آرام رسید به زندگی مشترکش. گفت هر کاری می‌کند، باز هم احساس می‌کند برای همسرش کافی نیست. از توقع بچه‌ها گفت. از خستگی کار. از این‌که دیگر صبح‌ها با شوق از خواب بیدار نمی‌شود. ساعت‌ها فقط حرف زد. من هم گوش می‌دادم. اما در درونم اتفاق دیگری می‌افتاد. هرچه بیشتر از خودش می‌گفت، تصویر آن مرد قدرتمند در ذهنم آرام‌آرام فرو می‌ریخت. با خودم می‌گفتم: «چه‌قدر درمانده...» بعد، بی‌آنکه از من چیزی خواسته باشد، شروع کردم از تجربه‌ها و آموخته‌هایم گفتن. او فقط گوش می‌داد. نه سؤال می‌پرسید، نه مخالفت می‌کرد، فقط گوش می‌داد. نزدیک ساعت یک شب از هم جدا شدیم. وقتی سوار ماشین شدم، ناگهان تمام گفت‌وگوی آن شب از جلوی چشمم گذشت. از خودم پرسیدم: او چرا همه اقتدارش را پیش من فرو ریخت؟ چه چیزی می‌خواست؟ همان‌جا بود که انگار آیینه‌ای مقابلم قرار گرفت. دیدم خود من هم سال‌هاست نقش آدم مقتدر را بازی می‌کنم. بی‌وقفه کار می‌کنم، استراحت را عقب‌ماندن می‌دانم، به دستاوردهایم افتخار نمی‌کنم و آن‌ها را به شانس نسبت می‌دهم، و خیلی وقت‌ها جرئت نمی‌کنم ضعف‌هایم را به زبان بیاورم. بعد فهمیدم... او اصلاً دنبال راه‌حل نیامده بود. او آمده بود کسی فقط دردش را ببیند. ابراز ضعف یک مرد، در بسیاری از مواقع، درخواست کمک نیست. اعلام امنیت است. یعنی: «آن‌قدر به تو اعتماد دارم که دیگر مجبور نیستم نقش مرد شکست‌ناپذیر را بازی کنم.» همان لحظه به او زنگ زدم. گفتم: «اگر فرصت داری، فردا دوباره همدیگر را ببینیم.» روز بعد، قبل از هر حرفی، او را در آغوش گرفتم. اشکم بی‌اختیار جاری شد. این بار دیگر از او چیزی نپرسیدم. از ترس‌های خودم گفتم. از ضعف‌های خودم. از این‌که دیشب چطور در ذهنم او را قضاوت کرده بودم. وقتی از هم جدا شدیم، فقط یک جمله گفت: «سبک شدم... باز هم همدیگر را ببینیم.» آن روز فهمیدم مردها بیش از آنکه به راه‌حل احتیاج داشته باشند، به حضور احتیاج دارند. به مرد دیگری که بتوانند بی‌ترس از قضاوت، کنار او فروبریزند. شاید یکی از بزرگ‌ترین فقرهای مردان امروز همین باشد؛ این‌که جایی ندارند تا بدون بازی کردن نقش «مردِ قوی»، فقط خودشان باشند. شاید مردان، بیش از هر چیز، به مردانی نیاز دارند که در حضورشان مجبور نباشند مرد باشند. 👤یاسر رضایی